۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۶
کد خبر: ۸۱۶۱۶۲
حجت‌الاسلام والمسلمین کاظمی‌راد در گفت‌و‌گو تفصیلی با رسا:

غدیر؛ عامل وحدت امت اسلامی و مانع تفرقه مسلمانان است

غدیر؛ عامل وحدت امت اسلامی و مانع تفرقه مسلمانان است
شیراز- استاد سطح عالی حوزه علمیه فارس با تبیین ابعاد معرفتی، اعتقادی و اجتماعی واقعه غدیر، بر ضرورت بازخوانی پیام این رویداد بزرگ اسلامی در شرایط کنونی جهان اسلام تأکید کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین کاظمی‌راد، استاد سطح عالی حوزه علمیه فارس و مدیر مدرسه علمیه امیرالمؤمنین(ع) شیراز، در آستانه عید سعید غدیر در گفت و گوی تفصیلی با خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا در شیراز، با تبیین ابعاد معرفتی، اعتقادی و اجتماعی واقعه غدیر، بر ضرورت بازخوانی پیام این رویداد بزرگ اسلامی در شرایط کنونی جهان اسلام تأکید کرد.

وی با اشاره به جایگاه امامت و ولایت در اندیشه اسلامی، غدیر را استمرار رسالت نبوی و ضامن هدایت امت دانست و اظهار داشت که شناخت حقیقت ولایت امیرالمؤمنین(ع) و توجه به آموزه‌های غدیر، نه تنها راهگشای مسائل اعتقادی مسلمانان است، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز وحدت، انسجام و همگرایی امت اسلامی در برابر چالش‌های پیش‌رو باشد.

این استاد حوزه علمیه در پاسخ به سؤالاتی پیرامون ضرورت توجه به پیام غدیر، نسبت غدیر با وحدت اسلامی و کارکردهای اجتماعی و تمدنی فرهنگ ولایت، دیدگاه‌های خود را تشریح کرده است که مشروح آن در ادامه می‌آید.

رسا- چرا شناخت و تبیین جایگاه ولایت امیرالمؤمنین(ع) همچنان یکی از نیازهای مهم جامعه اسلامی به شمار می‌رود؟

فهم ضرورت نیاز جامعه انسانی، به‌ویژه جامعه اسلامی، به متن غدیر و شناخت جایگاه امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، مبتنی بر تبیین حقیقت ولایت و امامت نورانی آن حضرت است.

بر اساس جهان‌بینی توحیدی، حق حاکمیت به خداوند اختصاص دارد؛ زیرا حکومت مستلزم دخالت در شئون اجتماعی مردم و تدبیر جامعه است و تدبیر در حوزه تکوین و تشریع، ویژه خداوند متعال است. این حق ویژه، مقتضای اصل توحید در ربوبیت و تدبیر الهی است. بنابراین، هرگونه تصرف در سرنوشت جامعه و امور مربوط به زندگی اجتماعی توسط فرد یا گروهی، در گرو آن است که چنین تصرف و تدبیری به اذن و خواست خداوند بازگردد. در این صورت، حکومت مظهر و تبلور مشیت و اراده الهی بوده و از مشروعیت برخوردار خواهد بود.

این مطلب از سخنان امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) که در موارد مختلف ایراد فرموده‌اند، به‌خوبی به دست می‌آید. در خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه مطالبی بیان شده است که گویای این حقیقت است. به برخی از این موارد اشاره می‌کنم:

«فَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِي عَلَيْكُمْ حَقًّا بِوِلَايَةِ أَمْرِكُمْ»

«خداوند به واسطه ولایت امر شما، برای من بر شما حقی مقرر داشته است.»

مفاد این گفتار آن است که ولایت و رهبری جامعه اسلامی، حقی است که خداوند برای امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) قرار داده است؛ بنابراین، مبنای مشروعیت حکومت آن حضرت بر مردم، اراده و خواست خداوند است.

همچنین می‌فرماید:

«ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقًا افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ»

«خداوند از حقوق خود بر عموم انسان‌ها، حقوقی را برای برخی از آنان بر برخی دیگر واجب کرده است.»

این عبارت بیانگر یک اصل کلی در باب حقوق اجتماعی است و آن اینکه هیچ‌کس، بالذات و در اصل، بر دیگری واجد هیچ‌گونه حقی نیست؛ بلکه حقوق اجتماعی تابع اراده و جعل الهی است و خداوند بر اساس عدل و حکمت خویش، حقوق متقابلی را برای افراد جامعه مقرر داشته است.

امام علی(علیه‌السلام) در ادامه می‌فرماید:

«وَأَعْظَمُ مَا افْتَرَضَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مِنْ تِلْكَ الْحُقُوقِ حَقُّ الْوَالِي عَلَى الرَّعِيَّةِ، وَحَقُّ الرَّعِيَّةِ عَلَى الْوَالِي، فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِكُلٍّ عَلَى كُلٍّ»

«بزرگ‌ترین حقوق اجتماعی، حقوق متقابل زمامدار و مردم است؛ حقی که خداوند برای هر یک بر دیگری مقرر داشته و ادای آن را وظیفه آنان قرار داده است.»

در جایی دیگر، آن حضرت وجوب امامت را در ردیف واجباتی چون ایمان به توحید، نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، قصاص و حدود برشمرده و فلسفه وجوب آن را برقراری نظم در میان امت اسلامی دانسته و اطاعت از آن را مایه استحکام نهاد امامت معرفی کرده‌اند. چنان‌که می‌فرمایند:

«فَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيرًا مِنَ الشِّرْكِ... وَطَاعَتَنَا نِظَامًا لِلْمِلَّةِ وَإِمَامَتَنَا أَمَانًا مِنَ الْفُرْقَةِ»

هرگاه ولایت و امامت مستند به اراده تشریعی الهی باشد، مشروعیت خواهد داشت و لازمه چنین مشروعیتی، لزوم اطاعت از آن است. البته ولایت و رهبریِ مستند به اراده الهی، شرایط ویژه‌ای دارد. بدیهی است که فعل خداوند در قلمرو تکوین و تشریع، کامل‌ترین و شایسته‌ترین فعل است و هیچ‌گونه نقص و کاستی در آن راه ندارد. بر این اساس، خداوند کسی را به عنوان والی و زمامدار بشر برمی‌گزیند که شایسته‌ترین و سزاوارترین افراد باشد؛ یعنی در صفات و کمالاتی که رهبری بایسته در گرو آن‌هاست، بر دیگران برتری داشته باشد؛ چراکه به حکم عقل، تقدیم مفضول بر فاضل و فاضل بر افضل، قبیح است.

در میان صحابه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، کسی جز علی(علیه‌السلام) از این ویژگی برخوردار نبود. از همین رو، در سخنان آن حضرت بر این حقیقت تأکید شده است که امامت و رهبری حق ویژه ایشان بوده و آن حضرت سزاوارترین فرد برای احراز مقام ولایت و زمامداری جامعه اسلامی است.

پس از آنکه در سقیفه مسئله بیعت با ابوبکر پایان یافت، از امام علی(علیه‌السلام) خواستند با وی به عنوان زمامدار امت اسلامی بیعت کند. آن حضرت فرمودند:

«أَنَا أَحَقُّ بِهَذَا الْأَمْرِ مِنْكُمْ، لَا أُبَايِعُكُمْ وَأَنْتُمْ أَوْلَى بِالْبَيْعَةِ لِي»

«من از شما به امر امامت سزاوارترم. با شما بیعت نمی‌کنم و شما به بیعت کردن با من سزاوارترید.»

همچنین هنگامی که بنا بر برنامه‌ریزی عمر و از طریق شورای شش‌نفره، مسئله بیعت با عثمان مطرح شد، امام(علیه‌السلام) خطاب به حاضران فرمود:

«لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّي أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَيْرِي»

«شما به‌خوبی می‌دانید که من نسبت به امر امامت و خلافت از همه مردم سزاوارترم.»

از دیدگاه امام علی(علیه‌السلام)، عترت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از نظر فضل و کمال در جایگاهی بلند و بی‌مانند قرار دارند و هیچ فردی را نمی‌توان با آنان مقایسه کرد. آنان پایه‌های دین و ستون‌های یقین‌اند؛ حق و باطل با آنان سنجیده می‌شود و ویژگی‌های ولایت و امامت در آنان جمع است. بر پایه وصیت و وراثت، دارای چنین حقی شده‌اند؛ یعنی هم پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آنان را به عنوان وصی و جانشین خود معرفی کرده و هم آنان صفات کمال و شایستگی‌های علمی و روحی را از پیامبر به ارث برده‌اند و از کسی نیاموخته‌اند.

ازاین‌رو، هنگامی که پس از بیست‌وپنج سال، امر خلافت و امامت به آنان سپرده شد، در حقیقت حقی که غصب شده بود، به اهل آن بازگردانده شد. بنابراین، امامت و رهبری حق ویژه امام علی(علیه‌السلام) بود.

و این همان ضرورت امروز جامعه اسلامی در شناخت ولایت و مسیر نورانی امامت امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) است.

رسا- چگونه می‌توان در عین بیان اعتقاد شیعه به امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع)، غدیر را عامل وحدت مسلمانان معرفی کرد؟

اصولاً واژه‌های «وحدت» و «اتحاد» در مسائل اجتماعی، در جایی به کار می‌روند که نوعی اختلاف و چندگانگی وجود داشته باشد تا از طریق آن، وحدت و همگرایی پدید آید؛ زیرا در جایی که هیچ‌گونه اختلافی وجود نداشته باشد، اتحاد نیز به صورت طبیعی برقرار است و نیازی به دعوت به وحدت احساس نمی‌شود. با این حال، اسلام همواره انسان‌ها را به همگرایی و انسجام دعوت کرده است.

خدای متعال می‌فرماید:

«إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ ۚ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ»
(سوره انعام، آیه ۱۵۹)

از سوی دیگر، برخی اختلافات، معقول، منطقی و برخاسته از سنت‌های الهی در آفرینش هستند. چنان‌که اختلاف رنگ‌ها، زبان‌ها و قومیت‌ها از لوازم طبیعی خلقت انسان به شمار آمده است. خداوند متعال می‌فرماید:

«وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ»
(سوره روم، آیه ۲۲)

بنابراین، معنای وحدت آن نیست که در جامعه، اختلاف رنگ‌ها، زبان‌ها، قومیت‌ها، سلیقه‌ها، تضارب اندیشه‌ها و حتی جناح‌بندی‌های سیاسی وجود نداشته باشد؛ زیرا اسلام به نقدهای سازنده، تضارب آرا، گفت‌وگوی فکری و رقابت‌های سیاسی منطقی سفارش کرده و این امور را از اصول پذیرفته‌شده اجتماعی دانسته است؛ هرچند این عناصر در مواردی منشأ اختلاف نظر نیز می‌شوند.

همچنین معنای وحدت آن نیست که اقلیت‌های مذهبی از عقاید خود دست بردارند و همگان دارای عقیده‌ای یکسان شوند، یا اهل سنت شیعه و شیعیان سنی گردند؛ بلکه مقصود از وحدت آن است که همه افراد و گروه‌های یک جامعه، با بهره‌گیری از عوامل همگرایی و با اتخاذ سیاست‌های اصولی و منطقی در برابر سیاست‌های خصمانه دشمنان مشترک، در کنار یکدیگر قرار گیرند، از اختلافات غیرمعقول و تنش‌زا پرهیز کنند، اختلاف‌نظرهای خود را از طریق گفت‌وگو و تبادل اندیشه حل نمایند و با صلح، صفا و احترام متقابل در کنار یکدیگر زندگی کنند.

وحدت به این معناست که با حفظ کرامت انسانی و پایبندی به ارزش‌های دینی و مذهبی، مصالح و منافع کلان جهان اسلام مورد توجه قرار گیرد و مسلمانان، با هر مذهب و گرایشی که دارند، خود را برادران دینی یکدیگر بدانند و فریب توطئه‌ها و دسیسه‌های دشمنان مشترک را نخورند؛ چراکه دشمنان اسلام همواره در پی آن هستند که اصل اسلام را، که متشکل از دو پیکره بزرگ تشیع و اهل سنت است، تضعیف و نابود کنند.

رسا- پیام‌های غدیر مانند عدالت، وحدت و دفاع از امت اسلامی چگونه می‌تواند زمینه همگرایی بیشتر میان مذاهب اسلامی را فراهم کند؟

پیام مهم غدیر، وحدت، همگرایی انسانی و انسجام اخلاقی است؛ گرچه جهان اسلام و امت اسلامی در طول تاریخ، بهره شایسته و لازم را از این پیام الهی و توحیدی نبرده‌اند و امروز بیش از هر زمان دیگری به فهم و تحقق این حقیقت نیازمند هستند.

علت این نیاز آن است که بخش مهمی از پریشانی‌ها، اختلافات و نابسامانی‌های موجود در مسئله رهبری و انسجام امت اسلامی، نتیجه فراموشی یا بی‌اعتنایی نسبت به هدایت نورانی غدیر است.

چنان‌که در فرازی از خطبه حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) که با محوریت وحدت و انسجام اسلامی بیان شده است، آن حضرت در تبیین فلسفه احکام الهی و قواعد دینی می‌فرمایند:

«وَجَعَلَ طَاعَتَنَا نِظَامًا لِلْمِلَّةِ وَإِمَامَتَنَا أَمَانًا مِنَ الْفُرْقَةِ»

«خداوند اطاعت از ما را مایه نظم و سامان امت اسلامی و امامت ما را امان و مصونیت از تفرقه و اختلاف قرار داده است.»

بر این اساس، کسانی که در پی تحقق وحدت، اتحاد، انسجام، هم‌سویی، هم‌صدایی، یکپارچگی، همکاری و همدلی در میان امت اسلامی هستند، باید بدانند که این آرمان بزرگ و این حقیقت متعالی، جز در پرتو غدیر و امامت الهی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به‌طور کامل محقق نخواهد شد؛ زیرا اختلاف و تفرقه، خطری است که همواره امت اسلامی را تهدید کرده و همچنان نیز تهدید می‌کند.

در یک نگاه دقیق و عمیق باید گفت که فلسفه وجودی غدیر خم، این پدیده مبارک و آسمانی، فراهم ساختن بستر انسجام، اتحاد و همگرایی امت اسلامی و حتی بشریت در مسیر تعالی، پیشرفت و تمدن‌سازی است.

شاهد این مدعا نیز تصریحات قرآن کریم است. خداوند متعال در آیات ۶۷ و ۳ سوره مبارکه مائده بر اهمیت مسئله ولایت و ابلاغ پیام غدیر تأکید کرده و می‌فرماید:

«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»

«ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، ابلاغ کن و اگر چنین نکنی، رسالت او را به انجام نرسانده‌ای و خداوند تو را از آسیب مردم حفظ خواهد کرد.»

خداوند متعال در آیات متعدد دیگری نیز امت اسلامی را نسبت به اهمیت این مسئله آگاه ساخته و نسبت به پیامدهای فاصله گرفتن از مسیر ولایت هشدار داده است. خطر «انقلاب علی الأعقاب»؛ یعنی بازگشت به عقب و قهقرا، هنگامی رخ می‌دهد که حرکت امت اسلامی بر محور امام و ولایت نباشد. این هشدار، زنگ خطری جدی برای بشریت و به‌ویژه امت اسلامی است.

ازاین‌رو، اسلام و امت اسلامی همواره با تهدیدهای بزرگی همچون تفرقه، تشتت، اختلاف و تقابل مواجه بوده‌اند و هستند. برای جلوگیری از وقوع این خطر و مصون ماندن از آسیب‌های ناشی از آن، باید به آموزه‌های غدیر بازگشت و جایگاه امامت و ولایت را به‌درستی شناخت؛ چراکه غدیر، منشور وحدت، انسجام و همبستگی امت اسلامی در مسیر هدایت الهی است.

ارسال نظرات