بیانیه اخیر الازهر جابهجایی جای ظالم و مظلوم است / پاسخ دانشگاه باقرالعلوم الگویی برای حفظ وحدت امت اسلامی
اشاره: اخیراً صدور بیانیهای از سوی مرکز علمی و اسلامی الازهر مصر، با محتوای دعوت از جمهوری اسلامی ایران برای توقف حملات به کشورهای اسلامی، واکنشهای گستردهای در محافل علمی و سیاسی کشور به همراه داشت. این بیانیه در حالی صادر شد که الازهر به عنوان یکی کهنترین و معتبرترین مراکز آموزشی جهان اسلام، سابقهای درخشان در مقاومت ضد استعماری و تقریب مذاهب دارد.
برای واکاوی ابعاد این ماجرا و بررسی پاسخهای صادر شده، خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، با حجتالاسلام محسن الویری، مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم (علیهالسلام) و پژوهشگر برجسته تاریخ تمدن اسلامی، به گفتوگو نشسته است. وی در این گفتوگو با رویکردی تحلیلی و مستند، به بررسی جایگاه تاریخی الازهر، دلایل احتمالی صدور چنین بیانیهای و ویژگیهای منحصر به فرد پاسخ دانشگاه باقرالعلوم (ع) پرداختند.
مشروح این گفتوگو به شرح زیر است:
رسا ـ در ابتدا بفرمایید که با توجه به سابقه تاریخی الازهر، صدور چنین بیانیهای چگونه قابل تحلیل است و اهمیت بررسی جایگاه این نهاد در چیست؟
ضمن تشکر از خبرگزاری رسا برای پرداخت به این موضوع مهم و حساس، لازم میدانم در ابتدا به صورت کوتاه اما با توجه به برخی جزئیات به اهمیت و جایگاه «الازهر» در جهان اسلام بپردازم. شناخت دقیق این جایگاه، کلید درک مواضع فعلی آن است. الازهر تنها یک دانشگاه یا یک مسجد نیست؛ بلکه یک «مسجد-مدرسه» است که ریشه در نیمه دوم قرن چهارم هجری دارد. این نهاد علمی تقریباً همزمان با فتح مصر توسط فاطمیان و تأسیس شهر قاهره بنا شد.
تاریخ دقیق آغاز ساخت این بنای عظیم به جمادیالاولی سال ۳۵۹ قمری بازمیگردد و تا ماه رمضان سال ۳۶۱ قمری به بهرهبرداری رسید. درباره نامگذاری آن، دیدگاههای مختلفی وجود دارد، اما احتمالی که بسیار قوی و مورد توجه محققان است، اینکه نام «الازهر» از نام مقدس حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) الهام گرفته شده است. این مسجد از همان ابتدا و به سرعت به یک مرکز آموزشی و تربیتی تبدیل شد؛ چرا که یکی از کارکردهای بنیادین مساجد در تاریخ تمدن ما، همواره آموزش و پرورش نیروهای متخصص بوده است. در دوران فاطمیان، این مکان کانون اصلی تربیت نیروهای اسماعیلی بود که پس از تکمیل تحصیلات، به سراسر جهان اسلام اعزام میشدند و منشأ تحولات بسیاری در ساختار سیاسی و مذهبی جهان اسلام شدند.
اهمیت الازهر به حدی بود که شاید بتوان گفت مدارس نظامیهای که در قرن پنجم هجری توسط نظامالملک، وزیر مشهور سلجوقی، در سراسر ایران، بغداد و سایر مناطق خلافت ساخته شدند، احتمالاً با الهام از الازهر یا در مقابل آن به عنوان مرکزی برای تربیت نیروهای اهل سنت جهت مقابله با نیروهای اسماعیلی تربیت شده در الازهر، پایهگذاری شدهاند. این نشان میدهد که الازهر همواره یک «مرکزیت» داشته است؛ چه به عنوان الگو و چه به عنوان رقیب.
با سقوط دودمان فاطمیان و روی کار آمدن ایوبیان، تغییر مذهب بزرگی در الازهر رخ داد؛ مذهب رسمی شیعه اسماعیلی کنار رفت و مذاهب شافعی و حنفی رواج یافت. در دوران ممالیک که پس از ایوبیان قدرت یافتند، اگرچه الازهر شاید آن اعتبار و مرکزیت مطلق دوران فاطمیان را نداشت، اما همچنان نقشی بسیار مهم و تأثیرگذار در جامعه مصر و جهان اسلام ایفا میکرد. این نقش با گذشت زمان و در اواخر دوران ممالیک پررنگتر و جدیتر شد.
جالب توجه است که ابن خلدون، فیلسوف و تاریخشناس و جامعهشناس بزرگ، در الازهر کرسی تدریس داشته و در آن محیط علمی حضور فعال داشته است. با سقوط ممالیک و ظهور امپراتوری عثمانی، الازهر تحت نظارت مستقیم دستگاه خلافت عثمانی به کار خود ادامه داد. نکته قابل تأمل دیگر در تاریخ معاصر الازهر، مقاومت ضد استعماری آن است. زمانی که ناپلئون بناپارت در سال ۱۲۱۳ قمری (برابر با ۱۷۹۸ میلادی) به مصر حمله کرد، پس از تحولاتی که رخ داد و با توجه به دعوت الازهر از مردم برای مقابله با لشکرکشی فرانسویان، ناپلئون دستور داد تا الازهر را به توپ بندند. این واقعه سابقه درخشانی از مقابله الازهر با استعمار در تاریخچه این نهاد به ثبت رسانید و نشان داد که این نهاد تنها یک مرکز علمی نیست، بلکه هویتی مقاوم و ضد استکباری دارد.
پس از این حوادث و با آشنایی علمای الازهر با علوم جدید تحولات بزرگ اصلاحی در الازهر رخ داد و این نهاد با استناد به آن پیشینه تاریخی شاخص، دوباره به یک مرکز علمی بزرگ در جهان اسلام تبدیل شد که دانشجویان و طلاب بسیاری از سراسر جهان برای تحصیل به آنجا روی میآوردند.
در دوران معاصر نیز، بزرگانی که در الازهر بودهاند گاهی اقدامات شاخصی انجام دادهاند. از جمله این اقدامات میتوان به تأسیس کرسی فقه جعفری به عنوان یکی از مذاهب رسمی اسلامی در زمان زعامت مرحوم آیتالله العظمی بروجردی (قدسسره) و با پیگیریهای ایشان اشاره کرد. پیش از آن، در دانشکده الهیات تهران در سال 1335 شمسی، کرسیهای فقه حنفی و شافعی ایجاد شده بود و متعاقب آن، به عنوان یک اقدام متقابل و در راستای تقریب مذاهب، الازهر نیز کرسی فقه جعفری را ایجاد کرد. اینها از صحنههای درخشان و کارنامههای مثبت الازهر در دنیای معاصر محسوب میشوند که نباید از چشم دور شود.
رسا ـ با توجه به این پیشینه درخشان، صدور بیانیه اخیر الازهر که ایران را به عنوان مهاجم معرفی میکند، چگونه قابل توجیه است و چه نقدهایی بر آن وارد است؟
با توجه به حضور دانشجویان و طلاب از سراسر جهان اسلام و محوریت علمی الازهر در مدارس علمیه اهل سنت، و با در نظر گرفتن این پیشینه درخشان علمی و حتی سیاسی (مانند مقابله با تجاوز ناپلئون) و اقدامات تقریبی (مانند به رسمیت شناختن مذهب جعفری)، بیانیهای که این نهاد در جنگ اخیر صادر کرد، بسیار شگفتآور و نگرانکننده بود.
محتوای این بیانیه، دعوت از ایران بود برای توقف حملات به مردم بیگناه در کشورهای اسلامی، به این استدلال که حفظ حرمت همسایه و حفظ جان مسلمانان واجب است. در نگاه اول و با توجه به اصول کلی اسلامی، این دعوت ممکن است صحیح به نظر برسد، اما با بررسی دقیق شرایط فعلی و واقعیتهای میدانی، چند نکته مهم و قابل تأمل در این بیانیه وجود دارد که نمیتوان از آن گذشت:
نکته اول اینکه این بیانیه فاقد امضا بود. عدم امضای چنین بیانیهای از سوی مراجع ارشد الازهر، میتواند این شائبه قوی را ایجاد کند که الازهر تحت فشار شدید حکومت مصر یا نهادهای قدرتمند بیرونی، به اجبار و بدون اراده آزاد علمای خود، این بیانیه را صادر کرده است. شاید عدم امضا به صورت نمادین میخواهد این اجبار را القا کند و نشان دهد که علمای الازهر خود را با محتوای این بیانیه کاملاً همسو نمیدانند و آن را محصول فشار میدانند.
نکته دوم، همزمانی صدور این بیانیه با اجلاس وزرای خارجه کشورهای جنوب خلیج فارس است. این بیانیه مقدم بر آن اجلاس منتشر شد و در آن اجلاس، دیدیم که وزیر خارجه عربستان سخنانی گفت که از نظر مضمون کلی، تکرار محتوای همین بیانیه الازهر بود. در آن اجلاس، ایران به عنوان کشوری که میخواهد وحدت و انسجام کشورهای اسلامی را از بین ببرد، مورد اتهام قرار گرفت. این همزمانی نشان میدهد که این بیانیه بخشی از یک جنگ روانی و سیاسی هماهنگ علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است تا زمینه لازم برای فشارهای سیاسی در سطح منطقه فراهم شود.
رسا ـ با توجه به این شرایط، چه موضعی باید اتخاذ میشد و پاسخ دانشگاه باقرالعلوم (ع) را چگونه ارزیابی میکنید؟
پرسش اصلی این است که با توجه به این شرایط، چه موضع مقایسه و منطقی میتوان نسبت به این بیانیه گرفت؟ در پاسخ باید به چند معیار کلیدی توجه کنیم تا در دام دشمنان که به دنبال تفرقه هستند، نیفتیم.
اولاً: نباید آن پیشینه درخشان علمی و سیاسی الازهر را نادیده بگیریم. الازهر یک سرمایه برای جهان اسلام است و تخریب کامل آن و قطع ارتباط با نخبگان آن، به نفع امت اسلامی نیست. ما باید بین «الازهر به عنوان یک نهاد علمی تاریخی» و «مواضع احتمالاً اجباری مدیران آن» تفکیک قائل شویم.
ثانیاً: نباید دولتی بودن این نهاد را فراموش کنیم. رئیس الازهر توسط رئیسجمهور مصر انتخاب میشود و ملزم به تبعیت از سیاستهای کلی دولت است. بنابراین، احتمال دارد که این بیانیه تحت فشارهای بیرونی و برای زمینهسازی ذهنی جهان اسلام علیه ایران صادر شده باشد تا دولتهای عربی بتوانند اقداماتی علیه کشورمان پیگیری کنند.
ثالثاً: جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گامهای بسیار ارزشمندی برای همگرایی و تقریب مذاهب برداشته است. ما کارنامه درخشانی در این مسیر داریم و باید مراقب باشیم در موضعگیریهای احساسی و تند، این سابقه خوب و پیشینه خود را زیر سوال نبریم.
با توجه به این سه معیار، به نظر میرسد بهترین پاسخ به این بیانیه، پاسخی باشد که در عین حال که روحیه همگرایی جهان اسلام را حفظ میکند، به این «اشتباه بزرگ» در بیانیه الازهر پاسخ دهد. بیانیه الازهر به گونهای نوشته شده که گویی ایران مهاجم اصلی است و به مردم بیگناه در کشورهای اسلامی حمله میکند و باید مورد عتاب قرار گیرد. این در حالی است که واقعیت کاملاً متفاوت است.
پاسخ مناسب باید دو هدف را دنبال کند:
۱. روشن کردن واقعیت میدانی و دفاع از حقانیت ایران با استدلالهای محکم.
۲. ایجاد فضایی برای گفتگو با نخبگان جهان اسلام و تبیین مواضع جمهوری اسلامی بدون پرخاشگری.
آنچه که ما الان در میدان واقعیت شاهد آن هستیم، امری آشکار و غیرقابل انکار است. دشمنان ما، کفار و مستکبران، از هزاران کیلومتر دورتر، به کشورهای اسلامی آمدهاند. آمریکا خاک کشورهای اسلامی را اشغال کرده و از آنجا به ما حمله میکند. رژیم صهیونیستی نیز از طرف دیگر به کشورهای اسلامی تجاوز میکند. نکته مهم اینجاست که در پایگاههای آمریکایی مستقر در کشورهای منطقه، خود حکومتهای این کشورها هیچ حق نظارت و دخالتی ندارند. بنا بر این، آن خاک عملاً در اختیار «کفار حربی» است و از آنجا به ما حمله میشود.
همه جهانیان میدانند که آغازگر درگیریها چه کسی بوده است. در ساعات اولیه حمله، رهبر عزیزمان و جمعی از فرماندهان ما به شهادت رسیدند. کودکان بیگناه ما در میناب به شهادت رسیدند. این واقعیت «آشکارتر از خورشید در وسط آسمان غیر ابری» است که دشمنان آغازگر جنگ بودهاند و جمهوری اسلامی ایران تنها به صورت متقابل و در چارچوب دفاع مشروع، پاسخ داده است.
حالا باید پرسید: کدام یک از مراکز غیرنظامی در این کشورهای اسلامی مورد حمله ایران قرار گرفته است؟ لیست این اماکن را ارائه دهید. واقعیت این است که ما فقط به خاک «کفار حربی» (کسانی که با ما جنگیدهاند و در خاک کشورهای اسلامی حضور غیرقانونی دارند) حمله کرده و مشغول مجازات آنها هستیم. بسیار شگفتانگیز است که جای مظلوم و ظالم عوض شود. به جای اینکه الازهر مانند دوران مقاومت علیه ناپلئون، علیه آمریکا و اسرائیل بیانیه دهد و کشورهای اسلامی را متوجه اشتباهشان کند، با لحنی مظلومنما از ایران میخواهد که آتش را خاموش کند. این یعنی جابهجا کردن جای ظالم و مظلوم که باید به شدت با آن مقابله شود، اما با حکمت و منطق.
در این شرایط، پاسخ دانشگاه باقرالعلوم (علیهالسلام) به نظر من واجد تمام خصوصیات یک پاسخ هوشمندانه، دینی و سیاسی بود. این پاسخ چند ویژگی بارز داشت که آن را از سایر پاسخها متمایز میکند:
1. رعایت حرمت علمی: در این بیانیه، جانب علمی و ادب نسبت به دانشمندان الازهر رعایت شد و از وارد شدن به فضاهای احساسی، هیجانی و توهینآمیز خودداری گردید. این امر نشاندهنده رعایت ادب علمی در عین پایبندی به آرمانهای سیاسی از سوی یک نهاد دانشگاهی است.
۲. حفظ رویکرد تقریبی: نویسندگان این پاسخ نشان دادند که از جدایی از جهان اسلام و دوری کردن از نخبگان مسلمان نفعی نمیبرند. آنها میدانند که انسجام امت اسلامی یکی از آرمانهای بزرگ انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری بوده است و باید مراقب باشیم اشتباهات دیگران، باعث تشدید فاصلهها نشود؛ چرا که این تشدید فاصله، دقیقاً خواسته آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
۳. گویایی و استدلال منطقی: پاسخ دانشگاه باقرالعلوم با طرح پرسشهایی دقیق، مانند اینکه «چرا جای ظالم و مظلوم را عوض کردهاید؟»، به صورت مستند و با استناد به آیات قرآنی، مطالب را مطرح کرد و واقعیت را تبیین نمود.
بنابراین، من پاسخ دانشگاه باقرالعلوم (علیهالسلام) را بسیار میپسندم. این پاسخ هم گویا بود، هم واقعیت را بدون حاشیهپردازی بیان میکرد و هم حرمت آن نهاد علمی را حفظ نمود.
رسا ـ در خصوص اتهامات مطرح شده مبنی بر حمله به غیرنظامیان و فضای رسانهای علیه ایران، چه تحلیلی دارید؟
در خصوص اتهاماتی که مبنی بر حمله به غیرنظامیان مطرح میشود، باید با صراحت و قاطعیت گفت که این یک دروغ بسیار بزرگ است. اگر حتی یک مورد حمله عمدی به غیرنظامیان توسط ایران واقعیت داشت، با توجه به سلطه تبلیغاتی و رسانهای دشمنان که بر رسانههای جهانی و منطقهای مسلط هستند، آنها با بوق و کرنا آن را پخش میکردند و تصاویر آن را جار میزدند. اما ما شاهد نیستیم که تصاویری منتشر شود که نشان دهد ایران به غیرنظامیان حمله کرده است. آنچه وجود دارد، مظلومیت ماست؛ کودکان و زنانی که به شهادت رسیدهاند و زیر بمبارانهای دشمن قرار گرفتهاند و الازهر به اینها کاری ندارد ولی از ما میخواهد که از حمله به غیرنظامیان دست بکشیم.
بنابراین، احتمال اینکه این بیانیه الازهر بر اساس اخبار نادرست، شایعات یا فشارهای سیاسی تنظیم شده باشد، بسیار بالاست. ما باید آنها و نخبگان جهان اسلام را با وجدان خودشان روبرو کنیم و از آنها بپرسیم که چگونه اینقدر آسان میتوانند در جانب نادرست تاریخ بایستند و چگونه جای ظالم و مظلوم را عوض میکنند. این مسئله بسیار مهمی است که نیازمند تبیین دقیق و مستمر است.
رسا ـ در پایان، چه پیشنهادی برای نهادهای رسمی و رسانهها دارید؟
در پایان، لازم است یک نکته مهم را بیان کنم. بحمدالله، غیر از دانشگاه باقرالعلوم (علیهالسلام)، نهادها و شخصیتهای دیگری نیز واکنشهایی نشان دادند و بیانیههایی صادر کردند. اما به هر حال زمان و امکانات ما برای گفتگوی مستقیم با جهان اسلام محدود است. رسالت اصلی در این برهه حساس بر عهده نهادهای رسمی است. نهادهایی مانند «مدیریت حوزههای علمیه»، «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی»، «مجمع جهانی اهل بیت (علیهمالسلام)» و «سازمان فرهنگ و ارتباطات» و «وزارت امور خارجه» و همچنین خبرگزاریها.
خبرگزاریها و رسانهها میتوانند نقش بسیار مهمی ایفا کنند. حتی اگر نهادهای کوچک و دانشگاهها بیانیههایی صادر کردهاند، خبرگزاریها میتوانند این پاسخها را جمعآوری کنند و به عنوان لایحهای رسمی یا پاسخهای روشن ایرانیان، در اختیار افکار عمومی و مسئولان الازهر قرار دهند. بارگذاری این پاسخها در سایتها، شبکههای اجتماعی و اینستاگرام، حداقل کاری است که میتوان انجام داد.
امیدواریم نهادهای رسمی مانند مجمع جهانی اهل بیت و مجمع تقریب و مدیریت حوزه علمیه، ضمن صدور بیانیههای رسمی خود، پاسخهای پراکنده نهادهای مذهبی و دانشگاهی را نیز تجمیع کنند. این مجموعه پاسخها باید به صورت مناسب برای مسئولان الازهر ارسال شود و در سطح گسترده در رایزنیها و دیپلماسی فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. این کاری است که از عهده نهادهای خرد و کوچک برنمیآید و بر دوش نهادهای رسمی به ویژه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است. امیدوارم با تلاشهای جمعی و همدلی، بتوانیم بر این توطئهها غلبه کنیم و حقیقت را برای جهان اسلام روشن سازیم.