بعثت ملت ایران، پاسخ تاریخی به نظام سلطه است
اشاره: با توجه به تحولات اخیر در عرصه بینالملل و افزایش تعاملات فرهنگی میان کشورها، موضوع ارتباطات میانفرهنگی اهمیت ویژهای یافته است. در این راستا، خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، گفتوگویی با حجتالاسلام علیاصغر اسلامیتنها، استادیار گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع) انجام داده است تا نظرات ایشان را درباره مبانی نظری و کاربردی ارتباطات میانفرهنگی جویا شویم.
رسا ـ حجت الاسلام اسلامی تنها به عنوان مقدمه، میخواهیم بدانیم که ارتباطات میانفرهنگی دقیقاً به چه معنا است و چه تفاوتی با ارتباطات عادی دارد؟
ارتباطات میانفرهنگی یکی از حوزههای مهم علوم ارتباطی است که به بررسی تعاملات میان افراد، گروهها و جوامع با پیشینههای فرهنگی متفاوت میپردازد. در واقع، ارتباطات میانفرهنگی زمانی رخ میدهد که کنشگران ارتباطی از فرهنگهای مختلف با یکدیگر تعامل دارند.
تفاوت اصلی ارتباطات میانفرهنگی با ارتباطات معمولی در این است که در ارتباطات میانفرهنگی، علاوه بر عناصر معمول ارتباط مانند پیام، کانال، فرستنده و گیرنده، متغیرهای فرهنگی نیز نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند. این متغیرها شامل ارزشها، باورها، هنجارها، زبان، رسوم و سنتهای فرهنگی هستند که نحوه تولید، تفسیر و دریافت پیام را تحت تأثیر قرار میدهند.
رسا ـ شما در تحقیقات خود به دیالکتیکهای مختلفی در ارتباطات میانفرهنگی اشاره کردهاید. میخواهیم درباره این دیالکتیکها بیشتر توضیح دهید.
بله، یکی از مهمترین چارچوبهای نظری در ارتباطات میانفرهنگی، دیالکتیکهای ششگانهای است که توسط مارتین و ناکایاما ارائه شده است. این دیالکتیکها عبارتند از:
نخست، دیالکتیک فردی و فرهنگی: این دوگانه نشان میدهد که انسانها همزمان ویژگیهای مشترکی با دیگران دارند و در عین حال از جهت فردیت خود متمایز هستند. ارتباطات از منظر فرهنگی بودنش، اشتراکاتی با دیگران دارد و این پیوند از آن جهت شکل میگیرد که کنشگر در حال انجام فعالیت ارتباطی است. به عنوان نمونه، زنان گرایشهای رابطهای بیشتری دارند و تمایل به برقراری پیوند با دیگران دارند. این تفاوتهای جنسیتی در برقراری ارتباط مؤثر تأثیرگذار است.
دوم، دیالکتیک فرد و شخص: تفاوت میان فرد و شخص از مفاهیم مهم است. فرد در واقع نکره است اما شخص معرفه میباشد؛ یعنی فردی که شناخته شده است و ویژگیهای مشخص و متمایزکنندهای دارد. انسان ایرانی یا فرد ایرانی یک مفهوم مشترک است که به همه افراد ساکن در جهان اجتماعی ایرانی اطلاق میشود، برخلاف شخص که تشخص و تمایز دارد.
در فضای ارتباطات میانفرهنگی، ما با شخص و زمینهای که او در آن قرار دارد همزمان مواجه هستیم. باید به ویژگیهای زمینهای که فرد در آن ارتباط برقرار میکند توجه کافی داشت. گاهی این زمینه کاملاً متفاوت است؛ مثلاً یک بار در محیط دانشگاهی با یک فرد ارتباط میانفرهنگی برقرار میکنید و بار دیگر در مراسم اربعین با یک فرد عراقی ارتباط برقرار میکنید. زمینه فرهنگی، محیطی، خرد فرهنگی، ادراکی و رابطه همگی در ارتباطات میانفرهنگی تأثیرگذار هستند.
رسا ـ دیالکتیکهای دیگر را نیز توضیح دهید.
سومین دیالکتیک، شباهتها و تفاوتهاست. دو ارتباطگری که با هم تفاوت فرهنگی دارند، در نقطهای قرار میگیرند که کنش ارتباطی آنها با هم تفاوت فرهنگی دارد. هر وقت صحبت از تفاوت به میان میآید، یک شباهتهایی نیز وجود دارد و یک تفاوتهایی. به عنوان نمونه، زبان فارسی را در نظر بگیرید. زبان فارسی اشتراکاتی با مجموعه زبانهای هندو اروپایی دارد و در عین حال تفاوتها و تمایزهایی با زبانهای دیگر دارد. زبان فارسی با وجود اینکه از نظر نحوه نگارش متأثر از زبانهای هندو اروپایی است، نحوه نوشتارش را از زبانهای سامی گرفته و با حروف زبان عربی نوشته میشود. این تفاوتها و شباهتها همیشه هنگام برقراری ارتباط باید مورد توجه قرار بگیرد.
بیتوجهی به شباهتها ممکن است منجر به تعصب شود و منجر به قومگرایی و پدیدهای شود که از آن به عنوان استثناگرایی یاد میکنند. در عین حال که باید به تفاوتها توجه کرد، باید به شباهتها هم توجه کرد. از یک زاویه، ارتباطات میانفرهنگی پیوند تفاوتهاست. این پیوند شباهتها آسان است اما پیوند تفاوتها ممکن است دشوار باشد.
چهارمین دیالکتیک، پویایی و ایستایی است. الگوهای ارتباطی ارتباطگران ثابت هستند اما در طول زمان تغییر میکنند. وقتی فضای مهاجرت فرهنگی را در نظر بگیریم، مهاجران وقتی وارد جامعه میزبان میشوند، الگوهای ارتباطیشان تحت تأثیر فضای جدیدشان تغییر میکند. در عین حال ممکن است که در فضای جدید از ویژگیهای خودشان صیانت کنند. این تغییرات در طول زمان رخ میدهد.
یکی از پدیدههای مهم مطالعه ارتباطی، پدیده دیاسپوراست. دیاسپوراهای جمعیت یک کشور در فضای بیرون از قلمرو سرزمینی آن کشور قرار دارند. مثلاً ایرانیانی که در اروپا یا آمریکا زندگی میکنند، بخشی از مردم ایران هستند که به دلایل گوناگون اجتماعی یا سیاسی در فضای بیرون از قلمرو جغرافیایی ایران پراکنده شدهاند. این افراد متأثر از الگوهای ارتباطی ایرانی باقی میمانند و در مواجهه با پدیدههای ارتباطی جدید، الگوهای ارتباطیشان پویاییها و تغییرات خاصی خواهند داشت.
پنجمین دیالکتیک، تاریخ و حال یا گذشته و آینده است. از یک سو لازم است به نیروها و واقعیتهای معاصر که کنشهای متقابل ارتباطات میانفرهنگی دارند نگاه کنیم و وضعیت حالشان و بازیگر اکنون در وضعیت کنونی را بررسی کنیم. در سوی دیگر، به تاریخ و گذشته آن جامعه یا آن مردمی که با آنها روبرو هستیم توجه میکنیم. نمیتوان انسان را بدون توجه به میراث تاریخیش و بدون توجه به وضعیت شکلگیری در طول زمان بررسی کرد.
متأسفانه در تحلیلهای گوناگون، اشتباهات برخی کشورهای غربی این است که انسان ایرانی را به شکل تاریخی نمیشناسند. این یک اشتباه شناختی عمیق درباره انسان ایرانی است. آنها نتوانستند الگوی خودشان را با واقعیتهای ایران روبرو کنند. انسان غربی که وارد فضای ایران شده بود، انسان ایرانی را بدون تاریخ در نظر گرفته بود و از تاریخ گذشته انسان ایران اطلاعی نداشت.
ششمین دیالکتیک، مزایا و معایب است. مردمانی که در ارتباط میانفرهنگی درگیر میشوند، از برخی جهات مزیتهایی دارند و از برخی جهات هم محرومیتهایی دارند. وقتی وارد فضای مسافرت یا گردشگری میشوید، ممکن است توانایی مالی مسافرت را داشته باشید اما نتوانید به زبان بومیان صحبت کنید. مزایا و محرومیتها، امکانها و فرصتها و محدودیتها همگی باید مورد توجه قرار بگیرند.
رسا ـ شما به دو رویکرد انتقالی و آیینی در ارتباطات اشاره کردهاید. لطفاً توضیح دهید که این دو رویکرد چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
بله، یکی از مهمترین تمایزها در حوزه ارتباطات، تفاوت میان نگاه انتقالی و نگاه آیینی است. در رویکرد انتقالی، ارتباطات به عنوان انتقال پیام از فرستنده به گیرنده تلقی میشود. این نگاه خطی است که در آن پیام از نقطهای به نقطه دیگر منتقل میشود. در این چارچوب، ارتباطات فرآیندی یکسویه است که در آن فرستنده پیامی را از طریق کانالی ارسال میکند و گیرنده آن را دریافت میکند.
اما در نگاه آیینی یا تراکنشی، ارتباطات فرآیندی دوطرفه و تعاملی است. در این رویکرد، طرفین ارتباط به طور همزمان در حال تبادل پیام هستند و معنا در فضای تعاملی میان آنها خلق میشود. این نگاه، ارتباطات را صرفاً انتقال پیام نمیداند، بلکه آن را فرآیندی میداند که در آن معنا به صورت مشترک ساخته میشود.
تفاوت این دو نگاه در تحلیل وقایع اجتماعی نیز خود را نشان میدهد. مثلاً در بررسی تحولات اخیر اجتماعی، اگر با نگاه انتقالی نگاه کنیم، ممکن است تحلیل متفاوتی داشته باشیم تا زمانی که با نگاه آیینی یا تراکنشی به موضوع نگاه میکنیم. در نگاه انتقالی، باید اتصال دائمی و مسیر انتقال پیام کاملاً باز باشد تا ارتباط برقرار شود. اما در نگاه آیینی، ارتباط در فضای تعاملی و همزمان رخ میدهد.
رسا ـ در صحبتهای خود به مفهوم بعثت در متون دینی اشاره کردهاید. میخواهیم بدانیم این مفهوم چه ارتباطی با موضوع ارتباطات میانفرهنگی دارد؟
مفهوم بعثت یکی از واژگان کلیدی در متون دینی و به ویژه قرآن کریم است. این کلمه در آیات متعددی به کار رفته است. بعثت در اصل به معنای برانگیختگی و بیداری است. این مفهوم از یک حالت رکود و خوابیدگی خارج شدن و به جنبش و حرکت درآمدن را نشان میدهد.
در قرآن کریم، ما با تعابیر مختلفی از بعثت مواجه هستیم. مثلاً در سوره شمس، به بعثت انسان شقی اشاره شده است. همچنین در آیهای آمده که خداوند طالوت را به عنوان پادشاه برای بنیاسرائیل مبعوث کرد. در داستان اصحاب کهف نیز یکی از آنها مبعوث میشود تا برود شهر که غذا تهیه کند.
اگر بخواهیم این مفهوم را با یک تشبیه توضیح دهیم، میتوان گفت که بعثت مانند زغالی است که آتش گرفته و سرخ سرخ شده است. یک زغال سیاه اگر کنار زغال روشن قرار بگیرد، به تدریج سرخ شدگی و حرارت میگیرد تا جایی که با کوچکترین نسیمی آتش میگیرد. پیامبران الهی نیز وقتی پیام وحی را دریافت میکنند، دچار این حالت میشوند؛ آتش گرفتن درونی که منجر به تحول و انقلاب در وجود آنها میشود.
بعثت به معنای مأموریت نیز هست. وقتی کسی مبعوث میشود، یعنی به درجهای از کمال و رشد و فهم و درک و شعور رسیده است که میتواند مأموریتی را بر عهده بگیرد. این مأموریت میتواند الهی یا غیرالهی باشد. در قرآن، هم از بعثت الهی و هم از بعثت شیطانی یاد شده است.
رسا ـ این مفهوم چه کاربردی در تحلیل وضعیت فعلی جامعه ایران میتواند داشته باشد؟
این مفهوم میتواند چارچوبی برای تحلیل وضعیت فعلی جامعه ایران ارائه دهد. ما در حال حاضر با پدیدهای عظیم در عرصه ارتباطات میانفرهنگی روبرو هستیم. این پدیده در سطح جهانی رخ میدهد و ما با دشمنی مواجه هستیم که مرز مشترک جغرافیایی با ما ندارد.
در مواجهه با این تنش، ما با پدیدهای در سطح مردم مواجه هستیم و این مردم دارند با بعثتشان وارد گام جدیدی میشوند. این سؤال مطرح میشود که متعلق این بعثت چیست و این مردم مأمور به چه کاری هستند.
در واقع، مردم ایران میخواهند نه تنها خودشان را نجات دهند، بلکه جهان را نجات دهند. متعلق این بعثت این است که اینها قرار است الگوهای فطری را دفاع کنند، خانواده را دفاع کنند، از معنویت دفاع کنند، ارزشها را دفاع کنند. آنها در قالب مردم ایران ایستادهاند و در مقابل سیستم نابرابری اجتماعی و سیستم استکبار و فساد جهانی قرار گرفتهاند.
این تحلیل نشان میدهد که ما با پدیدهای روبرو هستیم که ریشه در تاریخ و فرهنگ ایران دارد و فراتر از یک واقعه زودگذر است. این بعثت، مردم ایران را وارد مرحله جدیدی کرده است که در آن نقش آفرینی آنها در عرصه بینالمللی بیشتر میشود.
رسا ـ به نظر شما، در شرایط فعلی چه راهکارهایی برای ارتباطات میانفرهنگی مؤثر وجود دارد؟
بر اساس آنچه که گفته شد، چند نکته کلیدی وجود دارد:
نخست، توجه به دیالکتیکهای ششگانه: باید در تحلیل ارتباطات میانفرهنگی، به هر شش دیالکتیک توجه کرد. این دیالکتیکها به ما کمک میکنند تا پدیدههای ارتباطی را به صورت جامعتر درک کنیم.
دوم، توجه به بُعد تاریخی: نباید فرهنگها و ملتها را بدون توجه به تاریخشان تحلیل کرد. هر ملتی میراث فرهنگی و تاریخی دارد که شکلگیری هویت فعلی آنها را توضیح میدهد.
سوم، توجه به شباهتها و تفاوتها: هم به شباهتها و هم به تفاوتها باید توجه کرد. بیتوجهی به هر کدام میتواند منجر به تعصب یا از دست دادن فرصتهای همکاری شود.
چهارم، انتخاب رویکرد مناسب: بسته به موضوع و شرایط، باید تصمیم گرفت که از کدام رویکرد - انتقالی یا آیینی - استفاده شود. هر کدام مزایا و محدودیتهای خود را دارند.
پنجم، توجه به مزایا و معایب: در هر موقعیت ارتباطی، باید مزایا و معایب را شناسایی کرد و بر اساس آنها تصمیمگیری کرد.
رسا ـ در پایان، توصیه یا پیامی برای علاقهمندان به حوزه ارتباطات میانفرهنگی دارید؟
بله. ارتباطات میانفرهنگی حوزهای گسترده و چندبعدی است که نیازمند توجه به متغیرهای متعدد فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و روانشناختی است. برای درک بهتر این حوزه، پیشنهاد میکنم که علاقهمندان به مطالعه کتب مرجع در این زمینه بپردازند. کتابهایی مانند آثار آقای جیمز نولیپ در این حوزه بسیار مفید هستند.
همچنین، پیشنهاد میکنم که در تحلیل مسائل ارتباطی، از یک بُعدی پرهیز کنیم و سعی کنیم تمام جوانب را در نظر بگیریم. در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که ارتباطات میانفرهنگی نه تنها یک علم نظری، بلکه یک مهارت عملی است که نیازمند تمرین و تجربه است.
رسا ـ تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید