۰۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۵
کد خبر: ۸۲۳۹۷۴
یادداشت؛

مگر ما جنگ را آغاز کردیم؟

عبدالله جلالی
صلح واقعی از جایی آغاز می‌شود که تجاوز متوقف شود، امنیت تضمین شود و متجاوز بداند که حمله به ایران، راهی برای تحمیل اراده سیاسی نخواهد بود.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، گاهی یک تیتر، بیش از صدها صفحه تحلیل سیاسی حرف می‌زند. این روزها وقتی در برخی روزنامه‌های اصلاح‌طلب تیتر می‌زنند «جنگ را تمام کنید»، نخستین سؤال افکار عمومی این است: مگر ما جنگ را آغاز کرده‌ایم؟

بله؛ همه صلح را دوست دارند. هیچ خانواده ایرانی از شنیدن صدای دلخراش فروریختن ساختمان ها و بمب ها، دیدن دود و آتش و نگرانی برای جان عزیزانش خوشحال نمی‌شود. هیچ انسان عاقلی از جنگ استقبال نمی‌کند. اما مسئله اینجاست که صلح، با تسلیم در برابر تجاوز یکی نیست.

اگر کسی وارد خانه شما شود، به خانواده‌تان حمله کند و شما برای دفاع از جان و ناموس و خانه‌تان بایستید، آیا منطقاً باید به شما گفت: «درگیری را تمام کن»؟ یا نخست باید از مهاجم پرسید: چرا وارد خانه مردم شدی؟

مسئله جنگ امروز نیز همین است. نمی‌توان «آغازگر تجاوز» را از معادله حذف کرد و تمام فشار اخلاقی و سیاسی را متوجه قربانی و مدافع کرد. اگر جنگ با حمله آغاز شده، مطالبه نخست باید متوجه متجاوز و عامل آغاز جنگ باشد؛ نه اینکه از کشوری که در حال دفاع است بخواهیم پیشاپیش دست‌هایش را پایین بیاورد.

این همان نقطه‌ای است که برخی تیترها، آگاهانه یا ناآگاهانه، صورت مسئله را جابه‌جا می‌کنند.

«جنگ را تمام کنید» جمله زیبایی است؛ اما خطابش به چه کسی است؟

اگر مخاطب این جمله ایران است، سؤال روشن است: چرا؟ چرا باید ایران نخستین طرفی باشد که هزینه توقف جنگ را بپردازد؟ چرا از عامل تجاوز خواسته نمی‌شود حمله را متوقف کند؟ چرا «پایان جنگ» بدون سخن گفتن از «پایان تجاوز» مطالبه می‌شود؟

صلح واقعی از جایی آغاز می‌شود که تجاوز متوقف شود، امنیت تضمین شود و متجاوز بداند که حمله به ایران، راهی برای تحمیل اراده سیاسی نخواهد بود.

تاریخ هم نشان داده است که صلح تحمیلی، الزاماً صلح پایدار نیست. گاهی آنچه با نام صلح مطالبه می‌شود، در واقع دعوت به عقب‌نشینی یک‌طرفه است؛ دعوتی که اگر پذیرفته شود، نه‌تنها جنگ امروز را پایان نمی‌دهد، بلکه طمع دشمن برای جنگ بعدی را بیشتر می‌کند.

از این منظر، دفاع کردن به معنای جنگ‌طلب بودن نیست. اتفاقاً یکی از عقلانی‌ترین راه‌های رسیدن به صلح پایدار، آن است که متجاوز مطمئن شود هزینه تجاوز از منافع آن بیشتر است.

این البته به معنای بستن راه مذاکره نیست. مذاکره و مقاومت دو مفهوم متضاد نیستند. کشوری که از موضع قدرت دفاع می‌کند، می‌تواند برای پایان جنگ نیز مذاکره کند؛ اما مذاکره‌ای که امنیت، عزت و حقوق ملت را تضمین کند، نه مذاکره‌ای که زیر سایه تهدید و موشک و فشار نظامی شکل بگیرد.

اینجا یک سؤال جدی‌تر هم وجود دارد:

چرا بخشی از جریان رسانه‌ای که سال‌ها از «جامعه مدنی»، «حقوق ملت» و «حق تعیین سرنوشت» سخن گفته، امروز در مواجهه با تجاوز خارجی، به جای برجسته کردن حق دفاع ملت ایران، تنها بر «تمام کردن جنگ» تأکید می‌کند؟

مردم ایران صلح می‌خواهند؛ اما صلح به هر قیمت نمی‌خواهند.

مردم می‌خواهند فرزندانشان در امنیت زندگی کنند، اقتصادشان آرام باشد، شهرهایشان آباد بماند و آینده‌شان قربانی جنگ نشود. اما دقیقاً به همین دلیل است که نمی‌خواهند دشمن به این نتیجه برسد که با چند حمله و فشار، می‌تواند ایران را پای میز تسلیم بکشاند.

تفاوت بزرگی است میان اینکه بگوییم «ما جنگ نمی‌خواهیم» و اینکه بگوییم «در برابر تجاوز نباید دفاع کنیم».

اولی عقلانیت است؛ دومی می‌تواند به بی‌دفاع‌کردن کشور منجر شود.

پس اگر قرار است تیتر بزنیم «جنگ را تمام کنید»، یک جمله را هم باید با حروف درشت زیر آن بنویسیم:

«آغازگر جنگ، جنگ را متوقف کند.»

و اگر قرار است از صلح سخن بگوییم، باید صلح را با عدالت همراه کنیم؛ وگرنه صلحی که متجاوز را تنبیه نمی‌کند و قربانی را وادار به عقب‌نشینی می‌کند، بیش از آنکه صلح باشد، وقفه‌ای برای تجاوز بعدی است.

امروز مسئله ایران «جنگ‌طلبی یا صلح‌طلبی» نیست. مسئله، عزت‌مندانه پایان دادن به تجاوز است.

و شاید دقیق‌ترین پاسخ به تیترهای احساسی این روزها همین باشد:

بله؛ جنگ را تمام کنیم.

اما اول بگویید چه کسی آن را آغاز کرد؟

بعد بگویید چه کسی باید آن را متوقف کند.

عبداله جلالی

ارسال نظرات
captcha