ماهنامه انتظار نوجوان در پله صد و هفتم ایستاد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، شماره 107 ماهنامه فرهنگی انتظار نوجوان ویژه دیماه 1393 به همت مؤسسه آینده روشن(پژوهشکده مهدویت) چاپ و روانه بازار شد.
در این ماهنامه میخوانیم: «سرمقاله: زمستان، فصل انتظار»، «پیامک مهدوی»، «اخبار»، «فقط 17 تا؟»، «یک دنیای قشنگتر: پارک مساوی است با پنجری»، «حاج آقا اجازه: مجالس شادی و سرور برای»، «روزگار خوش آینده: خوشمزهترین سوپ دنیا»، «گفتم، گفت: آبرویی که شبدر نیست»، «نویسندگان مهدوی»، «الفبا: کسی که صاحب همه چیز است» و «شکرستان».
در بخش اخبار این ماهنامه در ذیل موضوعی با عنوان پروژه کتابخانه سیار کودکان در مغولستان آمده است: «این پروژه در سال 2002 به ابتکار نویسنده کتابهای کودکان اهل مغولستان (داشدانداگ جومبا) با همکاری شمار زیادی نیروی داوطلب از نویسندگان، هنرمندان، دانشجویان و خانواده جومبا آغاز شد. هدف آن ترویج خواندن در میان کودکانی بود که در روستاهای دورافتاده زندگی میکردند، کوچنشین و یا زندگی شبانی داشتند.
در این پروژه کتابها نه فقط با اتوبوس و خودروهای باربر در میان زمینهای پهناور استپی سفر میکنند؛ بلکه بار شترها میشوند تا به جاهایی برسند که ماشینها توان راندن را ندارند. نخستین کتابهایی که در این پروژه به خانهها و چادرهای کودکان راه یافتند، کتابهای تصویری بودند و بهترین نویسندگان و بینالمللی آنها را برگزیده بودند.
پس از نخستین گزینشها با برنامهای که در ژاپن برگزار شد 10 هزار جلد کتاب تصویری از سوی کودکان ژاپنی به کودکان مغول اهدا شد. این کتابها را دانشجویان زبان ژاپنی به زبان مغول برگرداندند و متنهای برگردان را بر روی متنهای کتابهای اصلی چسباندند. پروژه کتابخانه سیار مغولستان در سال 2006 جایزه ترویج خواندن را به آسانی از آن خود کرد».
در بخش دیگری از این ماهنامه موضوعاتی همچون «9 پیشنهاد توپ برای روز 9 ربیع»، «یادش باران، یادش دریا»، «ویژهنامه شعر»، «میزگرد طنز: ما اعتراف میکنیم»، «یادداشتهای داستان»، «یک روز یک ایرانی» «یادداشتهای یک دانشآموز: تلاش برای کسب»، «طنزنامه دانش: وقتی جمشیدخان پیشگویی میکند»، «لبخندهای فیلسوفانه»، «رخصت»، «روزگار فراموششده علم: نساجی»، «معرفی تارنما» و «کبوترانه» آمده است.
در بخش دیگری از این ماهنامه با عنوان یادش باران، یادش دریا مطالبی ذیل موضوع «دعای به اندازه» آمده که به این شرح است: چوپان در کنار گوسفندانش نشسته و با چوب دستیاش چیزهایی بر زمین میکشد. پیامبر به او نزدیک میشود و میپرسد: آیا شیر داری به من و یارانم بدهی؟ چوپان همانطور که نشسته میگوید: شیرهایی که دوشیدهام شام قبیله است و شیرهایی که باید بدوشم برای صبحانه آنها است. پیامبر دست به دعا برمیدارد: خدایا مال و فرزندانش را زیاد کن و از کنار چوپان میگذرد.
بعد از اینکه مسافتی را طی میکنند به چوپان دوم میرسند. پیامبر به سمت چوپان میرود و از او شیر میخواهد. مرد چوپان شیر گوسفندان را میدوشد و شیری که از قبل دوشیده بود را به پیامبر میدهد. بعد از آن میرود و یک گوسفند از گله جدا میکند و برای پیامبر میآورد. پیامبر دست به دعا برمیدارد: خدایا به اندازه نیاز به این مرد روزی بده!
همراهان پیامبر میپرسند: چرا برای چوپان اول دعایی کردی که ما آرزویش را داشتیم، ولی برای این چوپان که ما را این همه احترام کرد دعایی کردی که زیاد از آن خوشمان نمیآید؟ پیامبر میگوید: ثروت اندکی که آدم را بینیاز کند از ثروت فراوانی که آدم را از یاد خدا غافل کند بهتر است. بعد دستانش را به سوی آسمان میبرد و میگوید: خدایا به محمد و خاندانش به اندازه نیاز روزی بده!
صد و هفتمین شماره ماهنامه انتظار نوجوان ویژه دیماه 1393 از سوی مؤسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت) به مدیر مسؤولی سید مسعود پورسید آقایی در 48 صفحه و با قیمت 4400 تومان منتشر و روانه بازار نشر شده است./907/ن602/ق