۱۳ تير ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۰
کد خبر: ۸۱۹۲۸۵
عضو هیئت مدیره انجمن ادیان و مذاهب حوزه علمیه:

تشییع میلیونی رهبر انقلاب نماد سرمایه اجتماعی و قدرت نرم ایران است

تشییع میلیونی رهبر انقلاب نماد سرمایه اجتماعی و قدرت نرم ایران است
پژوهشگر و استاد حوزه، آیین باشکوه تشییع رهبر انقلاب را رخدادی فراتر از یک مراسم سوگواری توصیف کرد و گفت: این حضور تاریخی، بازتاب سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی و نشانه‌ای از ظرفیت تمدن‌ساز گفتمان اسلامی در عصر جدید است.

اشاره: آیین تشییع رهبر انقلاب، صرفاً یک مراسم سوگواری نیست، بلکه نمادی از پیوند عمیق مردم با ارزش‌های دینی، هویتی و آرمان‌های انقلاب اسلامی به شمار می‌آید. حضور پرشور و گسترده اقشار مختلف جامعه در چنین مراسمی، بیانگر جایگاه مهم سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و حس تعلق جمعی در میان مردم ایران است. این رخدادها افزون بر تحکیم همبستگی داخلی، در عرصه بین‌المللی نیز جلوه‌ای از قدرت نرم و پشتوانه مردمی نظام را به نمایش می‌گذارد و پیام وحدت، وفاداری و استقامت ملت ایران را به جهانیان منتقل می‌کند.

از سوی دیگر، آیین‌های بزرگ دینی و ملی ظرفیت قابل‌توجهی در بازآفرینی معنا و هویت تمدنی دارند؛ زیرا مفاهیمی همچون عدالت‌طلبی، مقاومت، کرامت انسانی و وحدت امت اسلامی در بستر این اجتماعات بیش از پیش برجسته و بازنمایی می‌شود. در این میان، علما، حوزه‌های علمیه، رسانه‌ها و مراکز فرهنگی وظیفه دارند این ظرفیت اجتماعی را به گفتمانی ماندگار، اثرگذار و الهام‌بخش برای نسل‌های آینده و جهان اسلام تبدیل کنند.

در همین زمینه، سرکار خانم مریم اسماعیلی، پژوهشگر و استاد حوزه، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، به بررسی این موضوع پرداخته است.

رسا ـ حضور میلیونی و باشکوه مردم در آیین تشییع پیکر پاک امام شهید، چه پیام‌هایی را در سطح ملی و همچنین در عرصه بین‌المللی درباره سرمایه اجتماعی نظام و جایگاه مردمی آن منتقل می‌کند؟

حضور میلیونی مردم در آیین تشییع پیکر رهبری، فراتر از یک واکنش عاطفی یا یک مراسم سوگواری سنتی، یک «بیانیه سیاسی-اجتماعی» بزرگ است که لایه‌های مختلفی از معنا را در دو سطح ملی و بین‌المللی بازتاب می‌دهد.

در سطح ملی، این حجم از جمعیت، مفهوم «سرمایه اجتماعی» را در بالاترین سطح خود بازتعریف می‌کند. سرمایه اجتماعی یعنی میزان اعتماد، همکاری و پیوند میان اجزای جامعه. وقتی میلیون‌ها نفر از اقشار مختلف (از کشاورز و کارگر تا دانشجو و بازرگان) و از تمامی اقوام و گویش‌های ایران در یک مسیر حرکت می‌کنند، پیام اصلی این است که «نظام سیاسی ایران، نظامِ مصلحت‌های گذرا یا قدرتِ ابزاری نیست، بلکه نظامِ ارزش‌های ریشه‌دار است که با هویت ملی و مذهبی ملت گره خورده است». این حضور، شکاف‌های احتمالی ایجاد شده توسط جریانات فشار یا بحران‌های اقتصادی را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که «مشروعیت» نظام در این ساختار، نه از بالا به پایین، بلکه از پیوند عمیق میان «رهبری» و «امت» استخراج می‌شود. این رخداد، همبستگی ملی را به یک «سپر دفاعی» در برابر آسیب‌پذیری‌های اجتماعی تبدیل می‌کند.

در عرصه بین‌المللی، این تجمع، یک «قدرت نرم» عظیم است که هرگونه محاسبات اشتباه دشمن را خنثی می‌کند. قدرت‌های جهانی معمولاً با تحلیلِ «شکاف میان ملت و دولت» سعی در تضعیف رژیم‌ها دارند. اما حضور میلیونی مردم، این فرضیه را در مورد ایران به شدت به چالش می‌کشد. این پیام به جهان مخابره می‌شود که ایران، جامعه‌ای است که با «ایده‌آل‌های انقلابی» خود همسو است و دچار بی‌تفاوتی سیاسی نیست. این موضوع، اعتبار دیپلماتیک ایران را بالا برده و نشان می‌دهد که پشتوانه تصمیمات استراتژیک کشور، یک «جرم عظیم مردمی» است که برخلاف جوامع غربی، بر پایه عاطفه سیاسی و ایمان استوار است.

رسا ـ با توجه به ظرفیت گسترده چنین اجتماعاتی، مسئولان و مجموعه‌های فرهنگی و تبلیغی چگونه می‌توانند از این فرصت برای گسترش بیداری ملت ایران به سطح جهان اسلام استفاده کنند و چه راهکارهایی در این زمینه اهمیت بیشتری دارد؟

اگر قرار است شور و بیداری شکل‌گرفته در مراسم تشییع، تنها به یک مقطع احساسی محدود نشود و به یک مسیر ماندگار تمدنی تبدیل گردد، لازم است حرکت از فضای صرفاً احساسی به سمت جریان‌سازی فکری و معرفتی پیش برود.

یکی از مهم‌ترین اقدامات، تبدیل احساسات و شعارهای مطرح‌شده در این مراسم به یک گفتمان عمیق و ماندگار است. مفاهیمی مانند مقاومت، عدالت‌طلبی و ولایت‌مداری باید از سطح هیجان عمومی فراتر رفته و در قالب زبان روز، ادبیات علمی و محتوای مستمر فرهنگی بازتولید شوند تا این انرژی اجتماعی به تدریج به یک منظومه فکری اثرگذار تبدیل شود.

از سوی دیگر، نباید این ظرفیت در محدوده جغرافیایی ایران باقی بماند. چون رهبران الهی متعلق به یک ملت خاص نیستند، لازم است از طریق ارتباطات فرهنگی، شبکه‌های اجتماعی، سفارتخانه‌ها و ایجاد شبکه‌های نخبگانی در جهان اسلام، پیام‌ها و مفاهیم این بیداری به دیگر جوامع اسلامی منتقل شود و زمینه هم‌افزایی میان ملت‌ها شکل بگیرد.

همچنین بهره‌گیری از رسانه‌های نوین اهمیت زیادی دارد. تولید مستند، پادکست، روایت‌های مردمی و بازتاب تجربه افرادی از کشورهای مختلف اسلامی که تحت تأثیر این مراسم و پیام‌های آن قرار گرفته‌اند، می‌تواند در گسترش این جریان نقش مؤثری ایفا کند.

در این مسیر، توجه به وحدت امت اسلامی بر پایه ارزش‌های مشترک ضروری است. به جای پرداختن به اختلافات سیاسی یا مذهبی، باید بر مفاهیمی همچون مقابله با ظلم، کرامت انسانی و عدالت تأکید شود تا زمینه همگرایی و همبستگی میان ملت‌های مسلمان تقویت گردد.

همچنین برنامه‌ریزی آموزشی برای نسل جوان جهان اسلام اهمیت فراوانی دارد. برگزاری دوره‌ها، نشست‌ها و کارگاه‌های فکری با محوریت الگوهای رفتاری و سیره رهبری می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری انگیزه و آگاهی لازم برای یک بیداری گسترده و ماندگار در سطح امت اسلامی باشد.

رسا ـ آیین‌ تشییع رهبر انقلاب، چه ظرفیت‌ها و کارکردهایی در فرآیند تمدن‌سازی نوین اسلامی دارد و چگونه می‌توان این رخداد را در مسیر تولید معنا، هویت و گفتمان تمدنی تبیین کرد؟

تمدن‌سازی صرفاً به توسعه ظاهری، ساخت بناها یا پیشرفت فناوری محدود نمی‌شود، بلکه بخش مهمی از آن به خلق معنا و شکل‌دهی هویت جمعی مربوط است. آیین‌های گسترده دینی و اجتماعی در این میان، بستری مهم برای بازتولید این معنا و هویت به شمار می‌آیند.

یکی از مهم‌ترین کارکردهای چنین آیین‌هایی، تولید معنا است. تمدن‌های بزرگ تاریخی همواره با نمادها، آیین‌ها و مناسک خود شناخته شده‌اند. آیین تشییع، مفهوم مرگ را از یک پایان فردی فراتر می‌برد و آن را به نشانه‌ای از استمرار مسیر، تجدید عهد و ماندگاری اندیشه تبدیل می‌کند. در این نگاه، مرگ به معنای نابودی نیست، بلکه به معنای جاودانگی یک آرمان و تداوم یک راه تلقی می‌شود و همین مسئله بخشی از هویت تمدنی جهان اسلام را شکل می‌دهد.

از سوی دیگر، این اجتماعات بزرگ در بازتولید هویت جمعی نیز نقش مؤثری دارند. در شرایطی که جهانی‌سازی موجب تضعیف و پراکندگی هویت‌ها شده است، حضور در چنین مراسم‌هایی احساس تعلق اجتماعی و تاریخی را تقویت می‌کند. فرد در میان جمع، خود را عضوی از یک پیکره بزرگ فرهنگی و تمدنی می‌بیند و این حس تعلق، زمینه‌ساز انسجام اجتماعی لازم برای شکل‌گیری یک تمدن نوین خواهد بود.

همچنین این رخدادها می‌توانند بستری برای تبیین گفتمان تمدنی باشند. از طریق چنین آیین‌هایی، مفاهیمی مانند عدالت‌خواهی، مقاومت در برابر سلطه و پایبندی به ارزش‌های الهی به عنوان مؤلفه‌های اصلی تمدن نوین اسلامی معرفی می‌شوند. این مسئله نشان می‌دهد که تمدن اسلامی بر محور ارزش‌ها و معنا شکل می‌گیرد، نه صرفاً بر پایه مادیت و منافع مادی.

برای تحلیل دقیق‌تر این موضوع، می‌توان این‌گونه رخدادها را به عنوان نمونه‌هایی مهم در مطالعات علوم اجتماعی و تاریخی بررسی کرد تا روشن شود که چگونه یک جامعه با تکیه بر معنا، هویت و سرمایه فرهنگی خود می‌تواند در برابر چالش‌های دنیای مدرن ایستادگی کرده و مسیر تمدن‌سازی را دنبال کند.

رسا ـ رسالت‌ها و وظایف علما، طلاب، حوزه‌های علمیه و سایر مراکز علمی و فرهنگی چیست؟ این نهادها چگونه می‌توانند در تبیین، تثبیت و انتقال پیام‌های این رخداد به جامعه و جهان اسلام نقش‌آفرینی کنند؟

علما و مراکز علمی و فرهنگی در چنین رخدادهایی نقش هدایت‌گر و تبیین‌کننده دارند و مسئولیت آن‌ها تنها به حضور در مراسم محدود نمی‌شود، بلکه باید این وقایع را به فهم و معرفت عمیق تبدیل کنند. از مهم‌ترین وظایف آنان، تبیین ابعاد فقهی، کلامی و فلسفی رخداد و جلوگیری از نگاه صرفاً احساسی به آن است؛ به‌گونه‌ای که مفاهیمی مانند ولایت و ارتباط آن با نظم اجتماعی و سیاسی برای جامعه روشن شود.

همچنین حوزه‌های علمیه و مراکز علمی باید پیام‌ها و آموزه‌های این رخداد را در قالب کتاب، مقاله، متون آموزشی و مباحث درسی ثبت و ماندگار کنند تا برای نسل‌های آینده حفظ شود. افزون بر این، علما وظیفه دارند پیام‌ها و معارف برخاسته از این رخداد را با زبان‌ها و شیوه‌های گوناگون به جهان اسلام منتقل کنند و جایگاه رهبری را به عنوان یک رهبر جهانی در چارچوب آموزه‌های اصیل اسلامی تبیین و معرفی نمایند.

ارسال نظرات