بیانیه ای از جنس «کوفه»/ مجمع مدرسین و محققین؛ بزرگترین سرمایه دشمن
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، آنچه در بیانیه مجمع موسوم به «مدرسین و محققین حوزه علمیه قم» مشاهده میشود، نه یک بیانیه حوزوی، بلکه یک «مانیفست وادادگی» در لباس دیپلماسی است. این متن، تجسم همان تفکری است که در بزنگاههای تاریخی، با علم کردن پرچم «صلح»، ترمز حرکت انقلابی امت را کشیده و با آدرس غلط دادن به افکار عمومی، «عزت ملی» را به پای «سیاستورزیهای ذلیلانه» قربانی کرده است.
عجیب است جریانی که داعیهدار انتساب به حوزه علمیه است، در تحلیل وقایع، الفبای «تولی و تبری» را به فراموشی سپرده است. به یقین می توان گفت که خصلت هایی همچون سازش ناپذیری با دشمنان، مبارزه گری، غیرت دینی، آمادگی برای فداکاری و تلاش، هیچ جایگاه و منزلتی در میان این جریان ندارد.
نویسندگان بیانیه، «جنگ» را یک پدیدهی صرفاً اقتصادی اجتماعی دیدهاند و از حقیقت آن که «جدال حق و باطل» است، غفلت کردهاند.
این بیانیه با حذف عنصر «دشمنشناسی» و «استکبارستیزی»، عملاً در پازل جنگ نرم دشمن بازی میکند. آیا اینان ندیدهاند که چگونه «صلحطلبی کاذب» در تاریخ اسلام، به فتنه و خانهنشینی امامان معصوم(ع) انجامید؟ این ادبیات، بوی «کوفه» میدهد، نه بوی «حوزهی انقلابی قم.
یانیه این مجمع، با وقاحت تمام، «عقلانیت» را در ذبح کردن بازوهای قدرت نظام تعریف میکند. از نظر این جریان، عقلانیت یعنی «کوچک کردن سفره» برای «بزرگ کردن لبخند دشمن». این نگاه، دقیقاً همان نگاهی است که در سالهای اخیر، کشور را با «قفلکردن چرخه اقتصاد به کلید مذاکره»، به رکود و تورم ساختاری مبتلا کرد. مجمع مدرسین، «عقل» را در محاسبات مادی کوتاهمدت حبس کرده و «عقل راهبردی» که مبتنی بر سنتهای الهی و نصرت مومنین است را به مسلخ برده است.
تئوریزهکردن دوگانهسازی خائنانه
نگارندگان این بیانیه با مظلومنمایی تصنعی همچون «مادر گرسنه، دانشآموز بیکتاب و...» به جای ریشهیابی مشکلات در سوء مدیریتهای غربگرایانه، آدرس غلط «نهادهای انقلابی» را میدهند. این یعنی «اگر نان نیست، به خاطر موشک است». این یک تقلیل سخیف و عامدانه است که هدفی جز تضعیف کردن قدرت دفاعی کشور و کمک به دشمنان ایران اسلامی ندارد. اینان با این کار، عملاً به دشمن سیگنال میدهند که «فشار بیشتر، نتیجهی بهتری» دارد. باید گفت آیا این همان «عقلانیتی» است که به آن افتخار میکنید؟ یا این خود، دعوت علنی به تحریم و جنگ از طریق تضعیف بازدارندگی است؟
حمله این مجمع خودخوانده به صداوسیما برای ترویج «ادبیات انتقام» نشاندهنده هراس آنان از «روایت حق» است. آنها نه از جنگ، که از «بصیرت ملت» میترسند. زمانی که در پی «تطبیق مواضع سید محمد خاتمی» با «عقلانیت» برمیآیند، در واقع پرده از نفاق تحلیلی خود برمیدارند؛ کسی که در آزمونهای دشوار انقلاب، یا ساکت بوده و یا در صف مقابل ملت ایران اسلامی ایستاده، چگونه میتواند شاخصِ «عقلانیت» برای حوزویان باشد؟ این ارجاع، نشان میدهد که این بیانیه نه برای «صلح»، بلکه برای «بازگشت به دوران حاکمیت لیبرالیسم» تدوین شده است.
تلاش برای تضعیف ارکان نظام
این بیانیه از حیث محتوا، فاقد منطق قوی و از حیث جایگاه، تهی از روح انقلابی است. مجمع مذکور به جای ایفای نقش «دیدهبان» ایران اسلامی به «ستون پنجم فکری دشمنان» تبدیل شده است که با ترویجِ «فرهنگ انفعال» سعی در تغییر محاسبات حاکمیت دارد.
یقینا تاریخ، قضاوت سختی درباره کسانی خواهد کرد که در میدان نبرد ارادهها، به جای دمیدن روح مقاومت در پیکره ملت، با قلمهای آلوده به شبهه، ارادهی عمومی را سست کردند. »صلح پایدار» نه با التماس به کدخدا، که با «اقتدار بیحد و مرز» به دست میآید. اگر دلسوز مردم هستید، به جای تقبیح مدافعان امنیت، از مدیریتهای ناکارآمدی که سفره مردم را کوچک کرده است انتقاد کنید؛ اگر جرأت آن را دارید!
این بیانیه، نه یک دعوت به صلح، که بیانیهای برای «استحاله از درون» است و پیشگاه ملت انقلابی، آن را جز «خروج از صراط مقاومت» نمیداند.

در پایان باید گفت که واقعیت اصلی این است که این جریان، بزرگ ترین سرمایه ارزشمند دشمنان ملت ایران در قلب نظام اسلامی هستند و از هیچ و تلاش و کوششی برای لبیک گویی به ارباب روسیاه و جنایتکار خود، دریغ نمی کنند.
چگونه ممکن است کسانی که عمری در سیاست بوده و تجربه بسیاری از بدعهدی ها، جنایت ها و روحیات مستکبرانه آمریکای اشغالگر نسبت به ملت ایران و ملت های آزاده جهان دارند، اکنون ملت ایران و نظام اسلامی را به صلح دعوت کنند؟ آمریکایی که هنوز جوهر تفاهمنامه آن با ایران اسلامی خشک نشده، دست به جنایت علیه ملت ایران زد و علاوه بر وضع تحریم های جدید، نقض آتش بس و تفاهمنامه، زیرساخت های ایران اسلامی را به توپ و موشک بسته است.
امروز حتی انسان های بی سواد و عوام الناس نیز خوب می دانند که چاره کار در برابر دشمنی چون آمریکای جنایتکار، مبارزه و مقابله عزتمندانه و سخن با زبان شمشیر است؛ نه تکیه بر صلح و مذاکره ذلیلانه با آنان. حال چرا این ساسیون جریان محور، حرف از عقلانیت با پوشش صلح می زنند، خود جای بسیار تامل دارد. براستی آیا ممکن است که عقل آنان به اندازه عقل عوام الناس کوچه و خیابان و به دور از سیاست نیز تجزیه و تحلیل نداشته باشد؟
امروز واقعیت به قدری روش است که نه تنها با عقیل سلیم و سیاسی، حتی با عقل غیرسیاسی نیز می توان درک کرد که داشتن سلاح و موشک و تجهیزات نظامی، مایه قدرت نظام و مانع دشمنان از هرگونه تجاوز و تعدی است؛ اما با این وجود آقای هاشمی رفسنجانی معتقد بود که این تجهیزات مانع پیشرفت کشور است و آلمانی ها زمانی پیشرفت کردند که سلاح های خود را کنار گذاشتند. واقعا این چنین سخنان از کسی که عمری در سیاست و جزئیات دشمنی آمریکا با ایران اسلامی بوده است، جز خیانت چه معنایی دارد؟
حال رهروان هاشمی رفسنجانی نیز با دلایل دشمن پسندانه و خلاف عقل و منطق، درحال قدم گذاشتن بر جای پای همان منطق و عقلانیت ذلیلانه هاشمی رفسنجانی هستند که جز خیانت، معنای دیگری بر گفتار و کردار آنان نمی توان متصور بود.
نویسنده: سعید چراغی