دیوارهای سرد بتنی؛ گرم از نوشتههای مردمی
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، بعضی دیوارها برای جدا کردن آدمها ساخته میشوند؛ اما گاهی همان دیوارها، آدمها را به هم نزدیکتر میکنند.

در مصلای تهران، میان انبوه جمعیتی که برای تشییع حضرت آیتالله امام خامنهای آمده بودند، به جای داربستهای فلزی که در ازدحام میتوانند خطرآفرین باشند، بلوکهای بزرگ بتنی را برای هدایت و فاصلهگذاری جمعیت چیده بودند. بلوکهایی که برای هماهنگی با حال و هوای مراسم، با رنگ مشکی پوشانده شده بودند. اما آنچه در پایان مراسم به چشم میآمد، دیگر یک دیوار ساده نبود.
رنگ مشکی، این دیوارهای سرد و بیجان را به تختهسیاهی بزرگ تبدیل کرده بود؛ مردم حاضر در اقدامی خودجوش دلنوشتههای خود را بر روی این دیوارهای مرتفع نگارش کردند. در اخبار و کانالها چیزی که از مردم دعوت کند با کچ بیایند و بنویسند یا اینکه در آن محل اعلامیه ای باشد تا نشان دهد بر روی این دیوارها بنویسید مشاهده نکردم. برای همین تأکید می کنم که اقدامی خودجوش شکل گرفته است.



هر چند قدم، جملهای تازه دیده میشد؛ جملهای که شاید تنها چند کلمه بود، اما بار یک دنیا احساس را با خود حمل میکرد. یکی نوشته بود: «سلام به آقای شهیدی که جهانی به او بدهکار است» چند قدم آنسوتر، کسی نوشته بود: «انتقام نزدیک است.» دیگری با خطی درشت نوشته بود: «ماکان نصیری» و گوشهای دیگر، دستی فقط یک قلب کشیده بود و نام «سیدعلی» را در میان آن نوشته بود.
این دیوارها دیگر کارکرد مهندسی نداشتند؛ به دفتر خاطرات جمعی یک ملت تبدیل شده بودند. هر نوشته، بازتاب اشکی بود که فرصت جاری شدن پیدا نکرده بود یا فریادی که در میان ازدحام جمعیت گم شده بود. بعضی نوشتهها رنگ حماسه داشتند، بعضی بوی دلتنگی میدادند و برخی فقط یک دعا بودند؛ کوتاه، ساده و صمیمی.



در میان همه تصاویر این روزها، شاید کمتر کسی به این دیوارهای بتنی توجه کند. دوربینها معمولاً چهرهها، پرچمها و جمعیت را ثبت میکنند؛ اما گاهی تاریخ، در حاشیه قابها نوشته میشود. روی دیوارهایی که قرار بود تنها مسیر عبور را مشخص کنند، احساسات مردمی نقش بست که نمیخواستند این روز، بیردپایی از آنها به پایان برسد.
همین چند جمله کوتاه، همین دستخطهای نامنظم و همین یادگارهای ساده، بخشی از حافظه اجتماعی این روزها، برای آیندگان خواهند بود. حافظهای که نه در بیانیهها، بلکه در نوشتههای بیواسطه مردم معنا پیدا میکند.
چه خوب خواهد بود اگر چند دانه از این دیوارهای بتنی، پیش از آنکه رنگ تازهای روی آنها کشیده شود یا زیر چرخ ماشینآلات خرد شوند، برای همیشه حفظ شوند. نه به خاطر ارزش بتن و آهن، بلکه به خاطر جملههایی که بر آنها نوشته شده است؛ جملههایی که شاید از نظر ادبی شاهکار نباشند، اما از نظر تاریخی، سند احساسات مردمی در یکی از مهمترین روزهای معاصر ایراناند؛ باغ موزی دفاع مقدس در تهران میتواند مکانی مناسب برای نگهداری از این آثار ماندنی امروز باشد.
گاهی یک دیوار، فقط دیوار نیست. گاهی صفحهای است که تاریخ، قلمش را به دست مردم میدهد.





