تبیین مشروعیت عملیات علیه پایگاههای آمریکا در منطقه
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، منشور ملل متحد در ماده ۵۱، «حق ذاتی دفاع مشروع» را در صورت وقوع یک حمله مسلحانه علیه یک عضو ملل متحد، به رسمیت شناخته است. دفاع مشروع از استثنائات توسل به زور است که علیه تمامیت ارضی یا استقلال و یا حاکمیت دولت امکانپذیر است. یکی از مظاهر حاکمیت دولت، امکاناتِ نظامی آن است که میتواند هدف مشروع قرار گیرد.
زمین پایگاههای نظامی یک کشور در کشوری دیگر یا تحت مالکیت و یا تحت اجاره دولت خارجی است. در هر دو حالت زمین تحت حاکمیت دولت میزبان باقی است و ممکن است این سؤال مطرح شود که حمله به این پایگاهها تجاوز به سرزمین دولت میزبان محسوب نمیشود؟ تجاوز دولت خارجی که سبب دفاع مشروع شده است دو حالت دارد: یا با رضایت و حمایت دولت میزبان است و یا بدون رضایت آن دولت است.
در حالت اول؛ طبیعی است که دولت میزبان نیز شریک در تجاوز محسوب میشود و میتواند مورد هدف دفاع مشروع قرار گیرد. این موضوع در بند f ماده 3 قطعنامه تعریف تجاوز مجمع عمومی (شماره 3314 مورخ 1974) آمده است. اما در حالت دوم باید توجه داشت که حمله به خود تأسیسات نظامی در چارچوب دفاع مشروع امکانپذیر است اما این سؤال باقی است که آیا به طور همزمان به قلمرو هوایی و زمینی دولت میزبان هم تجاوز شده است؟ قاعده اصل عدم استفاده زیان بار از سرزمین یکی از اصول حقوق بینالملل است و این تعهد شکلی از تعهد به پیشگیری در اقدامات مضر به کشور دیگر از داخل سرزمین کشور مورد نظر است.
همانطور که طبق قطعنامههای مختلف کشورها بايد از رضايت دادن به استفاده از سرزمين خود برای فعاليتهای تروريستی خودداری نمايند؛ این تعهد میتواند نسبت به دولتهای متجاوز نیز تعمیم یابد چون هر دو جرم بینالمللی است. لذا نفس چنین مدارایی با دولت متجاوز یک تخلف بینالمللی است. هرچند امکان دفاع مشروع علیه دولت میزبان وجود ندارد، اما ضرورت مقابله با دولت متجاوز که اقدام به حمله مسلحانه کرده است، وجود دارد. جمع میان این دو ضرورت یعنی احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت کشور میزبان از یک سو و حق حفظ امنیت دولت قربانی و حق مبارزه با متجاوز از سوی دیگر، موجب توجه به نظریاتی چون جنگ محدود (Limited war) یا توسل به زور مادون جنگ (Use of force short of war) یا دفاع مشروع محدود (limited self-defence) میشود. توضیح آنکه در توسل به زور غیر از اقدام عینی نظامی یک عنصر معنوی به معنای قصد سوء و تجاوز وجود دارد.
به طور مثال، چنانچه هواپیمای جنگی یک دولت ناخواسته سقوط کند یا موشکی اشتباهاً پرتاب شود و به سرزمین دولت دیگر اصابت کند، هیچ کس از آن تلقی به تجاوز نمیکند. در این حالت احتمالاً شاهد انفجار و آسیب هم باشیم اما آنچه اتفاق افتاده است، قطعاً تجاوز به کشور میزبان نیست. دیوان بینالمللی دادگستری نیز در قضیه سکوهای نفتی به عنصر قصد حمله توجه میکند در جایی که بیان میکند برخورد مینهای دریایی با کشتی بریجتون با «قصد صدمه» به آن کشتی اثبات نشد. بنابراین اگر این تحرکات نظامی بدون قصد آسیب به حاکمیت دولت میزبان اما علیه پایگاه نظامی دولت متجاوز در آن کشور انجام شود، نمیتواند تجاوزی به دولت میزبان تلقی شود که با قصد آسیب به حاکمیت آن دولت انجام میشود. این نظر با قواعد ضرورت و حق ارتفاق نیز هماهنگی دارد.
طبق قاعده ضرورت دولت میتواند برای حفظ حیات خود برخی تعهدات بینالمللی خود را که متضمن توسل به زور نباشد، نقض نماید که میتواند به طور مثال نقض حاکمیت هوایی و زمینی یک دولت بدون توسل به زور که نیازمند عنصر معنوی است باشد. بر اساس حق ارتفاق نیز دولت میتواند برای استیفای حق ذاتی دفاع مشروع از مسیر هوایی و زمینی دولتهای مجاور عبور نماید تا بتواند به هدف خود که حق دفاع مشروع است نائل شود.
بنابراین در حمله به پایگاههای نظامی امریکا در کشورهای منطقه شامل عربستان، بحرین، امارات، قطر، اردن، کویت، عمان و عراق با استناد به قاعده عدم سوء استفاده از سرزمین، ضرورت و حق ارتفاق، توسل به زور بدون قصد تجاوز به دولت میزبان امکانپذیر است. علاوه بر این میتوان گفت جمهوری اسلامی ایران با تروریستی دانستن نیروی سنتکام به تعهد مشروع مبارزه با تروریسم در سرزمین دولتهای دیگر نیز اقدام میکند.
دکتر سید یاسر ضیایی دانشیار حقوق بین الملل