۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۴۱
کد خبر: ۸۰۹۹۹۸
یادداشت؛

سایه‌نشینی آگاهانه؛ سیمای شخصیتی رهبر سوم انقلاب

سایه‌نشینی آگاهانه؛ سیمای شخصیتی رهبر سوم انقلاب
در میان تمام ویژگی‌های شخصیتی رهبر سوم انقلاب، آنچه بیش از هر چیز درخشش دارد، منشِ فروتنانه و تمایلِ آگاهانه به پرده‌نشینی است.

به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، در میان تمام ویژگی‌های شخصیتی رهبر سوم انقلاب، آنچه بیش از هر چیز درخشش دارد، منشِ فروتنانه و تمایلِ آگاهانه به پرده‌نشینی است. طی بیش از سه دهه همراهی نزدیک با رهبر شهید، او همواره در حاشیه‌ قدرت ایستاده اما در متنِ تأثیر بوده است. بررسی سیره عملی او نشان می‌دهد، با وجود جایگاه رفیع علمی و اعتبار معنوی در میان عالمان حوزه و شخصیت‌های سیاسی و نظامی، هیچ کوششی برای عرضه‌ی خویش به صحنه عمومی یا ساخت‌وساز چهره‌ای رسانه‌ای صورت نگرفت. این بی‌میلیِ ساختاری نه از کمبود ظرفیت، بلکه از نوعی پارسایی سیاسی و باور درونی به کار در سایه سرچشمه می‌گرفت.

در کنار این خویشتن‌داری، باید به روحیه و منش رهبر شهید نیز اشاره کرد؛ او به‌شدت از بهره‌گیری خانوادگی از قدرت پرهیز می‌داد و ذکر نام نزدیکان در میدان سیاست را مذموم می‌دانست. با این‌همه، جایگاه علمی و نقش فکری رهبر سوم در عرصه‌های مشورتی و نظری برای رهبر شهید، فراتر از پیروی صرف از این سیاست بود. در واقع، پرهیز او از حضور آشکار در صحنه، نه یک انفعال، بلکه حرکتی سنجیده و مستمر با نیتی الهی به شمار می‌رفت. پایداری در این خودپوشی، نشانی از ورع سیاسی و زهد نسبت به قدرت بود؛ زیرا پنهان نگه داشتن چنین سهمی از نقش‌آفرینی، به‌مراتب دشوارتر از ظهور و خودنمایی معمول است.

امتداد مکتب مقاومت

ترور رهبر شهید، بی‌هیچ تردیدی، تلاشی برای گسستن زنجیره‌ی مقاومت و خاموش کردن شعله‌ی اندیشه‌ی ایستادگی در برابر سلطه بود. آنچه دشمنان را از وجود او در هراس می‌داشت، مدیریت عالمانه و پیچیدۀ وی در مهندسی جبهه مقاومت، به‌ویژه در گستره‌ی غرب آسیا بود. محاسبات قدرت‌های بزرگ، بارها در برابر درایت و عمق نگاه او فروپاشیده بود.

از همین رو حذف او را پایان پرهزینه‌ترین رویارویی خود می‌انگاشتند. اما انتخاب رهبر سوم، تمام این تصور را در هم شکست. گفتمان مقاومت نه‌تنها دچار رخنه نشد، بلکه در قالبی جوان‌تر و در پیوندی اندیشیده‌تر با بنیان فکری رهبر شهید، استمرار یافت.

رهبر جدید، نه صرفاً جانشین سیاسی، بلکه وارث مکتب و احیاگر روح مقاومت در معنای تمدنی آن شد. از همین منظر، بیانیه‌ها و مواضع اخیر او نشانی از بازآفرینی و نوسازی این گفتمان دارد؛ گویی مقاومت از نو زاده شده اما این بار در هیئت نسلی تازه‌نفس و مصمم‌تر. امروز، مکتب مقاومت در دل ساختار رسمی نظام سیاسی، تثبیتی تاریخی یافته و نقدها و انکارهایی که روزگاری پرصدا بود، اکنون در سکوت فرو رفته است.

گزینش اجتماعیِ هدایت؛ پیوند عقل و محبت

پس از شهادت رهبر انقلاب، جامعه در میان غم‌ و حیرت، بیش از هر چیز از آینده رهبری نگران بود. دل‌ها در سوگ نشسته بود و ذهن‌ها بیم از آن داشتند که راه طی‌شده به بی‌راهه رود. در چنین فضایی، هم‌زمان با آغاز بررسی‌های مجلس خبرگان، موجی از گرایش خودجوش مردمی به سوی رهبر سوم شکل گرفت؛ حس و ادراکی جمعی که پیش از اعلام رسمی، نوعی بیعتِ عقلانی و عاطفی رقم زد.

این هم‌نوایی میان تصمیم رسمی و استقبال اجتماعی، نشانه‌ای بود از پیوند درونی مردم با ایمان و باورشان به استمرار همان خط مقاومت و هدایت الهی. چنین کششی را نمی‌توان به تبلیغات یا سیاست‌ورزی نسبت داد؛ ریشه‌ی آن در همان سنت دینیِ “مودّت اولیاء” و گرایش فطری دل‌های مؤمن به صاحب ولایت است.

در واقع، آنچه مردم را به رهبر سوم جذب کرد، نه صرف آگاهی سیاسی، بلکه درکی دینی از تداوم مسیر ولایت و تجلی همان معنایی بود که رهبر شهید بارها یاد کرده بود: «دل‌ها به دست خداست». در این معنا، انتخاب او بیش از آنکه محصول سازوکارهای مرسوم سیاست باشد، تجلی عقلِ ایمانی و درخشش باطن امت در پیوند با ولیّ زمان خود بود.

ارسال نظرات