۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۴
کد خبر: ۸۲۰۹۵۳
دکتر فنایی اشکوری مطرح کرد؛

عرفان اسلامی؛ پیوند معنویت، خودسازی و مسئولیت اجتماعی انسان

فنایی
استادتمام گروه فلسفه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با تأکید بر اینکه عرفان اسلامی در متن منظومه معارف دینی معنا پیدا می‌کند، گفت: عرفان حقیقی نه در برابر فقه و کلام، بلکه در کنار دیگر ساحت‌های اسلام، عهده‌دار تبیین حقیقت و باطن دین است.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر محمد فنایی اشکوری، از استادان برجسته فلسفه و عرفان حوزه علمیه قم، در نشست علمی «آسیب‌شناسی عرفان‌پژوهی معاصر با تأکید بر ابعاد اجتماعی و سیاسی» با اشاره به ضرورت شناخت صحیح عرفان اسلامی اظهار داشت: برای فهم درست عرفان اسلامی، باید ابتدا اسلام را به‌درستی شناخت؛ زیرا عرفان اسلامی در چارچوب منظومه معارف اسلامی معنا پیدا می‌کند و نمی‌توان آن را جدا از دیگر ابعاد دین مورد بررسی قرار داد.

وی افزود: گاهی افرادی سال‌ها به‌عنوان پژوهشگر عرفان اسلامی شناخته می‌شوند و آثاری نیز در این زمینه تألیف می‌کنند، اما شناخت عمیق و جامعی از خود آموزه‌های اسلام ندارند؛ این تصور که می‌توان بدون شناخت همه‌جانبه اسلام، عرفان اسلامی را فهمید، نخستین خطای روش‌شناختی در مطالعات عرفانی است.

استاد فلسفه حوزه علمیه قم با انتقاد از نگاه تقابلی میان عرفان و دیگر علوم اسلامی تصریح کرد: قرار دادن عرفان در برابر فقه، کلام یا دیگر ساحت‌های دین، ناشی از درک نادرست از ساختار اسلام است. اینکه گفته شود «اسلام فقهی را قبول ندارم و اسلام عرفانی را می‌پذیرم» یا «اسلام کلامی را نمی‌پذیرم اما اسلام عرفانی را قبول دارم»، نشان‌دهنده شناخت ناقص از حقیقت دین و نسبت میان اجزای آن است.

وی ادامه داد: اسلام مجموعه‌ای هماهنگ از باورها، اعمال، اخلاق و معنویت است و هدف آن رساندن انسان به کمال و سعادت است؛ ازاین‌رو انسان باید هم از اعتقادات صحیح برخوردار باشد، هم سبک زندگی و عمل درست داشته باشد و هم از معنویت و روحانیت متناسب با هدایت الهی بهره‌مند شود.

دکتر فنایی اشکوری خاطرنشان کرد: اگر فقه از اسلام جدا شود، اعمال دینی به مجموعه‌ای از رفتارهای تعبدی تبدیل خواهد شد که پشتوانه عقلانی و فلسفی آن تبیین نشده است؛ همچنین اگر کسی تنها به مباحث اعتقادی یا فلسفی بسنده کند و از عرصه عمل و سبک زندگی غافل شود، تصویری ناقص از دین ارائه خواهد کرد. عرفان نیز اگر بدون توجه به فقه، اعتقادات و اخلاق اسلامی دنبال شود، برداشت کاملی از دین نخواهد بود.

وی با بیان اینکه عرفان «باطن دین» است، اظهار داشت: دین دارای مبانی عقلانی است که در فلسفه اسلامی بررسی می‌شود، آموزه‌های اعتقادی دارد که در علم کلام تبیین می‌گردد، احکام و نظام عملی دارد که موضوع فقه است و همه این ساحت‌ها دارای حقیقت و باطنی هستند که عرفان به آن می‌پردازد.

استادتمام گروه فلسفه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) افزود: در عرفان نظری، باطن باورهای اعتقادی مورد توجه قرار می‌گیرد و در عرفان عملی، اعمال و مناسک دینی از منظر درونی و معنوی بررسی می‌شود؛ بنابراین عرفان در عرض سایر علوم اسلامی نیست، بلکه ناظر به حقیقت و باطن همه آنهاست.

عرفان اسلامی ذاتاً دارای بعد اجتماعی است

دکتر فنایی اشکوری در ادامه با اشاره به بحث نسبت عرفان و اجتماع گفت: اگر بخواهیم درباره اجتماعی بودن عرفان داوری کنیم، باید ابتدا درباره اسلام این پرسش را مطرح کنیم که آیا اسلام تنها به زندگی فردی انسان توجه دارد یا عرصه اجتماعی را نیز دربر می‌گیرد؛ پاسخ روشن است که اسلام دینی جامع است که هر دو ساحت فردی و اجتماعی را شامل می‌شود.

وی با اشاره به سیره پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) بیان کرد: پیامبر اسلام(ص) حکومت تشکیل داد و در متن جامعه حضور داشت. زندگی امیرالمؤمنین(ع) نیز سراسر تلاش برای تحقق عدالت، مبارزه با ظلم و اداره جامعه دینی بود. نهضت عاشورا نیز صرفاً یک رخداد فردی و شخصی نبود، بلکه در عین برخورداری از عمیق‌ترین لایه‌های معنوی، در عرصه مسئولیت اجتماعی شکل گرفت.

وی افزود: در عاشورا، عرفان و حماسه به یکدیگر پیوند می‌خورند و بعد حماسی عرفان در متن جامعه ظهور پیدا می‌کند.

استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه تعبیر «عرفان اجتماعی» نیازمند دقت است، گفت: شخصاً این تعبیر را چندان مناسب نمی‌دانم؛ زیرا ممکن است چنین القا کند که با شاخه‌ای مستقل از عرفان مواجه هستیم، در حالی که عرفان اسلامی ذاتاً هم دارای بعد فردی است و هم بعد اجتماعی.

وی ادامه داد: گاهی در برخی پژوهش‌های معاصر چنان بر جنبه اجتماعی عرفان تأکید می‌شود که گویی عرفان گذشته هیچ توجهی به جامعه نداشته است، در حالی که چنین برداشتی نیز صحیح نیست.

غلبه نگاه فردگرایانه در تاریخ عرفان، از آسیب‌های مهم این حوزه است

دکتر فنایی اشکوری با اشاره به تفاوت میان حقیقت عرفان اسلامی و عرفان تاریخی اظهار داشت: عرفانی که از متن اسلام برخاسته، برای تأمین سعادت انسان است و سعادت نیز تنها در تربیت فردی خلاصه نمی‌شود، بلکه مسئولیت اجتماعی را نیز دربر می‌گیرد.

وی افزود: اگر تصویر ما از عارف، انسانی منزوی و جدا از جامعه باشد، بخش مهمی از ظرفیت‌های وجودی انسان را نادیده گرفته‌ایم؛ زیرا بسیاری از فضایل اخلاقی مانند عدالت‌خواهی، ایثار و خدمت به دیگران، تنها در بستر جامعه امکان ظهور پیدا می‌کنند.

این استاد فلسفه و عرفان حوزه تصریح کرد: الگوی عرفان اسلامی، پیامبر اکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و دیگر معصومان(ع) هستند؛ شخصیت‌هایی که میان خلوت و جلوت، خودسازی و جامعه‌پردازی، عبادت و مسئولیت اجتماعی توازن برقرار کرده‌اند.

وی با بیان اینکه عرفان تاریخی نیز مانند دیگر علوم اسلامی از آسیب‌های تاریخی مصون نمانده است، گفت: بسیاری از جریان‌های فکری جهان اسلام، از فلسفه و کلام گرفته تا فقه و اخلاق، در طول تاریخ با آسیب‌هایی مواجه شده‌اند و در عمل، بیش از آنکه به ساحت اجتماعی اسلام بپردازند، به عرصه فردی گرایش پیدا کرده‌اند.

دکتر فنایی اشکوری با اشاره به دیدگاه استاد پارسانیا درباره کاهش توجه به حکمت اجتماعی در تاریخ اندیشه اسلامی اظهار داشت: سنتی که فارابی در حکمت اجتماعی بنیان گذاشت، آن‌گونه که باید در میان اندیشمندان پس از او ادامه پیدا نکرد و مباحث هستی‌شناسی و فلسفه اولی بیشتر مورد توجه قرار گرفت؛ حتی ظرفیت‌های اجتماعی موجود در آثار ملاصدرا نیز در سنت فلسفی پس از او کمتر مورد استفاده قرار گرفت.

وی اضافه کرد: در فقه اسلامی نیز دغدغه تمدنی و توجه به نظام‌سازی اجتماعی، آن‌گونه که انتظار می‌رفت محور اصلی پژوهش‌ها قرار نگرفت و بخش قابل توجهی از تلاش‌ها بر احکام فردی متمرکز شد؛ عرفان نیز از این وضعیت بی‌تأثیر نماند.

فتوت؛ نمونه پیوند عرفان با خدمت اجتماعی

استادتمام گروه فلسفه مؤسسه امام خمینی(ره) با تأکید بر اینکه در سنت عرفانی اسلامی نمونه‌هایی از توجه به اجتماع وجود داشته است، گفت: آیین فتوت نمونه روشنی از پیوند عرفان با خدمت اجتماعی است؛ بسیاری از عارفان مسلمان در مسیر فتوت، جوانمردی را در خدمت به مردم، یاری مظلومان و مقابله با ستمگران معنا می‌کردند.

وی افزود: با این حال، در همین سنت نیز به تدریج غلبه نگاه فردگرایانه سبب شد ابعاد اجتماعی فتوت کم‌رنگ شود و بیشتر بر جنبه‌های معنوی، اخلاص و سلوک فردی تأکید شود.

دکتر فنایی اشکوری یکی از عوامل تاریخی گرایش به فردگرایی در عرفان را شرایط سیاسی جوامع اسلامی دانست و گفت: سلطه حکومت‌های جور در بخش بزرگی از تاریخ اسلام، امکان تحقق آرمان‌های اجتماعی اسلام را برای بسیاری از عالمان و اندیشمندان محدود کرد و طبیعی بود که بخشی از توجه آنان به تربیت فردی و عرصه‌های شخصی معطوف شود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: در عین حال، شخصیت‌هایی نیز وجود داشته‌اند که عرفان را با مسئولیت اجتماعی و مبارزه سیاسی پیوند زده‌اند و در دوران معاصر، حضرت امام خمینی(ره) برجسته‌ترین نمونه این رویکرد است؛ در شخصیت ایشان، معنویت، عرفان، مبارزه، سیاست و مسئولیت اجتماعی از یکدیگر جدا نیستند، بلکه حقیقتی واحد را شکل می‌دهند.

ارسال نظرات
captcha