ضرورت بازخوانی نسبت عرفان با جامعه، سیاست و تمدن اسلامی
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام احمد ملکی در نشست علمی «آسیبشناسی عرفانپژوهی معاصر (با تأکید بر ابعاد اجتماعی و سیاسی)»، اظهار داشت: این نشست تلاش میکند به بررسی چالشها و پرسشهای پیش روی مطالعات عرفانی در روزگار حاضر بپردازد.
وی افزود: عرفانپژوهی سابقهای طولانی در تاریخ اندیشه دارد و حتی میتوان ریشههای آن را با نگاهی دقیقتر در دورههای پیش از عرفان اسلامی نیز دنبال کرد؛ با این حال، عرفانپژوهی معاصر با پرسشها و چالشهای متعددی مواجه است که نیازمند بررسی علمی و روشمند است.
دبیر علمی نشست «آسیبشناسی عرفانپژوهی معاصر (با تأکید بر ابعاد اجتماعی و سیاسی)»، گفت: یکی از محورهای مهم این مباحث، بررسی نسبت عرفان با اجتماع، سیاست و تمدن است؛ موضوعی که در کنار پرسشهای دیگری همچون رابطه حکمت و عرفان، نسبت فلسفه و عرفان، جایگاه حکمت عملی در کنار عرفان نظری و نقش عرفان در منظومه معرفتی اسلام مطرح میشود.
وی در ادامه با بیان اینکه مفهوم «عرفان اجتماعی» در نگاه نخست ممکن است برای برخی محل پرسش باشد، اظهار داشت: عرفان در ذهن بسیاری از افراد با ساحت فردی شناخته شده و هنگامی که به میراث عرفانی گذشته مراجعه میکنیم، مفاهیمی مانند عزلت، خلوت، سکوت، چلهنشینی و انقطاع از دنیا بیش از دیگر مفاهیم برجسته به نظر میرسد.
حجتالاسلام ملکی ادامه داد: همین مسئله این پرسش را ایجاد میکند که آیا اساساً میان عرفان و عرصههای اجتماعی و سیاسی نسبتی وجود دارد یا خیر؛ زیرا در آثار مشهور عرفانی، سهم مباحث اجتماعی و سیاسی در نگاه نخست اندک به نظر میرسد و حتی در مواردی که به اجتماع پرداخته شده، بیشتر از منظر تربیت فردی مورد توجه قرار گرفته است.
وی تصریح کرد: در بررسی این موضوع باید میان دو مسئله تفکیک کرد؛ نخست میراث تاریخی عرفان و دوم وضعیت کنونی عرفانپژوهی. ممکن است برخی معتقد باشند برداشتهای رایج از تاریخ عرفان نیازمند بازنگری است یا اینکه عرفان گذشته عمدتاً بر ابعاد فردی تأکید داشته است؛ اما حتی در صورت پذیرش این دیدگاه، پرسش مهم این است که آیا باید همان مسیر تاریخی را بدون تغییر ادامه داد؟
این پژوهشگر افزود: فردی بودن بخش مهمی از عرفان در دورههای گذشته، لزوماً به این معنا نیست که عرفان در عصر حاضر نیز باید صرفاً در همان چارچوب فهمیده شود؛ بلکه باید بررسی کرد آیا عرفان ظرفیت حضور در عرصههای اجتماعی را از ابتدا در درون خود داشته است یا اینکه عرفان اجتماعی مفهومی جدید و برآمده از نیازهای دوران معاصر است.
وی خاطرنشان کرد: پرسش اساسی این است که آیا ماهیت عرفان ذاتاً با فردگرایی پیوند خورده است یا اینکه در متن سنت عرفانی، ظرفیتهایی برای حضور در جامعه نیز وجود دارد. پاسخ به این پرسش میتواند در تبیین جایگاه عرفان در نسبت با اجتماع، سیاست و تمدن اسلامی نقش مهمی داشته باشد.