۲۷ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۷:۴۳
کد خبر: ۲۴۷۲۰۰

دیدگاه علامه مصباح یزدی درباره انتخابات ریاست جمهوری در شماره جدید فصلنامه «فرهنگ پویا»

خبرگزاری رسا ـ بیست و هشتمین شماره فصلنامه «فرهنگ پویا» از سوی‌ دفتر پژوهش‌های‌ فرهنگی راهی بازار نشر شد.
بيست و هشتمين فصلنامه «فرهنگ پويا»

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، بیست و هشتمین شماره فصلنامه «فرهنگ پویا» با عنوان تکلیف و نتیجه ویژه پاییز 93 به مدیرمسؤولی حجت‌الاسلام سید احمد رهنمایی و به صاحب‌امتیازی حجت‌الاسلام مجتبی مصباح از سوی‌ دفتر پژوهش‌های‌ فرهنگی منتشر شد.

 

در این فصلنامه این مطالب را مطالعه می‌کنیم: حرف اول، تکلیف، توانایی در بندگی، تکلیف محوری؛ حرکت در مسیر تعالی، امام خمینی رحمةالله علیه؛ نبض تکلیف در سینه تاریخ، پذیرش نبوت یعنی قبول تعهد و تکلیف؛ گفتاری از چهل سال پیش مقام معظم رهبری، تکلیف و وظیفه ما نسبت به انقلاب از منظر شهید بهشتی، نتیجه عمل به تکلیف همان نتیجه واقعی است، سرانجام اقوام و تمدن‌های تکلیف گریز، نقش آرمان‌گرایی سیاسی در رفتار سیاسی امیرالمؤمنین علیه‌السلام از نگاه نهج‌البلاغه، نگرش فلسفی به رابطه الزام حقوقی با نتیجه، کدامین نتیجه و کدامین تکلیف سیاسی؟، تکلیف الهی و عناصر تصمیم‌گیری سیاسی، رابطه تعبد و تعقل در تکلیف، رابطه تکلیف و مصلحت، نقش اختیار در تکلیف مداری و نتیجه گرایی و رابطه آن با آموزه قضا و قدر، آرمان تکلیف، واقعیت نتیجه، تکلیف این زمانی و نتیجه فرازمانی در سیره سیاسی علمای معاصر، تأملی در سیره سیاسی علمای شیعه از زاویه تکلیف و نتیجه، شیخ فضل‌الله نوری؛ تکلیف مداری معطوف به نتیجه، مواضع آخوند خراسانی و شیخ فضل‌الله نوری در سنجه تکلیف و نتیجه، رابطه تکلیف با سطوح مختلف اهداف و نتایج، انقلاب اسلامی؛ عرصه عمل به تکلیف توسط عالمان تکلیف مدار، شاخصه‌های جامعه نتیجه گرا و تکلیف مدار، تکلیف محوری یا نتیجه گرایی در علوم اجتماعی، عوامل و موانع جامعه‌پذیر کردن تکلیف محوری، آثار اجتماعی نتیجه گرایی و تکلیف محوری، تکلیف و توان مدیریت، تکلیف مداری با چالش‌های راهبردی وحدت اصولگرایان و تکلیف مردم با تکلیف ستیزان.

  

«نتیجه  عمل به تکلیف، همان نتیجه واقعی است» عنوان گفت‌وگوی اختصاصی علامه مصباح یزدی با نویسندگان نشریه فرهنگ پویا است.

 

در بخشی از این گفت‌وگو این سؤال مطرح شده است: گاهی گفته می‌شود ما نباید اهداف آرمانی را به عنوان نتایج حساب بکنیم، بلکه باید با توجه به واقعیات نتایج را محاسبه کنیم. در این صورت، ممکن است از یک تکلیف غیر واقعی، در واقع عدول به تکالیف واقعی و قابل دسترس کنیم. مثلا فرض کنید گفته می‌شود که عدالت یک هدف آرمانی است. ممکن است واقعیت این باشد که عدالت فعلا به‌طور کامل قابل اجرا نیست. یعنی اگر بخواهیم این کار را هم بکنیم؛ عملا مانع می‌شوند و نمی‌گذارند عدالت را کاملا اجرا کنیم. بنابراین ما باید از آرمان‌ها کوتاه بیاییم و نتایج را مدنظر قرار بدهیم. گاهی هم گفته می‌شود که این کوتاه آمدن از آرمان‌ها برخلاف سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام است. می‌بینیم که امیرالمؤمنین علیه‌السلام و سایر ائمه علیهم‌السلام، مثلا از اجرای عدالت کوتاه نمی‌آمدند، یا مثلا درباره برخی مصلحت‌اندیشی‌هایی که در حوزه سیاست و کشورداری می‌شود یا برخورد با مجرمان فتنه‌گران؛ تسامح در اجرای حدود و مقابله با فحشا و منکرات، به بهانه در نظر گرفتن واقعیات و مصلحت‌اندیشی‌ها، می‌گویند این‌ها عدول از آرمان‌ها است و این خلاف سیره ائمه علیهم‌السلام است.

 

بعضی‌ها هم می‌گویند که «ما لایدرک کله لا یترک کله». اگر نمی‌توان به آرمان‌ها رسید، باید قدری کوتاه آمد و به نتایجی واقعی اندیشید؛ بألاخره ما باید از آرمان‌ها کوتاه بیایم و به واقعیات توجه بکنیم یا به هیچ یهایی از آرمان‌ها کوتاه نیاییم؟

 

مثلا امروزه در مسائل سیاست خارجی گفته می‌شود که در دنیای امروز نمی‌شود به استقلال کامل دست پیدا کرد؛ استقلال یک هدف خیلی آرمانی است. امروز اگر کسی می‌خواهد در دنیا زندگی بکند باید با استعمارگران رابطه داشته باشد و قدری هم به آن‌ها باج دهد، هر چند اسم آن را باج نمی‌گذارند و می‌گویند باید با دنیا تعامل داشته باشیم و اعتدال را رعایت کنیم.

 

نظر حضرت‌عالی دقیقا چیست؟ گرچه ممکن است این مثال‌ها با یکدیگر متفاوت باشند و می‌خواستیم توضیح بفرمایید که در نسبت لحاظ نتایج، رابطه آرمان‌گرایی با واقع‌گرایی دقیقا به چه صورتی باید باشد.

 

علامه مصباح یزدی به این سؤال این‌گونه جواب داده‌اند: ما یک وقت با زبان عرفی و بحث‌های سیاسی اجتماعی رایج بحث می‌کنیم، آن وقت این ابهامات هم پیدا می‌شود، مصداق روشنی را عرض بکنم که گاهی این ابهامات حتی به بحث‌های فلسفی هم کشیده می‌شود.

 

یک وقت ما می‌گوییم راست­گویی حسن ذاتی عقلی دارد، در علم کلام هم ما گاهی می‌گوییم از واضح‌ترین و بدیهی‌ترین احکام عقلی حسن راستی یا حسن عدالت است. آن وقت می‌پرسند که پس چگونه می‌گویند: گاهی قسم دروغ هم باید خورد؟ کجا ما می‌توانیم از واجب تجاوز کنیم؟ بحث فلسفی آن این است که معیار، سنجش دو مصلحت متزاحم است. وقتی می‌گوییم راست گفتن حسن است؛ به خاطر مصالحی است که بر راست گفتن مترتب می‌شود، مثل اعتماد مردم.

 

اگر اعتماد نباشد، نسبت به همه سوءظن داریم. چون احتمال می‌دهیم دیگران دروغ بگویند، برای هر کاری باید نیروی زیادی صرف کرد تا بتوانیم به کسی اعتماد کنیم. در این صورت از کارهای دیگر باز می‌مانیم. اما اگر در موردی جان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام در خطر است، آن‌جا یقینا اقوی در کار است، می‌گوییم اینجا حفظ جان او واجب است.

 

پس حکم فلسفی آن این است که باید احراز بکنیم که کدام مصالح اقوی است؟ هر جا احراز کردیم، می‌گوییم حکم این است و هرجا احراز نکردیم توقف می‌کنیم.

 

اما این که می‌گویند این کار مصلحت است، مصلحت واقعی مراد نیست. این که در احکام می‌گویند این حکم عقلی است، حداکثر از آرای محموده است؛ وگرنه این‌ها هیچ کدام برهانی نیست، این چیزها برای روزنامه و کتاب و بحث و سخنرانی خوب است، اما برای بحث فلسفی باید مته را ته خشاش گذاشت.

 

مصلحت کار را با آن مصلحت سنجید که کدام اقوی است؟ اگر به حدی یکی اقوی باشد که مصلحت ملزمه باشد؛ آن جا باید قطعا غیر اقوی را کنار گذاشت.

 

واقعیت این است، ولی ما چون نمی‌دانیم و نمی‌توانیم کشف کنیم، به همین احکام مسامحی اکتفا می‌کنیم و می‌گوییم نظر متخصصین تفاوت می‌کند، ابهامات سیاستمداران برای همین‌ها است وگرنه باید تشخیص بدهیم که هر کدام از این آن‌ها چه اندازه مصلحت دارد.

 

اگر ما به دست بیاوریم که رأی دادن به این فرد، این مقدار مصلحت دارد و اگر رأی ندهیم این مقدار مفسده دارد؛ آن وقت می‌توانیم بسنجیم، اما یا نمی‌دانیم با نمی‌خواهیم درست اندازه‌گیری کنیم.

 

مثلا یکی از مصالحی که در همین انتخابات گذشته بود و باید در نظر بگیریم؛ مصلحت طرح آرمان انقلاب است. اگر اکثر کاندیدها به دنیا بگویند که ما گیر تحریم هستیم، نفس ما به آخر رسیده، کار به استخوانمان رسیده و کلید، فقط برداشتن تحریم‌ها است؛ یک نفر نمی‌آید بگوید ما دین داریم، ارزش‌هایی داریم، جانمان را هم فدای این‌ها می‌کنیم. اگر بدانیم یک نفر از تریبون استفاده کند و این را می‌گوید، هرچند بدانیم که رأی نمی‌آورد، اینجا واجب است از او حمایت کنیم.

 

اصلا آبروی اسلام و انقلاب دارد از بین می‌رود. دشمنان می‌گویند دیدید چه بلایی سر ایرانی‌ها آورده‌ایم؛ این‌ها دست از همه چیز برداشتند! یک مقدار دیگر فشار بیاوریم، دیگر تسلیم مطلق می شوند!

 

اینجا، جای این نیست که بسنجیم که اگر این فرد رییس‌جمهور شود؛ چه اندازه کارایی دارد. اصلا می‌خواهیم یک تریبون داشته باشیم و از این دفاع می‌کنیم، هرچند بدانیم آن فرد رأی نمی‌آورد. خود این یکی مصلحتی دارد؛ کسی رو این حساب نمی‌کند. اگر کسی به گونه دیگر تشخیص داد واقعا معذور است.  

 

اما این که آقا  می‌فرمایند بصیرت؛ منظور شناختن این‌گونه مصلحت‌های مخفی است. تشخیص مصالح، صرف این نیست که بگویم این فرد چقدر کارایی دارد؛ دارای سابقه مدیریت است؛ قاطعیت او در عمل چقدر است؛ تنها این‌ها نیست، خیلی مسائل دیگر هم هست. باید این مطرح شود که چه منافعی برای اسلام دارد، خواه رییس‌جمهور بشود یا نشود.

 

در انتخابات گذشته معمولا کاندیداها می‌گفتند ما تحریم‌ها را برمی‌داریم؛ مردم بالاخره آب و نان می‌خواهند؛ باید کاری بکنیم مردم خوشحال شوند و غالبا اصل مسأله برای کاندیداها این است که چه بگویند تا مردم به آن‌ها رأی بدهند؛ کار به مصلحت و مفسده نظام ندارد و لذا ممکن است از اقلیت‌های مذهبی حمایت کند؛ از بهائی‌ها حمایت کند و حقوق شهروندی درست کند، برای این که رأی بیاورند.

 

فکر این نیست که مصلحت اسلام چیست. حرفش هم این است که باید از ظلم جلوگیری شود «کاد الفقر ان یکون کفرا» باید جلوی فقر را گرفت. دیگر این را حساب نمی‌کند که این به چه قیمتی دارد تمام می‌شود.

 

همان که آقا فرمودند مهم‌ترین هدف آمریکا این است برای دنیا اثبات کند که این ایرانی که آن‌قدر سرسخت بود؛ تسلیم شد.

 

آن‌ها همین را می‌خواهند. مـتأسفانه کسانی که خیلی ما به ایشان امیدوار بودیم؛ اهل عبادت بودند، اهل تقوا بودند؛ نوافل می‌خواندند؛ این‌ها گفتند آشتی با همه. ما اصلا با کسی سر مبارزه نداریم، حتی در این، در این هیچ استثناء هم نکردند. این همان عنصر بی‌بصیرتی است که آقا می‌فرمایند.

         

بیست و هشتمین فصلنامه «فرهنگ پویا» در 144 صفحه به قیمت سه هزار تومان از سوی دفتر پژوهش‌های‌ فرهنگی منتشر شده است.

  

برای دانلود شماره‌های پیشن این فصلنامه اینجا را کلیک کنید/998/ن601/ق

ارسال نظرات
captcha