عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده مطرح کرد؛
حضور زنان، کلید تمدن نوین اسلامی از نگاه رهبر انقلاب
حجتالاسلام مهاجر میلانی در نشست «کنشگری زنانه بدون استحاله هویتی» تأکید کرد که از نگاه رهبر معظم انقلاب، زنان نیمی از جامعه را تشکیل میدهند و حضور فعال آنان در همه عرصهها، از اقتصاد و سیاست تا فرهنگ و آموزش، شرط ضروری تحقق تمدن نوین اسلامی است.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، حجتالاسلام امیر مهاجر میلانی عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده، در نشست «کنشگری زنانه بدون استحاله هویتی؛ منطق حضور اجتماعی زن در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی)» که روز گذشته برگزار شد، با تأکید بر نقش تعیینکننده «نظم جنسیتی» در مسیر تحولات اجتماعی ایران گفت: تجربه تاریخی و تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که مسئله زنان نه یک موضوع حاشیهای، بلکه «حیاتیترین مسئله» در ساماندهی نظم فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی جامعه ایرانی است.
وی با اشاره به جریانهای فکری دوره تجدد در ایران اظهار کرد: بسیاری از نظریهپردازان تجدد تصریح میکردند که بدون تغییر در نظم جنسیتی سنتی، جامعه ایرانی وارد شاهراه تجدد نخواهد شد. در آن دوره، «آدمشدن زنانه» به معنای نوعی تربیت انسانگرایانه مبتنی بر اومانیسم غربی تلقی میشد و از همینرو، زن به کانون پروژه تجدد تبدیل شد.
حجتالاسلام مهاجر میلانی افزود: تقریباً همه جریانهای فکری مهم در ایران معاصر به این نتیجه رسیده بودند که اگر نظم حوزه زنان تغییر کند، سایر حوزهها نیز یا متحول میشوند یا دستکم جهتگیری تازهای مییابند. از همین منظر، حساسیت امام خمینی(ره)، رهبر معظم انقلاب و شهید مطهری نسبت به مسئله زنان، امری تصادفی یا احساسی نبوده است.
وی با انتقاد از کمتوجهی تاریخی به این مسئله در برخی سطوح اندیشه دینی تصریح کرد: اندیشه دینی در تراز بزرگان این گفتمان، بهخوبی به اهمیت و اثرگذاری عمیق حوزه جنسیت و خانواده واقف بوده، اما در لایههای میانی و اجرایی، این توجه به اندازه کافی و وافی پیگیری نشده است؛ خلأیی که در سالهای اخیر، زمینهساز بحرانهای اجتماعی و حتی سیاسی شده است.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده با اشاره به تحولات پنج تا شش سال اخیر جامعه ایران گفت: رها کردن نظم جنسیتی و خالیکردن میدان نظرورزی در این حوزه، عملاً امکان کنشگری مؤثر جریان رقیب را فراهم میکند و میتواند به تشدید بحرانهای اجتماعی و سیاسی منجر شود.
وی با تأکید بر نبوغ فکری شهید مطهری خاطرنشان کرد: شهید مطهری با شجاعتی کمنظیر، هم به نظم سنتی جنسیتی و هم به نظم مدرن جنسیتی نقدهای جدی وارد کرد. تعبیر صریح ایشان از نظم سنتی جنسیت بهعنوان «مایه بیمنطقی و بیآبرویی اسلام»، نشان میدهد که از نگاه او، عبور از این نظم و تولید الگویی کارآمد و دینی در حوزه جنسیت یک ضرورت تاریخی است.
حجتالاسلام مهاجر میلانی ادامه داد: در عین حال، شهید مطهری، امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب، نسبت به نظم مدرن جنسیتی نیز نقدهای عمیقی دارند. از دل این دو نقد، پارادایم تازهای شکل میگیرد که میتوان از آن با عنوان «الگوی سوم» یاد کرد؛ الگویی که میکوشد از محدودیتهای نظم سنتی و آسیبهای نظم مدرن فراتر رود.
وی با اشاره به توصیف علامه طباطبایی از شهید مطهری بهعنوان «گشاینده راه سوم» گفت: راه اول، نظم سنتی جنسیت و راه دوم، نظم مدرن جنسیت است، اما راه سوم، تلاشی برای پیوند زدن پیشرفت دنیوی با رستگاری اخروی است؛ نه فدا کردن توسعه به نام دین و نه قربانیکردن معنویت به پای پیشرفت.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده تأکید کرد: منطق الگوی سوم، دوگانههای صلب میان سنت و تجدد را میشکند و با پیوند دادن افق رستگاری با افق توسعه، چارچوبی نوین برای فهم حضور اجتماعی زنان در گفتمان انقلاب اسلامی ارائه میدهد؛ چارچوبی که بدون آن، فهم دقیق بیانات امامین انقلاب و رهبر معظم انقلاب در حوزه زنان ممکن نخواهد بود.
حجتالاسلام مهاجر میلانی در ادامه با تأکید بر ضرورت بازاندیشی در نسبت «دین، دنیا و آخرت» تصریح کرد: اندیشه دینیِ زنده و کارآمد، لزوماً با اندیشه سنتی یکی نیست و در بسیاری از موارد، حتی استعارههای رایج برای توضیح رابطه دنیا و آخرت نیز نیازمند نقد و مناقشهاند.
وی با بیان اینکه برآمده از این بازخوانی، میتوان به یک نظم جنسیتی جدید دست یافت، افزود: در این نظم، مسئله زنان نه یک موضوع فرعی، بلکه بخش جداییناپذیر و مرکزی گفتمان اندیشه دینی است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب، نیمی از جامعه را زنان تشکیل میدهند و نادیده گرفتن این سطح از مسئله، عملاً ناممکن و غیرعقلانی است.
حجتالاسلام مهاجر میلانی با نقد نگاه سنتی به تمدن گفت: در گفتمان سنتی، تمدن امری مردانه تلقی میشد و حضور اجتماعی زنان بهعنوان عامل بحران تمدنی معرفی میگردید؛ اما در پارادایم سوم، نهتنها بدون حضور فعال زنان امکان تولد تمدن جدید وجود ندارد، بلکه اگر حوزه زنان از کارآمدی و منطق درونی قوی برخوردار نباشد، جریان رقیب میتواند با موجسواری در حوزه جنسیت، کلیت گفتمان دینی را از اعتبار ساقط کند.
وی تأکید کرد: هرگونه تمدنسازی و تحول عمیق اجتماعی بر پایه افق سعادت و رستگاری، بدون توانمندسازی گفتمانی در حوزه زنان و جنسیت، عملاً ناممکن خواهد بود. از همین منظر است که میتوان حضور اجتماعی زن را در اندیشه رهبر معظم انقلاب بهدرستی فهم کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری خاطرنشان کرد: رهبر انقلاب بارها نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی را برجسته کردهاند و تصریح دارند که اگر زنان در متن انقلاب حضور نداشتند، انقلاب با این سرعت و سهولت به پیروزی نمیرسید. ایشان همچنین تأکید میکنند که بانوان پس از انقلاب، در همه عرصهها نقشی شگفتآور و تعیینکننده ایفا کردهاند.
حجتالاسلام مهاجر میلانی ادامه داد: از منظر رهبر انقلاب، هیچ عرصهای از عرصههای اجتماعی وجود ندارد که زنان بهصورت پیشینی از آن منع شده باشند. تعبیر «همه عرصهها» و «همه میدانها» در فرمایشات ایشان، ناظر به حضور زنان در حوزههای اقتصادی، سیاسی، علمی، آموزشی و فرهنگی است؛ حضوری که از منطق اسلام و الگوی سوم کاملاً قابل دفاع است.
وی با اشاره به تفسیر رهبر انقلاب از روایات دینی گفت: روایت نبوی «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم» ناظر به یک مسئولیت انسانی است و نه جنسیتی. همانگونه که مرد بیتفاوت نسبت به مسائل جامعه اسلامی، از تراز مسلمانی خارج میشود، زن بیتفاوت نیز در همین جایگاه قرار میگیرد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده در تبیین شروط حضور اجتماعی زنان در اندیشه رهبر انقلاب اظهار کرد: گفتمان رهبری را نباید صرفاً ذیل توسعه و پیشرفت مادی فهمید، بلکه باید آن را در چارچوب الگوی سوم و پیوند میان رستگاری و پیشرفت تفسیر کرد. از همین رو، ایشان در کنار تأکید بر حضور اجتماعی زنان، شروطی همچون «عدم اختلاط»، «نشکستن مرزها» و «حفظ حریم عفاف و حجاب» را مطرح میکنند.
حجتالاسلام مهاجر میلانی افزود: مراد از مرزبندی در نگاه رهبر انقلاب، ایجاد دیوار فیزیکی نیست، بلکه رعایت حریمهای اخلاقی، عفاف و نوع تعامل زن و مرد در فضاهای اجتماعی است؛ حریمی که خودِ زنان باید پیشگام طراحی و پاسداری از آن باشند.
وی در پایان تصریح کرد: در گفتمان سوم، هم امکان شکوفایی استعدادهای زنان از مسیر حضور اجتماعی فراهم میشود و هم افق رستگاری آنان قربانی منطق صرفِ توسعه و پیشرفت نمیگردد. رهبر معظم انقلاب توانستهاند این دو ساحت را در نظریهای منسجم و قابل دفاع به هم پیوند بزنند؛ الگویی که میتواند مبنای فهم صحیح نقش زنان در تمدنسازی نوین اسلامی باشد.
ارسال نظرات