صفحه ای تازه با رنگ خون
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، گویی تاریخ، بار دیگر ورق خورد و صفحهای تازه از حماسه گشوده شد. در آن روز، زمین تنها خبر یک شهادت را نشنید؛ زمین، صدای شکستن هیبت یک عصر را شنید. مردی از تبار ایمان، مردی که سالها پرچم مقاومت را بر دوش کشیده بود، به کاروان شهیدان پیوست. خون او، همچون جوهری سرخ، بر حاشیه تاریخ نوشت راه حق هرگز بیوارث نمیماند.
دشمنان گمان کردند با آتش جنگ، با هیاهوی بمبها و با غرور آهنین ناوهایشان میتوانند روح یک ملت را درهم بشکنند. آمریکا و اسرائیل، با همان غروری که فرعونها و نمرودها داشتند، به میدان آمدند. اما تاریخ هزاران بار نشان داده است که قدرتِ بیحقیقت، همچون سایهای است در برابر خورشید.
ایران اما سرزمینی عادی در جغرافیا نیست. ایران خاطرهای زنده از کربلاست. در این خاک، مادران هنوز لالاییهایشان را با نام شهیدان میخوانند. پدران هنوز به فرزندانشان میآموزند عزت را نمیتوان معامله کرد. شهادت آن مرد، پایان یک راه نبود. آغاز انفجاری در دل تاریخ بود. ملتی که سالها در مکتب صبر و ایمان تربیت شده بود، ناگهان همچون دریایی برخاست. موجهایش از مرزهای جغرافیا عبور کرد.
آن روز، نه فقط ایران، که دلهای بسیاری در جهان فهمیدند ماجرا تنها یک جنگ نیست. این همان جدال قدیمی است؛ جدال نور و تاریکی. جدال انسان و سلطه. دشمنان، نقشههای نظامی داشتند. اما ملتها نقشهای عمیقتر در دل داشتند: نقشه بیداری. اینگونه شد که خون یک شهید، چنان که همیشه در تاریخ بوده است، به جای آنکه خاموشی بیاورد چراغهای بیشتری روشن کرد.
شاید آنان که جنگ را آغاز کردند گمان میبردند تاریخ را مینویسند؛ اما تاریخ را همیشه شهیدان نوشتهاند. اکنون، در سکوت شبهای این سرزمین، در نگاه جوانانی که به افق مینگرند، میتوان صدایی را شنید. صدای آیندهای که از دل همین رنجها متولد میشود. زیرا سنت خدا چنین است: هرگاه خون مظلومی بر زمین ریخته شود، جهان یک گام دیگر به حقیقت نزدیکتر میشود.
سیدعلی مرتضوی؛ دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)