۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۷
کد خبر: ۸۱۷۳۶۸

نفوذ در پوشش اصلاح؛ تلاش برای گذار از مفاهیم انقلابی به گفتمان لیبرالی

نفوذ در پوشش اصلاح؛ تلاش برای گذار از مفاهیم انقلابی به گفتمان لیبرالی
وظیفه‌ نخبگان حوزوی و دانشگاهی و دلسوزان انقلاب آن است که نسبت به تفکر لیبرالی در تلاش برای تغییر جهت‌ها هشدار دهند و اجازه ندهند مبانی توحیدی جامعه زیر پوشش شعارهای زیبا و فریبنده، سست شود.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، «تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد؛ تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بی‌پناه را از بین ببرند». امام خمینی(ره) 3/12/1367

مهم‌ترین راه سعادت بشر، شناخت خالق و التزام به دستورات الهی است. قرآن کریم، سعادت انسان را در صراط مستقیم قرار داده و برای هدایت بشر، انبیا علیهم‌السلام را مبعوث فرموده است. پس از ختم نبوت نیز، مسئولیت هدایت امت به امام معصوم علیهم‌السلام و در عصر غیبت به فقهای عالم، عامل و بصیر سپرده شده است تا در پرتو وحی، جامعه را از لغزش در وادی انحراف حفظ کنند.

در منطق قرآن، توحید و طاغوت دو جبهه‌ی متقابل‌اند؛ جبهه‌ای که تنها به انحراف خود بسنده نمی‌کند، بلکه می‌کوشد دیگران را نیز از صراط مستقیم دور سازد. از همین رو، مراقبت از مبانی دینی و صیانت از گفتمان توحیدی، یک ضرورت دائمی است؛ به‌ویژه آن‌گاه که طرز تفکر انحرافی در عرصه قدرت سیاسی نفوذ کند و از جایگاه رسمی برای تغییر ذائقه فکری جامعه بهره گیرد.

تجربه گذشته نشانه‌های یک پروژه فکری؛ در دوره‌ای که جریان موسوم به اصلاح‌طلبی با ریاست جمهوری محمد خاتمی در سال ۱۳۷۶ به قدرت رسید، برخی مواضع و سخنان از سوی چهره‌های شاخص آن جریان مطرح شد که در عمل، مبانی دینی و انقلابی را مورد تردید قرار می‌داد یا نسبت به آن‌ها بی‌اعتنا بود. از جمله:

- «نظریه غیرت دینی ویران‌کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است.» 

- «جامعه ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و می‌خواهد مدرن و صنعتی شود.» 

- «حضرت علی(ع) مشروعیت خود را از مردم گرفته، همان‌طور که معاویه مشروعیت خود را از مردم گرفته است.» 

- «حرکت اصلاح‌طلبان ما، عاقبت به جدایی دین از سیاست خواهد انجامید.» 

- «احکام کیفری اسلام کارایی ندارد و موجب رواج خشونت می‌گردد.» 

- «معتقدم اعدام و قصاص جزء ضروریات دین نیست.»

این جملات، صرف‌نظر از اینکه از سوی چه کسانی و در چه فضایی بیان شده‌اند، حامل یک پیام مشترک‌اند: تلاش برای بازتعریف نسبت دین با جامعه، سیاست، عدالت و قانون بر پایه‌ی مبانی لیبرال و مدرنِ بریده از وحی. چنین رویکردی، به جای آنکه جامعه را در مسیر تعمیق ایمان و عدالت سوق دهد، به تدریج زمینه‌ی استحاله مفاهیم دینی را فراهم می‌کند.

بازتولید همان گفتمان در لباس جدید؛ نگرانی اصلی آن است که همان طرز تفکر، این‌بار در برخی مواضع و اظهارات مسئولان کنونی نیز بازتولید شده است؛ البته با زبانی نرم‌تر، اما با همان جهت‌گیری محتوایی. وقتی در سخن مسئول، دشمنِ قسم‌خورده و جبهه باطل، در قالب واژگانی چون «برادری» یا «تفاهم» مورد خطاب قرار می‌گیرد، یا هنگامی که مسئله‌ی قصاص، انتقام مشروع، و بازدارندگی در برابر جنایتکاران، به کلیتِ مبهمی به نام «ساختن کشور» فروکاسته می‌شود، در واقع نوعی جابجایی گفتمانی رخ داده است.

برای نمونه، برخی از این مضامین چنین‌اند:

- «همه‌اش می‌گوییم مقصر آمریکاست، مقصر ما هستیم چون پاسخگو نیستیم.» 

- «ما آماده‌ایم سلاح‌های خود را کنار بگذاریم، به شرط اینکه اسرائیل هم سلاح‌های خود را کنار بگذارد.» 

- «ما با همه برادریم و با آمریکا نیز برادر هستیم.» 

- «ابوسفیان و معاویه هم برادر ما هستند همان لحظه‌ای که تسلیم شدند.»

این‌گونه بیان‌ها، اگر بدون دقت عقیدتی و مرزبندی روشن با جبهه استکبار مطرح شود، می‌تواند به عادی‌سازی دشمنی و تضعیف حساسیت دینی و انقلابی جامعه بینجامد. در منطق قرآن و سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، برادری ایمانی در نسبت با حق تعریف می‌شود، نه در نسبت با ظلم، تجاوز و جنایت. از این رو، خلط میان «صلح عاقلانه» با «برادری با دشمن»، و نیز خلط میان «عقلانیت سیاسی» با «تساهل در اصول»، یک خطای راهبردی است.

 قصاص، عدالت و سازندگی؛ نسبت درست چیست؟

در پاسخ به مطالبه‌ی حق و انتقام برای شهدای مظلوم ناو دنا، جمله‌ای مانند «انتقام که فقط جنگیدن نیست، باید ایران را بسازیم» در نگاه نخست ممکن است مثبت و سازنده به نظر برسد، اما اگر در بستر فکریِ نادرست قرار گیرد، می‌تواند حامل این پیام باشد که عدالت، قصاص و مقابله با دشمن، در برابر توسعه و سازندگی اولویت ندارد. در حالی‌که قرآن کریم به صراحت می‌فرماید: «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ» یعنی قصاص، صرفاً یک مجازات نیست، بلکه حیات اجتماعی و تضمین امنیت و بازدارندگی است. جامعه‌ای که در آن قاتل، متجاوز و دشمنِ جانی بدون هزینه بماند، نه‌تنها به عدالت نمی‌رسد، بلکه اساساً امکان «ساختن» را نیز از دست می‌دهد.

از این منظر، جمله«ایران را بسازیم» وقتی ارزشمند است که پشتوانه‌ی امنیتی، اعتقادی و بازدارنده داشته باشد. اگر دشمن همچنان قادر به حمله، ترور، تهدید و تخریب باشد، سازندگی به شعاری زیبا اما بی‌اثر تبدیل خواهد شد. بنابراین، مقاومت و سازندگی در تقابل با هم نیستند؛ بلکه سازندگیِ واقعی بدون مقاومت پایدار نمی‌ماند.

آنچه امروز باید با دقت رصد شود، نه صرفاً یک جمله یا یک اشتباه لفظی، بلکه یک روند فکری است؛ روندی که می‌کوشد مفاهیم دینی را به حاشیه ببرد، مرز میان حق و باطل را کمرنگ کند و به تدریج اولویت‌های امت اسلامی را از عدالت، مقاومت، قصاص، جهاد و استکبارستیزی به توسعه‌گراییِ بی‌ریشه و سازندگیِ بدون مبنا تغییر دهد.

تفکر لیبرالی در این معنا، تنها یک سبک اقتصادی یا مدیریتی نیست؛ بلکه نقشه‌ای برای تغییر باورها، تغییر زبان، و در نهایت تغییر هویت است. از همین رو، وظیفه‌ی نخبگان حوزوی و دانشگاهی، علماء و دلسوزان انقلاب آن است که نسبت به این تغییر جهت‌ها هشدار دهند و اجازه ندهند مبانی توحیدی جامعه زیر پوشش شعارهای زیبا و فریبنده، سست شود.

حجت الاسلام اصغر مجتهدزاده

ارسال نظرات