مردم، مهمترین داشته جمهوری اسلامی و نقطه ضعف رقبای منطقهای
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر مختار شیخ حسینی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، در نشست علمی «مردم در قلب میدان» که در سالن کوثر این پژوهشگاه برگزار شد، با تأکید بر جایگاه محوری «مفهوم مردم» در مقایسه میان ایران و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، اظهار داشت: مردم ایران بزرگترین داشته و دارایی جمهوری اسلامی است، در حالی که رقبا در کشورهای همسایه جنوبی خلیج فاقد این عنصر کلیدی هستند.
شیخ حسینی با اشاره به جنگ رمضان و تقابل ایران با کشورهای همسایه حاشیه خلیج فارس که مستقیماً در تهاجم علیه کشور شریک بودند، گفت: اگر بخواهیم این دو طرف را از زاویه «مفهوم مردم» مقایسه کنیم، باید به ایده مطرحشده در کتاب «تنهایی استراتژیک ایران» اثر دکتر مصباحی رجوع کنیم.
وی افزود: دکتر مصباحی استدلال میکند که ایران در طول چندین هزار سال تاریخ خود، در بحرانها و جنگها هرگز متحد استراتژیک از سطح ابرقدرتها نداشته و همواره تنها مانده است؛ تنها عاملی که به ایران اجازه داده در غیاب متحد خارجی از بحرانها عبور کند و تمامیت ارضیاش را حفظ نماید، «تکیه بر درون» بوده است.
دولت-ملتسازی ناقص در برخی کشورهای همسایه
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان اینکه ما در جنگ رمضان با رقبایی بیملیت مواجه بودیم، افزود: فرایند طبیعی دولت-ملتسازی در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس انجام نشده است.
وی با ذکر آمار جمعیتی نشان داد که پایههای توسعه این کشورها بر عهده مهاجرانی استوار است که هیچ حس تعلق به آن سرزمین ندارند.
شیخ حسینی تصریح کرد: در قطری با جمعیت ۲.۴ میلیون نفری، تنها ۳۰۰ هزار نفر شهروند هستند؛ در کویت با جمعیت ۴.۵ میلیون نفری، فقط ۱.۵ میلیون نفر شهروندند؛ در امارات با جمعیت ۱۰ میلیون نفری، تنها ۱ میلیون نفر شهروند هستند و در بحرین با جمعیت ۱ میلیون نفری، حدود ۷۰۰ هزار نفر شهروندند. اگرچه حضور این مهاجران از نظر اقتصادی بستر را برای جذب متخصصان فراهم کرده، اما در لحظات بحران نمیتوان تکیهگاه را بر مهاجرانی قرار داد که ممکن است در شرایط سخت کشور را ترک کنند.
پدیده آوارگی در غیاب تعلق خاطر ملی
وی با اشاره به تجربه شخصی خود در منطقه پردیسان پس از حادثه انفجار، خاطرنشان کرد: ما در ایران پدیده آوارگی را در جنگ تجربه نکردهایم. این موضوع تا حد زیادی به دلیل تعلق خاطر مردم به سرزمینشان و ارتقای مفهوم ملت در یک انباشت تاریخی و تمدنی است. پس از حادثه در پردیسان که منجر به شهادت تعدادی از همسایگان شد، آن منطقه به جای تبدیل شدن به محل آوارگی، به کانونی برای آگاهیبخشی و انسجام تبدیل شد.
شیخ حسینی در مقابل، وضعیت کشورهای همسایه را توصیف کرد که در آنها جنگ منجر به آوارگی و فروپاشی اجتماعی میشود.
وی تأکید کرد: در کشورهای حاشیه خلیج فارس، به دلیل غیاب مفهوم «مردم» و تمرکز صرف بر پروژههای اقتصادی مبتنی بر نیروی کار مهاجر، این انسجام وجود ندارد و مهاجران به دلیل نداشتن دلیل موجه برای ماندن، در بحرانها میروند.
سلب تابعیت؛ نشانهای از ضعف مشروعیت درونی
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی تفاوت رویکرد ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس را برجسته کرد و گفت: در کشورهای حاشیه خلیج فارس، سلب تابعیت یک گزینه در دسترس است؛ این در حالی است که در ایران، حتی با وجود مخالفان علنی که سالها علیه کشور در رسانههای خارجی فعالیت میکنند، هرگز شاهد سلب تابعیت از شهروندان نبودهایم.
وی افزود: این تفاوت ناشی از عمق تاریخی و تمدنی مفهوم «مردم» در ذهن حکمرانان و مردم ایران است که سلب تابعیت را هرگز به عنوان یک گزینه در نظر نمیگیرد، در حالی که در آنجا به دلیل عدم نهادینه شدن شهروندی در دولت-ملتهای غیرطبیعی، این کار به سادگی انجام میشود.
برونسپاری امنیت و سیاست به بیرون
شیخ حسینی در بخش دیگری از سخنان خود به پدیده برونسپاری در کشورهای همسایه اشاره کرد و گفت: در غیاب مفهوم ملت، آنها همه چیز را برونسپاری میکنند. در لایه امنیت، ارتشهای آنها متشکل از مزدوران است؛ نیروهای بازنشسته خارجی مانند مرتزقهها در امارات یا پیادهنظامهایی از آمریکای لاتین و آفریقا. ارتشی که در امارات به عنوان نیروی روزمزد شناخته میشود.
وی این وضعیت را در تضاد آشکار با ارتش ایران دانست که با تکیه بر تاریخ، تمدن و مفهوم مردم، مانند سربازی که پای خود را از دست میدهد اما تا آخرین لحظه میایستد، شکل گرفته است و افزود: همه چیز در ایران درونزا است (اقتصاد و امنیت)، در حالی که در آنجا به واسطهها تکیه شده که دلیلش غیاب مردم است.
شیخ حسینی گفت: در کشورهای حاشیه خلیج فارس، به دلیل غیاب مردم به عنوان منبع مشروعیت، سیستم به صورت قبیلگی (آل خلیفه، آل نهیان، آل سعود و...) اداره میشود. در غیاب مشروعیت درونی، تنها متغیر بیرونی حاکم است.
وی با بیان اینکه مهمترین عامل بقای این خاندانها حضور قدرتهای خارجی است، خاطرنشان کرد: اگر آمریکا امروز تصمیم به تغییر حکام این کشورها بگیرد، بعید میدانم کمتر از ۴۸ ساعت طول بکشد تا این اتفاق بیفتد. در مقابل، در ایران، حتی پس از هدف قرار گرفتن راس سیاسی و نظامی سیستم برای مدت طولانی، فروپاشی رخ نداد.
برگ برنده، عنصر درونی و مردم
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی در جمعبندی سخنانش گفت: اگر تجربه جنگ رمضان را مقایسه کنیم، مهمترین «دارایی» جمهوری اسلامی ایران «مردم» است و مهمترین «نداشته» رقبا همین عنصر است. به دلیل این فقدان، همه چیز در آنجا به بیرون واگذار میشود و در بلندمدت تاریخی، برگ برنده همیشه متعلق به جایی بوده که بر عنصر درونی تکیه داشته است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: برخلاف کشورهای منطقه که روز استقلال را جشن میگیرند و تاریخ استقلال خود را به دوران استعمار غیرمستقیم پیوند میزنند، در ایران هیچگاه روز استقلال به این معنا وجود نداشته است. ما روز پیروزی انقلاب اسلامی را داریم؛ رویدادی که نشاندهنده ریشهدار بودن انقلاب در اراده ملت ایران و برخاسته از یک تاریخ و تمدن عمیق است. در نهایت، مردم، مهمترین دارایی و برگ برنده ایران در معادلات پیچیده منطقهای و بینالمللی هستند که باید قدردان آن بود.