حضور مدیر ارتباط با سازمانها و نهادهای حاکمیتی حوزه در مدرسه شجره طیبه میناب+فیلم
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، جنگ، هرچند همواره با ویرانی، خسارت و تلخی همراه بوده است، اما در میان همه جنایتهایی که در طول تاریخ رخ داده، برخی صحنهها چنان جانسوز و تکاندهندهاند که نهتنها حافظه یک ملت، بلکه وجدان بشریت را برای همیشه تحت تأثیر قرار میدهند. هنگامی که آتش جنگ به کودکان میرسد و مراکز آموزشی به میدان جنایت تبدیل میشوند، دیگر نمیتوان از یک درگیری نظامی سخن گفت؛ بلکه باید از سقوط اخلاق، انسانیت و وجدان جهانی سخن به میان آورد.
در روزهایی که مردم ایران شاهد تجاوزات و جنایتهای دشمنان این سرزمین هستند، حضور مسئولان و مبلغان دینی در مناطق آسیبدیده و در کنار خانوادههای داغدار، حامل پیام همدردی، مقاومت و روشنگری است.
در همین راستا، حجتالاسلام مهدی پناهی، مدیر ارتباط با سازمانها و نهادهای حاکمیتی حوزههای علمیه، در بازدید از مدرسه شجره طیبه میناب، از نزدیک با آثار یکی از تلخترین صحنههای این روزها مواجه شد؛ صحنهای که روایت آن برای هر انسان آزادهای دشوار و دردناک است.
وی در توصیف آنچه در این مدرسه مشاهده کرده بود، از فضایی سخن گفت که دیگر صرفاً یک مرکز آموزشی نبود، بلکه به نمادی از مظلومیت و سندی زنده از جنایت دشمنان تبدیل شده است. مدرسهای که روزی محل آموزش، بازی، نشاط و آرزوهای کودکان بود، اکنون به مکانی تبدیل شده که آثار خون، آوار و اندوه در آن دیده میشود. آنچه بیش از هر چیز در این روایت تکاندهنده است، حضور کودکانی است که هیچ نقشی در منازعات سیاسی و نظامی ندارند. کودکانی که تنها سرمایه خانوادههای خود و امید آینده جامعه بودند. آنان نه سلاحی در دست داشتند و نه در میدان نبرد حضور داشتند؛ اما قربانی خشونتی شدند که مرزهای انسانیت را درنوردیده است.
حجتالاسلام پناهی در این بازدید با اشاره به وضعیت مدرسه شجره طیبه، از غربت عجیبی سخن گفت که فضای آن را فرا گرفته است. غربتی که تنها با مشاهده آثار بهجا مانده از این حادثه قابل درک است. به تعبیر وی، این مکان دیگر صرفاً یک مدرسه نیست؛ بلکه به زیارتگاهی از مظلومیت تبدیل شده است؛ زیارتگاهی که در آن میتوان نشانههای بیگناهی قربانیان و قساوت عاملان این جنایت را مشاهده کرد.
در فرهنگ اسلامی، مدرسه همواره نماد رشد، آگاهی، تربیت و آیندهسازی بوده است. از همین رو، تعرض به مدرسه تنها حمله به یک ساختمان نیست؛ بلکه تعرض به آینده یک ملت و به ارزشهای انسانی است. هنگامی که کودکان در محیطی که باید امنترین مکان برای آنان باشد، هدف قرار میگیرند، در حقیقت امنیت روانی و اجتماعی جامعه مورد تهاجم واقع شده است.
تصاویر و صحنههایی که از این مدرسه نقل شده، بیانگر عمق فاجعه است. پیکرهای سوخته، آثار خون و نشانههای ویرانی، روایتگر حقیقتی هستند که هیچ رسانهای نمیتواند آن را به طور کامل توصیف کند. این صحنهها نه تنها دل خانوادههای داغدار را میسوزاند، بلکه هر انسان باوجدانی را به تأمل درباره سرنوشت جهان امروز وادار میکند.
نکته قابل تأمل آن است که مدعیان حقوق بشر و حامیان آزادی و کرامت انسانی، در برابر چنین جنایتهایی یا سکوت اختیار میکنند یا با مواضع دوگانه تلاش میکنند از مسئولیت عاملان اصلی این حوادث بکاهند. این در حالی است که اگر کوچکترین حادثهای در نقطهای دیگر از جهان رخ دهد، همان رسانهها و نهادها با حساسیت فراوان به آن میپردازند. این استانداردهای دوگانه، یکی از تلخترین واقعیتهای نظام بینالملل معاصر است.
آنچه حجتالاسلام پناهی در مدرسه شجره طیبه میناب مشاهده کرد، تنها آثار یک حمله نظامی نبود؛ بلکه نشانهای از رویکردی است که برای دستیابی به اهداف سیاسی و امنیتی خود، حتی از جان کودکان نیز عبور میکند. در چنین شرایطی، سخن گفتن از حقوق بشر بدون محکوم کردن این جنایتها، بیش از هر زمان دیگری بیاعتبار به نظر میرسد.
کودکانی که در این حادثه قربانی شدند، نه تهدیدی برای کسی بودند و نه نقشی در معادلات قدرت داشتند. آنان تنها در حال زندگی، تحصیل و ساختن رؤیاهای کودکانه خود بودند. از همین رو، شهادت و مظلومیت آنان، جلوهای آشکار از حقانیت ملتی است که سالها در برابر ظلم و تجاوز ایستادگی کرده است.
تاریخ نشان داده است که خون مظلوم هرگز هدر نمیرود. بسیاری از تحولات بزرگ تاریخ، از دل همین مظلومیتها شکل گرفته است. جنایتکاران شاید بتوانند ساختمانها را ویران کنند، اما قادر نیستند حقیقت را از بین ببرند. حقیقت در دل همین صحنههای دردناک زنده میماند و نسلهای آینده آن را روایت خواهند کرد.
مدرسه شجره طیبه میناب امروز تنها یک نام نیست؛ بلکه نمادی از مظلومیت کودکانی است که قربانی خشونت و جنایت شدند. این مدرسه میتواند برای همیشه در حافظه جمعی ملت ایران به عنوان سندی از جنایت دشمنان و نشانهای از مقاومت و استقامت مردم ثبت شود.
از سوی دیگر، حضور روحانیان و مسئولان حوزوی در چنین مکانهایی، نشاندهنده پیوند عمیق نهاد دین با آلام و رنجهای مردم است. حوزههای علمیه همواره در کنار ملت ایران بودهاند و در بزنگاههای تاریخی، صدای مظلومان را به گوش جامعه رساندهاند. حضور حجتالاسلام والمسلمین مهدی پناهی در مدرسه شجره طیبه میناب نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ حضوری که بیش از هر چیز حامل پیام همدلی با خانوادههای داغدار و تأکید بر ضرورت ثبت و روایت این جنایتها برای افکار عمومی بود.
امروز وظیفه رسانهها، نخبگان و فعالان فرهنگی آن است که اجازه ندهند چنین حوادثی در هیاهوی اخبار روزمره به فراموشی سپرده شود. ثبت روایت مظلومیت کودکان، مطالبهگری از مجامع بینالمللی و افشای چهره واقعی حامیان این جنایتها، بخشی از مسئولیتی است که بر دوش همه دلسوزان قرار دارد.