یادداشت؛
در باب خامنه ای ثانی؛ از جامعیت علمی و مقام مفسری تا اخلاق و تواضع
ملکه عدالت دارای سلسله مراتبی است و اینکه ولی امر امت در نقطه اوج و قله عدالت باشد، ضروری است و بنده به عنوان یک طلبه حقیر شهادت میدهم که این خصوصیت را بنحو اکمل و اتم موضوع، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای دارا می باشند.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، در شب اول قدر که شب ضربت خوردن مولایمان علی(ع) بر فرق مبارکشان است و ایام یتیم شدن شیعیان علی(ع) که به فرموده پیامبر اکرم «انا و علی ابوان امتی» بعد از گذشت ۱۴۰۰سال، فرزندی از سلاله علی(ع) به نام خمینی کبیر این پرچم علی را در سرزمین شیعیانش برافراشت و بعد از وی جانشینش که هم نام و هم سیره علی(ع) بود و با دیدن سیمای ملکوتی اش و بیان فصیحش به یاد مولایمان می افتادیم، این مسیر حق و حقیقت را امتداد بخشید و در آخر نیز، همچون مولایش در ماه رمضان شهد شهادت را نوشید.
اما آنچه که بعد از این مصیبت جانکاه، مرحمی بر زخم هایمان شد، این بود که مجتبای علی زنده ماند و بار امانت امامت امت را پذیرا نمود، تا این علم را همچون پدر بزرگوارش بر دوش کشد.
بنده توفیقی داشتم که از اوایل دهه ۸۰ که در درس خارج شهید فقید، امام خامنه ای، شرکت نمودم، دورادور با سیمای ملکوتی و اخلاق حسنی ایشان آشنا شوم و اواخر دهه ۸۰ که آیت الله سید مجتبی خامنه ای، درس خارج خویش را در قم مقدسه آغاز نمودند، ایامی در درس و بحث آن فقیه مجاهد شرکت نمودم که اگر بخواهم به بیان عظمت علمی و اخلاقی وی در این وجیزه بپردازم،«مثنوی هفتاد من کاغذ بود» اما از باب «مالم یدرک کله لم یترک کله»، به بیان نکاتی به صورت تیتروار می پردازم که آنچه شناختم به صورت مختصر به محضر خوبان عرضه نمایم.
۱- فقاهت
ایشان در دروس خویش به بیان حکم و پردازش آن، به زوایای مختلف و نظرات و نقد و تحلیل آنها می پرداختند، همچنین عمیق ترین و دقیق ترین حکم و نظرات را به صورت اجتهادی تجزیه و تبیین نموده و حکم مصاب را بیان می نمودند که این خود، بیانگر فطانت و تیزهوشی و اجتهاد عمیق و دقیق این بزرگوار می باشد.
بنده که از دهه ۷۰ از دروس بزرگانی چون حضرات آیات عظام: تبریزی، فاضل، بهجت، شبیری زنجانی، وحید و …. شرکت نموده بودم، برایم جای تعجب داشت که چگونه این مجتهد علامه جوان، در این عنفوان جوانی توانسته به این صورت به ملکه اجتهاد و فقاهت، آن هم به صورت مطلق نائل گشته و دلیلش چیزی نیست جز «و یؤتی الحکمه لمن یشاء»
۲- جامعیت علمی و مقام مفسری
بنده که توفیق تلمیذی و تلمذی قریب به چهار دهه در مشاهد مشرفه قم و نجف را داشتم و با سبک و سیاق دروس غالب اساتید گرام و مراجع عظام آشنا هستم[با حفظ احترام به همه فقها] کمتر فقیهی دیده ام که در دروس، به تمامی ابعاد آن مسئله، اعم از رویکرد تاریخی تا حوزه جغرافیایی و زمان شناسی و سلسه سند و صحت روایت، این چنین دقیق و عمیق اشراف داشته باشد اما آیت الله مجتبای فقیه، در این بعد با اجتهادی جامع به همه ابعاد مسئله پرداخته و وقتی به بیان حکم می رسیدند، چنان حکم را متقن بیان می نمودند که هیچ نکته و شبهه ای در مسئله باقی نمی ماند. نکته جالب و منحصر به فرد در درس ایشان این بود که تقید داشتند به غیر از فقه و اصول، به درس تفسیر بپردازند که این خود، دلالت بر درک صحیح ایشان بود؛ چرا که به تعبیر حجت الاسلام قرائتی، «متأسفانه در حوزه های علمیه، دروس مکاسب و عروه و کفایه از درس تفسیر و حدیث بیشتر است.» اما ایشان ضمن بیان درس مستقل تفسیر، آن هم به سبک «القران بالقران» در درس فقه و اصول نیز بیشترین بهره را از کتاب و سنت در درس خویش داشته و این نیست مگر بر اساس آیه ی «ان هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم»
۳- عدالت
در آن حدیثی که یکی از مبانی اثبات ولایت فقیه است، امام حسن عسگری(ع) در حالات فقیه بیان می فرماید: «من کان من الفقها صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا لهواه، مطیعا لامر مولاه فللعوام أن یقلدوه.»
صیانت نفس مهمترین شاخصه یک فقیه است؛ چنانچه آیت الله یزدی در خاطره ای بیان فرموده اند که وقتی محضر مقام معظم رهبری در باب خصوصیات جانشین ایشان در مجلس خبرگان مسائلی مطرح شد، ایشان تأکید خاصی به سلامت مالی داشتند و در هیچ مسئله ای، مثل این امر حساس نبودند.
مقوله عدالت، در ابعاد تقوای فردی، اجتماعی و سیاسی است. آقا مجتبای فقیه نیز در این مدتی که حقیر دورادور با ایشان آشنا هستم و برخی خواص که از نزدیک با ایشان حشر و نشر داشتند، شهادت می دهند که به هیچ وجه در سلوک فردی و اجتماعی و سیاسی ایشان، نه تنها هیچ نقطه منفی ای رؤیت نشده، بلکه هیچ شبهه ای نیز دیده نشده است. واضح است که ملکه عدالت دارای سلسله مراتبی است و اینکه ولی امر امت در نقطه اوج و قله عدالت باشد، ضروری است و بنده به عنوان یک طلبه حقیر شهادت میدهم که این خصوصیت را بنحو اکمل و اتم موضوع، ایشان دارا می باشند.
۴- بینش سیاسی و مدیر و مدبر بودن
اداره ایران اسلامی و رهبریت جهان اسلام، باید بر عهده کسی باشد که بتواند در همه صحنه ها و لحظه ها با توکل به ذات احدی و توسل به ساحت قدسی حضرت حجت، این امت را به نحو صحیح راهبری نماید؛ بویژه نظام اسلامی که در این پیچ تاریخی و در این دریای متلاطم، نیازمند سکانداری است که افق را خوب شناخته و در هر لحظه و آنی به تناسب، موضع امام گونه اتخاذ نماید.
حضرت آیتالله سید مجتبی خامنه ای، فردیست که چند دهه به عنوان دستیار و مالک اشتروار در کنار امام شهیدمان بوده و به عنوان امین ترین مشاور در همه لحظه ها، کمک کار آن علی زمان بود و حالا که تکلیف بر ایشان محول گردیده، چنانچه در سیره پدر شهیدشان بوده، «فاستقم کما امرت»، به بهترین وجه، این کشتی نوح را راهبری خواهند نمود و واقعا چه کسی در طراز امامین انقلاب در حال حاضر جز این بزرگوار هست که بتواند این بار امانت را به دوش کشد؛ چنانچه دوست و دشمن اعتراف دارند که هیچ کس نه تنها به اندازه ایشان حتی قریب به ایشان، این وسعت وجودی را ندارد که این امر را به ساحل آرامش برساند.
۵_ اخلاق و تواضع
غالبا وقتی کسی به منصب و مقامی می رسد، اطرافیان وی بیشتر از او، جو ریاست گرفته تا جایی که این حالت، با خلقشان امتزاج گشته و به مرور زمان جزء ذات اخلاقی فرد می گردد.
آنچه که این عزیز را از دیگران متمایز می نماید، این است که در ایشان ذره ای نشان از آقازادگی(به مفهوم مصطلح عرفی آن) دیده نمی شد؛ با اینکه ایشان از اوایل نوجوانی، پدر بزرگوارشان در مقام ریاست جمهوری و ۳۷ سال در مقام فرماندهی جامعه بودند. بلکه در همه لحظات، ادب و تواضع و در عین حال اخلاق نبوی در کلام و بیان و رفتار ایشان مشهود بوده و بنده نیز خود شاهد بودم که خود را فقط به عنوان یک طلبه خطاب می نمودند، با آنکه آن جایگاه عظیم پدر و عظمت علمی و فقهی را دارا بودند، افتخارشان این بود که خود را به عنوان یک طلبه معرفی نمایند.
در اینجا جا دارد خاطره ای که خود شاهد آن بودم بیان نمایم: «روزی یکی از عزیزان در مورد یکی از ارگانهای زیرمجموعه بیت رهبری، نکته ای بیان نمود و ایشان بلافاصله بیان فرمودند که بنده در کار ارگانها دخالتی نمیکنم، من فقط یک طلبه هستم و به درس و بحث مشغولم و اعتقادشان این بود که همه چیز از مجرای قانونی و اداری خود حل شود و دخالت و سفارشی در این امور نداشتند، الا مواردی که دستور ولایت بود یا شرعا احساس می کردند که باید به ولی امر اطلاع دهند.
نزدیکی ایشان به رهبری عزیز شهیدمان، نکته دیگری است که همه به آن اذعان دارند و نمونه آن اینکه بعد از شهادت حاج قاسم(که همه می دانستند اعلام این خبر به رهبری چقدر باعث تألم خاطر ایشان می گردد)، در اینجا نیز ایشان خبر شهادت را به رهبری عزیز اطلاع دادند.
اما نکته آخر:
اینکه برخی یاوه گویان در این مدت، چنان به شبهه در شیپور خویش می دمند که چرا فرزند رهبری به جای ایشان مقام رهبری را دارا شوند؟! مگر حکومت اسلامی نیامده که بساط چنین امری را برچیند؟! جواب اینکه اولا: این امر در حکومت طاغوتی است که با مرگ شاه، فرزند ذکور ارشد ولو هیچ نقطه مثبتی نداشته باشد، جانشین پدر هست، چنانچه فرح پهلوی در مستندی می گوید: «وقتی به شاه در زمانی که از ایران فرار کرده بود، گفتند: حالا استعفا بده. گفت: من چکاره ام؟! اگر نباشم، پسرم و نبود، پسر و دختر بعدی تا ...
اما در حکومت اسلامی، مبنا لیاقت است؛ چنانچه در زمان ارتحال امام نیز بلافاصله فرد دیگری(غیر از خانواده امام خمینی) مسئولیت راهبری را به عهده گرفتند.
همان طور که در سابق اشاره شد، همه ی عقلای جامعه اذعان دارند که مناسب ترین و لایق ترین فرد برای امامت جامعه، آیت الله سید مجتبی خامنه ای هستند و ایشان تنها فردی هستند که در طراز امامین انقلاب می باشند. پس چرا فقط به خاطر اینکه چنین شخصیتی فرزند رهبری است، جامعه از ظرفیت وجودی ایشان محروم گردد؟! چنانچه اگر ایشان کوچکترین ضعفی داشت، دشمنان قسم خورده انقلاب، این همه تلاش نمی کردند که حضرت ایشان، راهبری جامعه را بر عهده نگیرند!
تمامی گرگان و سگان و روبهان عالم به دنبال اینند و می گویند که هر کس که باشد، می پذیریم اما ایشان نه. چون می دانند فقط با وجود ایشان در حال حاضر است که به اهداف شوم خود نمی رسند و چنانچه در خبرها هم آمد، بن سلمان ملعون میلیاردها دلار تعهد به ترامپ خبیث نموده که تلاش نماید ایشان در این مصدر نباشد. پرواضح است که می داند با حضور ایشان، ایران در بهترین مسیر خود، حرکت نموده و دوران طلایی خویش را با حضور ایشان طی خواهد نمود.
ضمن اینکه در مقوله ولایت فقیه، انتخاب، موضوعیت ندارد، بلکه موضوع، کشف شرایط است که خبرگان، آن را کشف می کنند، نه انتخاب.
در این ایام، پدر امت، صدها میلیون ایرانی و مستضعفین جهان را با شهادت جانکاه خویش یتیم نمودند. این داغ برای ما که به مانند داغ عزیزترین کسانمان است، برای سید ما، آقا مجتبای عزیز، که قلب مبارکشان در این غم جانکاه امت، با از دست دادن این چنین پدر و مادر و همسر و فرزند و خواهر و همشیره زادگان بسیار محزون است، بسی دردناک تر است. از خدای خویش و از ذوات مقدسه می خواهیم که صبر سجادی و زینبی در این ایام به ایشان عنایت فرماید.(ضمن اینکه شهادت مظلومانه این بزرگواران، فضلی بیشتر بر فضائل کثیره و کوثره ایشان افزون نمود که این امر، نشانگر طهارت باطنی و زندگی علی گونه و شهادت حسینی وار این بیت جلیل می باشد.
در خاتمه، در این شب های قدر، همه از خدای منان بخواهیم تا این پرچم پر عزت جمهوری اسلامی ایران به دست توانای خامنه ای ثانی به صاحب واقعی اش، مهدی صاحب الزمان(عج) تقدیم گردد.
دکتر حجت ملکی
استاد حوزه علمیه قم و نجف
ارسال نظرات