مودت اهل بیت، نخ تسبیح امت و نقش زن در تداوم هدایت
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در جهان پرمشغله امروز که هر روز با انبوهی از دغدغهها، مسئولیتها و چالشهای ریز و درشت روبهرو هستیم، گاهی آنقدر درگیر روزمرگی میشویم که صدای فطرت خویش را گم میکنیم. در این هیاهوی زندگی، چه چیزی میتواند لنگر آرامش ما باشد؟ چه پناهی امنتر از کلام خدا برای تسکین دلهای پراضطراب؟
زندگی با آیهها، یعنی اجازه دادن به نور وحی برای تابیدن در تاریکترین لحظات؛ یعنی یافتن پاسخی برای پرسشهای بیپاسخ، تسکینی برای زخمهای ناپیدا و نیرویی برای ایستادن در برابر طوفانهای سهمگین. آیههای قرآن تنها متنهایی مقدس بر روی کاغذ نیستند، بلکه نسیمهایی هستند که از جانب دوست میوزند و روح خسته ما را نوازش میدهند.
چه زیباست وقتی در میان شلوغیهای زندگی، لحظهای میایستیم و با آیهای از کلام خدا همکلام میشویم؛ گویی او مستقیماً با ما سخن میگوید، از غمهایمان آگاه است، از رنجهایمان خبر دارد و دقیقاً همان کلماتی را به زبان جاری میکند که مرهم دل ماست.
زندگی با آیهها به ما میآموزد که صبر، تنها تحمل کردن نیست؛ یک مقاومت آگاهانه و فعال است. نماز، فقط یک عبادت خشک و خالی نیست؛ یک سیستم عامل معنوی است که ما را به منبع لایزال قدرت الهی متصل میکند. توکل، به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تکیهکردن بر قدرتی است که از همه قدرتها برتر است.
در این مجموعه گفتارها، با تأمل در آیههای نورانی قرآن، به ویژه آیاتی که درباره صبر، نماز و مسئولیتهای انسانی سخن میگویند، تلاش میکنیم تا با نگاهی نو، این گنجینههای الهی را در زندگی روزمره خود جاری سازیم. سفری به عمق معانی، با تکیه بر نقش ویژه زنان در هستی و چالشهای منحصربهفردی که با آن روبهرو هستند.
با ما همراه شوید تا زندگی با آیهها را تجربه کنیم...
جزء بیست و پنجم(نخ تسبیح امت)
مودت اهل بیت علیهم السلام از محبت قلبی تا تجلی در زندگی زنانه
«قُل لَّا أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا ٱلْمَوَدَّةَ فِى ٱلْقُرْبَىٰ»
سوره شوری، آیه ۲۳
[بگو: «هیچ مزدی از شما [برای راهنماییتان] نمیخواهم، مگر موّدّت و دوستی نزدیکانم.»]
تصور کنید مادری سالها برای رشد و تعالی فرزندانش زحمت کشیده، شبها برای آسایششان بیداریها کشیده و از تمام هستی خود برای ساختن آیندهای روشن برای آنها مایه گذاشته است. روزی احساس میکند توانش رو به پایان است. لحظه وداع فرا میرسد. دخترش بالای سر مادر نشسته و با ناباوری به چهره خسته اما مهربانش خیره شده است. مادر با زبانی لرزان اما چشمانی مصمم زمزمه میکند: «دخترم! تمام این سالها برایت زحمت کشیدم تا قوی و سربلند شوی. حالا که میروم، اگر فکر میکنی باید مزد زحماتم را بدهی، بدان که هیچ چیز مادی برایم ارزش ندارد. ماشین، خانه، پول... اینها را برای خودم نمیخواهم. بزرگترین پاداش من، دیدن خوشبختی و موفقیت توست. اما اگر واقعاً میخواهی دل من را شاد کنی و اجر زحماتم را بدهی، فقط یک چیز از تو میخواهم: مواظب خواهر و برادرهایت باش. بعد از من، نگذار از هم دور شوید، هوای هم را داشته باشید و همیشه با هم متحد و همراه باشید. این تنها مزد من است.» دختر در بهت و حیرت فرو میرود.
این یک درخواست شخصی نبود؛ بلکه وصیتی راهبردی برای بقا و انسجام خانواده بود. مادر با هوشمندی و عشق بیانتهایش میدانست که اگر فرزندانش از هم جدا شوند، تمام تالشها و موفقیتها در معرض خطر قرار میگیرد و تمام زحمات پدر یا مادر به فنا خواهد رفت.
مزد رسالت
خواهران عزیز! این قصۀ کوتاه را در مقیاس تاریخ بشریت تصور کنید. پدری دلسوزتر از تمام پدران عالم، یعنی حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله، ۲۳ سال تمام، سختترین توهینها، شدیدترین شکنجهها و عمیقترین زخمها را به جان خرید تا ما را از جهل و بتپرستی نجات بدهد و به نور توحید و انسانیت برساند.
شما بانوان مؤمن و دغدغهمند، در عمق جان خود عشقی اصیل و ریشهدار به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله دارید. این یک ادعا نیست؛ واقعیتی است که در اشکهای بیریای شما بر مصائب کربلا، در عطر غذای نذریتان که در کوچه میپیچد و در لالاییهای عاشورایی که برای فرزندانتان زمزمه میکنید، به وضوح دیده میشود. این عشق، گرانبهاترین سرمایۀ معنوی ماست. اما آیا تا به حال با نگاهی عمیقتر سؤال کردهایم که جایگاه دقیق این محبت در مسیر خداوند کجاست و این احساس مقدس، چه رسالت و مسئولیتی را بر دوش ما میگذارد؟
برای یافتن پاسخ، باید به یکی از حساسترین و شگفتانگیزترین آیات قرآن کریم رجوع کنیم؛ آیهای که در آن، خداوند متعال پس از ۲۳ سال رنج بیامان و تالش بیوقفۀ پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله برای هدایت بشریت، مزد رسالت ایشان را تعیین میکند. خداوند از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله دقیقاً همان وصیت راهبردی مادر قصۀ ما را بیان میکند. خدای متعال در آیۀ ۲۳ سوره شوری میفرماید: «قُل لَّا أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا ٱلْمَوَدَّةَ فِى ٱلْقُرْبَىٰ / بگو من برای این رسالت و این همه سختی، هیچ مزدی از شما نمیخواهم، مگر موّدّت نسبت به نزدیکانم»، یعنی اهل بیت علیهم السلام.
پاداش شخصی یا طرح راهبردی؟
اینجا همان نقطهای است که تاریخ میتوانست مسیر دیگری پیدا کند. گاهی فکر میکنم اگر آن روز، مردم معنای واقعی آیۀ «قُل لَّا أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا ٱلْمَوَدَّةَ فِى ٱلْقُرْبَىٰ» را فهمیده بودند، مسیر تاریخ چقدر فرق میکرد. بسیاری از مردم، آن را فقط محبت پیامبر صلی الله علیه و آله به خانوادهاش میدانستند، انگار که حضرت بخواهد مزد رسالتش را با یک لطف شخصی بگیرد. اما خدایی که هر فرمانش حسابشده است، مگر ممکن است پاداش چنین رسالت بزرگی را در احساسات خانوادگی خلاصه کند؟! قطعاً خیر!
در نگاه اول، پاسخ قرآن حیرت انگیز است؛ اما این آیه، نه یک پاداش، بلکه یک «طرح راهبردی الهی» برای تداوم مسیر هدایت و حفظ انسجام امت اسلامی پس از پیامبر صلی الله علیه و آله است. این آیه، شریان حیاتی است که قرار بود خون هدایت را پس از قلب نبوت در پیکر امت جاری کند. این آیه فقط در مورد محبت نیست، بلکه دربارۀ حیات است. همانطور که محبت مادر، اساس زندهماندن خانه است، موّدّت اهلبیت علیهم السلام نیز نیروی زنده نگهداشتن امت میباشد.
ما زنها خوب میدانیم پیوستگی یعنی چه. میدانیم وقتی محبت در خانه کمرنگ میشود، دلها از هم دور خواهند شد و وقتی فاصله میافتد، امنیت و آرامش هم از دل خانواده میرود. حال این را در مقیاس بزرگتر ببینیم. خدا میخواست امت اسلامی بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله، با پیوند مهر به خاندان او از هم نپاشد. این آیه یعنی همان نخ نازک، اما محکمی که باید دلها را به هم و به هدایت وصل کند.
هر زن در زندگیاش روزهایی دارد که احساس میکند همهچیز روی دوش اوست؛ تربیت بچهها، حفظ آرامش خانه، همدلی و همراهی با اعضای خانواده. گاهی دلش میخواهد کسی باشد که او را درک کند و به او آرامش دهد. آیۀ موّدّت همین را میگوید: سراغ سرچشمۀ آرامش برو، سراغ آن خانوادهای که مهرشان مثل مرهم است؛ حضرت امیر علیه السلام و بیبی حضرت زهرا سلام الله علیها و فرزندانشان علیهم السلام. وقتی زنی برای شوهر و بچههایش دعا میکند و میگوید: «خدایا! ما را از پیروان واقعی اهلبیت قرار بده»، وقتی دختری در دلش از حضرت زینب سلام الله علیها صبر و جرئت میطلبد، همان لحظه دارد معنای این آیه را زندگی میکند و موّدت فیالقربی را از کتاب به زندگی واقعی تبدیل میکند.
ما زنان مأمور حفظ این پیوندیم؛ همانطور که محبت اهلبیت علیهم السلام خانواده را کنار هم نگه میداریم، محبت اهلبیت علیهم السلام نیز ما را حفظ میکند. این محبت، تنها یک شعار مذهبی نیست؛ منبع آرامش، صبر و امید ماست. وقتی عشق اهلبیت علیهم السلام در دل باشد، خشم مهار میشود، ناامیدی کوتاهتر میگردد و زندگی دوباره معنا پیدا میکند. خدا میخواست بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله، امت به اهلبیت علیهم السلام پناه ببرند، همانطور که کودک در آغوش مادر آرام میگیرد. بنابراین، موّدت فیالقربی تنها یک دستور دینی نیست، بلکه نسخهای برای آرامش و انسجام ما زنان در خانه، تربیت، صبر و امید است.
راز کلمۀ موّدت
خانمهای عزیز! معجزۀ قرآن در انتخاب کلماتش نهفته است. محبت، یک احساس درونی و علاقۀ قلبی است. شما ممکن است به یک منظره زیبا، یک غذای خوشمزه یا یک صدای دلنشین محبت داشته باشید. این احساس ارزشمند است؛ اما لزوماً به عمل یا انجام کاری منجر نمیشود. موّدت یک مرتبه بالاتر، عمیقتر و عملیاتیتر است. موّدت آن محبتی است که از قلب به اعضا و جوارح سرایت میکند و در عمل، رفتار و موضعگیری خودش را نشان میدهد.
برای اینکه تفاوت مودت و محبت روشنتر شود، این مثال را در نظر بگیرید. شما یک پزشک مهربان و ماهر را دوست دارید و به او محبت میورزید؛ اما وقتی به مرحلۀ موّدت میرسید، این علاقه در عمل ظاهر میشود. اول اینکه، به او اعتماد کامل دارید و نسخهاش را با اطمینان و بیچونوچرا عمل میکنید؛ چون میدانید خیر و سلامتی شما را میخواهد. دوم اینکه، اگر کسی دربارهاش بد بگوید یا به او توهین کند، شما سکوت نمیکنید؛ بلکه از او دفاع میکنید. محبت شما به پزشک، شما را به طرفداری از او وا میدارد.
همین طور است مودت اهلبیت علیهم السلام. مودت یعنی آنچنان به آنها عشق بورزیم که این عشق در زندگی ما جاری شود. یعنی قرآن و سنت آنها را که نشان دهنده راه خداست، بیچونوچرا بپذیریم و عمل کنیم. یعنی وقتی میبینیم کسی به آنها توهین میکند یا میخواهد یاد و نامشان را کمرنگ کند، ما ساکت ننشینیم و تا جایی که میتوانیم از حریمشان دفاع کنیم.
این دقیقاً همان چیزی است که دشمنان اسلام از آن میترسند. آنها میدانند اگر این مودت از دلها برود، به راحتی میتوانند در صفوف مسلمانان تفرقه بیندازند و آنها را از هم بپاشند. به همین دلیل است که بیشترین هجمهها علیه اهلبیت علیهم السلام و محبان آنها صورت میگیرد.
امالشهید مظلوم
مادر شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی، نمونهای از این مودت عملی است. ایشان در خاطرات خود از دوران بارداری و تربیت فرزندش چنین نقل میکند:
«من به سید محمد خیلی علاقه داشتم. ایشان اولین فرزندم بود و خیلی دوستش داشتم. خلاصه، توجه زیادی به این بچه کردم. از همان اول که به دنیا آمد، قرآن زیاد میخواندم. در دوران حاملگی بسیار مواظب بودم و نماز اول وقت میخواندم و به نامحرم نگاه نمیکردم. در خانه چهار برادرشوهر داشتم، اما هیچوقت مستقیم با آنها روبهرو نمیشدم. خدا قسمت کرده بود که اتاق ما یک دستک (منبع آب) داشت که همۀ کارهایم را در آنجا انجام میدادم؛ خودم بودم توی اتاق و بچههایم، که با نامحرم برخورد نداشته باشم. بعد از وضعحمل هم قرآن میخواندم. هنگام شیردادن سیدمحمد نیز قرآن میخواندم؛ همینطور که من میخواندم، بچه شیر میخورد. او خیلی به صوت قرآن علاقهمند شده بود. تا زمانی که مشغول شیرخوردن بود، من قرآن میخواندم و وقتی شیرخوردنش قطع میشد، قرآن نمیخواندم. بچه ناراحت میشد و با سرش اشاره میکرد که بخوانم. به این اندازه به قرآن علاقمند شده بود!
وقتی بزرگتر شد، حواسم را برای مواظبت از او جمع کردم. او از پنجسالگی شروع به تحصیل کرد و با کتابی که با حروف ابجد شروع میشد سروکار داشت. من خودم درسش میدادم و تا حد توانم مواظبت کردم تا درسش را بخواند. قرآن را به بچهام یاد دادم. وقتی او را به مدرسه بردند، استعدادش را برای کلاس ششم تشخیص دادند. البته یک معلم بود، خدا رحمتش کند. پیش آن معلم هم که میرفت، میگفت درس امروز را یاد گرفتم، درس فردا را بدهید. چنین حافظهای داشت! وقتی پنجساله بود، دعای سحر را میخواند. شب نیمهشعبان اعمالی و نمازی و آدابی دارد و ما پشت سر پدربزرگش میایستادیم و نماز میخواندیم. میدیدیم او که پنجسال بیشتر نداشت، همینطور مثل پدربزرگ نماز میخواند. پدربزرگش دستش را بالا میبرد و میگفت: «الهی خدا تو را عالم ربّانی کند».
تا ۱۷ سالگی پیش من بود. بعد از اینکه به مدرسه رفت و هفت کلاس درس خواند، به طلبگی پرداخت و به بازار رفت. در مدرسۀ بازار درس عربی را خواند و سپس، وقتی ۱۷ساله شد، گفت، «مادر اجازه بدهید به قم بروم؛ چون اینجا استادی برای من نیست». در قم، پای درس آقای طباطبایی و آقای خمینی (که آن زمان به حاج آقا روح الله معروف بودند) رفت. بعداً نامه نوشت که من دارم درس میخوانم. پدرش وقتی به قم رفت، برگشت و گفت: «بچۀ ما پیش آقای خیلی خوبی است».
وقتی مادری در عمل به فرامین اهل بیت علیهم السلام پایبند شد و فرزندانش را زیر سایۀ همین پایبندی عملی تربیت کرد، نتیجۀ آن پرورش، اولادی چون شهید بهشتی میشود؛ که منشأ خیرات و برکات فراوان برای اسلام و انقلاب بود. مقام معظم رهبری مدظله العالی بهعنوان نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پیرامون شهید بهشتی فرمود:
«شهید بهشتی حقیقتاً مثل سنگ آسیای گرانی بود که با گردش خود کارها کار میکرد؛ کار راه میانداخت، پیش میرفت و فکر تولید میکرد. شخصیت عظیمالقدری مثل شهید بهشتی را از یک انقلاب گرفتن، شوخی نیست. بهشتی یک ملت بود. ایشان خار چشم دشمنان اسلام بود.»
مودت اهل بیت علیهم السلام دقیقاً همین است؛ هم بستگی، همدلی، همراهی و همکاری عمیق با این خاندان نورانی. یعنی در مسیری حرکت کنیم که آنها حرکت میکنند و در جایی بایستیم که آنها ایستادهاند؛ از چیزی دفاع کنیم که آنها دفاع کردهاند؛ با کسی دشمنی کنیم که آنها دشمن دانستهاند. اگر اینگونه عمل کردیم، باید امیدوار باشیم که خداوند فرزندانی همچون شهید بهشتی به ما عنایت کند.
امام صادق علیه السلام در روایتی در کتاب شریف «تحف العقول» میفرمایند: «لَیْسَ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ قَالَ بِلِسَانِهِ وَ خَالَفَنَا فِی أَعْمَالِنَا وَ آثَارِنَا؛ از شیعیان ما نیست کسی که به زبان ادعای محبت کند، اما در اعمال و رفتار ما، با ما مخالفت ورزد.» این یعنی مودت، فراتر از یک ادعای زبانی است.
خورشید و آینهها
تصور کنید وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همانند خورشیدی بزرگ و حیات بخش است که نور هدایت و رحمت را بر عالم میتاباند. پس از غروب این خورشید، آیا عالم باید در تاریکی فرو برود؟ طبیعی است که نه! خدای حکیم برای تداوم این نور، چهارده آینۀ معصوم و صیقل خورده را در مسیر تاریخ قرار داد؛ آینههایی که نور آن خورشید نبوت را بدون کموکاست بازتاب میدهند تا هیچ نسلی از نور هدایت محروم نماند. اهلبیت علیهم السلام، این آینههای تمامنمای حقیقت هستند.
نقش ما چیست؟ هریک از ما زنان مؤمن، در خانه و زندگی خود یک آینۀ کوچک داریم. «مودت» یعنی آینۀ وجود خودمان را به سمت آن آینههای بزرگ و معصوم بگیریم تا بازتاب نورشان در زندگی ما بتابد. اگر آینۀ ما کدر، آلوده به گناه و یا پوشیده از غبار باشد، یا اگر آن را به سمت جلوههای فریبنده دنیا گرفته باشیم، نوری در آن منعکس نخواهد شد. مودت یعنی تالش دائمی برای پاککردن و صیقلدادن آینۀ دلمان و تنظیم جهت آن بهسمت اهلبیت علیهم السلام.
زیباترین بخش ماجرا اینجاست: وقتی نور آن آینههای بزرگ در آینۀ کوچک ما میتابد، ما نیز به یک منبع نور تبدیل میشویم و میتوانیم آن نور را به اطراف خود (همسر، فرزندان و جامعه) منعکس کنیم. اینگونه است که یک زن، به مرکز نورافشانی در خانواده و جامعۀ خود تبدیل میشود.
نخ تسبیح امت
بیایید با هم، با چشم دل، امت و جامعۀ اسلامی را چون تسبیحی شاهمقصود، اصیل و گرانبها و زیبا تصور کنیم؛ تسبیحی که دانههایش، نه از سنگ، بلکه از جان انسانهاست؛ دانههایی از عقیق یمن، فیروزۀ نیشابور و دُرّ نجف. هر یک از ما، یک دانه از این تسبیح هستیم. یک دانه بهتنهایی، هرچقدر هم زیبا، قیمتی و خوشتراش باشد، سرنوشتش چیست؟ سرگردانی. بر زمین میغلتد، بهراحتی گم میشود و هیچ تأثیری ندارد. اما وقتی این دانهها، با یک نخ محکم به هم متصل شوند، یک تسبیح زیبا و ارزشمند را میسازند که در دست مؤمن میدرخشد و وسیلهای برای ذکر و عبادت میشود.
نخ این تسبیح مقدس چیست؟ نخ تسبیح امت اسلامی، «مودت اهلبیت علیهم السلام» است. این مودت است که دانههای پراکنده امت را کنار هم نگه میدارد و به آنها انسجام و هویت میبخشد.
نقش ما زنان در این میان چیست؟ ما نگهبانان این نخ تسبیح هستیم. خانههای ما، اولین و مهمترین کارگاههای تولید و تقویت این مودت است. دشمن نیز این حقیقت را خوب میداند و به همین دلیل، بیشترین سرمایهگذاری را برای تخریب همین کارگاه انجام داده است.
مودتی از جنس زنانه
مودت اهلبیت علیهم السلام یک مفهوم کلی و انتزاعی نیست؛ در زندگی روزمره ما زنان تجلیهای زیبا و ملموسی دارد. بیایید چند صحنه از این تجلی را با هم مرور کنیم.
صحنه اول: خانه، کارگاه اصلی تولید مودت
وقتی من و شما، بهعنوان یک مادر، در کنار آموزش احکام و واجبات، قصههای کرامات و فضائل اخلاقی امامان معصوم علیهم السلام را در گوش فرزندانمان زمزمه میکنیم و برای کودک خردسالمان، بهجای ترانههای بیمحتوا، لالاییهای شیرخوارۀ حضرت رباب و حضرت علی اصغر و حضرت رقیه سلام الله علیها را زمزمه میکنیم، در حقیقت، در حال ریسیدن نخستین تارهای این نخ در قلب پاک او هستیم.
روانشناسان کودک معتقدند شخصیت انسان در سالهای ابتدایی زندگی شکل میگیرد و هویت او براساس قهرمانان و الگوهایش ساخته میشود. وقتی قهرمان قصۀ شب فرزند شما، بهجای شخصیتهای خیالی غربی، حضرت علی اصغر علیه السلام یا حضرت رقیه سلام الله علیها باشد، شما در حال ساختن یک هویت مستحکم و آسمانی برای او هستید. این محبت، بهترین سپر دفاعی و مطمئنترین بیمۀ عاطفی او در برابر طوفانهای هویتی دوران نوجوانی و جوانی خواهد بود.
خانهای که در اعیاد اهلبیت علیهم السلام سرشار از جشن و سرور است و در ایام شهادتشان، رنگ و بوی عزا میگیرد، در حقیقت، یک دانشگاه عملی و کارگاه تربیت است.
وقتی در روز تولد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، به فرزندت میآموزی که این روز، عید ماست و روز شادی خانواده است، چند بادکنک سبز تزئین میکنی، درواقع، داری محبت را در دل او میکاری و خانه را به مسجد و حسینیه تبدیل میکنی. این محبت عمیق، او را در برابر ویروسهای فکری واکسینه میکند. او در نوجوانی، هنگام مواجهه با شبهات، شاید پاسخ منطقی همۀ آنها را نداند، اما همان خاطرههای شیرین از محبت شما به اهلبیت علیهم السلام، همچون لایهای محافظ، او را حفظ خواهد کرد.
خانمهای عزیز و دوستداشتنی! خانههای ما نباید شبیه هتلهای بیروح باشد. خانه یک زن شیعه، باید آکنده از عطر و بوی اهلبیت علیهم السلام باشد. این امر، بهمعنای تجملات نیست. با نصب یک تابلوی زیبا با نام مبارک «یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها» یا یک حدیث از امام صادق علیه السلام میتوان دائماً این محبت و مسیر نورانی را به خود و خانواده یادآوری کرد. چنین فضایی، زمینه را برای حضور ملائکه فراهم میکند و شیاطین را از محیط خانه دور میسازد.
صحنه دوم: روضههای خانگی، کارگاههای جمعی ترمیم و تقویت
دومین صحنۀ مودت زنانه به اهلبیت علیهم السلام، برگزاری روضههای خانگی است. شاید با خود بگوییم که یک روضۀ کوچک خانگی با پنج نفر مهمان، در این دنیای پرهیاهو چه اثری میتواند داشته باشد؟
خواهر من! شاید باورش سخت باشد، اما همین روضههای خانگی و نذریهای ساده، بزرگترین و مؤثرترین ابزار انسجام اجتماعی شیعه در طول تاریخ بودهاند. اینها کارگاههای ترمیمیاند؛ کارگاههایی که دانههای تسبیح یک محله یا فامیل را که در طول هفته از هم دور افتادهاند، دوباره دور هم جمع میکنند.
اشکی که در این مجالس برای سیدالشهدا علیه السلام ریخته میشود، همچون یک مادۀ شویندۀ مقدسی است که غبارها و زنگارهای دنیا را از سطح دانههای درخشان ایمان ما پاک میکند. گفتوگویی که پس از روضه میان خانمها شکل میگیرد، گرههای مشکلات یکدیگر را باز میکند. آن غذای نذری ساده، نمکگیرمان میکند و دلها را بههم نزدیکتر میسازد. از همین مجالس کوچک است که هزاران فعالیت خیر و فرهنگی دیگر جوانه میزند. پس هرگز این سنگر قدرتمند زنانه را دستکم نگیریم؛ چراکه یکی از روشنترین مصادیق عملکردن به آیۀ «قُل لَّا أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا ٱلْمَوَدَّةَ فِى ٱلْقُرْبَىٰ» است.۹
بانویی را میشناختم که وضع مالی چندان خوبی نداشت. اما نذر کرده بود هر ماه، با بخش کوچکی از درآمد خانواده، یک کتاب داستان با موضوع زندگی یکی از ائمه علیهم السلام تهیه کند و آن را به دختربچههایی که در جلسات خانگی شرکت میکنند، هدیه بدهد. او میگفت: توان مالی زیادی برای نذریدادن ندارم، اما نذر کردهام تا آینۀ دل بچهها را بهسمت نور اهلبیت علیهم السلام بچرخانم.
خانم «منیره قریشی»، مادر «شهید حمید احدی»، یکی از شیرزنان زنجانی است که افزون بر اینکه مدال پُرافتخار مادر شهیدبودن را بر گردن آویخته، بیش از ۵۴ سال است که روضۀ خانگی برپا میکند و دلهای فراوانی را پای منبر وعظ، خطابه و کلام نورانی وحی نشانده است. تاریخ تولد این روضههای خانگی از قبل انقلاب است؛ یعنی روزگاری که کشور در اوج خفقان حکومت دیکتاتوری پهلوی بهسرمیبرد. خانم قریشی دربارة مجالس روضه چنین میگوید:
«روضههای خانگی، تزریق معنویت به جامعه است. اکنون حضور در این جلسات، مانند گذشته دشوار نیست و همهٔ مردم میتوانند بهراحتی به این محافل معنوی دسترسی پیدا کنند. جوانان نیز دارای روحیهای پاک و فطرتی خداجو هستند، اما گاهی تحت تأثیر تبلیغات سوء قرار میگیرند. در منطقهای که زندگی میکنم، همواره به جوانان توصیه میکنم چند بار در جلسات قرآنی شرکت کنند؛ اگر از جلسه خوششان نیامد، میتوانند به کلاسهای دیگر با سطح علمی بالاتر بروند. در هر صورت در این جلسات سخن از خدا و قرآن است و دلها را جذب میکند. اگر شرایط حضور جوانان را فراهم کنیم، آنان پایبند به روضه خواهند شد.»
خواهران من! همیشه به یاد داشته باشیم که ثمرة این محبت خانگی، دیر یا زود در صحنة اجتماع نمایان میشود.
صحنه سوم: مودت در عمل، تجلی در سبک زندگی
اما صحنۀ سوم؛ جایی که موّدت واقعی جلوهگر میشود، آنجاکه محبوب، در رفتار و ظاهر ما تجلی پیدا کند. وقتی شما، بهعنوان یک زن تحصیلکرده و فعال اجتماعی، زندگینامة حضرت زهرا سلام الله علیها را میخوانید و میبینید که ایشان چگونه در عین دفاع از حریم ولایت و حضور در صحنة اجتماع، اسوۀ حیا و خانهداری نیز بودند و تالش میکنید ذرهای از آن جامعیت را در زندگی خود پیاده کنید، این عمیقترین و صادقانهترین شکل ابراز مودت است.
امروز، صفحۀ اینستاگرام یک دختر جوان، تریبون اوست. وقتی در میان اینهمه موج نمایشگری و برهنگی، یک دختر با افتخار و با استدلال از حجاب فاطمی خود دفاع میکند، یا در روز شهادت یکی از ائمه علیهم السلام، پستی معرفتی و عمیق منتشر میکند، او در حال فریادزدن این مودت در میدان جنگ نرم است. او با عملش به دنیا میگوید: «هویت، الگو و عشق من، از این خاندان است.» و این مؤثرترین تبلیغ برای اهلبیت علیهم السلام است.
احترام ویژه به سادات مؤمن و باتقوا، به ویژه بانوان سیده، بهعنوان یادگاران و منسوبین به پیامبر صلی الله علیه و آله، یکی از مصادیق عملی و زیبای توجه به فرمان «ٱلْمَوَدَّةَ فِى ٱلْقُرْبَىٰ» است و نشان میدهد که این محبت، از یک احساس صِرف، به یک رفتار اجتماعی تبدیل شده است.
در نهایت، این نخ محبت، با یادکردن مداوم، زنده و پویا میماند. فرستادن چند صلوات در حین کارهای روزمره، یا یک سلام سادۀ «السَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمانِ» در ابتدای روز، همانند آبیاری روزانۀ یک گل است. شاید به چشم نیاید، اما همین یادهای کوتاه، ریشههای محبت را در قلب ما عمیق و ناگسستنی میکند. همین الآن چشمهایمان را بندیم و دست بر سینه بگذاریم و به امام حیّ و حاضرمون سلام دهیم: «السَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمانِ».
نگهبانان نخ تسبیح
خواهران عزیز! مادران بزرگوار! بیایید از امروز با نگاهی تازه، به زندگی و وظایف خود بنگریم. مودت اهل بیت علیهم السلام یک تکلیف اضافی بر دوش ما نیست؛ طناب نجات ماست. این همان «حَبْلُ اللَّهِ الْمَتین» است که خداوند فرستاده تا در تلاطمهای آخرالزمان، پراکنده و غرق نشویم.
هر عمل، هر نیت، هر اشک و لبخندی که برای اهل بیت باشد، پیوندی است که بر این نخ تسبیح میزنیم. ما زنان، به تعبیر دقیقتر، نگهبانان نخ تسبیح امت هستیم. اگر این نخ را در خانهها و در جامعه، محکم نگه داریم، هیچ طوفانی قادر به پراکندهکردن دانههای این امت نخواهد بود. این بزرگترین مزد رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و بزرگترین خدمت به امام زمانمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ چراکه خداوند فرمود: «قُل لَّا أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا ٱلْمَوَدَّةَ فِى ٱلْقُرْبَىٰ».
پروردگارا! تو را به عزیزترین خلقت، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، قسم میدهیم که ما را قدرشناس این نعمت عظیم مودت قرار ده و به ما توفیق بده که با عمل و رفتارمان، زینت اهل بیت علیهم السلام باشیم، نه مایۀ سرافکندگی آنان.
و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته