۰۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵
کد خبر: ۸۱۰۴۶۷

عبور از طوفان؛ روایت قرآنیِ پیروزی در دل بحران‌ها

عبور از طوفان؛ روایت قرآنیِ پیروزی در دل بحران‌ها
مسیر عبور از طوفان‌ها روشن است. جامعه‌ی مؤمنِ امروز، با تکیه بر این چهار آیه، نه با شهادت رهبرانش متوقف می‌شود، نه داغِ از دست دادن‌ها او را منفعل می‌کند، نه در برابر جنایات دشمن احساس ضعف می‌کند و نه مرعوبِ عملیات روانی ابرقدرت‌ها می‌شود.
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، گاهی در مسیر دفاع از حق، گردبادهایی می‌وزد که چشم‌انداز را تیره و تار می‌کند. روزهایی که اخبار تلخ بمبارانِ ناجوانمردانه، ترور فرماندهان و فقدان رهبران شجاع، به صورت پیاپی مخابره می‌شود. در چنین شرایطی، ماشین جنگ روانی دشمن با تمام قوا به میدان می‌آید تا با تولید کلیدواژه‌هایی چون «شکست»، «اجماع جهانی علیه شما» و «قدرت بلامنازع دشمن»، اراده‌ها را فلج کند. اما آیا این اولین بار است که جبهه حق با چنین طوفانی مواجه می‌شود؟ نگاهی به تاریخ اسلام، به‌ویژه حوادث سخت و جان‌کاهِ جنگ اُحد، نشان می‌دهد که قرآن کریم برای مدیریت بحران، عبور از شوک و رسیدن به پیروزی قطعی، یک نقشه راهِ چهار مرحله‌ای، دقیق و مبتنی بر روان‌شناسیِ انسانِ مؤمن ارائه کرده است. نقشه‌ای که امروز نیز، تنها راه نجات ماست.
 
گام اول: مهار شوک و تثبیتِ لنگرگاهِ عقیده
 
نخستین هدف دشمن در ترور رهبران و فرماندهان، ایجاد گسست، ناامیدی و توقف مسیر است. در جریان جنگ احد، هنگامی که شایعه‌ی کشته شدن پیامبر اکرم (ص) در میدان نبرد پیچید، زلزله‌ای در میان لشکر اسلام افتاد. عده‌ای سلاح بر زمین گذاشتند، گروهی پا به فرار گذاشتند و حتی برخی به فکر گرفتن امان‌نامه از ابوسفیان افتادند.
 
درست در همین نقطه، قرآن کریم برای مهار این شوک روانی، با لحنی عتاب‌آلود اما بیدارکننده می‌فرماید: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ» (آل‌عمران/۱۴۴). خداوند به مؤمنین یادآوری می‌کند که توحید، قائم به شخص نیست. نوح پس از نه قرن ابلاغ رفت، یوسف نماند و ابراهیمِ بت‌شکن به ملکوت پیوست. راز بقای مکتب حق در این نکته کلیدی است که با رفتنِ پرچم‌دار، پرچم بر زمین نمی‌ماند.
 
امروز نیز اگر رهبری عزیز و فرماندهی بزرگ از میان ما می‌رود، جامعه اسلامی باید بداند که خداوند، مسیر را به پیش خواهد برد. چنانکه علی (ع) پروانه‌وار و حماسی از جان پیامبر دفاع می‌کرد، و یاران فداکارش بر سر فراریان فریاد زدند: «اگر محمد کشته شد، خدای محمد که زنده است!». در عصر غیبت نیز، حجت خدا در زمین حضور دارد و مؤمنانِ متکی به ولایت، حتی لحظه‌ای به عقب‌نشینی فکر نمی‌کنند.
 
گام دوم: تغییر پارادایم از «فقدان» به «حیاتِ فعال»
 
پس از تثبیتِ قدم‌ها در میدان، نوبت به التیامِ داغِ از دست دادن‌ها می‌رسد. نگاه مادی، مرگ را پایان و شهادت را به معنای «از دست دادنِ سرمایه» می‌داند. اما قرآن در گام دوم، عینکِ محاسباتی ما را تغییر می‌دهد: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» (آل‌عمران/۱۶۹). رهبر شهید انقلاب، این مفهوم را با تعبیر بی‌نظیرِ «مرگ تاجرانه» تبیین می‌کردند. جانِ آدمی در این دنیا مانند قالبی از یخ است که چه بخواهیم و چه نخواهیم، قطره‌قطره آب می‌شود و از بین می‌رود. در این میان، شهادت، فروختنِ این سرمایه‌ی رو به زوال، به بالاترین قیمت و به بهترین خریدار (خداوند) است.
 
قرآن تأکید می‌کند که شهدا نه تنها نمرده‌اند، بلکه در عالم اثری ویژه و حیاتی فعال‌تر از گذشته دارند. آن‌ها سرمست از پاداش الهی‌اند و به جای آنکه ما برای رفتنشان غصه بخوریم، آن‌ها در حال بشارت دادن به ما هستند (وَيَسْتَبْشِرُونَ). پیام روشنِ خون شهدا به کسانی که در میدان مانده‌اند این است: «نترسید، در این مسیر نه بیمی است و نه اندوهی.» (آل عمران/170) درکِ این حقیقت، فضای روانی جامعه را از حسِ انفعال و خسران، به ابتهاج، امید و غبطه تبدیل می‌کند.
 
گام سوم: بازیابی غرور و درکِ دستِ برتر
 
هنگامی که مؤمنین فهمیدند مسیر توقف‌ناپذیر است و شهدا نیز پشتیبانِ آن‌ها هستند، زمانِ تزریقِ روحیه حماسی فرا می‌رسد. با وجود ضرباتی که دشمن وارد کرده، آیا ما شکست خورده‌ایم؟ صریح‌ترین پاسخ را خداوند در آیه ۱۳۹ آل‌عمران می‌دهد: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (سستی نکنید و اندوهگین نشوید که شما دست برتر را دارید، اگر مؤمن باشید). شاید در نگاه سطحی، تخریبِ زیرساخت‌ها یا شهادتِ نیروهای خودی، نشانه شکست تلقی شود. اما قرآن پرده از یک سنت الهی برمی‌دارد: «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ». اگر شما زخمی شدید، دشمن نیز زخم‌های کاری و تلفات سنگینی داده است.
 
این فراز و نشیب‌ها، طراحیِ خداوند برای خالص کردنِ جبهه حق و رسوا شدنِ جریان نفاق است. این سختی‌ها، نه نشانه‌ی غضب خدا بر مؤمنین، بلکه «مسیر طبیعی و قطعی برای نابودی کافران» (وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ) است. با این جهان‌بینی، بمباران‌ها و جنایات دشمن، نه نشانه قدرت او، بلکه دست‌وپا زدنِ موجودی است که در مسیر زوال قرار گرفته است. لذا مؤمنین حق ندارند با دیدن درنده‌خوییِ دشمنی که تاریخ، بزرگ‌تر از آن‌ها را به زباله‌دان فرستاده، روحیه خود را ببازند.
 
گام چهارم: کنشگری در میدان؛ سپر دفاعیِ «حسبنا الله»
 
در مرحله‌ی نهایی، دشمنِ ناکام در میدان نظامی، سلاحِ «ترس» را به کار می‌گیرد. فردای جنگ احد، منافقین و رسانه‌های دشمن به راه افتادند تا دل مسلمانان مجروح را خالی کنند: «مردم جمع شده‌اند تا کار شما را یک‌سره کنند، بترسید!». این دقیقاً همان کاری است که امروز با کلیدواژه‌هایی چون «لشکرکشی جهانی» و «تحریم‌های بی‌سابقه» انجام می‌شود تا اراده‌ها را پیش از هر اقدامی فلج کنند. پاسخ و سپر دفاعی قرآن در برابر این جنگ روانی چیست؟ ذکرِ استراتژیکِ «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» (خدا برای ما کافی است و او بهترین حامی است).
 
اما نکته حیاتی اینجاست که این ذکر، لالاییِ گوشه عزلت نیست؛ بلکه رجزخوانیِ وسطِ میدان است! خداوند کسی را که مجاهدت نمی‌کند، کفایت نخواهد کرد. «حسبنا الله» یعنی هنرمند، ورزشکار، فعال رسانه‌ای و مسئول دولتی، با وجود تمام فشارها، تحریم‌ها و تهدیدها، وارد میدان عمل شود و محاسباتش را بر اساس قدرتِ لایزال الهی تنظیم کند، نه قدرت پوشالی دشمن. این همان باوری است که طوفان طبس را رقم زد، خرمشهر را با دست خالی آزاد کرد و پیش از همه، زینب کبری (س) را در عصر عاشورا و در کاخ یزید، چنان استوار نگه داشت که با دستانی بسته، بر هیمنه‌ی پوشالیِ ظالمان تاخت و فرمود: «جز زیبایی چیزی ندیدم.»
 
مسیر عبور از طوفان‌ها روشن است. جامعه‌ی مؤمنِ امروز، با تکیه بر این چهار آیه، نه با شهادت رهبرانش متوقف می‌شود، نه داغِ از دست دادن‌ها او را منفعل می‌کند، نه در برابر جنایات دشمن احساس ضعف می‌کند و نه مرعوبِ عملیات روانی ابرقدرت‌ها می‌شود. ما در میدان عمل ایستاده‌ایم، کارِ لازم را انجام می‌دهیم و با تمام وجود فریاد می‌زنیم: خدا برای ما کافی است.
 
سید محمد رضا هاشمی
ارسال نظرات