۰۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۹
کد خبر: ۸۱۰۵۶۴

شکست دوباره بهائیت در آزمون وفاداری!

شکست دوباره بهائیت در آزمون وفاداری!
تهران - حجت الاسلام کامل نواب در یادداشتی به نقد بهائیت در آزمون وفاداری در شرایط جنگ و حمله دشمن پرداخت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در تهران، حجت الاسلام امیرحسین کامل نواب، پژوهشگر  فرق و ادیان در یادداشتی به نقد فرقه بهائیت در شرایط فعلی ایران پرداخت.

متن این یادداشت از قرار زیر است:

شکست دوباره بهائیت در آزمون وفاداری!

وقتی پای جنگ و حمله خارجی به میان می‌آید، اهالی یک منطقه یا یک کشور معمولاً یک آزمون بزرگ را تجربه می‌کنند؛ آزمون وفاداری، همدلی و هم‌سرنوشتی با یکدیگر. در چنین لحظاتی، بسیاری از اختلاف‌ها کنار گذاشته می‌شود و آنچه برجسته می‌شود دفاع از وطن و محکومیت جنگی است که جان بی‌گناهان را می‌گیرد و خرابی و ویرانی به بارمی آورد.

اما گاهی رفتار برخی گونه های انسانی، نه‌تنها به همبستگی ملی کمک نمی‌کند، بلکه پرسش‌های جدی درباره نسبت آنان با سرنوشت مردم همان سرزمین و هم پیمانی با مخالفین ایجاد می‌کند. ماجرای مواضع رسانه‌ها و فعالان وابسته به بهائیت در جریان جنگ اخیر، یکی از همین موارد است که به بحثی جدی در فضای رسانه‌ای تبدیل شده است.

در چند روز گذشته، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، علاوه بر خسارت‌های زیادی که به شهرها وارد شده است، تلفات انسانی دردناکی نیز بر جای گذاشته است. تصاویر و گزارش‌هایی که از مناطق مختلف منتشر شد، از جمله خبر کشته شدن 150 کودک مدرسه‌ای در میناب، افکار عمومی را به شدت متأثر کرده است. 

در چنین فضایی انتظار طبیعی این بود که همه جریان‌هایی که خود را بخشی از جامعه ایران می‌دانند، دست‌کم در سطح انسانی، این حملات را محکوم کنند و در کنار مردم بایستند. اما آنچه از سوی رسانه‌ها و نهادهای نزدیک به بهائیان دیده شد، چیز دیگری بود.در حالی که مردم ایران در شوک شهادت عزیزانشان بودند، بسیاری از رسانه‌های مرتبط با این تشکیلات نه‌تنها حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم نکردند، بلکه تلاش کردند ریشه همه وقایع را به سیاست‌های ایران نسبت دهند.

به بیان دیگر، در روایت رسانه‌های بهائی، حتی زمانی که بمب های امریکایی-اسرائیلی بر سر مردم فرود می‌آید، باز هم انگشت اتهام در نهایت به سمت ایران برمی‌گردد. این نوع روایت‌سازی های دروغین، بیش از آنکه تحلیل سیاسی باشد، شبیه تکرار همان ادبیات مستکبران گذشته تا به امروز است که حضرت علی (ع) را قاتل عمار می دانستند چرا که او را به جنگ صفین آورده بود! نه معاویه که این صحابه عالیقدر پیامبر اکرم (ص) را به شهادت رسانده!

از سوی دیگر، نحوه پوشش خبری آسیب های مردمی نیز خود گویای اولویت‌های رسانه‌ای این جریان است. در میان خبرهای متعدد درباره قربانیان جنگ، تنها موردی که در برخی رسانه‌های بهائیان بازتاب یافت، خبر کشته شدن یک شهروند بهائی در تهران بود. حتی در همان گزارش‌ها نیز خبری از محکومیت عاملان حمله دیده نشد و بار دیگر روایت غالب این بود که شرایط به‌وجودآمده، نتیجه سیاست‌های ایران است!

برای افکار عمومی، این نوع موضع‌گیری یک پیام روشن دارد: دغدغه اصلی سازمان سیاسی بهائیت رنج مردم ایران و هموطنانشان نیست.این رفتار رسانه‌ای در حالی رخ می‌دهد که در ادبیات رسمی بهائیت، مفاهیمی مانند «وحدت عالم انسانی» و «صلح جهانی» به‌طور مکرر تکرار می‌شود.

اما وقتی در یکی از روشن‌ترین مصادیق ظلم یعنی شهادت مظلومانه کودکان دبستانی هیچ موضعی علیه عاملان خارجی اتخاذ نمی‌شود، این شعارها بیشتر ادبیاتی تزئینی به شمار می آید.وقتی که بهائیت در این روزها که ایران و مردم این سرزمین با هر اعتقادی هدف حملات ددمنشانه دشمن قرار گرفته‌اند، نه‌تنها همدلی نمی کند، بلکه همسو با رسانه‌های معاند به پوشش اخبار غلط می پردازد، طبیعی است که این رفتارهای پرتکرار در تاریخ، در ذهن ایرانیان به‌عنوان نوعی خیانت به میهن و هم‌وطنان تعبیر می شود.

در نهایت باید توجه کرد که در جنگ کنونی مسئله فقط اختلاف عقیدتی یا سیاسی نیست. موضوع اصلی به یک اصل ساده بازمی‌گردد: در لحظه‌ای که مردم یک کشور زیر آتش جنگ قرار دارند، انتظار حداقلی این است که هر جریان مدعی انسان‌دوستی و صلح، بدون اما و اگر، در کنار مردم بایستد و خشونت علیه آنان را محکوم کند./933/

ارسال نظرات