۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۰
کد خبر: ۸۰۶۹۶۰

اشک تمساح اپوزیسیون؛ از طلب تحریم تا سوگواری برای گرانی

اشک تمساح اپوزیسیون؛ از طلب تحریم تا سوگواری برای گرانی
افرادی که سال‌ها خود را به عنوان نماینده مردم ایران جا زدند، امروز با افزایش قیمت هر کالا برای مردم مرثیه‌سرایی می‌کنند.

اظهارات اخیر «نانسی پلوسی» رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا بیشتر از آنکه ضد حقوق بشر باشد، یادآور موضع واقعی و بدون روتوش آمریکا نسبت به مردم ایران است.

نانسی پلوسی، سیاستمدار آمریکایی، در حاشیه اجلاس امنیتی مونیخ با تأکید بر تحریم‌های اقتصادی گفت حکومت ایران در میان روستا‌ها و مردم این کشور حامی دارد و باید کاری کرد که آنها هم فشار و سختی را حس کنند.

این سخنان در شرایطی بیان می‌شود که دولت آمریکا همواره خود را دلسوز مردم ایران معرفی می‌کند و مدعی است در تقابل با حاکمیت ایران قرار دارد، نه با ملت آن. با این حال، سیاستمداران آن معتقدند جنگ اقتصادی باید به گونه‌ای طراحی شود که نه فقط باعث آسیب دیدن حاکمیت، که باعث اعمال فشار به همه مردم جامعه شود و حتی روستائیان هم قرار نیست از این قائله مستثنی باشند.

در همین رابطه، «اسکات بسنت» وزیر خزانه‌داری آمریکا، در روز‌های اخیر گفت که واشنگتن کمبود دلار را مهندسی کرده تا ریال ایران را به سقوط آزاد بکشاند و از این طریق زمینه اعتراضات خیابانی را فراهم کند.

البته این نخستین بار نیست که آمریکا از فشار اقتصادی بر ملت‌ها برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده می‌کند. سیاست ایجاد تنگنای معیشتی با هدف شکل‌گیری شورش‌های مردمی و مداخله نظامی، پیشینه‌ای طولانی در راهبرد‌های واشنگتن دارد.

ماجرای سرنگونی سالوادور آلنده در شیلی از اولین نمونه‌های این رویکرد است. پس از آنکه آمریکا اعتبارات بین‌المللی شیلی را قطع کرد و باعث خروج سرمایه از این کشور شد، تورم بی‌سابقه‌ای در شیلی اتفاق افتاد که زمینه حمایت بخشی از جامعه از تغییر رژیم را فراهم کرد.

با این حال، پس از کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ و روی کار آمدن پینوشه با حمایت آمریکا، اقتصاد فوراً سامان نیافت؛ تنها یک سال بعد، تورم به عدد عجیب ۶۰۰ درصد رسید و امنیت نیز نه با بهبود معیشت، بلکه با سرکوب خشن، اعدام‌های صحرایی و ناپدید شدن هزاران مخالف برقرار شد. الگویی که در شیلی شکل گرفت، بعد‌ها در نقاط دیگر هم تکرار شد.

عراق شاید نزدیک‌ترین نمونه به ایران باشد. پیش از سال ۱۹۹۰، هر دینار عراق بیش از سه دلار آمریکا ارزش داشت. اما پس از تحریم‌ها و جنگ اول خلیج فارس، ارزش دینار به شدت سقوط کرد و دولت ناچار به چاپ اسکناس‌های جدید، موسوم به «دینار صدام» شد؛ اسکناس‌هایی که به سرعت بی‌ارزش شدند، تا جایی که در میانه دهه نود هر دلار با حدود ۳۰۰۰ دینار معامله می‌شد.

سقوط پول ملی عراق، طبقه متوسط تحصیل‌کرده آن را از میان برد و زمینه را برای مداخله نظامی فراهم کرد؛ مداخله‌ای که پیامد‌های انسانی سنگینی داشت، به شکلی که طبق آمارهای رسمی، حداقل ۱۸۶ هزار غیرنظامی جان خود را از دست دادند. ظهور داعش در سال ۲۰۱۴ و اشغال موصل هم در پی فروپاشی ساختار‌های دولتی پس از اشغال رخ داد و عراق برای بیش از یک دهه در صدر کشور‌های قربانی تروریسم قرار گرفت.

این الگو که در ونزوئلا و لیبی هم دنبال شد، سال‌هاست درباره ایران در حال اجراست. در این میان، نقش اپوزیسیون خارج از کشور حتی از سیاستمداران آمریکایی نیز قابل تأمل‌تر است؛ افرادی که سال‌ها خود را به عنوان نماینده مردم ایران جا زدند و در مجامع بین‌المللی از تحریم اقتصادی علیه ایران دفاع کردند، امروز با افزایش قیمت هر کالا برای مردم مرثیه‌سرایی می‌کنند و ژست دلسوزی می‌گیرند.

همان‌هایی که پیوسته خواستار افزایش تحریم‌های اقتصادی یا حتی گزینه نظامی بوده‌اند، اکنون فریاد می‌زنند که مردم ایران حق زندگی معمولی دارند و این حق از آنان سلب شده است.

اپوزیسیون ایرانی حتی به اندازه رسانه انگلیسی «میدل ایست آی» هم حاضر نیست خواسته واقعی مردم ایران را بازتاب دهد. این رسانه پس از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی، خطاب به سیاستمداران آمریکایی که وعده مداخله نظامی را می‌دادند، نوشت: اکثر ایرانی‌ها به آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتماد ندارند و تنها مداخله‌ای که می‌خواهند، پایان تحریم‌های اقتصادی است.

ارسال نظرات