نگاهی گذرا به تاریخچه دریانوردی و جاده ابریشم دریایی در خلیج فارس
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، صرف نظر از جاده ابریشم زمینی که از برخی نواحی سرزمین ایران میگذشت، جاده ابریشم دریایی نیز که به دنبال تغییر ساختار سیاسی و اقتصادی قاره اروپا و آسیا، به ویژه پیشرفت فنون دریانوردی، نقش روزافزون حمل و نقل دریایی در تجارت و نیز خطر قدرتهای نوظهور منطقه مورد توجه قرار گرفت، در حیات اقتصادی جهان شرق، نقش منحصر به فردی داشته است.
این جاده که از خلیج فارس گذشته، مبادلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای واقع در مسیر چین به ایران را تحت تاثیر قرار میداد و با آنکه طولانیتر بود و خطرات ناشناختهای به همراه داشت، اما در برخی موارد بر مسیر خشکی برتری داشت.
افزایش قدرت دریایی امپراطوریهای چین و ایران، موجب توسعه هر چه بیشتر این مسیر آبی گشته و این توسعه در دوره اسلامی نیز متوفق نشد. ایرانیان سهم بسیاری در تجارت ابریشم و کالاهای دیگر در این مسیر داشتند و ناوگان ایرانیان بین بنادر ایران و چین رفت و آمد میکردند.
خلیج فارس کانالی به شکل هلال ماه است که از انتها به اقیانوس هند (دریای عمان) متصل بوده طول آن ۹۰۰ کیلومتر و عرض آن ۲۴۰ کیلومتر است، راس این آبراه منشعب از سلسله کوههای زاگرس جنوبی است.
قرنها پیش ایلامیها از بندر بوشهر و جزیره خارک برای سکونت و حمل و نقل و با حاکمیت بر سواحل خلیج فارس برای معامله با دنیای غرب و دره نیل از آن استفاده میکردند.
در طول تاریخ، این پهنه آبی مبدا مبادلاتی راه ابریشم آبی بوده است. تغییر ساختار سیاسی و اقتصادی قاره اروپا و آسیا موجب شد تا مسیر دریایی ابریشم رونق گرفته و خلیج فارس به عنوان مرکز ثقل تجارت و از اساسیترین آبراهههای بین المللی مورد توجه واقع شود. تحولات ایجاد شده در دورههای مختلف تاریخی بر این مسیر مهم تجاری تاثیر گذار بوده است.
مطالعه سیر تاریخی این جاده از زمان ظهورش در عهد ساسانیان تا دوره افول آن در اواسط عصر صفویه نشان میدهد که در هر عصری عوامل متعددی در رونق و افول بازرگانی در این مسیر و بنادر آن اثر گذار بودهاند، چنانچه بنادری مانند ابله، سیراف، کیش و هرمز هر یک در دورهای پررونقترین بندر در شاهراه تجاری خلیج فارس به شمار میآمدند.
تاریخچه دریانوردی در خلیج فارس
تاریخ نگاران نوشتهاند که خلیج فارس جایگاه بشر اولیه بوده است و انسانهای نخستین برای اولین بار در این دریا به قایقرانی پرداختهاند و سپس هنر قایق سازی را همراه قایقهای خود به آبراهها و دریاهای دیگر بردند و رموز کار را به همه انسانهای ساحل نشین آموختند.
منابع تاریخی نیز از آگاهی بر نقش تجارت در رونق و شکوفایی سرزمینشان و نیز از تسلط ایرانیان بر بخش بزرگی از راههای تجاری خبر میدهند در این میان با پیشرفت تجارت دریایی و نیز به وجود آمدن بنادر و گسترش روابط تجاری نفوذ ایرانیان بر خلیج فارس با ایجاد بنادر مهمی، چون سیراف و بصره گسترش یافت به نحوی که حکومتهای مختلف ایرانی به نحوی همواره سعی در افزایش و گسترش نفوذ خود در بنادر را داشتند.
در این رهگذر و برای پیشبرد این هدف تجاری که همواره سود زیادی از طریق گمرکات و نیز صادرات کالا عایدشان میشد دست به اقدامات عمرانی و نیز تاسیس لنگرگاهها زدند چنانچه برای جلب نظر بیشتر تجار و نیز دریافت سود بیشتر که این خود در استحکام پایههای قدرتشان نقش بسیار موثری داشته است. چنانکه شاهان خود همواره در بنادر حضور مییافتند و بر بازار داد و ستد و معاملات صادراتی آنها نظارت میکردند که این نشان از اهمیت بنادر و نیز تجارت دریایی دارد.
کاوشها و پژوهشهای چند دهه کنونی نشان داده است، فینیقیها که مردمانی آریایی نژاد بوده و در سرزمینهای ساحلی دریای مدیترانه (لبنان، بخشهایی از سوریه و فلسطین) زندگی میکردند، ابتدا در جزیرهها و سرزمینهای پیرامون خلیج فارس زندگی و دریانوردی میکردند، بابلیها در قرن هفتم قبل از میلاد در خلیج فارس دریانوردی میکردند و با توجه به داستان اردوکشی سنا خریب ثابت میشود که بحر پیمایی در خلیج فارس از قرن هشتم قبل از میلاد به این طرف سابقه داشته است.
خلیج فارس به عنوان یک شاهراه ارتباطی در طول تاریخ نقش به سزایی در انتقال کالاهای تجاری بر عهده داشته است. ایرانیان از دوران کهن از دریا بهره بردهاند و به جهت نزدیکی خلیج فارس به تمدنهای باستانی بزرگ ایران و بین النهرین جایگاه ویژهای داشته است.
گلاب، عرق شکوفه خرما، عرق زعفران، پارچههای کتانی، گلیم، پرده، انواع پارچه، پنبه، فیروزه، طلا، نقره، الماس، قالیچه مهمترین کالاها و محصولات تجاری و صادراتی در بنادر خلیج فارس بوده است.
ظروف چینی، ابریشم، پارچههای مشک، انواع زین اسب، سفال سبز رنگ، دارچین، کاغذ چینی نیز از محصولات صادراتی چین به بنادر خلیج فارس بوده است که در این میان ظروف چینی و ابریشم شهرت جهانی داشت تا جایی که راه دور و درازی را به نام خود مزین ساخته بود.
مهمترین سرزمینهایی که با خلیج فارس روابط تجاری داشتند
چین - بین خلیج فارس و چین از زمان اشکانیان روابط تجاری وجود داشت. در گزارشهایی سلسله تانگ از گسترش سفرهای دریایی کشتیهای بزرگ چینی از سواحل این کشور به دریای پارس در سدههای سوم تا ششم میلادی مطالبی آمده است. در این منابع از رسیدن کشتیهای چینی تا ساحل دجله سخن به میان آمده است.
هند - براساس اسناد و شواهد موجود از دیرباز میان خلیج فارس و هندوستان روابط تجاری برقرار بوده است. در سال ۱۹۲۲ میلادی در کیش مهری کشف شد که از هر جهت با مهرهای مکشوفه در هندوستان مشابه است.
مناسبات بازرگانی بین هند و سواحل و جزایر خلیج فارس سابقهای بسیار دیرینه دارد. سلیمان پادشاه، طلا، نقره، عاج، میمون و طاووس از هند تهیه میکرد. بطالسه در کرانه دریای سرخ، بندرهایی بنا نهاده بودند تا بتوانند بیشتر از کالاهای هندی بهره برند. سلوکیان نیز به همین نیت در خلیج فارس بندرگاههایی احداث کرده بودند. یونانیان نیز از سواحل ملابار، برنج، زنجبیل و دارچین تهیه میکردند.
هند به علت دارا بودن انواع و اقسام محصولات و کالاهای مورد نیاز تجار و بازرگانان از نواحی مختلف دنیای آن روز بود. از هند کالاهایی، چون چوب ساج که برای کشتی سازی اهمیت فوق العادهای داشت، کافور، مشک، پارچههای ابریشمی و کتان، ادویه، فلفل، عود، عنبر، مروارید، یاقوت، الماس، مرجان، دارو، انواع جانوران، چون فیل، طاووس، طوطی، مصنوعات ساخته شده از عاج، سنگهای قیمتی، مواد غذایی، عطریات، نارگیل، کنف، بلور، چوب بید، چوب آبنوس، میخک، جوز هندی، چوب صندل، چوبهای خوش بو، ورق سرب، عصای خیزران، کفش، ظروف سفالی، ظروف چینی، نیزه به خصوص از بندر بروچ (بروص) و کُندُر وارد میشد.
همچنین در آن زمان، کالاهایی، چون لباس، زُمرّد مصری، مرجان و دیگر سنگهای قیمتی، ابریشم و خز، شمشیر بیزانسی، گلاب ایرانی، اسب عربی و خرما به هند و دیگر نواحی شرقی آسیا صادر میشد.
همچنین خلیج فارس با سرزمین بابل نیز دارای داد و ستد تجاری بود. سرزمین بابل از جهت موقعیت جغرافیایی شرایط ویژهای داشته است. این کشور میان رود سند و دریای مدیترانه واقع بود و از لحاظ تجاری مهمترین کشور آسیای غربی و مرکز عمده تجارت بین المللی به شمار میرفت به طوری که مصنوعات شرقی از این مرکز به دنیای غرب ارسال میشد.
از سوی دیگر، پژوهشگران اسناد و مدارکی به دست آوردهاند که نشانگر ارتباط بابلیها با اقوام ساکن خلیج فارس بوده است. بابلیها مردمی تجملی بوده و بخش مهمی از نیازهای خود را از طریق ارتباط تجاری با ساکنین خلیج فارس برآورده میکردند.
بابل در نزدیکی خلیج فارس و در کنار ۲ رودخانه مهم دجله و فرات واقع بود و بدین جهت مرکز ارتباطی دریای هند، دریای سیاه و خلیج فارس محسوب میشد.
همچنین مدارک مکتوب و نیز مدارک باستان شناختی گواه بر نقش پررنگ حکومتها از جمله هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان در رونق تجارت دریایی خلیج فارس و پیدایش جاده ابریشم دریایی است.
جاده ابریشم دریایی در خلیج فارس بواسطه همجواری و همسایگی با سرزمینهای حاصل خیز و دولتهای ثروتمند و امپراطوریهای عالم گیر با گستره سرزمینی بسیار و طول دوره حاکمیت طولانی، نقشی کلیدی و اساسی در مبادله مالالتجاره بازرگانان و تولیدات مختلف مناطق وسیعی از روزگار کهن و باستان را ایفا کرده میکرده است.
حجم بسیاری از اقلام مورد نیاز مردمان مسکون در حاشیه خلیج فارس و بین النهرین، شبه قاره هند، شبه جزیره عربستان، شمال و شرق آفریقا و جزایر مختلف با محوریت این جاده ابریشم دریایی تامین میشده است.
امپراطوریهایی، چون هخامنشیان، سلوکیان، پارتیان و ساسانیان که داعیه حاکمیت فرامنطقهای داشتند و بر بخش وسیعی از جهان شناخته شده آن دوران حاکمیت داشتند و با قدرتهای هموزن خود پیوسته در رقابتهای اقتصادی و سیاسی بودند بخش عمدهای از منابع مالی و اقتصادی خود را از تمرکز بر تجارت حوزه دریایی خلیج فارس و شاهراههای متصل به آن به انجام میرساندند.
بهعلاوه حضور مردمان دیگر بلاد از چینیان، هندیان، آفریقاییان و اعراب که پیوسته در مسافت طولانی حد فاصل بنادر ایرانی خلیج فارس تا سایر سرزمینها در شرق آفریقا و جنوب هند را اسکان و ماندگاری آنها در این شهرهای پیرامونی خلیج فارس مطابق آنچه در منابع انعکاس یافته حکایت از دلیل مستند دیگر در اهتمام مردمان آن زمان در امر تجارت و نقش آفرینی فعال و طولانی مدت در جاده ابریشم دریایی خلیج فارس و مبادلات بازرگانی است. /۱۳۰۷/
خبرنگار: محمد ملک آبادی