۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۷
کد خبر: ۸۱۴۱۰۹

تحول حکم با دگرگونی موضوع، محور اندیشه فقیه نواندیش

تحول حکم با دگرگونی موضوع، محور اندیشه فقیه نواندیش
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تشریح ابعاد شخصیت و اندیشه‌های فقیه نواندیش آیت الله جناتی، محور اصلی فقه او را «تحول در احکام بر اثر تحول در موضوعات» دانست و بر لزوم پویایی فقه در مواجهه با واقعیات زمان تأکید کرد.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، حجت الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسرو پناه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی  در بزرگداشت مقام علمی فقیه نواندیش، آیت‌الله محمد ابراهیم جناتی، با موضوع فقه و زمان در نگاه ایت الله جناتی ابراز داشت: بررسی شخصیت علمی و خانوادگی این عالم نودوچهارساله، که عمری طولانی در اندیشه، پژوهش و عمل سپری کرد، می‌تواند الگوی ارزشمندی برای حوزه‌های علمیه و جامعه علمی ما باشد. آیت‌الله جناتی از معدود علمای حوزوی بود که هم‌زمان حضور فعال در عرصه‌های علمی و فرهنگی کشور داشت و در سال‌هایی که عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران بود، تنها عالم حوزوی در جمع دانشگاهیان آن نهاد محسوب می‌شد. این حضور، نشانه‌ای از پیوند عمیق او میان دانش سنتی و دانش آکادمیک بود.

وی افزود: در آثار او می‌توان نوآوری‌های فراوانی دید. اگر تنها به عناوین آثارش نگاهی بیندازیم، تازگی و عمق نگاهش نمایان می‌شود، از «فقه مقارن» گرفته تا «مصادیق اجتهاد»، «منابع اجتهاد»، «ادوار فقه»، «تبار اجتهاد» و «روش‌های کلی استنباط». هر یک از این عناوین نشانگر دغدغه‌ای علمی و ذهنی خلاق است که می‌کوشد اجتهاد را در بستر زمان بازسازی و روزآمد کند. او به مسائلی پرداخت که بعضاً در زمره‌ی چالش‌برانگیزترین مسائل فقه معاصر به شمار می‌رفتند؛ از جمله سنگسار، شبیه‌سازی انسان، اجاره‌ی رحم، بلوغ دختران، طهارت ذاتی انسان و موسیقی. در همه این حوزه‌ها، آیت‌الله جناتی تلاش داشت با نگاهی اجتهادی و روشمند، از قالب‌های سنتی فاصله نگیرد اما در عین حال، فهمی زمان‌شناس و مبتنی بر واقعیات ارائه دهد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: وی نه تنها در عرصه نظر، بلکه در روش نیز نوآوری داشت. قلمی روان و به‌روز داشت و برخلاف بسیاری از هم‌عصران خود که از نگارش به زبان امروز پرهیز می‌کردند، به‌خوبی می‌نوشت و در مجلات و نشریات مختلف مانند کیهان فرهنگی، کیهان اندیشه، رساله تقریب، توحید و فکر اسلامی مقاله منتشر می‌کرد. علاوه بر آن، اهل گفتگو و حضور در مجامع بین‌المللی بود و در کنفرانس‌های مختلف داخلی و خارجی شرکت می‌کرد. در کنار همه‌ی این فعالیت‌ها، روحیه‌ی تقوا و تدیّن را نیز حفظ کرده بود و در زندگی شخصی و خانوادگی، الگویی از تعهد دینی و انفتاح فکری بود.

حجت الاسلام و المسلمین خسرو پناه خاطر نشان کرد: نکته قابل توجه در زندگی او، تربیت خانواده‌ای عالم، دیندار و در عین حال به‌روز است. برخلاف برخی از هم‌سن‌وسالانش که مانع تحصیل یا فعالیت علمی دختران خود می‌شدند، او فرزندانش را به علم، پژوهش و تفکر تشویق می‌کرد. صبر و حلم او در برخورد با نسل جوان، روحیه‌ی گفت‌وگو و گشودگی‌اش نسبت به پرسش‌های جدید، از او چهره‌ای متمایز ساخته بود. به تعبیر استاد، در میان بسیاری از نواندیشان، کسانی هستند که در گفتار داعیه گفت‌وگو و تسامح دارند اما در عمل حتی با فرزند خود حاضر به گفت‌وگو نیستند؛ حال آنکه آیت‌الله جناتی در زندگی خانوادگی خود نمونه‌ی عینیِ یک نواندیش متشرع بود. همین ویژگی‌هاست که او را شایسته‌ی بازنمایی در قالب مستندها و پژوهش‌های آینده می‌سازد.

وی یادآور شد: اما پرسش اساسی این است که دالّ مرکزی اندیشه‌ی او، یا به تعبیر دیگر، محور اصلی منظومه‌ی فکری‌اش چیست؟ نقطه‌ی کانونی اندیشه‌ی آیت‌الله جناتی، «تحول در احکام بر اثر تحول در موضوعات» است. به بیان دیگر، او به پیوند میان فقه و زمان باور داشت. به نظر او، هر زمانه‌ای موضوعات تازه‌ای می‌آفریند و همین تحول در موضوع، موجب دگرگونی در حکم می‌شود. این اصل، بنیان نظری بیشتر دیدگاه‌های فقهی او را تشکیل می‌دهد. او معتقد بود تحول حکم ناشی از تحول موضوع، به معنای «حکم ثانوی» یا مربوط به وضعیت اضطرار نیست، بلکه مربوط به «حکم اولی در شرایط اختیار» است. یعنی وقتی با تغییر واقعی در ماهیت موضوع روبه‌رو هستیم – نه صرف تغییر ظاهری یا مصلحت‌اندیشی سطحی – حکم نیز تغییر می‌کند، بدون آن‌که اصل حلال و حرام پیامبر دگرگون شود. این تحول نه بی‌پایگی در احکام است و نه ضایع کردن میراث شریعت، بلکه بازتاب پویایی در فهم شریعت در بستر تحولات زندگی انسانی است.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: او به‌شدت مخالف آن بود که برخی فقیهان یا متفکران دینی با گرایش‌های عوام‌پسندانه یا بر اساس مصلحت شخصی، احکام الهی را تغییر دهند. تحول در فقه از نگاه جناتی، نه حاصل عوام‌زدگی است و نه نتیجه‌ی ضعف کارشناسی و شناخت موضوعات؛ بلکه فرایندی علمی، دقیق و اجتهادی است که بر پایه‌ی درک واقعی از تغییر شرایط اجتماعی و انسانی بنا می‌شود. در نتیجه، فقه از نظر او دانشی زنده و در حال رشد است که باید در مواجهه با تحولات زمان، پویا باقی بماند. این دیدگاه، مرز میان فقه نواندیش و فقه مصلحت‌اندیش یا فقه عوام‌محور را روشن می‌کند. فقه نواندیش در نگاه آیت‌الله جنتی بر سه پایه استوار است: شناخت دقیق از واقعیت‌های زمان، حفظ اصول اجتهاد سنتی، و اهتمام به فهم ملاکات احکام در متن زندگی. از این منظر، «فقه و زمان» در اندیشه‌ی او نه شعاری برای تجددگرایی، بلکه راهی برای استمرار روح شریعت در جهان متغیر امروز است.

وی با تأکید بر نگاه آیت الله جناتی نسبت به فقه در گذر زمان ابراز داشت: اگر ما امروز دیدگاهی را به آیت‌الله جنتی نسبت می‌دهیم، باید توجه داشته باشیم که او صرفاً به ارائه چند فتوا یا نظر پراکنده اکتفا نکرده، بلکه زیرساخت فکری تحول را به‌صورت منسجم تبیین کرده است. او دقیقاً توضیح می‌دهد که تحول در فقه چگونه رخ می‌دهد و بر چه مبنایی استوار است. فهم او از «تحول در فقه در بستر زمان» فهمی سطحی یا شعاری نبود، بلکه مبتنی بر مبانی نظری مشخصی بود که می‌توان آن را وارد نظام آموزشی حوزه و دانشگاه کرد.

حجت الاسلام و المسلمین خسرو پناه ادامه داد: در نگاه او، تحول در فقه بدون تحول در شیوه آموزش ممکن نیست. از همین رو بر آسان‌سازی مفاهیم پیچیده، رعایت سیر منطقی در تدریس، و پرورش قدرت اندیشیدن در دانش‌پژوهان تأکید داشت. آموزش از نظر او نباید صرفاً انتقال محفوظات باشد، بلکه باید به گفت‌وگو و پرسشگری تبدیل شود. او باور داشت که اگر دانشجو نیاموزد چگونه بیاندیشد، اجتهاد نیز در همان قالب‌های کهنه باقی خواهد ماند. یکی از نکات مهمی که در این مسیر مطرح می‌کرد، توجه به تغییر معنایی واژگان در گذر زمان بود. بسیاری از مفاهیم، در بستر تاریخی دچار تحول معنایی می‌شوند؛ اگر فقیه به این تغییر توجه نکند، اجتهاد او متناسب با زمانه نخواهد بود و ممکن است حکم را بر پایه فهمی کهنه از یک واژه صادر کند. از دیگر اصول کلیدی در اندیشه او، توجه به مفاهیم بنیادین اجتماعی مانند آزادی و عدالت بود. او معتقد بود این مفاهیم بدون درک درست از «حق» قابل فهم نیستند. به تعبیر او، مفاهیمی چون آزادی و عدالت در نهایت به حقوق فطری انسان بازمی‌گردند. اگر فقیه بتواند حقوق فطری انسان را بشناسد، می‌تواند سایر مفاهیم اجتماعی را نیز به‌درستی تحلیل کند. این نگاه، پایه‌ای مهم در روش اجتهادی او به شمار می‌رود و نشان می‌دهد که فقه از نظر او صرفاً مجموعه‌ای از احکام جزئی نیست، بلکه نظامی مرتبط با کرامت و حقوق بنیادین انسان است.

وی افزود: نکته مهم دیگر در منظومه فکری او، بهره‌گیری گسترده از میراث مذاهب مختلف اسلامی است. او در بررسی «مصادیق اجتهاد» تنها به مذاهب مشهور بسنده نکرد، بلکه طیفی گسترده از مذاهب را ـ تا بیست‌ودو مذهب ـ مورد مطالعه قرار داد. در کنار مذاهب چهارگانه اهل سنت، به مذاهبی چون ظاهریه و برخی گرایش‌های کمتر شناخته‌شده نیز توجه داشت. البته این توجه به معنای پذیرش بی‌چون‌وچرا نبود؛ نگاه او نقادانه بود، اما در عین حال از ظرفیت‌های روش‌شناختی آنان بهره می‌برد. در این چارچوب، او منابع و ابزارهای استنباط را نیز به‌طور تطبیقی بررسی می‌کرد؛ از قرآن، سنت و اجماع گرفته تا قیاس، استحسان، مصالح مرسله، سدّ ذرایع، فتح ذرایع، مذهب صحابی، سیره عملی اهل مدینه، استصحاب، اصول عملی، عرف و حتی آنچه از آن با عنوان «شریعت سلف» یا قواعد مبتنی بر عرف یاد می‌شود. به‌ویژه در باب عرف، که از مسائل جدی روزگار ماست، او بحثی عمیق و روشمند ارائه کرده و نشان داده بود که عرف چگونه می‌تواند در فهم موضوع و حتی در تعیین گستره حکم اثرگذار باشد، بی‌آنکه به نسبی‌گرایی یا بی‌ضابطگی بیانجامد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان ابراز داشت: می‌توان گفت سخن درباره او در دو محور اساسی خلاصه می‌شود: نخست، شخصیت علمی و خانوادگی‌اش که نمونه‌ای از جمع میان تدیّن، نوگرایی، حضور اجتماعی و تربیت نسل فرهیخته بود؛ و دوم، دالّ مرکزی فقه او، یعنی تحول حکم در پرتو تحول موضوع، همراه با مجموعه‌ای از مبانی نظری که این تحول را از سطح شعار به سطح یک نظریه منسجم ارتقا می‌دهد.

 

ارسال نظرات