۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۷
کد خبر: ۸۰۵۰۶۵
آیت الله فاضل لنکرانی:

هر گام در دفاع از انقلاب، گامی در تحقق حکومت مهدوی است/ دشمن از حوزه و مسجد می‌ترسد

هر گام در دفاع از انقلاب، گامی در تحقق حکومت مهدوی است/ دشمن از حوزه و مسجد می‌ترسد
رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) با بیان این که انقلاب اسلامی بخشی از مقدمه تحقق حکومت جهانی امام زمان(عج) است و دفاع از نظام اسلامی، دفاع از مهدویت و دین حق محسوب می‌شود، غایت رسالت پیامبر را غلبه جهانی دین حق در عصر ظهور دانست و روحانیت را وارثان مسیر انبیاء معرفی کرد.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، در آستانه سالروز میلاد آخرین سفیر ولایت و امامت حضرت حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف، جمع کثیری از علما، اساتید و مجمع طلاب استان گلستان با آیت الله فاضل لنکرانی رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) دیدار کردند.

متن  کامل سخنان آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله تبارک و تعالی فی کتابه العزیز: « هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»

مناسبت‌های این ایام، به ویژه میلاد با سعادت خاتم الاوصیا، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، را به همه شیعیان و مسلمانان، و به ویژه شما سروران مکرم و فضلاء محترم استان گلستان، تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.

امیدوارم هر یک از ما یک سرباز واقعی برای وجود مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم و مورد رضایت آن حضرت قرار گیریم. اعمال ما، گفتار ما، افکار و اندیشه‌های ما همگی با دعای آن حضرت نورانی‌تر گردد و خداوند توفیقات ما را در این مسیر افزون فرماید.

 آیه ای که قرائت شد، یکی از آیاتی است که در قرآن کریم برای مسئله مهدویت به آن ‌استدلال می‌شود. اصولا آیات قرآن درزمینه امامت و مهدویت دو دسته‌اند: برخی آیات دلالتشان نیازمند روایت است؛ باید حدیثی در کنار آیه ذکر شود تا مقصود از آن روشن شود و برخی دیگر از آیات قرآن، بوضوح دلالت برموضوع می‌کنند بدون اینکه نیازی به انضمام حدیث داشته باشند.

این آیه شریف که در سه جای قرآن آمده است، در سوره صف، توبه و فتح، به خوبی قضیه مهدویت را روشن می‌کند و ما می‌توانیم از آن جایگاه روحانیت را نیز تا اندازه‌ای درک کنیم.

خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» در این آیه، خداوند با کلمه «هو» آغاز می‌کند، که مختص ذات خداوند است؛ بر هیچ موجودی غیر از خدا، این عنوان قابل انطباق نیست. لفظ «هو» جامع‌ترین و عمیق‌ترین مفهوم را دارد، حتی بالاتر از عنوان «الله» است که جامع تمامی صفات کمالیه است. سپس می‌فرماید: «أَرْسَلَ رَسُولَهُ»، خداوند پیامبر خود را با دو چیز بسیار مهم فرستاد:

۱. «الهُدی»: هدایت؛ که مفسران سه احتمال برای آن ذکر کرده‌اند و صحیح‌ترین احتمال این است که پیامبر را با ادله و براهین روشن و معجزات الهی فرستاد.

۲. «دین الحق»: دین حق؛ که همان دین اسلام است. خود قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ». دین حق، دینی است ثابت و نهایی؛ دینی که پس از آن، دین دیگری نخواهد آمد. یکی از معانی لغوی «حق» نیز همین ثبوت و پایداری است.

یعنی خدا رسول خود را با آیات بینات و با دینی جامع و حق فرستاده، دینی ثابت تا روز قیامت. این آیه شریفه یکی از آیات مهمی است که برای خاتمیت رسول خدا6می‌توان به آن استدلال کرد.

حال هدف از ارسال پیامبر چیست؟ خداوند می‌فرماید: «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ»؛ یعنی تا دین حق بر همه ادیان و مذاهب‌ غلبه پیدا کند و دین اسلام آشکار گردد.«اظْهَرَ عَلَيْهِ» یعنی غلبه و پیروزی.

در آیه‌ای دیگر خداوند می‌فرماید: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ»؛ که این نیز از آیات مربوط به مهدویت است که در آن تصریح شده است تمام دین باید برای خدا باشد و غیر از دین خدا، دین دیگری نباید مطرح باشد.

این آیه شریفه نیز تأکید می‌کند که دین حق یعنی اسلام، باید بر همه ادیان غلبه کند، حتی اگر مشرکان این غلبه را نپسندند: «وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ».

بنابراین، این آیه شریفه به خوبی قضیه مهدویت را روشن می‌کند؛ غایت رسالت رسول اکرم(ص) این است که دین اسلام بر همه ادیان و مذاهب غالب شود. این غلبه هنوز محقق نشده است؛ بیش از هزارو چهارصد سال است که «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» تحقق نیافته و اکثر انسان‌ها غیرمسلمان‌اند. حتی در میان مسلمانان نیز هنوز بخش کمی به حقیقت دین حق و مکتب اهل بیت: عمل می‌کنند. زمان تحقق غلبه جهانی دین همان زمان ظهور حضرت حجت(عج) است«عجل الله تعالی فرجه الشریف».

این آیه شریفه به خوبی دلالت بر قضیه مهدویت می کند و هیچ نیازی به ضمّ روایت ندارد. البته روایات متعددی هم ذکر کرده اند «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» مربوط به زمان ظهور است.

روحانیت شیعه هم در امتداد راه پیامبر خاتم(ص) و در مسیر اصلی فعل خداوند تبارک و تعالی قرار گرفته است. وظیفه واقعی روحانیت، شناخت و فهم دقیق دین و انتقال صحیح آن به نسل معاصر است.

کار ما در مسیر تحقق این غایت است. حقیقت روحانیت_ که در علم و تقوا خلاصه می‌شود. یعنی درفهم و تفقه در دین و انذار مردم،_ در همین مسیر قرار دارد. ما به شهادت همین آیه می‌توانیم ورثه الانبیاء باشیم.

وارثین انبیاء کسانی هستند که تداوم بخش رسالت پیامبر(ص) هستند. لذا هر کسی که برای تحقق دین خدا و برای غلبه دین خدا بر سایر ادیان تلاش نماید، سهم وافری در تحقق آن غایت بزرگ دارد.

هر کدام از ما می‌توانیم درغایت اصلی ارسال رُسُل نقش داشته باشیم گرچه موفق به زیارت آن حضرت و درک زمان ظهور نشویم. همه فقهای ما، از شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی گرفته تا فقهای زمان حاضر، همه در همین مسیر بودند؛ در مسیر اینکه آن غایت اصلی محقق شود.

اگر یک طلبه یا روحانی این حقیقت را باور کند، جایگاه خود را پیدا می‌کند و دیگر مایوس از کار علمی، فقهی، اصولی، تفسیری، حدیثی یا اعتقادی خود نخواهد بود و همواره به تلاش خویش ادامه می‌دهد.

علمای گذشته، کسانی که بیش از هزار سال است آثار عظیمی از خود به جای گذاشته اند و انگیزه‌شان نه مقام و اعتبار دنیوی بوده و نه دلبستگی‌ به دنیا داشتند. آن‌ها نیز در تحقق این غایت الهی سهم وافری خواهند داشت.

ما نیز باید با این نگاه به کار و رشته خود نگاه کنیم. اگر طلبه ای چنین دیدگاهی از کار خود در راستای تحقق مهدویت داشته باشد، نسبت به حوادث و قضایای امروز اسلام بی‌تفاوت و غافل نخواهد بود.

امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در ابتدای انقلاب فرمودند: اسلام هیچ زمانی مانند این زمان دشمن نداشته است. نه فقط دشمن نظامی، بلکه دشمنان اعتقادی نیز حضور قوی دارند. کافی است ملاحظه شود دردو قرن اخیر خصوصا پنجاه سال گذشته، چه تعداد مذاهب انحرافی در جهان بشریت و دنیای اسلام پدید آمده‌؛ همه برای این است که دین خدا را از صحنه خارج کنند.

از اهداف مهم این جریان‌ها این است که اسلام از صحنه خارج شود. در چنین شرایطی، شخصیت بزرگ و بی‌نظیرامام خمینی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه ـ که از عنایات خاص الهی به بشر، به اسلام و تشیع، به حوزه‌های علمیه و به ایران بود ـ ظهور می‌کند و گوشه ای از جامعیت از دین را بر بشرنمایان می سازد.

امام تصریح می‌کند که دین، صرفاً یک مقوله فردی نیست؛ بلکه مقوله ای اجتماعی و جامع است. دین آمده است تا امور بشر را تنظیم کند. دین فقط عباداتی فردی مثل نماز و روزه و امثال این‌ها نیست؛ دین سیاست دارد. ائمه ما «ساسةُ العباد» بودند. دین آمده تا به بشر بگوید حکومت، حق خداست و برگزیدگان خدا، رسول خدا(ص) و ائمه معصومین و در زمان غیبت، فقیه جامع‌الشرایط.

این اندیشه‌ است که کفر را به لرزه درآورده. کفر وقتی پایه‌هایش را متزلزل می بیند، نگران می‌شود؛ چرا که با این تفکر، بشر دیگر حاضر نمی شود زیر بار طاغوت برود و حاکمیت آن‌ها را بپذیرد.

این همان اندیشه‌ای است که قرآن کریم می‌فرماید: ﴿لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا.

اگر مسلمانان به حقیقت این اندیشه وقوف پیدا کنند ـ نه اینکه فقط این آیه را در مسجدالحرام بخوانند و بدون فهم و تدبر از کنارش عبور کنند_، آن‌گاه با این سؤال جدی مواجه می گردند که چرا خود و حکومت‌هایشان را زیر یوغ کفار و مشرکین قرار داده‌اند و در عین حال نام اسلام و مسلمانی بر خود می‌گذارند؟

وقتی بشر و به‌ویژه مسلمانان به این اندیشه برسند، دست بسیاری از حکام ظالم از چپاول و ستم کوتاه می‌شود.

عرض من به دوستان این است آیا در این زمان که فضا، شرایط و میدان‌های تحقیق در فقه، اصول، تفسیر، حدیث، تاریخ، اعتقادات خصوصاً در اجتماعیات دین به‌شدت گسترده شده، جای عقب‌ماندن وجود دارد؟

قبل از انقلاب، شاید بتوان گفت که این میدان‌ها چندان فراهم نبود و نوعی عذر وجود داشت؛ اما امروز کدام‌یک از ما معذوریم؟ وقتی گفته می‌شود دین، حکومت دارد؛ وقتی امام می‌فرماید: «الإسلام هو الحکومة»، آیا می‌شود بی‌اعتنا عبور کرد و گفت این صرفاً یک شعار است؟ واقعاً امروز نباید جایی برای این تفکر باقی مانده باشد که کسی بگوید زمان، زمان تقیه است.

با همین تفکر، مسلمانان را ۱۴۰۰ سال خانه‌نشین کردند. برخی روایات را به‌درستی فهم و تحلیل نکردند؛ به ظاهر آن‌ها اکتفا نموده و نتیجه گرفتند که در زمان غیبت شیعه حق قیام در برابر ظالمان را ندارد، در حالی که حتی اگر این روایات را هم بپذیریم ظاهر آنها با قرآن کریم تعارض دارد. قرآن می‌فرماید: «الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر»ِ آیات جهاد، آیات نفی سلطه کفار و این همه آیاتی را که ظلم را مبغوض خداوند می‌داند، چگونه می‌شود با چند روایت کنار گذاشت و گفت زمان، زمان تقیه است، بگذاریم هر بلایی سر دین و مسلمین بیاید؟

انقلاب اسلامی، عنایت خاص خداوند به ملت ایران بود که دین را به میدان آورد لذا همه ما اگر بخواهیم در مسیراین غایت الهی﴿لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ﴾ قرار بگیریم در برابر آن مسئولیت جدی داریم.

من بارها گفته‌ام ـ و خدا شاهد است نه مبالغه است، نه تملق و نه زیاده‌گویی ـ امروز هر کسی که برای این انقلاب قدمی بردارد و از آن دفاع کند، در مسیر تحقق مهدویت و حکومت حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف سهیم است و هر کسی هم که در غیر این مسیر باشد، قطعاً در تحقق مهدویت نقشی نخواهد داشت.

امام رضوان‌الله‌تعالی‌علیه سهم بزرگی دارد، رهبر معظم انقلاب سهم بزرگی دارند، مراجع، حوزه‌ها، مردم، شهدا، نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی، و هر کسی که امروز به این نظام و انقلاب خدمت می‌کند، در این مسیر الهی سهیم است.

ما که نمی‌دانیم ظهور چه زمانی است؛ هیچ زمانی را نمی توان برای آن تعیین کرد حتی تکلم به نزدیک بودن آن. بله، قرآن می‌فرماید: ﴿أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ، ولی با این آیه «نزدیکی عرفی» را نمی‌توان مشخص نمود؛ ممکن است یک سال دیگر باشد، ممکن است ده سال دیگر، صد سال دیگر، یا ان شاءالله دو روز دیگر. البته برای تعجیل آن باید دعا کنیم.

اما از این قافله نباید عقب بمانیم. واقعاً حیف است که ما سر سفره اسلام، قرآن و عترت  بنشینیم و از این غایت غافل باشیم؛ فقط بگوییم قرآن گفته، عترت گفته، اما حواس ما به غایت و مسیر نباشد، حواس ما به این نباشد که واقعاً چه می‌کنیم.

در همین روایات آمده است که افرادی در آخرالزمان می‌آیند و زمینه‌ساز هستند. این انقلاب یکی از عوامل مهم و زمینه‌ساز برای ظهور حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف است، اما باز هم زمان آن را نمی‌توانیم مشخص کنیم.

این زمان واقعاً زمان عجیبی است. روحانیت امروز باید از هر زمان دیگر متحدتر باشد؛ از هم جدا نباشیم و با هم باشیم. باید با هم فکر کنیم، نیازهای منطقه را به‌خوبی شناسایی کنیم، و استعدادهای خوب را جذب کنیم، مخصوصاً در استان گلستان و استرآباد که مهد حکما، فقها و عالمان بزرگ بوده است.

اکنون که این استعدادهای خوب هست چرا آنها را شناسایی نکنیم؟. هر روحانی در بین خانواده، فامیل، اهل محل و روستای خود باید آن‌ها را دعوت و جذب حوزه‌های علمیه نماید.

دشمن درچند سال گذشته خصوصاً در اغتشاشات اخیر حوزه‌ها و مساجد را هدف قرار داده است. معلوم می‌شود از حوزه‌ها و مساجد می‌ترسند و برای آن‌ها نگران‌کننده است. هرچه حوزه‌ها قوی‌تر شوند، دشمن ضعیف‌تر و ناتوان‌تر خواهد شد. بنابراین باید حوزه‌های علمیه خود را تقویت کنیم.

ارسال نظرات