ما از رهبرمان یاد گرفتیم که علاج در وطن است
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، فشار من دست خودم نیست. اختیارش را ندارم. جوشی است، غصه خور است. برای همین زود پایین میافتد. سرم هم دست خودم نیست. غصه بخورد زود گیج میرود و زمین میخورم.
اینبار غصه وطن خوردهبودم، غصه وطن خوردن همیشه برایم تقدس داشته. از خدا همیشه برای این غصه خوردن تشکر کردهام. از خدا خواستهام که من را از کسانی قرار ندهد که از غم وطن شاد شوم.
دیشب ساعت سه بامداد به درمانگاه رفتیم، درمانگاه! نه یک بیمارستان مجهز.
دکتر بود، کارمند بود، دارو بود، داروخانه بود. تزریقات بود، آمپول هم بود.
من در جنگیترین شرایط کشورم به یک درمانگاه ساده رفتم. هیچ اثری از جنگ را نمیدیدی، دارو به وفور یافت میشد. دکتر هم مثل همیشه پروپیمان دارو مینوشت. هیچ ملاحظهای جنگی در کار نبود.
دیشب بعد از دوپینگ و سرم زدن، یاد تاکیدات آقا افتادم، تاکید در تولید و مصرف محصولات داخلی.
روحتان شاد، شما که همیشه به تولید داخلی و دانش ملی تاکید داشتید. امروز اهمیت این امر را بیشاز هر زمانی درک میکنم.
ما مثل کشورکهای زیر پایمان نیستیم که اعلام کردهاند در شرایط کنونی هشتادوپنج درصد از مایحتاجشان دچار مشکل شدهاست. آنها بلد نیستند به خودشان متکی باشند ولی ما بلدیم.
ما از رهبرمان یاد گرفتیم که علاج در وطن است.
فاطمه میریطایفهفرد دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)