گزارشی از برگزاری بزرگداشت مقام علمی آیتالله جناتی + عکس
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، آیین بزرگداشت مقام علمی و فقهی فقیه نواندیش، آیتالله محمد ابراهیم جناتی، با حضور جمعی از علما، استادان، پژوهشگران و علاقهمندان حوزه اندیشه دینی برگزار شد و در این مراسم، ابعاد علمی، فکری و خدمات ماندگار این مرجع برجسته مورد توجه و تجلیل قرار گرفت.

آیت الله ابوالقاسم علیدوست عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در بزرگداشت مقام علمی فقیه نواندیش، آیتالله محمد ابراهیم جناتی، درباره سیر تطور اجتهاد در گذر زمان ابراز داشت: آیتالله جناتی، دغدغهای چند ده ساله در خصوص تحولات فقه و اجتهاد داشتهاند. ایشان در آثار خود، از جمله «ادوار اجتهاد»، «فقه و زمان»، و «مصادر اجتهاد از منظر فقیهان»، به این موضوع پرداخته و یکی از معضلات اصلی اجتهاد موجود را «عدم توانایی پاسخگویی به رویدادهای متنوع و پیچیده» دانستهاند. راه حل ایشان، اجتهادی پویاست که با تحول زمان، مکان و عرف، بر اساس منابع معتبر شرعی و با تکیه بر تئوری حکومت اسلامی، بتواند خلأهای تئوریک نظام اسلامی را پر کند.
وی ادامه داد: برای بررسی تصورات و تحولات اجتهاد در گذر زمان، میتوان بر سه عنصر کلیدی تکیه کرد: اخبار: تحولات در گذشته عمدتاً حول محور چگونگی برخورد فقیهان و محدثان با اخبار شکل میگرفته است. عقل: در کنار اخبار، رفتار فقیهان در ارتباط با عقل نیز عنصری محوری بوده است. زمان: در دوران معاصر، عنصر «زمان» و اقتضائات آن، به عنوان عاملی سوم، به این دو عنصر اضافه شده است.

در ادامه حجت الاسلم مهریزی استادیار دانشکده علوم وحدیث افزود: نخستین ویژگی، حضور در زمان و درک واقعیتهای انسانی امروز است. نواندیش فقهی باید انسان معاصر را بشناسد، نیازها، تعلقات و خواستههای او را در سطوح فردی، جمعی و جهانی درک کند و با دغدغههای انسان امروز ارتباط برقرار نماید. عنصر دوم، رویکرد نقادانه به باورها و دانشهای گذشته و حال است. از نظر استاد، علم زمانی آغاز میشود که در برابر مشهورات و مسلمات، علامت سؤال بگذاریم. اگر کسی بدون نقد و پرسشگری صرفاً به تکرار آراء پیشینیان بپردازد، نمیتوان او را نواندیش دانست. عنصر سوم در نواندیشی، آگاهی و بهرهگیری از دستاوردهای علمی و تجربی بشر است. نواندیش دینی باید با علوم انسانی و دانشهای روز آشنا باشد و از آنها در تحلیل و اجتهاد دینی استفاده کند. ویژگی چهارم، پایبندی به ضوابط و قواعد مسلم دینشناسی است؛ یعنی تکیه بر قرآن، سنت و عقل بهعنوان ارکان اصلی و مورد اتفاق، نه بر آراء شخصی یا برداشتهای متغیر. و در نهایت، شاخصه پنجم، باور به ظرفیتهای نهفته در سنت دینی برای ارائه راهحلهای نو است. نواندیش فقهی معتقد است که همین متون دینی و سنت اجتهادی ما توانایی پاسخگویی به مسائل جدید را در خود دارد.

سپس حجت الاسلام و المسلمین خسرو پناه خاطرنشان کرد: نکته قابل توجه در زندگی او، تربیت خانوادهای عالم، دیندار و در عین حال بهروز است. برخلاف برخی از همسنوسالانش که مانع تحصیل یا فعالیت علمی دختران خود میشدند، او فرزندانش را به علم، پژوهش و تفکر تشویق میکرد. صبر و حلم او در برخورد با نسل جوان، روحیهی گفتوگو و گشودگیاش نسبت به پرسشهای جدید، از او چهرهای متمایز ساخته بود. به تعبیر استاد، در میان بسیاری از نواندیشان، کسانی هستند که در گفتار داعیه گفتوگو و تسامح دارند اما در عمل حتی با فرزند خود حاضر به گفتوگو نیستند؛ حال آنکه آیتالله جناتی در زندگی خانوادگی خود نمونهی عینیِ یک نواندیش متشرع بود. همین ویژگیهاست که او را شایستهی بازنمایی در قالب مستندها و پژوهشهای آینده میسازد.

بهرام دلیر، استادیار گروه عرفان پژوهشکده حکمت و دین پژوهی افزود: چرا این نوآوریها بیشتر از یک فقیه نواندیش دیده میشود؟ پاسخ را باید در «روش» جستوجو کرد. ایشان روش کلان را در حوزهی اجتهاد، به نحوی صورتبندی میکنند که مسیر استنباط از ابتدا تا انتها روشن و مرحلهمند باشد. در تقسیمبندیای که از روشهای رایج ارائه میدهد، نگاه میتواند به سه گرایشِ کلّی نزدیک باشد: گرایش افراطی، گرایش تفریطی و گرایش اعتدالی. وقتی به جایگاه این سه روش نزدیک میشویم، روشن میشود که دعوا بر سر «چگونگی» ورود به مسئله است؛ یعنی اینکه فقیه چگونه به ادله نزدیک میشود، چطور میان مبانی مختلف جمع میکند و در نهایت چگونه از منابع به حکم میرسد.

و در پایان دختر آیت الله جناتی خاطر نشان کرد: نکته حائز اهمیتی که آیتالله جناتی از دیرباز، حتی در دوران اقامت در نجف اشرف، بر آن تأکید داشتند، پژوهش در مسائل مستحدثه بود. ایشان با بهرهگیری از عناصر اصلی استنباط (کتاب، سنت، عقل) و با رویکردی پویا و کاربردی، مسائل نوظهور را در محافل علمی و نشریات تخصصی مطرح میکردند و منشأ تحولات چشمگیری در فقه و اجتهاد شدند. ایشان ضمن احترام عمیق به تلاشهای فقهای سلف، بر این باور بودند که برخی احکام، مختص به زمان و شرایط همان فقها بوده است. با تشکیل نظام اسلامی در ایران بر اساس ولایت فقیه، ایشان ضرورت بررسی احکام اسلامی، حتی احکام فردی، از منظر فقه حکومتی را احساس میکردند. از این رو، حکمی که توسط یک فقیه در دورهای خاص، در شرایطی غیر از حکومت اسلامی و در مسائل فردی صادر شده بود، برای عصر حاضر و در بستر حکومت اسلامی ناکافی و نیازمند بازنگری میدانستند.


