۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۴
کد خبر: ۸۲۵۵۷۱

انتشار مجموعه هفت‌جلدی دکترین دفاعی - امنیتی اسلام

نظام دفاعی اسلام در ترازوی فقه مقارن
مجموعه ارزشمند «نظام دفاعی اسلام در ترازوی فقه مقارن«، اثری فاخر، نظام‌مند و مسأله‌محور است که با استقبال و تمجید ویژه مراجع عالی و اساتید برجسته حوزه علمیه قم روبه‌رو شده است؛ اثری که علم اجتهادی را با بینش میدانی پیوند داده و پاسخی روشن به نیازهای تمدنی نظام اسلامی در عرصه امنیت و دفاع ارائه می‌کند.

مجموعه هفت‌جلدی «نظام دفاعی اسلام در ترازوی فقه مقارن» به عنوان جامع‌ترین اثر اجتهادی، تطبیقی و ساختار يافته حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد مهری در قلمرو دکترین دفاعی - امنیتی اسلام توسط انتشارات بوستان كتاب به زیور طبع آراسته شد. این اثر ماندگار، ثمره بیش از دو دهه تدریس، پژوهش‌های ژرف فقهی و مواجهه مستقیم علمی با مسائل نوپدید در حوزه امنیت و دفاع است.

محمدجواد مهری با اتخاذ رویکرد اجتهادی - مقارنه‌ای (به تأسی از سبک فقهی مکتب حضرت آیت‌الله‌العظمی بروجردی) و استناد به بیش از ۶۰۰ آیه از قرآن کریم، صدها روایت معتبر و بازخوانی تطبیقی آراء و فتاوای مذاهب خمسه اسلامی (امامیه، حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی)، موفق شده است احکام پراکنده در ابواب گوناگون را در قالب یک نظام‌نامه جامع و کاربردی برای حکمرانی اسلامی صورت‌بندی کند.

مجموعه ارزشمند «نظام دفاعی اسلام در ترازوی فقه مقارن«، اثری فاخر، نظام‌مند و مسأله‌محور است که با استقبال و تمجید ویژه مراجع عالی و اساتید برجسته حوزه علمیه قم روبه‌رو شده است؛ اثری که علم اجتهادی را با بینش میدانی پیوند داده و پاسخی روشن به نیازهای تمدنی نظام اسلامی در عرصه امنیت و دفاع ارائه می‌کند.

آیت الله سید هاشم حسینی بوشهری رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مراسم رونمايي این اثر، این مجموعه را دُرّی گرانبها در منظومه معارف حوزه دانسته و ویژگی بارز مؤلف را حضور توأم در سنگر علم و میدان دفاع معرفی کرده و بیان داشت: آنچه پیش روی ماست، ثمره سرمایه‌گذاری علمی فاضلی در میدان است؛ نه پژوهشگری که صرفاً در گوشه کتابخانه بنشیند. نویسنده با درک درست از مقتضیات زمان و با نگاهی زمان‌شناسانه و ظریف، اثبات کرده است که اسلام هرگز جنگ‌طلب نیست، اما در برابر موانع نرم‌افزاری و سخت‌افزاری دشمن، دکترین بازدارندگی مقتدرانه دارد.

آیت‌الله علیرضا اعرافی مدیر حوزه‌های علمیه سراسر کشور نیز در تقریظ خود بر این اثر، لزوم پویایی و پاسخ‌گویی فقه به حوادث واقعه و نیازهای حکمرانی نوین را برجسته ساخت و نوشت: در روزگار ما که شکل‌گیری نظام اسلامی آفاقی نو به روی فقه و شریعت گشوده است، ضرورت رویکردهای جامع، نظام‌وار و ناظر به گره‌گشایی از مسائل عینی نیازی مبرم است. این اثر فاخر از جناب نویسنده خوش‌فکر و خوش‌پرداز، گامی ستودنی، قابل تحسین و درخشان در این شاه‌راه بزرگ فقهی و تمدنی است.

در همین راستا خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، گفت‌وگوی تفصیلی با مؤلف این اثر، پیرامون مبانی معرفتی، روش‌شناسی، نظریه اصالت دعوت، پاسخ به شبهات منطقه‌ای و ساختار تفکیکی این اثر هفت جلدی، انجام داده است که مشروح این گفت وگو به شرح زیر است:

مشخصات نشر و سیر تکاملی ساختار کتاب از نسخه اولیه چهارجلدی تا مجموعه جامع هفت‌جلدی چگونه بوده است؟

چاپ نخست این اثر در سال ۱۴۰۰ با عنوان «نظام دفاعی اسلام از دیدگاه فقه مقارن» در ۴ مجلد، همراه با تقریظ‌های ارزشمند آیت‌الله حسینی بوشهری رئيس محترم جامعه مدرسين حوزه علميه قم و آیت‌الله اعرافی مديريت محترم حوزه هاي علميه كشور، توسط انتشارات مکث اندیشه روانه بازار نشر شد. در آن نسخه، تمرکز محتوایی بر سه محور کلیدی استوار بود: 1- گزاره‌های فقهی ناظر بر تولید و تأمین امنیت ملی 2- گزاره‌های فقهی ناظر بر مهار تهدیدهای امنیت ملی 3- قوانین و مقررات حاکم بر حقوق جنگ و صلح و معاهدات بین‌المللی. اما با توجه به بازخوردهای جامعه نخبگانی، اساتید سطوح عالی و نیاز مبرم مراکز نظامی و امنیتی به تفکیک دقیق‌تر ابواب، اثر در فرایند بازنگری و توسعه محتوایی در قالب دوره هفت‌جلدیِ موضوعی و کاربردی (شامل: ۳ جلد فقه جهاد و قتال، ۱ جلد فقه مرزبانی، ۱ جلد فقه مقاومت و ۲ جلد فقه اطلاعات و امنیت) سامان یافت تا پاسخگوی تمامی سطوح پژوهشی و تصمیم‌سازی باشد.

ساختار محتوایی این دوره هفت جلدي، در سه ساحت اساسی شکل گرفته است: ساحت نخست، تولید و تأمین امنیت ملی است. این بخش، موضوعاتی چون جهاد، دفاع مشروع، مرابطه و مرزبانی، آمادگی دفاعی، سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی، مواجهه با تهدیدهای نوپدید، مقاومت و عملیات استشهادی را در چارچوب ضوابط شرعی بررسی می‌کند. ساحت دوم، تهدیدهای امنیت ملی است. در این بخش، مباحثی مانند بغی و شورش مسلحانه، محاربه، ترور، افساد فی‌الارض، جاسوسی، نفوذ، فتنه‌انگیزی، همکاری با دشمن و اقداماتی که کیان جامعه اسلامی را تهدید می‌کنند، تحلیل فقهی می‌شوند.

ساحت سوم، احکام جنگ، حقوق و اخلاق جنگ و صلح و معاهدات دفاعی است. در این بخش، موضوعاتی نظیر ابزار و سلاح در جنگ، تترس، تمثیل، ارعاب و ارهاب، خدعه و فریب جنگی، حقوق اسیران و سبایا، معاهدات ذمه، مهادنه و امان و نیز حدود رفتار مشروع در درگیری‌ها بررسی شده است. بر اساس این صورت‌بندی، مجموعه حاضر صرفاً کتابی درباره جنگ نیست، بلکه اثری درباره نظام دفاعی، امنیتی و حقوقی اسلام است.

جایگاه علمی، ارزیابی‌های پژوهشی و بازتاب‌های این اثر پس از انتشار جلدهای نخستین آن چگونه بوده است؟

این مجموعه، به‌سبب نوآوری در صورت‌بندی مباحث دفاعی و پاسخ‌گویی به پرسش‌ها و شبهات موجود در جامعه، پس از انتشار چهار جلد نخست در سال ۱۴۰۰ و رونمایی در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مورد توجه مجامع علمی دانشگاهی و حوزوی، نیروهای مسلح و مجموعه‌های اطلاعاتی و امنیتی قرار گرفت. پس از آن، این اثر در چهارمین همایش کتاب سال ۱۴۰۱ مرکز تحقیقات علمی حکومت اسلامی، از میان ۳۰۵ اثر پژوهشی، به‌عنوان تنها کتاب برگزیده انتخاب شد. این موفقیت نشان داد که هرگاه یک اندیشه با تکیه بر مبانی علمی، روش اجتهادی و استدلال منسجم عرضه شود، می‌تواند مورد استقبال مراکز علمی و نهادهای تخصصی قرار گیرد.

بفرمایید انگیزه آغاز این پژوهش به چه زمانی بازمی‌گردد و چه مراحلی را تا تدوین نهایی طی کرده است؟

زمينه فكري این پژوهش در لبیک به مطالبه قائد شهید امام خامنه ای عزیز (قدس الله نفسه الزکیه) در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی در تاریخ ۱۳ آذر ۱۳۷۴ شکل گرفت؛ آنجا که فرمودند: (بروید سراغ کارهای نشدنی تا بشود تصمیم بگیرید بر برداشتن کارهای سنگین تا بردارید؛ و لایخشون احدا الا الله. خب، زحمت‌هایش چه؟ رنج‌هایش چه؟ محرومیت‌هایش چه؟ جوابش این است که: و کفی بالله حسیبا؛ خدا را فراموش نکن، خدا حسابت را دارد. در میزان الهی، رنج تو، محرومیت تو، کف نفس تو، حرصی که خورده‌ای، زحمتی که کشیده‌ای، کاری که کرده‌ای، خون دلی که خوردی، دندانی که روی جگر گذاشتی؛ این‌ها هیچ وقت فراموش نمی‌شود.

امروز، جهاد مورد ابتلای ماست؛ خودِ همین مسأله‌ی جهاد، در فقه ما روشن نیست. بسیاری از مباحثِ حكومتی حل فقهی نشده و تكلیفش معلوم نگردیده است؛ فقه باید وارد این میدان‌ها شود). بر همین اساس، با توجه به ارتباط این‌جانب با برخی از مجموعه‌های نظامی و مراکز آموزشی مرتبط و تدریس درس‌گفتارهایی در زمینه دکترین دفاعی و امنیتی اسلام، طی سال‌های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۸ به مدت ۹ سال، این مباحث به تدریج گسترش یافت و با نیازهای جدید حوزه دفاع، امنیت، اطلاعات، مرزبانی و مقاومت پیوند خورد. تا این که در سال ۱۳۹۷، با حضور در درس خارج فقه جهاد آیت‌الله یزدی رضوان‌الله‌علیه، زمینه‌ای مهم برای بازنگری، تکمیل و ویرایش مباحث فراهم آمد و تأکید چند باره معظم‌له حتی چند روز قبل از رحلت‌شان در سال ۱۳۹۹ بر اهمیت این بحث، و تبیین آن در عصر غیبت کبری، وظیفه این‌جانب را در عرضه مجموعه حاضر مضاعف نمود و در نهایی شدن مسیر انتشار اثر مؤثر بود.

ضرورت بنیادین تدوین چنین اثری در شرایط کنونی جهان اسلام چه بوده و این مجموعه در پی پاسخ به کدام خلأ تئوریک شکل گرفته است؟ 

در منطق اسلام، مقوله «امنیت و دفاع» یک مسئله حاشیه‌ای یا یک ضرورت مقطعی نیست؛ بلکه رکنی بنیادین است که حفظ دین، جان، مال، ناموس، استقلال و کیان جامعه اسلامی تماماً در گرو آن است. واقعیت عقلایی و تاریخی نشان می‌دهد هر جامعه‌ای که نتواند از مرزها، هویت و ساختار سیاسی خود مقتدرانه دفاع کند، محکوم به سلطه بیگانگان، نفوذ، تجزیه و استحاله فرهنگی خواهد بود.

در جهان امروز، تهدیدها شکل‌های متنوعی یافته‌اند. گاهی تهدید در قالب حمله نظامی، اشغال و تجاوز آشکار است و گاهی در قالب عملیات روانی، تحریف افکار عمومی، جنگ شناختی، نفوذ در مراکز تصمیم سازی، تهاجم فرهنگی، تحریم اقتصادی، ایجاد ناامنی اجتماعی و تحریک اختلافات مذهبی، قومی و سیاسی ظاهر می‌شود. در برابر این تهدیدهای تركيبي، نمی‌توان با نگاه‌های جزیره‌ای و فتاوای پراکنده پاسخ‌گوی نیازهای نظام اسلامی بود.

این کتاب در پی آن است تا گزاره‌های فقهی متفرق در ابوابی چون جهاد، قتال، دفاع، مرابطه، اطلاعات، نفوذ، بغی، محاربه، افساد فی‌الارض و حقوق بین‌الملل را در یک منظومه جامع و کارآمد برای حکمرانی امنیتی صورت‌بندی کند و نشان دهد که اسلام برای کهنه‌ترین تا نوین‌ترین چالش‌های امنیتی، دکترین راهبردی دارد.

در عنوان کتاب تأکید ویژه‌ای بر واژه نظام دفاعی شده است. تفاوت مفهومی میان اندیشه دفاعی، مکتب دفاعی و نظام دفاعی چیست؟

برای درک بهترِ ساختارِ مجموعه «نظام دفاعی اسلام در ترازوی فقه مقارن»، باید این سه مفهوم را همچون حلقه‌های یک زنجیر ببینیم که از «فکر» شروع شده و به «عمل» ختم می‌شوند.

این سه مرحله، مسیر تکاملِ نگاهِ اسلام به مقوله دفاع و امنیت هستند: 1. اندیشه دفاعی (مرحله «شناخت» و «فهم» است). این لایه، زیربنای معرفتی ماست. در اینجا ما هنوز وارد مرحله قانون‌گذاری یا اجرا نشده‌ایم، بلکه در حال پرسشگری و فهمیدن هستیم. در این مرحله به دنبال پاسخ به این سؤالات هستیم: ماهیت دفاع چیست؟ جنگ و صلح در اسلام چه نسبتی با هم دارند؟ تهدید چیست و دشمن کیست؟ خلاصه: این مرحله، «چشم‌انداز» ماست؛ یعنی قبل از هر اقدامی، باید بفهمیم اصلاً چرا دفاع می‌کنیم و فلسفه جهاد چیست؟ 2. مکتب دفاعی (مرحله «ارزش‌ها» و «اصول» است). وقتی اندیشه شکل گرفت، باید آن را با ارزش‌های الهی و انسانی غربال کنیم تا به یک «جهت‌گیری» مشخص برسیم. این همان «مکتب» است که مانع می‌شود فعالیت‌های دفاعی ما به رفتارهای خشن یا غیرانسانی تبدیل شود. اینجا «قطب‌نمای» ماست. اصولی مثل: «عدالت»، «نفی ظلم»، «دفاع از مظلوم»، «کرامت انسان» و مهم‌تر از همه، نظریه اصالت دعوت (اینکه هدف اصلی اسلام، هدایت انسان‌هاست نه جنگ‌طلبی) در این لایه قرار می‌گیرد.

خلاصه: در این مرحله، «اصول اخلاقی» را تعیین می‌کنیم تا مشخص شود جنگ، تنها ابزاری برای رفع موانع هدایت است، نه هدفِ نهایی. 3. نظام دفاعی (مرحله «قانون»، «نهاد» و «اجرا» است). حالا که هم «فهمیده‌ایم» (اندیشه) و هم «اصول اخلاقی» را مشخص کرده‌ایم (مکتب)، باید این‌ها را به زبانِ عمل و قانون ترجمه کنیم. این همان «نظام دفاعی» است که پاسخ می‌دهد: «دقیقاً چه کار باید کرد؟». تبدیلِ ارزش‌ها به سازوکارهای واقعی. مسائلی مانند: سازمان‌دهی نیروهای مسلح، قوانین مرزبانی، تشکیل دستگاه‌های اطلاعاتی، حقوق اسیران، نحوه برخورد با جاسوسی، و معاهدات بین‌المللی. خلاصه: این مرحله «دست و پای» ماست برای اقدام عملی؛ یعنی جایی که تئوری‌ها به قانون و ساختار تبدیل می‌شوند.

چرا این سه مرحله باید با هم باشند؟ (رابطه زنجیره‌ای). رابطه این سه لایه یک رابطهِ »همه یا هیچ« است؛ یعنی اگر یکی نباشد، کلِ مجموعه کارکرد خود را از دست می‌دهد: 1- اندیشه بدون مکتب، بی‌جهت است: اگر فقط بفهمیم «جنگ چیست» اما ارزش‌های اخلاقی (مکتب) نداشته باشیم، ممکن است به جای دفاع، به سمت خشونت یا ظلم برویم. 2- مکتب بدون نظام، آرمانی است: اگر بهترین ارزش‌ها و اخلاقیات (مکتب) را داشته باشیم اما سازوکار قانونی و اجرایی (نظام) نداشته باشیم، این ارزش‌ها فقط در حد حرف باقی می‌مانند و قدرت اجرایی ندارند. 3- نظام بدون اندیشه و مکتب، بی‌هویت است: اگر فقط به فکر قانون و سازمان (نظام) باشیم اما پشتوانه فکری و اخلاقی نداشته باشیم، سیستم ما به یک ساختارِ خشک، فنی و بی‌روح تبدیل می‌شود که هیچ تفاوتی با سایر ارتش‌های دنیا ندارد. در یک کلام: مجموعه هفت‌جلدیِ حاضر، تلاش کرده است این مسیر را به صورت کامل طی کند: ابتدا مبانی معرفتی (اندیشه) را روشن کند، سپس ارزش‌های اسلامی (مکتب) را بر آن حاکم سازد و در نهایت، یک ساختار قانونی و اجرایی (نظام دفاعی) برای حکمرانی اسلامی ارائه دهد.

مؤلفه‌ها و پایه‌های امنیت ملی در منظومه فقهی اسلام بر چه مبانی قرآنی استوار است؟

امنیت ملی در نگاه اسلامی تنها به امنیت نظامی محدود نمی‌شود. امنیت یک جامعه اسلامی، ابعاد فرهنگی، اعتقادی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اطلاعاتی و نظامی دارد. فرهنگ، سیاست، اقتصاد و توان دفاعی و تسلیحاتی از ستون‌های مهم امنیت ملی‌اند و آسیب دیدن هر یک از این ارکان می‌تواند سایر ارکان را نیز آسیب‌پذیر کند. فقه دفاعی، از حفظ جان مردم، صیانت از مال و حقوق آنان، حفاظت از ایمان و عقیده جامعه، پاسداری از آزادی‌های اساسی، مقابله با تجاوز و دفع فساد سخن می‌گوید. 

قرآن کریم با صراحت دو اصل کلیدی را پیش روی ما قرار می‌دهد: 1- اصل بازدارندگی و دفع فساد جهانی: در آیه ۲۵۱ سوره بقره می‌فرماید: «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الْأَرْضُ». این قاعده نشان می‌دهد که ایستادگی در برابر متجاوزان یک حق دفاعی صِرف نیست، بلکه سنّت الهی برای نجات کل زیست‌بوم بشری از تباهی و فساد است. 2- اصل دفاع مشروع توأم با انضباط اخلاقی: در آیه ۱۹۰ سوره بقره می‌فرماید: «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ». این فرمان تأکید دارد که دفاع یک فریضه است، اما حتی در اوج معرکه نبرد نیز خروج از مرزهای اخلاقی، نقض حقوق انسانی و تعدّی به بی‌گناهان شدیداً ممنوع و نامشروع است.

ویژگی‌های علمی و روش‌شناختی این اثر چیست، که آن را از سایر پژوهش‌ها متمایز می‌کند؟

پنج شاخصه اصلی این مجموعه را به یک اثر مرجع و کاربردی بدل ساخته است: 1. ويژگي اول، رویکرد مقارنه‌ای و تطبیقی است. در این روش، مسئله تنها از منظر فقه امامیه بررسی نمی‌شود، بلکه آرای مذاهب چهارگانه اهل سنت یعنی حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی نیز به صورت تطبیقی مورد واکاوی قرار می‌گیرد. این روش، با تأسی از شیوه علمی آیت الله بروجردی، کمک می‌کند تا مبانی، ادله، نقاط اشتراک و تفاوت دیدگاه‌های فقهی در مسائل دفاعی و امنیتی به روشنی آشکار شود. 2. ویژگی دوم، مسئله‌محوری بودن پژوهش و پاسخ به نیازهای روز است.

مجموعه به جای آنکه صرفاً گزارشی از آرای پیشینیان باشد، تلاش دارد به مسائل نوپدید و پرسش‌های روز پاسخ دهد. بیش از یکصد پرسش، شبهه و مسئله جدید در حوزه دفاع، امنیت، جهاد و روابط بین‌الملل اسلامی در این اثر مطرح و بررسی شده است. 3. ویژگی سوم، تتبع گسترده در نصوص دینی است. بیش از ۶۰۰ آیه قرآن مجید و صدها حدیث معتبر در کنار تراث تفسیری و فقهی متقدمین و متأخرین در تحلیل مسائل مورد استفاده قرار گرفته است. 4. ویژگی چهارم، استخراج گزاره‌های فقهی و مقررات عملیاتی است. در این اثر، 10 گزاره فقهی درباره تولید و تهدید امنیت ملی،۲۱ قانون دفاعی کاربردی و سه معاهده لازم‌الرعایه بين المللي یعنی ذمه، مهادنه و امان، مورد تحلیل قرار گرفته است. 5. ویژگی پنجم، توجه هم‌زمان به کارآمدی و اخلاق و تقوای نظامی است.

این مجموعه تأکید می‌کند که در نظام دفاعی اسلام، هدف هرگز وسیله را توجیه نمی‌کند. حتی در شرایط جنگ نیز حدود الهی، حقوق انسان‌ها، حرمت جان غیرنظامیان، رعایت کرامت اسیران و وفای به پیمان‌ها باید محفوظ بماند.

یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های حضرت عالی در این مجموعه، طرح نظریه «اصالت دعوت» در برابر دوگانه «اصالت جنگ» و «اصالت صلح» است. لطفاً مبانی این نظریه و نقد دیدگاه‌های رقیب را به‌طور تفصیلی تبیین بفرمایید؟

یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین موضوعات این مجموعه دکترین دفاعی، پاسخ به یک سؤال همیشگی است که: «آیا اسلام دین جنگ است یا دین صلح؟» در این زمینه، جامعه اسلامی سال‌هاست با دو دیدگاه افراطی و تفریطی مواجه است: دیدگاه نخست، بر اصالت جنگ تأکید می‌کند. و رابطه اصلی اسلام با دنیا را جنگ و ستیز دائم می داند و صلح را صرفاً یک آتش‌بس موقت از روی ناچاری! این برداشت، چهره‌ای خشن و تاریک از اسلام ارائه می‌کند و زمینه نظری مناسبی برای جریان‌های تکفیری و افراطی فراهم می‌سازد.

دیدگاه دوم، بر اصالت صلح مطلق تأکید دارد و گاه با عنوان «اسلام رحمانی» و با شعار تسامح لیبرالیستی، می‌گوید اسلام تحت هیچ شرایطی نباید دست به سِلاح ببرد! این تفکر عملاً جامعه اسلامی را در برابر دندان‌های تیز استکبار جهانی، بی‌دفاع و خلع‌سلاح می‌کند. این كتاب با نقد دو گفتمان افراطیِ «تکفیر و جنگ ابدی» و تفریطیِ «صلح مطلق و خلع‌سلاح هویتی»، به تبیین نظریه «اصالت دعوت» می‌پردازد. از دیدگاه ما، نه جنگ اصالت دارد و نه صلح؛ هر دوی این‌ها «ابزارند». هدف اصلی و غایی اسلام، «دعوت به حق، اقامه عدالت، حفظ کرامت انسان‌ها و باز کردن غل و زنجیر جهل از دست و پای مردم» است.

اگر بتوانیم با منطق، گفتگو، دیپلماسی و پیمان صلح، این اهداف را محقق کنیم، صلح صددرصد ترجیح دارد و اصل است. اما اگر مستکبری یا متجاوزی آمد و راه نفوذ، فتنه، اشغالگری و کشتار مردم را در پیش گرفت، در اینجا تن دادن به صلح ذلت‌بار، خیانت به انسانیت است. در اینجاست که جهاد و دفاع نظامی واجب می‌شود تا سدّ راه ستمگران شود.

دلایل قرآنی و روایی شما در رد نظریات اصالت صلح و اصالت جنگ و اثبات نظریه «اصالت دعوت» چیست؟

یک محقق باانصاف با رجوع به متون دینی درمی‌یابد که ترجیح قاطع یکی از دو نظریه اصالت جنگ یا اصالت صلح صحیح نیست؛ چرا که جنگ و صلح توأمان هستند و اسلام نه صلح دائم را در همه شرایط می‌پذیرد و نه جنگ دائم را. صلح و جنگ تابع شرایط و تابع آن اثری هستند که از آن‌ها گرفته می‌شود.

مسلمین در تمام ادوار باید ببینند با توجه به شرایط، تحقق اهداف اسلام و احقاق حقوق مسلمین از طریق مبارزه بهتر حاصل می‌شود یا از طریق ترک مخاصمه. در قرآن هم دستور جنگ آمده است، مانند: «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا». (بقره: ۱۹۰) و هم دستور صلح آمده است، مانند: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا». (انفال: ۶۱) «وَالصُّلْحُ خَيْرٌ». (نساء: ۱۲۸). بنابراین، جنگ و صلح صرفاً ابزارهایی برای تحقق عبودیت خدا و عدالت هستند؛ هرچند صلح فی‌نفسه ترجیح دارد (والصلح خیر)، اما در مواقع لزوم، جنگ نیز واجب می‌شود. ازاین‌رو اصالت بر «دعوت» است؛ زیرا اسلام با تکیه بر برهان و منطق به دنبال هدایت تمام بشریت است.

آیا این کتاب به شبهات سیاسی و منطقه‌ای سال‌های اخیر، نظیر چرایی شکل‌گیری جریان مقاومت و حضور منطقه‌ای در سوریه و عراق نیز ورود کرده است؟

نوشتن این کتاب پاسخ خیلی از شبهات هم در واقع هست؛ مثل چرایی جریان مقاومت، حضور ما در سوریه و عراق و بحث مبارزه با داعش و غیره. سؤال خیلی‌ها بود که حضور در عراق، سوریه و جاهای دیگر به چه علت است؟ مبانی فقهی این حرکت و این حضور چیست؟ حتی برخی از دولتمردان در دهه ۹۰، همین سؤالات را داشتند و اعتقاد و باور آن‌چنانی به جریان مقاومت نداشتند و بعضاً آشکارا می‌گفتند: چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است، ما این همه مشکلات داریم و شما در سوریه و عراق و جاهای دیگر چه می‌کنید و برای چه به آنجا می‌روید؟ یا آن فرد سکولار و کارگزارانی وقتی به اصفهان رفت و آن حرف‌ها را زد، یا آن فرد عمامه‌به‌سر می‌گفت اگر به سوریه بروم، هم بر كشته هاي این‌ها و هم بر كشته هاي آن‌ها نماز می‌خوانم؛ هم بر این‌هایی که ادعا دارند مدافع هستند و هم بر آن‌هایی که مقابل هستند و داعشی، نماز می‌خوانم؛ چون هر دو گروه مسلمانند. یا در برخی از مراکز علمی می‌گفتند: اصلاً جریان مقاومت چه ربطی به ما دارد؟ و آن را دخالتِ نظام اسلامی در قلمرو حاکمیت دولت‌های دیگر می‌دانند و آن را محکوم می‌کنند. به هر حال جواب مستدل و مبنایی همه این سؤالات در این مجموعه لحاظ شده است و با دلایل فقهی و عقلی متقن اثبات شده است که: 1- دفاع پیش‌دستانه و امنیت پیرامونی: دفع فتنه در مبادی آن، قاعده مسلم عقلایی و شرعی است؛ چنان‌که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: «مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا» (هیچ ملتی در عمق خانه خود مورد تهاجم قرار نگرفت مگر اینکه خوار شد). 2- تکلیف نجات مستضعفان و نفی مرزهای قراردادی: بر اساس آیه ۷۵ سوره نساء: «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ». دفاع از حریم مظلومان در برابر وحشی‌گری تروریسم تکفیری، تکلیفی شرعی و غیرقابل انکار است.

در پایان بفرمایید مخاطبان و کاربردهای اصلی این اثر چه کسانی هستند؟

این اثر فراتر از یک متن نظری صِرف است و به عنوان یک سند راهبردی و منبع بالادستی می‌تواند مورد بهره‌برداری گروه‌های زیر قرار گیرد: 1- اساتید، پژوهشگران و طلاب دروس خارج فقه سیاسی و حقوق بین‌الملل عمومی. 2- مراکز آموزشی، دانشگاه‌های علوم و فنون نظامی و فرماندهان نیروهای مسلح.  3- کارشناسان، مدیران و قضات دستگاه‌های اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی. 4- دستگاه دیپلماسی و تصمیم‌سازان سیاست خارجی جهت تنظیم معاهدات بین‌المللی.

در واقع کاربرد اصلی آن، ارائه مبنایی منسجم برای فهم بایدها و نبایدهای اسلامی در حوزه دفاع، امنیت، جهاد، مقاومت، مرزبانی، اطلاعات، مقابله با نفوذ، حقوق جنگ، صلح و معاهدات است. امید است این مساعی علمی گامی در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی، تقویت اقتدار بازدارندگی و برقراری صلح عادلانه در جهان اسلام باشد.

ارسال نظرات
captcha