به مناسبت ۱۲ شهریور، روز ملی مبارزه با استعمار انگلیس؛
آیت الله سید عبدالحسین لاری؛ فقیهی که «استکبارستیزی» را از منبر به میدان آورد
شیراز- آیتالله سید عبدالحسین نجفی لاری؛ عالمی که میتوان او را از پیشگامان پیوند میان «فقاهت» و «مبارزه با استعمار» در تاریخ معاصر ایران دانست.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در شیراز، ۱۲ شهریور در تقویم جمهوری اسلامی ایران، یادآور شهادت رئیسعلی دلواری در نبرد با استعمار انگلیس و روز ملی مبارزه با استعمار انگلیس است؛ روزی که میتواند فرصتی برای بازخوانی یکی از درخشانترین صفحات تاریخ مقاومت ملت ایران در برابر زیادهخواهی قدرتهای بیگانه باشد. اما اگر قرار است این مناسبت از سطح یک عنوان تقویمی فراتر رود، باید به سراغ شخصیتهایی رفت که «استعمارستیزی» را به یک گفتمان اجتماعی و سیاسی تبدیل کردند؛ عالمانی که فهم آنان از دین، در حصار مدرسه و محراب متوقف نمیشد و در برابر تعرض به استقلال، عزت و حقوق مردم، خود را مسئول میدانستند.
در میان این چهرهها، آیتالله سید عبدالحسین نجفی لاری جایگاهی ممتاز دارد؛ عالمی که میتوان او را از پیشگامان پیوند میان «فقاهت» و «مبارزه با استعمار» در تاریخ معاصر ایران دانست. رهبر شهید انقلاب نیز در توصیف شخصیت آن بزرگوار، از وی به عنوان عالمی یاد کردهاند که در برابر سلطه نظامیان انگلیسی بر جنوب ایران پرچم جهاد و مبارزه را برافراشت و نمونهای کوچک اما معنادار از حکومت اسلامی را در منطقه پایهگذاری کرد.
از نجف تا لار؛ هجرت یک فقیه برای دفاع از مردم
سید عبدالحسین لاری از شاگردان برجسته میرزای بزرگ شیرازی بود و با توصیه ایشان و به دنبال درخواست مردم و بزرگان لارستان، در سال ۱۳۱۰ قمری وارد لار شد. حضور او در منطقه صرفاً یک مهاجرت علمی و تبلیغی نبود؛ بلکه آغاز فصل تازهای از حیات سیاسی و اجتماعی جنوب ایران به شمار میآمد.
او در مدت کوتاهی توانست حوزه علمیهای در لار سامان دهد، شاگردان بسیاری تربیت کند و در کنار فعالیت علمی، به مسائل اجتماعی و سیاسی مردم ورود جدی داشته باشد. مسئله اصلی برای او این بود که دین نمیتواند نسبت به ظلم، ناامنی، استبداد و تعرض به حقوق مردم بیتفاوت باشد.
از همین رو، خانه سید لاری به پناهگاه مردم تبدیل شد؛ مردمی که در برابر زورگویی حکام محلی و بیعدالتیها، عالمی را در کنار خود میدیدند که حاضر نبود علم و مرجعیت دینی را از مسئولیت اجتماعی جدا کند. در واقع، یکی از مهمترین ویژگیهای سیره او این بود که مرجعیت دینی را به پناهگاه اجتماعی مردم تبدیل کرد.
استعمارستیزی؛ یک رفتار مقطعی نبود
مبارزه سید عبدالحسین لاری با استعمار انگلیس را نمیتوان به صدور یک فتوا یا حضور در یک واقعه تاریخی محدود کرد. در اندیشه و رفتار او، مقابله با استعمار یک منظومه به هم پیوسته بود؛ منظومهای که از استقلال سیاسی آغاز میشد و تا استقلال اقتصادی و فرهنگی امتداد مییافت.
او به خوبی دریافته بود که استعمار تنها با لشکر و سلاح وارد کشور نمیشود؛ گاهی از مسیر اقتصاد، فرهنگ، وابستگی و تغییر سبک زندگی نیز نفوذ میکند. از همین رو، نسبت به گسترش نفوذ اقتصادی روس و انگلیس حساس بود و خرید کالاهای وابسته به قدرتهای بیگانه را در چارچوب مقابله با تقویت دشمنان اسلام مورد توجه قرار میداد.
این نگاه، یکی از نقاط مهم در سیره سیاسی اوست: استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی و فرهنگی، استقلالی شکننده است.
فقیهی که استبداد داخلی را از استعمار خارجی جدا نمیدانست
یکی دیگر از ویژگیهای برجسته سیره آیتالله لاری، تفکیک نکردن میان استبداد داخلی و استعمار خارجی بود. او به خوبی میدانست که قدرت بیگانه هنگامی میتواند در یک کشور نفوذ کند که زمینههای داخلی آن، از استبداد، ضعف ساختار سیاسی و وابستگی فراهم شده باشد.
از همین منظر، مبارزه او با استبداد قاجاری نیز در امتداد مبارزه با سلطه بیگانه قرار داشت. موضع سیاسی او در برابر سلطنت قاجار تا آنجا پیش رفت که بر ضرورت تبدیل آن به «دولت حقه اسلامیه» تأکید کرد.
این نکته در شناخت شخصیت سید لاری بسیار مهم است؛ زیرا نشان میدهد او صرفاً یک روحانی معترض به حضور انگلیسیها نبود، بلکه دارای یک نظریه سیاسی و اجتماعی بود که بر پایه آن، حاکمیت باید در خدمت عدالت، دین و حقوق مردم قرار گیرد.
«حکومت اسلامی»؛ از نظریه تا تجربه
یکی از مهمترین وجوه متمایز شخصیت سید عبدالحسین لاری، تلاش او برای تحقق عملی اندیشه حکومت اسلامی در منطقه لارستان بود.
تشکیل «انجمن اسلامی»، سامان دادن ساختارهای اجتماعی و قضایی، توجه به امنیت و دفاع، و تلاش برای ایجاد سازوکارهای مستقل از حکومت مرکزی، همه نشان میدهد که او دین را صرفاً مجموعهای از احکام فردی نمیدید؛ بلکه برای اسلام، ظرفیت اداره جامعه و تأمین عدالت را قائل بود. پژوهشهای تاریخی نیز از تشکیل انجمن اسلامی در لار پس از پیروزی مشروطه به دستور وی گزارش دادهاند.
به تعبیر دیگر، سید لاری تلاش کرد نشان دهد که فقه اگر از متن جامعه فاصله نگیرد، میتواند در عرصه سیاست، اقتصاد، امنیت و عدالت اجتماعی نیز نقشآفرین باشد.
همین ویژگی است که شخصیت او را برای تاریخ معاصر حوزههای علمیه بسیار مهم میکند: فقیهی که در عین پایبندی به مبانی اجتهادی، از مسائل واقعی جامعه غافل نبود و برای آنها راهحل دینی ارائه میکرد.
وقتی فقیه، مردم را به میدان میآورد
مبارزه با استعمار بدون مردم امکانپذیر نیست. سید لاری این حقیقت را به خوبی دریافته بود. او به جای آنکه خود را در جایگاه یک عالم منزوی قرار دهد، توانست میان حوزه علمیه، تجار، عشایر، مردم و نیروهای اجتماعی منطقه پیوند ایجاد کند.
در جریان مبارزات جنوب، نیروهای مختلف اجتماعی در کنار او قرار گرفتند و نهضت او محدود به یک گروه یا یک طبقه خاص نشد. حتی در منطقهای با تنوع مذهبی، نهضت سید لاری توانست از ظرفیت شیعیان و اهل سنت برای مقابله با ظلم و دفاع از منطقه استفاده کند.
این تجربه تاریخی حامل یک درس مهم است: مقاومت هنگامی ماندگار میشود که از متن مردم بجوشد و مردم خود را صاحب آن بدانند.
فتوای جهاد علیه انگلیس
در سالهای جنگ جهانی اول، هنگامی که جنوب ایران در معرض تعرض نیروهای انگلیسی قرار گرفت، سید عبدالحسین لاری بار دیگر نقش تاریخی خود را آشکار کرد. وی علیه اشغالگران انگلیسی موضع گرفت و در سال ۱۳۳۶ قمری حکم جهاد صادر کرد؛ اقدامی که در ادامه مبارزات مردم جنوب علیه اشغالگران قرار گرفت.
در این مرحله، فقه و سیاست در شخصیت سید لاری به هم رسیدند. «جهاد» برای او یک شعار نبود؛ بلکه هنگامی که سرزمین اسلامی مورد تعرض قرار گرفت و مردم با تهدید و تجاوز بیگانه مواجه شدند، به مسئولیتی اجتماعی تبدیل شد.
در همین منظومه است که میتوان نسبت تاریخی میان عالمانی چون سید عبدالحسین لاری، علمای جنوب و مجاهدانی همچون رئیسعلی دلواری را بهتر فهم کرد. مبارزه مسلحانه مردم جنوب علیه انگلیس، از پشتوانه فکری و دینی علمای مجاهد برخوردار بود و این پیوند میان فتوا، روحانیت، مردم و مجاهدت میدانی یکی از برجستهترین جلوههای مقاومت ایرانیان در برابر استعمار است.
میراث سید لاری برای امروز
بازخوانی سیره سید عبدالحسین لاری نباید صرفاً به ستایش یک شخصیت تاریخی محدود شود. مسئله مهمتر، استخراج الگوی رفتاری و فکری او برای امروز است.
نخست آنکه عالم دینی نمیتواند نسبت به سرنوشت جامعه بیتفاوت باشد. علم دینی هنگامی به رسالت اجتماعی خود عمل میکند که در کنار مردم و در برابر ظلم و بیعدالتی حاضر باشد.
دوم آنکه استکبارستیزی یک واکنش احساسی و مقطعی نیست. مقابله با سلطه خارجی، نیازمند شناخت سازوکارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نفوذ است. سید لاری از همین منظر، هم با حضور نظامی انگلیس مقابله کرد و هم نسبت به وابستگی اقتصادی و فرهنگی هشدار داد.
سوم آنکه استقلال بدون مردم ممکن نیست. تجربه لارستان نشان داد که مرجعیت دینی هنگامی میتواند در برابر قدرتهای بزرگ ایستادگی کند که میان عالم و مردم اعتماد متقابل شکل گرفته باشد.
و چهارم آنکه فقه سیاسی شیعه، سابقهای عمیق در مسئله حکومت و مقاومت دارد. سید عبدالحسین لاری نمونهای تاریخی از فقیهی است که از نظریه حکومت اسلامی سخن گفت و برای تحقق آن نیز در حد توان خویش ساختار اجتماعی و سیاسی ایجاد کرد.
۱۲ شهریور؛ فرصتی برای بازخوانی یک مکتب
۱۲ شهریور را نباید تنها سالروز شهادت رئیسعلی دلواری دانست؛ این روز میتواند نمادی برای بازخوانی یک «مکتب مقاومت» در تاریخ معاصر ایران باشد؛ مکتبی که در آن، عالم دین در کنار مردم قرار میگیرد، استقلال کشور را مسئلهای دینی و ملی میداند، استعمار خارجی را در کنار استبداد داخلی به چالش میکشد و برای دفاع از عزت و هویت جامعه، هزینه میپردازد.
در این میان، نام آیتالله سید عبدالحسین نجفی لاری همچون حلقهای مهم در زنجیره مقاومت جنوب ایران میدرخشد؛ فقیهی که نشان داد اجتهاد اگر با بصیرت اجتماعی، شجاعت سیاسی و پیوند با مردم همراه شود، میتواند به نیرویی برای ساخت جامعه و ایستادگی در برابر استعمار تبدیل شود.
امروز، بیش از یک قرن پس از آن روزگار، شاید مهمترین نیاز ما در مواجهه با بازتولید اشکال جدید سلطه، بازخوانی همین سیره باشد: شناخت دشمن، حفظ استقلال، اعتماد به مردم، تقویت بنیه داخلی و ایستادگی عزتمندانه.
سید عبدالحسین لاری تنها متعلق به تاریخ لارستان نیست؛ او بخشی از حافظه تاریخی حوزه علمیه و نهضتهای اسلامی ایران است؛ عالمی که از حوزه به جامعه آمد، از جامعه به میدان سیاست رسید و در میدان سیاست، دین را به عنوان نیرویی برای دفاع از عزت و استقلال ملت به نمایش گذاشت.
۱۲ شهریور، فرصتی است برای آنکه بار دیگر این پیام تاریخی را بشنویم: استعمار زمانی شکست میخورد که جامعهای مؤمن، آگاه و برخوردار از رهبری بصیر، حاضر نباشد عزت و استقلال خود را معامله کند.
ارسال نظرات