۲۹ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۵:۴۸
کد خبر: ۱۷۲۴۹۷

بزرگداشت امیرحسین فردی با رونمایی از کتاب «گرگ سالی» برگزار شد

خبرگزاری رسا ـ حجت الاسلام محمود دعایی گفت: امیدوارم راه مرحوم فردی ادامه داشته باشد چرا که ایشان خلأ موجود در داستان کودک و نوجوان را پر کرده بود.
مراسم زنده ياد حسين فردي

 

به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از سوره مهر، مراسم نکوداشت زنده‌یاد امیرحسین فردی با عنوان «آشیانه در دل» عصر امروز با حضور محسن مومنی شریف (رئیس حوزه هنری) محمود دعایی (مدیر مسؤول روزنامه اطلاعات) علی اسماعیلی (سرپرست معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، رضا میرخانی و همچنین با حضور خانواده آن‌ مرحوم در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.

 

در این مراسم که جمع کثیری از دوستان زنده‌یاد امیرحسین فردی حضور داشتند آخرین کتاب تالیف شده به قلم این نویسنده انقلابی در حضور خانواده رونمایی شد.

 

در ابتدای این مراسم علیرضا قزوه؛ مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری گفت: از من خواستند که خیر مقدم بگویم، پرسیدم چرا و در پاسخ گفتند به دلیل اینکه صندلی‌ای که خالی شد برای بزرگمردی است که رفته و الان تو جای او نشسته‌ای.

 

وی با اشاره به اینکه آیا قادر به این هستم که بتوانم جای این بزرگمرد را پر کنم؟ گفت: برای من این سوال دشواری است که آیا می توانم جای او را پر کنم و یا یکی از وظایفی که در اینجا داشت را انجام دهم. حالا صندلی او هست، جانماز هست، اتاق هست و آن فضا هست و همه اینها برای من علامت سوال است.

 

قزوه به زمانی که کتاب امیر حسین فردی را تورق می کرد اشاره و خاطر نشان کرد: در جایی از کتاب فکر کردم که امیر حسین فردی در فرانسه است و در این کتاب ظهر عاشورا را تداعی کرد که نمی‌توانست عزاداری کند لذا تماس گرفته بود به خانواده خود در تهران تا صدای عزاداری ها را بشنود. دیدم دو بیت شعر از من در کتاب آورده است و من خیلی خوشحال شدم که در آن صفحه شعری از من آمد و اینکه فردی به یادم بود این مطلب را با آقای مومنی مطرح کردم و ایشان گفت فردی هرگز از کشور به دلیل بیماری مادرشان خارج نشده بود و آن یادداشتی بود که از یکی از بزرگان در کتاب آورده بود.

 

مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی ادامه داد: شاعران زیادی داریم که به مرگ زیاد فکر کرده اند. بالاترین حد و اندازه شناخت با مرگ، مرگ آگاهی است .مرگ آگاهی را در رفتار و شعر بسیاری از شاعران دیده ایم. سید حسن حسینی قبل از مرگ خود گفته بود که دم در بیمارستان شهید می‌شوم و همین اتفاق افتاد.

 

وی با بیان اینکه فردی نیز مرگ آگاه بود تصریح کرد: مرگ آگاهی بالاترین حد آگاهی در زندگی و مرگ است.

 

امیدوارم دیگر زمین نخورم و بتوانم خودم را گرم کنم

 

قزوه به تعریف خاطره ای از خود و امیر حسین فردی پرداخت و گفت: روزی قبل از بازی فوتبال فردی به من گفت خودت را گرم کن بعد شروع به بازی کن اما من اینکار را نکردم و در حین بازی زمین خوردم و حالم بد شد. فردی نگران من بود. امیدوارم دیگر زمین نخورم و بتوانم خودم را گرم کنم تا راه آن بزرگوار را ادامه دهم.

 

وی افزود: در مسابقه‌ای آدم‌های زیادی شرکت کرده بودند اما تنها بچه ای توانست مسابقه را ببرد. از او پرسیدم راز بردن تو چیست؟ گفت: خانه ما پای تپه‌ای قرار دارد و مدرسه‌ام دو تپه آن طرف‌تر است. هیچ ماشینی هم برای رفت و آمد نیست لذا برای رسیدن به مدرسه تمام عمر دویدم.

 

قزوه با بیان اینکه امیر حسین فردی شصت سال دوید تصریح کرد: امیرحسین فردی همیشه دغدغه رسیدن داشت و رسید.

 

در ادامه محمدرضا سرشار با ذکر خاطره‌ای از مرحوم فردی گفت: سال 1367 عده ای از حوزه هنری رفتند و بعضی ها در کیهان مشغول به کار شدند. تقریبا بعد از رحلت امام خمینی(ره) بود که آیت الله خامنه‌ای به رهبری منسوب شدند. آقای فردی به همین مناسبت در کیهان بچه‌ها سر مقاله‌ای در تجلیل از رهبری نوشته بودند و آخر سر مقاله نوشت" آقا ما شما را دوست داریم". و به گفته خود فردی یکی از آقایان وقتی فردی را در راهرو می‌دید همیشه با حالات تمسخر به او می‌گفت«آقا ما شما را دوست داریم

 

سرشار با اشاره به اینکه فردی محبت محض بود گفت: امیر حسین فردی بین خط‌های مختلف و تفکرات مختلف و آدم خوب و بد فرق نمی‌گذاشت و به همه محبت می‌کرد.

 

وی گفت: فردی یکی از نویسند ه ها را که در کشورهای خارجی شهرت پیدا کرده و جوایزی را هم کسب کرده بود به مسجد جواد الائمه دعوت کرد تا برای بجه‌ها صحبت کند. بعد از تمام شدن جلسه این نویسنده از فردی خواست تا به کسی نگوید به مسجد جواد الائمه آمده است و آقای فردی بسیار ناراحت شدند.

 

سرشار با ذکر اینکه فردی بسیار دوست داشتنی بود افزود: حتی اگر کسی با او هم عقیده نبود با این حال نمی‌توانست او را دوست نداشته باشد زیرا فردی بسیار مهربان بود.

 

وی عرض زندگی فردی را خوب دانست و گفت: طول زندگی فردی زیاد نبود اما عرض زندگی شخصی فردی خوب بود. آنگونه که دوست داشت زندگی کرد. بسیاری از ما به زندگی خود آنگونه که باید نرسیدیم اما او چه در زمان جنگ و چه غیر از جنگ و در موقعیت های مختلف جای خودش بود. نوشتنش، فوتبال اش و ... همه برنامه هایش سر جای خودشان بودند.

 

وی با بیان اینکه فردی هرگز به خاطر برنامه های ادارات و سازمان های دیگر برنامه های خود را به هم نمی زند خاطرنشان کرد: در دهه 1360 جایی با نام دفتر ادبیات کودک و نوجوان درست کردیم. از فردی خواستم تا روزر سه شنبه به دفتر بیاید و با اسرار او را می آوردم اما او گفت که من سه شنبه ها فوتبال دارم و شما برنامه من را به هم زدید.

 

این نویسنده با ذکر اینکه فردی زندگی ساده ای داشت تصریح کرد: فردی کارهای مختلفی انجام می داد اما نه برای پول در آوردن. وی در پایان شعری از سهراب سپهری را برای حضار قرائت کرد.

 

اصغر آبخضر یکی از اعضای مسجد جوادالائمه و از دوستان مرحوم فردی، وی را تشبیه به آب زلالی کرد که اشخاص با ارتباط با او ارتقا پیدا می کردند.

 

آبخضر که در مراسم بزرگداشت مرحوم فردی شرکت داشت با بیان اینکه فقدان آقای فردی را به جامعه ادبی و همکاران او در حوزه هنری تسلیت می گویم، گفت: من نزدیک به 50 سال با مرحوم فردی آشنا بودم. ما هم محله ای بودیم و من همیشه عاشق نگاه کردن به او به عنوان یک ورزشکار خوب و بدون حاشیه بودم.

 

وی به ذکرخاطره ای از او مرحوم فردی پرداخت و افزود: یک بار زمانی که در تیم جوانان محل بازی می کردم، در حین بازی مجروح شدم.

دوستان نزدیکم مرا را رها کرده و مشغول بازی شدند اما امیرخان پیش من آمد و از من دلجویی کرد. مرحوم فردی بود که مرا به تیم فوتبال مسجد جوادالائمه معرفی کرد و آن تیم نیز بعدها به یکی از تیم های خوب فوتبال تبدیل شد.

 

آبخضر با اشاره به اینکه قرار است خاطرات فوتبالی مربوط به مسجد جوادالائمه را من جمع آوری کرده و بنویسم، ادامه داد: این نکته مهمی است که قبل از اینکه امیرخان به عنوان امیر ادبیات انقلاب و شایسته تقدیر این چنینی باشد، امیر دلها بود و از خود دست آورد معنوی به یادگار گذاشت.

 

این عضو مسجد جوادالائمه ادامه داد: من به عنوان کسی که سالها در خدمت مرحوم فردی بودم، از همان ابتدا او را جوانی مسلمان دیدم که سبک قرآنی را انتخاب کرد. او مسئولیت پذیر بود و این دغدغه باعث شد راه معلمی و روش قرآنی را برگزیند.

 

وی خاطرنشان کرد: من بعد از سالها آشنایی با مرحوم فردی همه واژگان خوب انسانی را در امیرخان دیدم و هیچ تغییری در او از گذشته تا به حال ایجاد نداشت و این نکته ای است که هم من و هم تمام اعضای مسجد جوادالائمه به آن اذعان داریم.

 

آبخضر در خصوص تیم فوتبال مسجد جوادالائمه در قبل از انقلاب گفت: مسجد جواد الائمه تیم فوتبالی داشت که آقای فردی کاپیتان آن تیم بود و شرایط جذب بازیکن برای آن تیم چند سال قبل از انقلاب این بود که افراد بایستی به مسجد بیایند و نماز و قرآن بخوانند. اگر برای مسابقه فوتبال به یکی از شهرها سفر می کردیم، حتما نماز را به موقع و به جماعت می خواندیم.

 

وی بیان داشت: امیرخان مانند آب زلال کر بود و هرکس به او نزدیک می شد ارتقا پیدا می کرد. ما در مسجد جوادالائمه افتخار می کنیم که از دوستان و شاگردان آقای فردی بودیم. آن هم در منطقه "جی" که نا هنجاری های زیادی دارد، در خدمت فردی بودن افتخاراست. امیدوارم من به عنوان شاگرد و شما به عنوان همکاران راه او را ادامه دهیم.

 

در ادامه مراسم حجت الاسلام دعایی با بیان این که در حوزه داستان دو شخصیت بود که در طول زندگی از آنان بهره بردم، گفت: در زمان شاه به نجف تبعید شده بودم، آواره بودم و مجلاتی را در آنجا مشترک بوده ام و همان موقع با مرحوم صمد بهرنگی از طریق داستان هایش آشنا شده بودم.

 

وی ادامه داد: البته جهان بینی بهرنگی را نمی پسندیدم چرا که جهان بینی او ماتریالیستی بود تا این که بعدها با مرحوم فردی آشنا شدم، صمد بهرنگی و مرحوم فردی هر دو آذری بودند و قبل از این که خودشان را ببینم با داستان هایشان آشنا شده بودم.

 

دعایی با بیان این که فردی در زمان حیات خود به او پیشنهاد عضویت در هیات امنای یک مجموعه ادبی را داد، عنوان کرد: من در آن زمان به فردی گفتم که خودم را در حدی نمی بینم که عضو چنین تشکل و هیات امنایی شوم اما بعد ها به این نتیجه رسیدم که فردی صرفا نمی خواست مرا عضو هیات امنا کند بلکه می خواست من را آگاه کند . فردی با ادب و صمیمیت و وقار به من فهماند که لازم است بیشتر کار کنم و فعالیت های فرهنگی و ادبی داشته باشم.

 

مدیرعامل موسسه اطلاعات افزود: در برخورد دومی که با فردی داشتم در مراسم تجلیل پیش نگاران بود که یکی از تجلیل شوندگان مرحوم فردی بود. من در آن جلسه بنا بود صحبت کنم و دیدم که آقای فردی تمایلی به حضور در این مراسم ندارند و صرفا برای ادای احترام به کسانی که از او دعوت کرده اند شرکت کرده و برایش مسائل جانبی اهمیتی ندارد. من شیفته بی تفاوتی او شدم.

 

وی افزود: آخرین دیدار ما در مراسمی در حوزه هنری بود، هنگام نماز به علت آن که وضو نداشتم کمی دیر به نماز جماعت رسیدم و مشاهده کردم که مرحوم فردی در گوشه ایی دنج مشغول نماز خواندن است. به قدری تحت تاثیر وقار او قرار گرفتم که به او اقتدا کردم، یک آخوند به غیر آخوند اقتدا کرد و این نماز یکی از نماز هایی بود که از خواندنش بسیار لذت بردم.

 

وی در پایان گفت: امیدوارم راه مرحوم فردی ادامه داشته باشد چرا که ایشان خلائی که در داستان کودک و نوجوان وجود داشت را پر کرده بودند.

 

در خاتمه این مراسم از آخرین کتاب مرحوم فردی«گرگ سالی» با حضور محسن مومنی شریف، محمود دعایی، محمد حمزه‌زاده و خانواده آن مرحوم رونمایی به عمل آمد.

 

در این مراسم همچنین افرادی چون علی اسماعیلی؛ سرپرست معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، محسن؛ مومنی شریف رئیس حوزه هنری، محمد حمزه‌زاده؛ مدیرعامل انتشارات سوره مهر، مصطفی آجرلو، احمد علمشاهی، کشن‌فلاح، احمد شاکری و ... حضور داشتند./998/د102/ق

ارسال نظرات
captcha