کوچکترین کار، بزرگترین کار
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، شبهای قم، این روزها، حال و هوای دیگری دارد. نه از آن راهپیماییهای رسمی و برنامهریزیشده که بلندگوها ساعات مشخصی را اعلام کنند و جمعیت بعد از تمام شدنِ مراسم، کمکم پراکنده شود. نه. اینجا چیز دیگری است. خودجوشتر است، مردمیتر.
در میان جمعیت که راه میرفتم، چیزی توجهم را جلب کرد. لحظهای که بلندگوها خاموش میشدند، آن وقت بود که اتفاق اصلی میافتاد. یکباره، بیآنکه کسی فرمان بدهد، فریاد «حیدر... حیدر» فضا را پر میکرد. بعد، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» با شوری وصفناپذیر از حنجرهها بیرون میزد. هیچکس ساکت نبود. نه پیر، نه جوان، نه زن و نه مرد.
توی دلم گفتم: این مردم چه میخواهند؟ چرا اینقدر بیقرارند؟ بعد فهمیدم. این بیقراری، ریشه در شعور عمیق جمعی دارد. این مردم خوب میدانند که فریادشان، تنها یک اعتراض ساده نیست؛ سدّی است در برابر طوفانی که میخواهد بیاید. آنها میدانند که گاهی کوچکترین کار، بزرگترین کار است. اگر نبرد ممکن بود، بیشک تکتکشان اسلحه بهدست میگرفتند. اما امروز، میدان نبرد، خیابان است و سلاحشان، حضور.
شاید به چشم خیلیها کمبیاید. اما این حضورِ بهظاهر ساده، بزرگترین مانع است در برابر نقشهای که در اتاقهای فکر دشمن کشیده شده است. هر قدمی که در این راهپیمایی برداشته میشود، هر فریادی که بلند میشود، تیری است بر پیکر نقشهی کودتا. این حضور، کنشی است حیاتی. اعلام این است که «ما هستیم و اجازه نمیدهیم». همین، کوچکترین کار ماست، اما چه کار بزرگی است!
عمار جوکار دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)