فرعون هنوز زنده است؛ فقط نامها عوض شدهاند
قصه فرعون در سوره قصص، روایت یک فرد نیست، روایت یک الگوست. الگویی که در آن قدرت، حقیقت را به سخره میگیرد، پیام الهی را تحریف میکند و خود را فراتر از پاسخگویی میبیند، الگویی که قرآن نشان میدهد با گذر زمان از بین نمیرود، بلکه تنها چهره و نامهایش تغییر میکند.
آیات ۳۶ تا ۴۳ سوره قصص بخشی از روایت تقابل تاریخی حق و باطل را به تصویر میکشد، جایی که موسی(ع) با پیام روشن الهی وارد میدان میشود و در برابر نظامی میایستد که قدرت، ثروت و تبلیغات را در اختیار دارد. این آیات نه فقط روایت یک واقعه تاریخی، بلکه تحلیلی عمیق از رفتار مستکبران در برابر حقیقت و سرنوشت محتوم آنان است.
رویارویی پیام الهی با تکبر فرعونی
داستان از جایی آغاز میشود که موسی(ع) با آیات روشن و معجزات آشکار به سوی فرعون و اشراف دربار او میرود. پیام موسی ساده و روشن است، یعنی دعوت به توحید، آزادی بنیاسرائیل و شکستن زنجیرهای ظلم.اما واکنش فرعون و اطرافیانش، واکنشی آشنا در تاریخ بشر است یعنی انکار، تمسخر و نسبت دادن دروغ به پیامآور حق. آنان معجزات را نه نشانهای از قدرت الهی، بلکه سحری ساختگی میخوانند و موسی را متهم میکنند که هدفی جز برتریجویی در سرزمین مصر ندارد.
تحریف سلاح همیشگی مستکبران
فرعون و اشرافش، بهجای مواجهه منطقی با پیام موسی، به تحریف حقیقت روی میآورند. آنان میگویند چنین سخنانی را از پدران خود نشنیدهایم و این دعوت، بیریشه و بیسابقه است.این نوع استدلال، ترفندی است برای حفظ وضع موجود، زیرا پذیرش پیام موسی به معنای فروپاشی ساختار قدرتی است که بر استثمار و ترس بنا شده است. قرآن در این آیات نشان میدهد که چگونه سنتگرایی کورکورانه، به ابزاری برای مقابله با حقیقت تبدیل میشود.
یقین موسی و اضطراب فرعون
در برابر این اتهامها، موسی(ع) با آرامش و اطمینان سخن میگوید و داوری را به خداوند واگذار میکند. او بهخوبی میداند که پیروزی نهایی از آن کسانی است که بر پایه هدایت الهی حرکت میکنند. در مقابل، فرعون که از درون احساس خطر میکند، به ابزار قدرت متوسل میشود.او دستور میدهد برجی بلند برایش بسازند تا شاید بتواند به خدای موسی دست یابد، سخنی که بیش از آنکه نشانه جستوجو باشد، پردهای از استهزا و خودبزرگبینی است.
فرعون اسیر وهم قدرت
آیات بهتدریج چهره واقعی فرعون را آشکار میکنند. او خود و سپاهیانش را بیدلیل برتر از دیگران میدانست و گمان میکرد هرگز به سوی خدا بازگردانده نخواهد شد. این توهم، ریشه اصلی طغیان اوست. قرآن تأکید میکند که فرعون نه از سر ناآگاهی، بلکه با علم به نادرستی راهش، حقیقت را انکار کرد. تکبر، او را به جایی رساند که حتی احتمال حسابرسی الهی را نیز از ذهن خود حذف کرده بود.
سنت الهی در برابر طغیان
در ادامه، سرنوشت فرعون و لشکریانش بهصورت فشرده اما تکاندهنده بیان میشود. آنان گرفتار عذاب شدند و به گونهای عبرتآموز از صحنه تاریخ حذف شدند. قرآن میگوید فرعون و پیروانش پیشوایانی شدند که مردم را به سوی آتش دعوت میکنند، یعنی نهتنها خود گمراه بودند، بلکه دیگران را نیز به مسیر هلاکت کشاندند. این تعبیر، نشاندهنده مسئولیت سنگین رهبران گمراه در تاریخ است.
لعنتی که در دنیا و آخرت همراه آنان است
آیات ۴۲ و ۴۳ به پیامدهای ماندگار این طغیان اشاره دارد. لعنت الهی در دنیا، بهصورت بیآبرویی تاریخی و نفرت عمومی از نام فرعون جلوهگر شده است و در آخرت نیز با عذابی سخت ادامه خواهد یافت. در مقابل، خداوند پس از نابودی فرعون، کتاب آسمانی را به موسی عطا میکند، کتابی که مایه بینش، هدایت و رحمت برای مردم است. این تقابل، نشان میدهد که پس از هر دوره ظلم و تاریکی، اگر مردمی به پیام الهی گوش فرا دهند، دوران آگاهی و رهایی آغاز میشود. آیات ۳۶ تا ۴۳ سوره قصص، فقط روایت گذشته نیستند، بلکه الگویی همیشگی از مواجهه قدرتهای مستکبر با پیام عدالتخواهانه الهی را ترسیم میکنند. انکار حقیقت، تحریف پیام، تمسخر باورها و تکیه بر قدرت نظامی و رسانهای، رفتارهایی هستند که در هر عصری تکرار میشوند. در برابر این جریان، آرامش، یقین و توکل موسی(ع) یادآور این حقیقت است که پیروزی نهایی از آن حق است، حتی اگر در مقطعی، باطل خود را پیروز میدان نشان دهد.در نهایت، این آیات انسان را به تأمل فرا میخوانند، جایگاه ما در این تقابل کجاست؟ در صف کسانی که حقیقت را با تهمت و تحریف میپوشانند، یا در کنار آنان که با ایمان و صبر، مسیر الهی را ادامه میدهند؟ پاسخ به این پرسش، مسیر آینده فرد و جامعه را رقم میزند.