مشاهده مشارکتی، عامل فهم پدیدههای اجتماعی / بدون حضور در میدان، علم تولید نمیشود
اشاره: درباره روشهای تحقیقات میدانی در حوزه علوم انسانی و شیوههای مطالعه پدیدههای اجتماعی، بهویژه حضور شبانه مردم در خیابانها، خبرنگار فرهنگی خبرگزاری، با حجتالاسلام کریم خانمحمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام گفتوگو کرده است. در این مصاحبه، این استاد دانشگاه به توضیح فنون چهارگانه مطالعات میدانی، تفاوت میان رویکردهای انسانشناختی و پدیدارشناختی، و همچنین اهمیت استفاده از ادبیات نظری در نگارش مقالات علمی پرداخته است. مشروح این گفتوگو در ادامه منتشر میشود.
رسا ـ در ابتدا بفرمایید که در حوزه علوم انسانی و به ویژه در مطالعات میدانی، چه روشهایی برای بررسی پدیدههای اجتماعی وجود دارد؟
در علوم انسانی، به ویژه در حوزه مردمشناسی و انسانشناسی، مهمترین روشی که برای بررسی پدیدههای اجتماعی وجود دارد، روش میدانی یا به تعبیر دقیقتر «فیلداستادی» است. این روش به ما اجازه میدهد که مستقیماً در محیط مورد مطالعه حضور یافته و پدیدهها را از نزدیک مشاهده و بررسی کنیم.
بسیاری از دانشجویان و پژوهشگران تصور میکنند که مشاهده به تنهایی یک روش تحقیقی است، در حالی که این یک اشتباه رایج است. مشاهده یک تکنیک یا فن است، نه روش. روش، چارچوب کلی تحقیق است و تکنیکها ابزارهایی هستند که برای اجرای آن روش به کار میروند.
رسا ـ یعنی تفاوت میان روش و تکنیک در چیست؟
تفاوت بسیار مهم است. روش، رویکرد کلی تحقیق را تعیین میکند. مثلاً وقتی میگوییم روش ما میدانی است، یعنی قصد داریم پدیدهها را در بستر واقعی و طبیعی آنها مطالعه کنیم. اما تکنیکها ابزارهای عملی هستند که برای اجرای این روش استفاده میشوند.
در روش میدانی، چهار تکنیک اصلی وجود دارد که پژوهشگر باید از آنها استفاده کند. این تکنیکها عبارتند از: مشاهده، مشارکت، مصاحبه و بررسی اسناد. هر کدام از این تکنیکها کاربرد خاص خود را دارند و در کنار هم، تصویر کاملی از پدیده مورد مطالعه ارائه میدهند.
رسا ـ میتوانید درباره هر یک از این تکنیکها توضیح بیشتری بدهید؟
البته. تکنیک اول، مشاهده است. در این تکنیک، محقق به عنوان ناظر وارد میدان شده و آنچه را که میبیند، ثبت میکند. این مشاهدات میتواند شامل رفتارها، تعاملات، فعالیتها و به طور کلی هر آنچه در میدان اتفاق میافتد، باشد. محقق باید دقیق و منظم یادداشتبرداری کند و در صورت امکان، فیلم یا عکس تهیه کند.
تکنیک دوم، مشارکت است. در اینجا محقق فراتر از ناظر بودن، خودش نیز در فعالیتها شرکت میکند. این نوع تحقیق، «مشاهده مشارکتی» نامیده میشود. محقق در کنار مردم قرار میگیرد، در فعالیتهای آنها شرکت میکند و تجربه زیسته آنها را از نزدیک درک میکند. این روش به محقق اجازه میدهد که عمیقترین لایههای فرهنگی و اجتماعی را درک کند.
تکنیک سوم، مصاحبه است. مصاحبه یک گفتگوی دوطرفه با هدف نزدیک شدن به حقیقت واقعیت است. محقق با افرادی که در میدان حضور دارند، گفتگو میکند و سعی میکند از دیدگاهها، تجربیات و تفسیرهای آنها آگاه شود. این تکنیک به ویژه برای درک پدیدارشناختی پدیدهها بسیار ارزشمند است.
تکنیک چهارم، بررسی اسناد است. منظور از اسناد در اینجا، کتابها و مدارک کتابخانهای نیست. اسناد در تحقیقات میدانی، به تمام اشیاء، نمادها، تصاویر و ابزارهایی اطلاق میشود که در میدان مورد مطالعه وجود دارند و توسط مردم استفاده میشوند.
رسا ـ میتوانید مثالی از این اسناد میدانی بزنید؟
بله، حتماً. فرض کنید ما میخواهیم حضور شبانه مردم در خیابانها را مطالعه کنیم. در این میدان، انواع مختلفی از اسناد وجود دارد. مثلاً پرچمهایی که مردم به دست میگیرند، نمادهایی که درست میکنند، تصاویری که حمل میکنند، لباسهایی که میپوشند، غذاهایی که سرو میکنند، همه اینها جزو اسناد میدانی هستند.
حتی نوع غذاهایی که در این محیطها سرو میشود، میتواند اطلاعات ارزشمندی به ما بدهد. مثلاً در برخی مناطق، چای ایرانی و در برخی دیگر، چای خارجی ترجیح داده میشود. این تفاوتها میتواند نشاندهنده ذائقهها، فرهنگها و حتی گرایشهای سیاسی مختلف باشد.
یا مثلاً در برخی مراسم، مردم از نمادهای خاصی استفاده میکنند. گاهی مجسمههایی درست میکنند، گاهی پرچمهایی با تصاویر خاص حمل میکنند، گاهی لباسهای ویژهای میپوشند. همه اینها اسنادی هستند که محقق باید آنها را ثبت و تحلیل کند.
رسا ـ در مورد انتخاب میدان تحقیق چه نکاتی را باید مد نظر قرار داد؟
این یکی از مهمترین مراحل تحقیقات میدانی است. محقق باید یک میدان یا نشانگاه مشخص را انتخاب کند. بدون داشتن نشانگاه مشخص، محقق سردرگم میشود و تحقیق او پراکنده خواهد بود.
نشانگاه یا تارگت، محدوده جغرافیایی مشخصی است که محقق در آنجا مطالعه میکند. این محدوده باید به اندازه کافی کوچک باشد تا محقق بتواند تمام جنبههای آن را بررسی کند، اما به اندازه کافی بزرگ باشد که نمونهای reprezentative از پدیده مورد نظر را در بر بگیرد.
مثلاً اگر کسی بخواهد حضور شبانه مردم در خیابانهای قم را مطالعه کند، میتواند میدان مفید را به عنوان نشانگاه انتخاب کند. این میدان در مقابل دانشگاه مفید واقع شده و تا نیمههای خیابان زنبیل امتداد دارد. این محدوده مشخص، میتواند نمونه خوبی برای مطالعه باشد.
رسا ـ آیا انتخاب موضوع تحقیق هم در اینجا اهمیت دارد؟
بسیار اهمیت دارد. دانشجویان باید موضوعی را انتخاب کنند که هم به آن علاقهمند باشند و هم در آن میدان خاص، قابل بررسی باشد. مثلاً کسی که به موضوع جنگ و حضور مردم در خیابانها علاقهمند است، میتواند همین موضوع را برای پایاننامه خود انتخاب کند.
البته باید توجه داشت که موضوع باید به گونهای انتخاب شود که گروه تحقیقاتی از آن استقبال کند. همچنین باید دید که آیا منابع و اطلاعات کافی در آن زمینه وجود دارد یا خیر.
رسا ـ در مورد تفاوت رویکردهای انسانشناختی و پدیدارشناختی توضیح بیشتری میفرمایید؟
این یکی از موضوعات مهم در مطالعات میدانی است. دو رویکرد اصلی وجود دارد که گاهی اوقات با هم خلط میشوند.
رویکرد انسانشناختی بیشتر توصیفی است. در این رویکرد، محقق آنچه را که در میدان میبیند، ثبت میکند و سپس دستهبندی میکند. این دستهبندی را «تایپولوژی» یا «گونهشناسی» میگویند. مثلاً در میدان مورد نظر ما، میتوان فعالیتها را به دستههای مختلف تقسیم کرد: دسته تغذیه، دسته شعار، دسته نمادها، و غیره.
آقای گورویچ، جامعهشناس برجسته، میگوید که علم اجتماعی یعنی علم دستهبندی. یعنی زمانی شما تولید علم کردهاید که بتوانید پدیدهها را دستهبندی کنید و الگوهای مشخصی را در آنها شناسایی کنید. اگر فقط یک لیست بلندبالا از مشاهدات بنویسید و آنها را دستهبندی نکنید، در واقع علم تولید نکردهاید.
اما رویکرد پدیدارشناختی متفاوت است. در این رویکرد، محقق به دنبال فهم این است که یک پدیده چگونه در ذهن افراد مختلف منعکس میشود. پدیدارشناسی بر این باور است که یک واقعیت خارجی میتواند تفسیرهای متفاوتی داشته باشد.
مثلاً وقتی یک نفر شهید میشود، این واقعه در ذهن افراد مختلف به شکلهای متفاوتی تجلی میکند. برای برخی، شهادت یک افتخار است و نشانه ایثار و فداکاری. برای برخی دیگر، ممکن است معنی دیگری داشته باشد. این تفاوت در تفسیر، همان چیزی است که پدیدارشناسی به دنبال فهم آن است.
رسا ـ چرا فهم این تفاسیر مهم است؟
چون افراد بر اساس تفسیر خود از واقعیتها عمل میکنند، نه بر اساس خود واقعیتها. پدیدارشناسان میگویند که تفسیر بسیار مهم است. یعنی من موقعی که میخواهم کنشی انجام دهم، بر اساس آن حادثه که نیست، بر اساس تفسیری است که من از این حادثه دارم.
اگر من یک حادثه را مثبت ارزیابی کنم، به سمت آن حرکت میکنم. اگر منفی ارزیابی کنم، به شکل دیگری حرکت میکنم. بنابراین، درک اینکه افراد چگونه پدیدهها را تفسیر میکنند، برای فهم رفتار آنها ضروری است.
رسا ـ میتوانید مثالی از کاربرد پدیدارشناسی در مطالعات میدانی بزنید؟
بله. فرض کنید میخواهید ببینید که مفهوم شهادت برای افرادی که در مراسم شبانه شرکت میکنند، چه معنایی دارد. شما با آنها مصاحبه میکنید و میپرسید که شهادت را چگونه درک میکنید. پاسخهای مختلفی دریافت میکنید. برخی آن را افتخار میدانند، برخی آن را نشانه ظلم میدانند، برخی دیگر ممکن است تفسیرهای متفاوتی داشته باشند.
یا مثال دیگر: فرض کنید میخواهید ببینید که یک شخصیت سیاسی مانند رئیسجمهور آمریکا در ذهن مردم ایران چگونه تجلی یافته است. برخی او را ناجی میدانند، برخی او را نماد استکبار میدانند، برخی تفسیرهای دیگری دارند.
در اینجا محقق باید با تعدادی از افراد گفتگو کند، جملات کلیدی را استخراج کند، و سپس تحلیل کند که این شخصیت چگونه در ذهن مردم تبلور یافته است. این کار، پدیدارشناسی تفسیری نامیده میشود.
رسا ـ در مورد ادبیات نظری چه توصیهای به دانشجویان دارید؟
این یک نکته بسیار مهم است. برای نوشتن یک مقاله یا پایاننامه انسانشناختی، لازم است که پژوهشگر با ادبیات نظری آشنا باشد. باید نظریههای مختلف را خوانده باشد و از مفاهیم تخصصی آگاهی داشته باشد.
اگر کسی این سواد نظری را نداشته باشد، نمیتواند مقاله خوبی بنویسد. چنین فردی فقط میتواند یکسری مشاهدات سطحی را بنویسد و تحلیل عمیقی ارائه ندهد. مثلاً باید بداند که فولکلور چیست، نماد چیست، پدیدارشناسی چیست، و غیره.
بسیاری از دانشجویان میآیند و میگویند که دیشب رفتم میدان و نتوانستم مطلب بنویسم. دلیلش این است که مفاهیم را نمیدانند. باید از نظریههای موجود در این حوزه مطالعه کنند و با اصطلاحات تخصصی آشنا شوند.
رسا ـ در مورد مراحل اجرای مصاحبه در تحقیقات میدانی توضیح بیشتری میفرمایید؟
اجرای مصاحبه در تحقیقات میدانی مراحل مختلفی دارد. مرحله اول، تدارکات اولیه است. محقق باید به مضمون مصاحبه مسلط باشد و مطالعات لازم را انجام داده باشد. باید بداند که میخواهد چه سؤالاتی بپرسد و چه اطلاعاتی به دست بیاورد.
مرحله دوم، انتخاب صحنه یا نشان است. همانطور که قبلاً گفتم، باید یک میدان مشخص را انتخاب کنید. بدون داشتن نشانگاه مشخص، کار سخت میشود.
مرحله سوم، انتخاب افرادی است که باید با آنها مصاحبه شود. اینجا سؤالاتی مطرح میشود: آیا باید با مردم عادی مصاحبه کنیم یا با دستاندرکاران؟ آیا باید با کسانی که در مراسم شرکت میکنند مصاحبه کنیم یا با کسانی که شرکت نمیکنند؟
این بستگی به موضوع تحقیق دارد. اگر میخواهید انگیزههای شرکتکنندگان را بررسی کنید، باید با خود آنها مصاحبه کنید. اگر میخواهید ببینید چرا برخی شرکت نمیکنند، باید با آنها مصاحبه کنید.
رسا ـ آیا میتوانید توصیهای به دانشجویانی که میخواهند در این حوزه کار کنند، داشته باشید؟
بله، چند توصیه مهم دارم.
اول اینکه حتماً به میدان بروید و حضور داشته باشید. تحقیقات میدانی بدون حضور در میدان معنا ندارد. شما باید خودتان در آن محیط باشید، مشاهده کنید، مشارکت کنید و با مردم گفتگو کنید.
دوم اینکه از چهار تکنیک مشاهده، مشارکت، مصاحبه و بررسی اسناد استفاده کنید. هر کدام از این تکنیکها اطلاعات متفاوتی به شما میدهند و در کنار هم، تصویر کاملی از پدیده ارائه میدهند.
سوم اینکه حتماً ادبیات نظری را مطالعه کنید. بدون آشنایی با نظریهها و مفاهیم تخصصی، نمیتوانید تحلیل عمیقی ارائه دهید.
چهارم اینکه مشاهدات خود را دستهبندی کنید. همانطور که گفتم، علم یعنی دستهبندی. اگر فقط یک لیست از مشاهدات بنویسید، کار شما علمی نیست.
پنجم اینکه از فرصتها استفاده کنید. الان شبها که مردم در خیابانها حضور دارند، فرصت بسیار خوبی برای مطالعه است. دانشجویان ارتباطات میتوانند از این فرصت برای تولید مقاله استفاده کنند.
رسا ـ در مورد نمادها و نشانههایی که در میدان استفاده میشود، بیشتر توضیح میفرمایید؟
نمادها بخش مهمی از فرهنگ و هویت جمعی هستند. در میدانهای اجتماعی، مردم از نمادهای مختلفی استفاده میکنند که هر کدام معانی خاصی دارند.
پرچمها یکی از رایجترین نمادها هستند. مردم پرچمهای مختلفی با خود حمل میکنند: پرچم ایران، پرچمهای کشورهای دیگر، پرچمهایی با تصاویر خاص. هر کدام از این پرچمها نشاندهنده هویت، ایدئولوژی یا گرایش خاصی هستند.
گاهی مردم نمادهای خاصی درست میکنند. مثلاً مجسمههایی از افراد یا شخصیتهای سیاسی درست میکنند. گاهی لباسهای ویژهای میپوشند. گاهی کفن میپوشند، گاهی شمشیر به دست میگیرند، گاهی چوب به دست میگیرند. همه اینها نمادهایی هستند که معانی خاصی دارند.
حتی نوع غذاها و نوشیدنیهایی که در این محیطها سرو میشود، میتواند نمادین باشد. مثلاً دادن آش، برنج، چای و غیره، همه اینها معانی نمادین دارند.
رسا ـ چگونه میتوان این نمادها را تحلیل کرد؟
محقق می تواند از این نمادها عکس بگیرد، فیلم کوتاه بگیرد، و سپس آنها را تحلیل کند. این کار، بخشی از تکنیک بررسی اسناد است.
در تحلیل نمادها، میتوان از روشهای نشانهشناختی استفاده کرد. مثلاً فرض کنید کسی میخواهد تحلیل کند که چرا مردم از نماد «سگ زرد» برای یک شخصیت سیاسی مانند ترامپ استفاده میکنند. چرا این نماد را انتخاب کردند؟ چرا مثلاً روباه یا گرگ یا خرس انتخاب نکردند؟
این سؤالات ما را به تحلیل عمیقتری میبرد. باید دید که ویژگیهای سگ چیست و چرا این ویژگیها به آن شخصیت نسبت داده شده است.
رسا ـ در مورد تفاوت بین پدیدارشناسی توصیفی و تفسیری توضیح میفرمایید؟
در پدیدارشناسی توصیفی، محقق میآید و میگوید که من پرسیدم و در ذهن اکثر مردم، فلان پدیده به عنوان فلان چیز تجلی یافته بود. مثلاً گفتم که در ذهن اکثر مردم، شخصیت ترامپ به عنوان سگ زرد تبلور یافته بود.
اما در پدیدارشناسی تفسیری یا عمیقتر، محقق میرود و میپرسد که منظور از این نماد چیست؟ چرا این کلمه را انتخاب کردید؟ چرا مثلاً روباه نگفتید؟ چرا گرگ نگفتید؟ چرا خرس نگفتید؟
این سؤالات ما را به لایههای عمیقتر میبرد و به ما کمک میکند که معانی پنهان را کشف کنیم.
رسا ـ در مورد اهمیت کار میدانی در علوم انسانی چه نظری دارید؟
کار میدانی ستون فقرات علوم انسانی است. بدون حضور در میدان، ما فقط تئوریهای انتزاعی خواهیم داشت که به واقعیتهای زندگی مردم ربطی ندارند.
روش میدانی به ما اجازه میدهد که پدیدهها را در بستر واقعی خودشان مطالعه کنیم. ما میتوانیم ببینیم که مردم واقعاً چه کاری انجام میدهند، چگونه فکر میکنند، و چرا این کارها را انجام میدهند.
این روش به ویژه برای مطالعه پدیدههای اجتماعی مانند جنگ، انقلاب، اعتراضات، مراسم مذهبی و غیره بسیار ارزشمند است. ما میتوانیم ببینیم که مردم چگونه در این پدیدهها مشارکت میکنند، چه معانی برایشان دارد، و چه تأثیری بر زندگی آنها میگذارد.
رسا ـ در پایان، توصیه نهایی شما به پژوهشگران جوان چیست؟
توصیه میکنم که حتماً در میدان حضور داشته باشید. فقط کتاب خواندن کافی نیست. باید بروید و ببینید که واقعاً چه اتفاقی میافتد.
همچنین توصیه میکنم که از فرصتهای موجود استفاده کنید. الان شبها که مردم در خیابانها حضور دارند، فرصت بسیار خوبی برای مطالعه است. دانشجویان میتوانند از این فرصت برای تولید مقالات علمی استفاده کنند.
در نهایت، یادتان باشد که تحقیقات میدانی سخت است و نیاز به صبر، پشتکار و حضور مداوم دارد. اما نتایج آن بسیار ارزشمند است و میتواند به تولید علم کمک کند.
رسا ـ بسیار سپاسگزارم از وقتی که اختصاص دادید.
من هم تشکر میکنم. امیدوارم این توضیحات برای دانشجویان و پژوهشگران مفید باشد.