۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۰
کد خبر: ۸۰۶۴۶۹

مستشاران ۸ هزار دلاری آمریکایی! / رده بالای سازمان امنیت دنبال کسب و کار بودند

مستشاران ۸ هزار دلاری آمریکایی! / رده بالای سازمان امنیت دنبال کسب و کار بودند
ارتشبد طوفانیان در خاطراتش به بی‌خبری خود از نارضایتی مردم نسبت به حضور مستشاران خارجی اعتراف می‌کند و مسئولیت این مهم را به ساواک منتسب می‌کند. او به نکات مهمی درباره حضور نیرو‌های مستشار آمریکایی و هزینه بالای آنها اشاره می‌کند.

شعار‌های مردم در تظاهرات انقلابی به همان اندازه که ضد رژیم پهلوی بود، ضدآمریکایی نیز بود. دخالت‌های آمریکا و همچنین حضور و نفوذ آمریکایی‌ها در ایران یکی از جمله مشکلاتی بود که بر کسی پوشیده نبود. ذات بیگانه‌ستیز مسلمان ایرانی تحمیل اراده خارجی در امور خود را برنمی‌تابید، هرچند این دغدغه در نهاد‌ها و نماد‌ها ظهور و بروز بیرونی نداشت.

یکی از زمینه‌های حضور بی‌شمار مستشاران آمریکایی در مسائل نظامی و امور مربوط به ارتش بود. ارتشبد حسن طوفانیان که مناصبی، چون ریاست رکن سوم ستاد نیروی هوایی، ریاست اداره طرح ستاد ارتش، ریاست خرید اقلام دفاعی، معاون و جانشین وزیر جنگ را بر عهده داشت در خاطرات خود به نکات مهمی درباره حضور نیرو‌های مستشار آمریکایی و هزینه بالای آنها اشاره می‌کند.

طوفانیان هر چند نقش‌آفرینی روحانیت و اثرگذاری تبلیغات مذهبی عصبانی است، اما به بی‌خبری خود از نارضایتی مردم نسبت به حضور مستشاران خارجی اعتراف می‌کند و مسئولیت این مهم را به نهاد سازمان امنیت و اطلاعات کشور یا همان ساواک منتسب می‌کند.

آنچه در ادامه می‌آید لایه‌های پنهانی را نشان می‌دهد که کارگزاران رژیم پهلوی به دلایل مختلف از آن غفلت کرده بودند.

س- می­گویند که حضور تعداد زیاد مستشاران آمریکا در ایران قبل از انقلاب تأثیر نامطلوبی در جامعه ایران داشت و موجب نارضایی توده مردم از رژیم شد. اگر این موضوع حقیقت دارد، آیا هرگز این موضوع با شاه به بحث گذاشته شده بود؟

ج- این موضوع هیچ­وقت با شاه به بحث گذاشته نشده بود. من بعد از انقلاب نواری که صحبت­هایی که من برای مستشار‌ها کردم این را… این تبلیغات این‌قدر عمیق بود که نواری که من تو اصفهان برای مستشار‌ها صحبت کردم، این نوارش را بعد از انقلاب اینها گذاشته بودند. من خسروداد، خدا بیامرزدش، یک وقت به من گزارش داد که اینها در اصفهان مشروب می­خورند. ما اولاً با Bell و اینها با اینها صحبت کرده بدیم. اشخاصی که در ویتنام باعث دردسر شده بودند، اینها را به ایران نفرستند و متأسفانه می­فرستادند. ولی به­طور کلی یک مسائلی حقیقت دارد. آن مسائل پول زیاد همه را از وظایف اصلی‌شان منحرف کرده بود. همه رفته بودند. همه رفته بودند عقب تجارت، عقب کسب. سازمان امنیت غالب رده بالایشان دنبال کسب و کار بودند. افسر‌ها غالبشان دنبال زمین و اینها بودند ولی این موریانه آخوند بود. آخوند و کمونیسم این موریانه که به جان ارتش افتاد آخوند افتاد و کمونیسم. آن­وقت این آخوند و کمونیسم به اسم­های مختلف بود. مجاهدین خلق، فداییان خلق، نمی­دانم مذهبیون. ببینید، این یکی از این مسائل… و اینها ببینید که ما یک دسته بدون اطلاع از تبلیغ یعنی ارتش بدون اطلاع از تبلیغ با یک دسته مبلّغ طرف شده بودیم. آخوند یعنی چه آقای دکتر؟ لغت آخوند یعنی چه؟ یعنی مبلّغ مذهبی دیگر. مبلغ مذهبی هیچ تفاوت نمی­کند چه پریست و کشیش، اینها مبلّغ مذهبی هستند. ارتش یک مردمان ساده هستند. این مردمان ساده مواجه با یک دسته مبلّغ شده بودند که این مبلّغین به همه جای جوان­ها دخالت داشتند. آن­وقت اینها سه دسته هستند. روس­ها و انگلیس­ها و شرکت نفت. این آخوند‌ها را در اختیار داشتند و کمونیست­ها. اینها با هم ساختند و ایران را داغون کردند دیگر.

س- تیمسار، نقش هیئت مستشاران آمریکایی در ایران چه بود؟ تا چه اندازه هیئت مستشاران آمریکایی به جای حفظ منافع ایران حافظ منافع آمریکا بود؟

ج- آمریکایی­ها حافظ منافع آمریکا بودند، به ایران کاری نداشتند. حافظ منافع آمریکا را داشتند ولی مستشار بودند advise به ما می­دادند، advise می­دادند. مستشار رده­های مختلف دارد. ببینید، ما یک دسته داشتیم این مکانیسین روی هواپیما بود. این آموزشش می­داد، به سیاست مملکت کاری نداشت. رئیس هیئت مستشاری هم به سیاست مملکت کار نداشت. این به آموزش و گسترش و خرید و پول دادن و اقساط دخالت داشتند، اینها کاری به سیاست مملکت نداشتند. سیاست مملکت دست دولت ایران بود. سفیر آمریکا با آن­ها کار داشت. آن­وقت نماینده CIA هم آنجا بود. می­دانید، در هر کشوری یک شعبه CIA هست. می­گویند که Station Chief ایران هم یک Station Chief داشت. آخری­ها پیش از ما، ماقبل آخر اسمش بود مستر سایدل اینها… متأسفانه، اینها هم از وظیفه­شان منحرف شدند. اینها نمی­دانم با سازمان امنیت. ببینید، سازمان امنیت باید می­دید، باید می­دید این مدارس مذهبی چیست. یعنی باید اشخاص باسوادتری را در سازمان امنیت می­گذاشتند. این چیز‌هایی که الان تو تاریخ­ها می­نویسند، باید آن­وقت گفته می­شد، اگر آن­وقت گفته می­شد، آن­وقت این اتفاقات نمی­افتاد. جدی می­گویم. باید گفته می­شد اینها. متأسفانه همه… این آخر چقدر مدرسه مذهبی درست شد. دختره را می­گرفتند، دختر‌ها را می­بردند، روسری سرشان می­کردند، ماهی پنجاه تومان حداکثر ما هی صدوپنجاه تومان برایش خرج می­کردند. این پول­ها از کجا می­آمد؟ از کجا یک مرتبه تمام ایران پر از رادیو یک موجی شد که فقط بی­بی­سی را می­گرفت. اینها از کجا آمده؟ امروز این پول­ها چرا نیست. خوب آخوند را که شما بهتر می­دانید از صد سال پیش از کمپانی هند شرقی حقوق می­گرفتند دیگر. اینها از همه جهت حقوق می­گرفتند، الان کسی نمی­تواند مخالفت با اینها بکند، پول دستشان است.

س- شما یک مسئله­ای را گفتید که این هیئت مستشاران آمریکایی در ایران در واقع بیشتر حافظ منافع آمریکا بودند. ممکن است این را با ذکر یک مثال یا دو مثال روشن بفرمایید.

ج- حافظ…

س- یعنی به جای اینکه در راه حفظ منافع ایران خدمت بکنند...

ج- آخر حفظ منافع ایران یعنی چه؟

س- مثلاً فرض بفرمایید که...

ج- حفظ منافع ایران یعنی چه؟

س- عرض می­کنم الان خدمتتان که منظور ما چیست.

ج- یک آمریکایی منافع خودش را می­خواهد.

س- بله. ولی یک آمریکایی که استخدام شده که بیاید ایران و...

ج- در آن چهارچوب استخدامش وظایفش را انجام می­داد. چهارچوب استخدامش چیست؟ آموزش است، کمک است. هم آموزشش را می­کرد هم کمکش را می­کرد. ولی آمریکایی است ایرانی نیست، به او دخلی ندارد، ما به او دخلی نداریم، ما به آمریکایی دخلی نداشتیم. آن منافع آمریکا، من اینکه می­گویم منافع یک آمریکایی منافع خودش را می­خواهد، ولی وظیفه­ای که به او محول شده بود وظیفه­اش را انجام می­داد. اگر در طرح­ریزی بود، طرح­ریزی می­کرد. اگر در نگهداری بود، نگه‌داری می­کرد، اگر آموزش بود، آموزش می­کرد. من خیلی، یا متأسفانه یا خوشبختانه، مستشار ندیدم، ولی مستشار‌ها را من پولشان را می‌دادم، زیر نظر من بودند. من برایشان خانه می­ساختم در اصفهان، حتی کلیسا برایشان می­ساختم، مدرسه برایشان می­ساختم. اینها کار خودشان را می­کردند. کارشان آموزش بود. یک جایی که ما خودمان می­توانستیم بکنیم خودمان می­کردیم، یک جایی که خودمان نمی­توانستیم، از اینها کمک می­خواستیم. در دالاس مثلاً بل مرتب داوطلب می­گرفت به نام مکانیسین و کمک مکانیسین اینها را می­فرستاد آنجا. هلیکوپتر‌ها می­پریدند تا وقتی که ما بودیم، هلیکوپتر‌ها می­پریدند، تعدادشان زیاد بود. ولی خوب ممکن است خیلی­هایشان رفتند بعد از اینکه انقلاب شد یا خیلی­هایشان را کشتند.

س- آیا شما آگاه بودید که حضور این تعداد زیاد مستشار آمریکایی در ایران موجب نارضایی مردم است؟

ج- نه.

س- از این نارضایی اطلاع داشتید؟

ج- نه، ما هیچ­وقت اطلاع نداشتیم. من هیچ­وقت اطلاع نداشتم.

س- شما هیچ­وقت دستگاهی وسیله­ای نداشتید که تأثیر حضور این همه آمریکایی را در جامعه ایران بررسی کند، یا اطلاعی داشته باشد؟

ج- نه، نه. من برای اینکه یک وظیفه داشتم. این وظیفه سازمان امنیت کشور بود و هیچ­وقت سازمان امنیت کشور به من نگفت.

س- گزارشی تهیه نکرد.

ج- چنین چیزی به من نگفت یا من خبر ندارم. نخواسته به من بگوید یا به من نگفتند. مرا در chain آن کسی که باید اطلاع بدهد، نمی­دانستند، من نمی­دانستم، ولی چرا ایرانی… خوب ممکن است، ممکن است این چیزی را که شما می­گویید صحیح باشد. برای اینکه اینها وقتی آمدند اجاره­خانه یکهو رفت بالا، چون به اینها ما پول می­دادیم. آن­وقت اینها به تدریج حقوق­هایشان را هی بردند بالا. مثلاً اول یک مکانیسین می­گرفت ۲۰۰۰ دلار. بعد رساندند به ۸۰۰۰ دلار. من غالباً به اینها می­گفتم این عمل غلط است. چرا مکانیسین ۲۰۰۰ دلار، ۸۰۰۰ دلار می­گیرد؟ این زیاد است. می­گفتند این را corporate مسئول بیمه و دکتر و خانواده و مدرسه بچه­اش و اینها است روی این اصل باید بدهیم. یک همچین چیز‌هایی می­گفتند.

س- ۸۰۰۰ دلار آقا در ایران؟

ج- بله در ماه می­گرفتند.

منبع:

پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد، مصاحبه با حسن طوفانیان، نوار شماره ۹، تاریخ مصاحبه: ۱۸ ژوئیه ۱۹۸۵، مصاحبه‌کننده: ضیاء صدقی

ارسال نظرات