۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۲
کد خبر: ۸۲۰۸۴۴

بایسته‌ها در معادلات راهبردی ایرانِ مبعوث در دوره‌ی جدید جنگ تحمیلی

جنگ
سکوت موقت صحنه‌ی نبرد و تفاهم با امریکا، فرصت بزرگ دیگری به مذاکره‌گرایی در ایران بود که «علی‌الاصول» می‌توانست صورت‌بندی دیگری داشته باشد.
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، سکوت موقت صحنه‌ی نبرد و تفاهم با امریکا، فرصت بزرگ دیگری به مذاکره‌گرایی در ایران بود که «علی‌الاصول» می‌توانست صورت‌بندی دیگری داشته باشد؛ باری، ایران عزیز و مبعوث اکنون بیش از همیشه به وحدت نیاز دارد و محور وحدت را باید «مقاومت فراگیر در برابر دشمن با راهبری رهبر گرامی انقلاب» نهاد.
 
بازگشایی دوباره‌ی میدان جنگ ما را وارد الزاماتی می‌کند که این الزامات را اگر در بایسته‌ها و معادلات راهبردی ببینیم، این فهرست را می‌توان طرح کرد:
 
یک. پرهیز از ساده‌انگاری بزرگ در ماجرای جنگ
 
جنگ، پیچیده‌ترین پدیده‌ی اجتماعی است؛ موفقیت در جنگ، تابع تدبیر است؛ هر میزان از ساده‌انگاری در شناخت واقعیت جنگ، امکان تدبیر و موفقیت در آن را سخت‌تر و دورتر و دیرتر میکند‌.
 
دو. پرهیز از نگاه تک‌عاملیتی به پیروزی در جنگ
 
موفقیت در واقعیت پیچیده‌ی جنگ، آسیب مهم و بزرگی در ایران امروز دارد و آن «اراده‌گرایی تکلیف‌مدار» است؛ اراده‌ی ملی‌ و عزم مردم برای مقاومت و پیروزی در جنگ، رکن رکین پیروزی است. ملت‌ها پیش از شکستن در میدان نبرد، ابتدا در میدان اراده‌ها شکست میخورند اما نباید صرف اراده را آنچنان برجسته کرد که جای تدبیرِ بعد از اراده را بگیرد. بگذریم از اینکه همان تدابیر هم برخاسته از اراده‌ها هستند.
 
سه. پرهیز از تداوم سیاست‌های شوک‌درمانی اقتصادی و اصیل دانستن بازدارندگی بر پایه‌ی‌ استحکام درونی
 
اشتباه بزرگ مدیران کشور، پذیرش تصمیمات شکست‌خورده و ناکارآمد لیبرالیستی در اقتصاد سیاسی ایران است؛ هر سیاستی که به تضعیف پول ملی و شوک به نظام قیمت‌ها به‌ویژه در کالاهای اساسی باشد، حتما ما را به شکست در این جنگ، نزدیک کرده است. عوامل این تصمیمات‌ را باید در چهارچوب «نفوذ نرم» تحلیل و ارزیابی کرد.
 
چهار. خنثی‌سازی سناریوی «جنگِ متناوب» پیش از اجرا
 
دشمن طراحی کرده بود که با چند دوره‌ی ضربات تاکتیکی (با شدت و ضعف) و سپس آتش‌بس، هم به اهداف نظامی برسد و هم ایران را در فرسایشِ درونی و عدم‌ترمیم باقی بگذارد. اما ایران با اشراف اطلاعاتی نسبی و اراده‌ی بالا برای خروج از این سناریو، این الگو را شناسایی و با گسترش هم‌زمانِ جبهه‌ها از همان ساعات نخست، حلقه‌های تناوب را شکست. جنگِ دوره‌ای، با بستن دائمیِ تنگه‌ی هرمز و منطقه‌ای‌سازیِ آنی، به جنگِ بی‌وقفه و تمام‌عیار تبدیل شد.
 
پنج. تغییر معادله‌ی هزینه‌ها به نفع ایران با استفاده از نامتقارن‌ترین ابزارها
 
آمریکا ظاهراً به برتری فناوریِ متعارف متکی است اما ایران با ترکیبِ موشک‌های بالستیک و کروز، پهپادهای انتحاری و عملیات دریاییِ نامتقارن، هزینه‌ی هر ضربه را برای دشمن به مراتب بالاتر از ارزشِ تاکتیکی هدف، کرده است. اصابت به رادارهای FPS، سامانه‌های پاتریوت و زاغه‌های مهمات در چهار کشور، نشان می‌دهد که هر دلارِ هزینه‌شده توسط ایران، ده‌ها برابرِ خسارتِ راهبردی برای دشمن به همراه دارد.
 
شش. تمرکز روی «تاب‌آوریِ اقتصادی-اجتماعی» در درون آمریکا
 
دشمن روی فشارِ معیشتی و نارضایتی داخلی حساب باز کرده بود. بسته شدن تنگه‌ی هرمز در پایین‌ترین سطح ذخایرِ انرژی آمریکا، هزینه‌های زیرساختی (انرژی) و تورمی سنگینی را به جامعه‌ی آمریکا تحمیل می‌کند که خود، عامل مهمی در تضعیف تاب‌آوری دشمن خواهد بود.
 
هفت. خنثی‌سازی نقش کشورهای عربی؛ وادار کردن آنها به بی‌طرفی فعال
 
آمریکا روی هماهنگی عربستان و امارات برای پشتیبانی لجستیک و اطلاعاتی حساب کرده بود، اما ایران باید تلاش کند با تهدید مستقیمِ این قبیل کشورها، در صورت هرگونه اقدام خصمانه و نشان دادن توانایی آتش‌افروزی در دریای سرخ و ینبع، کشورهای عربی را در معادله‌ای هزینه‌بر قرار دهد. بسا رویارویی زمینیِ یمن با سعودی و امارات، بزرگ‌ترین کابوس راهبردی آنهاست و همین تهدید، آنها را به سمتِ عدم همراهی با سناریوی آمریکا سوق می‌دهد.
 
هشت. توجه به زیرساخت‌های انرژی و تنگه‌ی باب‌المندب و کانال سوئز 
 
در حالی که آمریکا از اهرم‌های متعدد عملیاتی خود (حملات هوایی، تحریم، فشار دیپلماتیک) را به کار می‌برد و تهدید زیرساختی را گاه اجرا کرده است، ایران نیز باید نشانه‌های معنادار و مهمی از ایجاد اختلال بزرگ در باب‌المندب و سوئز را نشان دهد.
زیرساخت‌های انرژی دشمن (برق، گاز، آب و شیرین‌کننده‌ها)، و تشدید نامتقارن در دیگر تنگه‌های جهانی، می‌تواند این توازن اهرم‌ها را به نفع ایران برگرداند.
 
نه. جنگِ ترکیبیِ دیپلماتیک و رسانه‌ای؛ روایت‌سازیِ مقابل
 
دشمن تلاش می‌کند با اعلام آتش‌بس‌هایِ زودهنگام، پیروزی تاکتیکی را به افکارِ عمومیِ جهان بنمایاند‌، اما ایران با روایتِ «تولد نظم جدید» و نمایش شکست عملیات دشمن در جنوب (افتضاح دریایی)، روایت غالب را گاه تغییر داده است. هم‌زمان، هماهنگی با شرکای بین‌المللی در بحران انرژی، اهرم فشار ایران را در میزهای دیپلماتیک، دوچندان می‌کند.
 
ده. بهبود پدافند و مقابله با حوادث امنیتی و آشوب داخلی
 
رژیم صهیونیستی مأموریت ایجاد آشوب مسلحانه در مرزها و عمق ایران را بر عهده دارد. باید با هوشیاری تمام، آماد بود.
تقویت پدافند هوایی باید در اولویت فوری تقویت قوای دفاعی ما باشد. 
پیشگیری از ترورهای مقامات و افراد کلیدی، باید در دستور کار ویژه مقامات امنیتی باشد.
 
برآیند
 
بار دیگر، ثابت شد تدابیر رهبر شهید انقلاب، مسیر پیروزی و سعادت ما را محقق خواهد کرد. دشمن، عهدشکن و فریب‌کار است و شرارت، ذات او شده است.
هر مذاکره‌ای، به اهرم‌های عملی و اجرایی بزرگ و آزموده، برای ثبات صلح و رفع جنگ نیاز دارد.
باید با تمام قوا و تمام وجود، بازگردیم به مسیر مقاومت بر پایه‌ی‌ فرامین و تدابیر رهبر گرامی انقلاب؛ و در این بازگشت، به محورها و معادلات راهبردی پیشین، توجه باید کرد.
ارسال نظرات
captcha