۲۲ خرداد ۱۳۹۴ - ۲۱:۵۲
کد خبر: ۲۶۶۸۳۳
گزارشی از مراسم بزرگداشت استاد علی صفایی حائری(ره)؛

استاد نقدی: رهبر انقلاب مرحوم صفایی را صاحب فکر و سبک می‌دانستند/از منش عرفانی و دستگیری محرومان تا مبارزه انقلابی با بازرگان در دفاع از مبانی امام

خبرگزاری رسا ـ سخنران مراسم بزرگداشت مرحوم استاد صفایی خاطره‌ای ماندگار از جلسه دیدار خود و جمعی دیگر از یاران استاد صفایی با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای بیان مواضع افراد در قبال آثار و کتب مرحوم صفایی بیان کرد که حاوی نکات قابل تأملی بود.
بزرگداشت استاد علي صفايي حائري بزرگداشت استاد علي صفايي حائري بزرگداشت استاد علي صفايي حائري بزرگداشت استاد علي صفايي حائري بزرگداشت استاد علي صفايي حائري استاد علي صفايي حائري

 

به گزارش سرویس اندیشه خبرگزاری رسا، مراسم بزرگداشت مرحوم استاد علی صفایی حائری ـ عین صاد ـ شب جمعه بیست و دوم خرداد ماه سال 94 در مؤسسه لیلة القدر برگزار شد.

 

این مراسم با حضور طلاب و اقشار مختلف و با سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین محمد نقدی از دوستان نزدیک مرحوم صفایی برگزار شد که سخنران ضمن برشمردن ویژگی‌های فکری و شخصیتی استاد،با نقل خاطراتی به بیان سیره عملی ایشان در تبعیت و پیروی از سیره معصومین(ع) پرداخت.

 

سخنران مراسم با اشاره به آیه «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَ‌سُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِ‌یصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَ‌ءُوفٌ رَّ‌حِیمٌ، قطعاً، براى شما پیامبرى از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید، به [هدایت‌] شما حریص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است.» مردمی بودن، دلسوز بودن، حریص بودن در هدایت افراد و مهربانی و رحمت را چهار ویژگی و صفت تربیتی نبی‌اکرم(ص) دانست و پس از آن در هر بخش سیره عملی استاد صفایی را در توجه به این ویژگی‌ها مورد تذکر قرار داد.

 

 

حجت‌الاسلام نقدی در بخشی از سخنان خود از جفاهای روا داشته  شده در حق استاد صفایی سخن به میان آورد که در جای خود تأمل برانگیز و عبرت آموز بود. و شاید بتوان یکی مهم‌ترین بخش‌های این مراسم را بازگویی خاطره حضور تعدادی از دوستان مرحوم صفایی برای دیدار با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان رییس جمهور بودند دانست که حاوی نکات ارزشمندی در بیان نوع نگاه و نظر ایشان درباره استاد صفایی حائری بود.

 

دوست دیرین مرحوم استاد صفایی در این مراسم جزئیات جلسه دیدار خود و جمعی دیگر با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در زمان ریأست جمهوری ایشان برای بیان مواضع افراد در قبال آثار و کتب مرحوم صفایی را بیان کرد.

 

همچنین حجت‌الاسلام نقدی برای نخستن‌بار خاطره مبارزه استاد صفایی با مهندس بازرگان در دفاع از مبانی امام راحل را نقل کرد.

 

 

علاقه‌مندان در ادامه گزارش تفصیلی مراسم بزرگداشت استاد صفایی را از نظر می‌گذارنند؛

 

حجت‌الاسلام نقدی نخست با بیان این‌که مرحوم صفایی حق حیات برگردن بنده دارد، بیان کرد: بنده با ایشان مأنوس بودم، در یک خانه بودیم و آغاز طلبگی بنده همراه با آغاز دوستی ایشان بود.

 

وی سپس مشکل جهان معاصر را دوری افراد از عمل به دین دانست و بیان کرد: شاید حرف‌ها و سخنان بسیاری را بدانیم، ولی عمل کم است. قرآن مجید به همه ما امر می‌کند که از رسول‌الله(ص) به عنوان یک الگو پیروی کنیم و می‌فرماید «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِیهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ قطعاً براى شما در [پیروى از] آنان سرمشقى نیکوست.»

 

سخنران مراسم ادامه داد: ما در هستی از وجود مقدس پیامبر(ص) فردی بالاتر نداریم، ایشان اشرف مخلوقات هستند که خداوند تعبیر می‌کند «اِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ». وجود پیامبر(ص) صفات بسیاری دارند و بنده می‌خواهم با اشاره به آیه 128 سوره توبه که می‌فرماید «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَ‌سُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِ‌یصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَ‌ءُوفٌ رَّ‌حِیمٌ، قطعاً، براى شما پیامبرى از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید، به [هدایت‌] شما حریص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است»، چهار نکته تربیتی زندگی پیامبر(ص) را که اگر این ویژگی‌ها را فردی داشته باشد می‌تواند جهانی را متحول کند، بیان کنم.

 

 

حجت‌الاسلام نقدی نخستین ویژگی پیامبر(ص) را خودی بودن ایشان عنوان کرد و با اشاره به آیه «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَ‌سُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ، قطعاً، براى شما پیامبرى از خودتان آمد» بیان کرد: وقتی به سیره و سنت پیامبر(ص) مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که ایشان با فقرا می‌نشستند، غذا می‌خوردند، مأنوس بودند، تمام انبیا نیز با همین وسیله اهداف خود را پیش می‌بردند. به فرمودند رهبر کبیر انقلاب پابرهنگان هستند که دین را حفظ می‌کنند. حضرت محمد(ص) هیچ‌گاه نخواستند این موضوع فاصله‌ای میان مقام ایشان و مردم بیندازد، ایشان غنی و فقیر را یک صورت به خدا دعوت می‌کردند، از افراد براساس فضایل اخلاقی به بزرگی یاد می‌کردند، کسی نبود که به مجلس ایشان وارد شود و بازگردد مگر این‌که همان شخص خود مبلغ دین می‌شد.

 

وی تأکید کرد: مرحوم استاد فقید صفایی نیز به چه زیبایی این نکته را رعایت می‌کرد، هیچ‌گاه از مردم نبرید، همراه و همگام با مردم بود و مشکلات آن‌ها را حل می‌کرد. درب خانه‌اش برای همه واماندگان، جاماندگان، ورشکستگان، درماندگان و سرخوردگان باز بود و افراد می‌آمدند در منزل ایشان غذا می‌خوردند. حتی یکی از فضلا ایراد گرفته بود که چگونه است به این میزان اطراف ایشان ـ مرحوم صفایی ـ جمع می‌شوند، ایشان نیز به بنده گفت «سلام من را به آن فرد برسان و بگو: تو نیز درب خانه‌‌ات را باز بگذار، به دیگران وام بده، مشکلات آن‌ها را حل کن ببین چگونه اطراف تو نیز جمع می‌شوند و ببین افرادی که به خانه من می‌آیند چگونه بیرون می‌روند، ضد انقلاب می‌آید انقلابی بیرون می‌رود نه فردی که روبروی نظام بایستد.» آن مرحوم به این میزان بزرگوار بود.

 

تلاش مرحوم صفایی برای انقلاب فرهنگی

دوست دیرین مرحوم استاد صفایی عنوان کرد: بنده فراموش نمی‌کنم در اوایل انقلاب چریک‌های فدایی و گروه‌های مختلف وجود داشتند، دانشگاه‌ها اتاق جنگ شده بودند، حضرت آیت‌الله مصباح به دستور جامعه مدرسین، ستاد انقلاب فرهنگی و حضرت امام(ره) قرار بود انقلاب فرهنگی را به دست گیرد و برای دانشگاه‌ها فکری کند و در این‌باره یار طلبیده بود، مرحوم صفایی بنده را خواست و گفت «بروید به کمک ایشان»، که افزون‌بر بنده آقای تجلی و فاضلی نیز بودند، زمانی بود که «مرگ بر بهشتی» می‌گفتند و ما با اسلحه به تهران می‌رفتیم.

 

 

وی افزود: اوایل انقلاب بود و آن‌ها ـ چریک‌های فدایی و برخی از گروه‌ها ـ توقعات زیادی در مردم ایجاد می‌کردند و می‌گفتند که برای همه مسکن، بهداشت و دیگر امکانات به وجود خواهیم آورد و از ضعف‌ها ایراد می‌گرفتند. ایشان ـ مرحوم صفایی ـ آن جمله مشهور تاریخی را گفت که «توجیه حماقت است، تضعیف خیانت است و تکمیل رسالت است» ما سابقه حکومت اسلامی نداشتیم و موقعیتی حاصل شده که شکر خدا ما نیز مسلط شده‌ایم، ضعف نیز زیاد است، ولی اگر فردی بخواهد توجیه کند کار درستی نیست و حماقت است، بخواهد تضعیف کند خیانت است، اگر قدرت دارد باید تکمیل کند، ما نیز به دنبال کار رفتیم، بسیاری از دوستان ما هر کدام باری را برداشتند، مرحوم صفایی چنین نگاهی داشت. او حالت خودی بودن را از دست نداد و بسیاری از سرخوردگان را به راه آورد، ارتباطش با افراد بسیاری از مشکلات را برای آن‌ها حل می‌کرد.

 

حجت‌الاسلام نقدی دومین ویژگی از ویژگی چهارگانه تربیتی نبی‌اکرم(ص) را دلسوزی و همدردی حضرت نسبت به مردم بیان کرد و اظهار داشت: رسول‌الله(ص) به قدری دلسوزی می‌کردند که قرآن می‌فرماید « طه ﴿١﴾ مَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْ‌آنَ لِتَشْقَىٰ ﴿٢﴾ إِلَّا تَذْکِرَ‌ةً لِّمَن یَخْشَىٰ طه. (1) قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتى، (2) جز اینکه براى هر که مى‌ترسد، پندى باشد.» این میزان شدت علاقه پیامبر(ص) برای گره‌گشایی از مشکلات مردم بود.

 

 

وی تأکید کرد: یک روحانی نیز باید با مردم این‌گونه باشد. درد، غصه و مشکل مردم را درد، غصه و مشکل خود بداند، خدا را شاهد می‌گیرم مکتب تربیتی او ـ استاد صفایی ـ نیز این‌گونه بود. بنده چند سال از آقای صفایی بزرگ‌تر بودم، وقتی دیپلم گرفتم وارد حوزه علمیه شدم که در خانواده پدریم و خانواده مادریم روحانی نبود، گمشده من مرحوم صفایی بود. ـ پیش از طلبگی ـ نخست خط زیبایی داشتم که تا زمانی استاد خط بودم، پس از مدتی مدیر مدرسه شدم و داشتم سرخورده می‌شدم تا این‌که روزی در یکی از کوچه‌های آذر به ایشان ـ استاد صفایی ـ برخوردم، نیم ساعت بنده را نگه‌داشت و شروع کرد به صحبت کردن. دری از رحمت به روی من باز شد. آدرس خانه‌اش را به من داد، پس از مدتی به خانه ایشان رفتم که پسرش محمد نوزاد بود و بیماری سختی گرفته بود، ولی این مردم گویی هیچ اتفاقی در زندگیش نیفتاده و به گرمی از من استقبال کرد. سپس جامع المقدمات تا کفایه را پیش ایشان خواندم و برخی از دروس فقهی را با من مباحثه می‌کرد. یک ملاء، مجتهد و راه رفته بود که به تمام نیازهای عاطفه من و دیگران توجه داشت.

 

واقعا نانی در دامن ایشان گذاشته بودند

دوست مرحوم صفایی بیان کرد: در دوران جنگ تحمیلی چندتن از دوستان بنده از جنوب به قم آمده بودند، همسر یکی از این‌ها حامله بود که زمان حملش رسیده بود، آقای صفایی در آن زمان نه خودش پولی داشته و نه فردی را برای قرض کردن پول سراغ داشته است. بنده نیز دو عدد قالیچه داشتم که آن‌ها را با خود به بازار برده و فروخته بود ـ براساس بیع فضولی که همه مراجع آن را قبول دارند ـ سپس پول آن را برای به دنیا آمدن نوزاد صرف کارهای بیمارستان کرده بود، پس آن نیز دو عدد فرش برای من خریده و آورده بود. این کار به چه میزان تدبیر و دلسوزی می‌خواهد؟! بسیار گره‌گشایی می‌کرد و درب خانه‌اش بر روی دیگران باز بود.

 

وی تصریح کرد: بنده اهل بیان کرامت نیستم، چون سستی عقیده می‌آورد، ولی واقعا نان به دامن ایشان گذاشته بودند و بهره‌ای داشت ـ منظورش نظر اهل‌بیت(ع) به ایشان است ـ، مرحوم صفایی واقعا در کارها به خدا توکل می‌کرد، چون راه رفته بود و بسیار بهره داشت.

 

حجت‌الاسلام نقدی در بخش از این مراسم با نقل داستان تاریخی عبیده که به سبب سیمای زشتش نمی‌توانسته ازدواج کند و به دستور نبی‌اکرم(ص) یکی از سران دختر زیباروی خود را به همسری وی در می‌آورد، اظهار کرد: یکی از دوستان ما از مناطق جنوب آمده بود که سیاه چهره بود و وضع مناسبی نداشت. آقای صفایی برای ایشان لباس خریده بود،‌ مقدمات ازدواجش را فراهم کرده بود و حتی به ایشان یاد داده بود که در مراسم خواستگاری چگونه سخن بگوید. مرحوم صفایی به این میزان بزرگوار بود و خلأها را پر می‌کرد. به غذا خوردن، رفت‌وآمد و حتی روابط خانوادگی افراد توجه داشت و احساس دلسوزی و همدری را این‌گونه فراگرفته بود.

 

 

وی همچنین با اشاره به داستان عبدالقدوس یهودی که در لحظات پایانی عمر خود به وسیله نبی‌اکرم(ص) مسلمان شده و هدایت می‌شود؛ حریص بودن نسبت به هدایت افراد را سومین صفت حضرت محمد(ص) بیان کرد و گفت: قرآن درباره حضرت می‌فرماید «حَرِ‌یصٌ عَلَیْکُم»، ایشان حتی نمی‌خواستند که یک نفر به جهنم برود. این نگاه را اگر یک طلبه در جهان معاصر داشته باشد و به اطراف خود بنگرد که سرخوردگان، گرفتاران، افراد تنها، مشکل‌دار و به بن بست رسیده چه کسانی هستند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟! نباید به دنبال تجسس، عیب‌جویی و آبرو‌ریزی بود. مرحوم صفایی نیز چنین نگاهی داشت و من دیده بودم که فرسنگ‌ها راه می‌رفت تا مشکل یک خانواده و یا سرخورده‌ای را حل کند، مواظب بود و می‌گفت «اگر ما گره از کار چنین افرادی باز نکنیم، آن‌ها چه کنند؟ خودکشی کنند؟»

 

مهمان نوازی آیت‌الله ناصری اصفهانی

استاد حوزه و دانشگاه اظهار کرد: نبی‌اکرم(ص) «طبیب دوار بطبه» بودند، به سراغ افراد می‌رفتند. ما نیز باید این کار را انجام دهیم، رسالتمان این است،‌ مگر می‌شود فرد به دیگران بی‌توجه باشد. اکنون ضربه‌‌ای که ما می‌خوریم به همین دلیل است. اکنون مشاهده می‌کنیم که مردم به چه میزان به علمای دارای حالت مردمی علاقه دارند.

 

وی یادآور شد: بنده در دوران طلبگی به سبب فوت یکی از دوستان به دولت آباد اصفهان رفته بودم که آیت‌الله ناصری آن‌جا زندگی می‌کرد و خدمت ایشان رفتیم؛ خانه‌ای شبیه خانه آقای صفایی داشت که افراد گرسنه، تشنه‌ و سرخورده به آن‌جا مراجعه می‌کردند و غذا می‌خوردند،‌ ایشان نیز بسیار مهربانانه با آن‌ها رفتار می‌کرد. بنده حتی نصف شب دیدم که درب خانه باز و چراغ‌ها روشن است، موکت‌ها نیز پهن است تا اگر فردی خواست، بیاید. یک روحانی و عالمی که این‌گونه باشد به چه میزان می‌تواند أثرگذار باشد و موج ایجاد کند؟ مشکل کنونی ما بی‌توجهی است، یک روحانی چه زمانی باید به آن‌چه می‌خواند عمل کند؟ چه زمانی آن‌‌ها را به کار گیرد؟ مرحوم صفایی در آن زمان به آن‌چه می‌خواند عمل می‌کرد.

 

گزارش رسا می‌افزاید؛ حجت‌الاسلام نقدی با اشاره به آیه «بِالْمُؤْمِنِینَ رَ‌ءُوفٌ رَّ‌حِیمٌ» چهارمین ویژگی پیامبر(ص) را مهربانی و رحمت حضرت بیان کرد و اظهار داشت: ایشان منشأ رحمت هستند، در جنگ احد وقتی نبی‌اکرم(ص) زخمی شدند، یاران به ایشان گفتند که این‌ها را نفرین کنند، ولی حضرت فرموده‌اند «من مبعوث نشده‌ام که دیگران را نفرین کنم، من برای دعوت و رحمت مبعوث شده‌ام». حتی مؤمنان به چه میزان نبی‌اکرم را اذیت کردند، ولی ایشان یک عکس‌العمل منفی نداشته‌اند، آیا ما امروز این‌گونه هستیم؟ وقتی فرد به برخی از سایت‌ها مراجعه می‌کند می‌بیند که چگونه برخی حاضر هستند به سبب یک موضوع جزئی آبروی دیگران را ببرند. ما که پیروی پیامبر(ص) هستیم باید این‌گونه باشیم؟

 

برخی تا پای خون مرحوم صفایی ایستاده بودند

وی تأکید کرد: مجاز نیستم اسمی ببرم، ولی خدا را شاهد می‌گیرم کسانی تا پای خون او ـ مرحوم صفایی ـ ایستاده بودند و از همه بیشتر نیز به آن‌ها محبت می‌کرد. چقدر به او جفا کردند و او محبت کرد. رزقی داشت، بیدی نبود که با این بادها بلرزد. ممکن است ما در زندگی به سبب یک بی‌احترامی، بی‌تفاوتی و بدگویی از کوره در برویم. ولی او این‌گونه نبود.

 

دوست مرحوم صفایی یادآور شد: بنده مدت زیادی با ایشان در یک خانه زندگی می‌کردم که یک اتاق 9 متری برای ایشان و یک اتاق 9 متری برای من بود، یک اتاق 12 متری مشترک نیز برای مهمانان داشتیم، گاهی نیز اتفاق می‌افتاد که به سبب مسائل حاشیه‌ای با هم اختلاف داشته و قهر باشیم، ولی او روز سوم می‌آمد سلام و احترام می‌کرد و می‌گفت «مؤمن نباید بیش از سه روز با هم قهر کند.»

 

 

وی ادامه داد: بنده از چه چیز ایشان برای شما بگوییم، سحرها با صدای اذان او بیدار می‌شدم، تهجد شبش ترک نمی‌شد. یک مرد مجتهد و ملأ بود که اذان می‌گفت. روزها نیز در پشت مدرسه فیضیه کنار رودخانه می‌نشستیم، نهج‌البلاغه می‌خواند و به پهنای صورت اشک می‌ریخت. او حق حیات برگردن من و برخی داشت، به چه میزان فقدان او برای ما سخت بود، اکنون نیز اگر کوره سوی است، چیزی است، از سفره او گرفته‌ایم، یعنی او به ما پیروی و تبعیت از معصوم را یاد داد.

 

 

خاطره‌ای جالب از توکل استاد صفایی به خداوند متعال

حجت‌الاسلام نقدی با اشاره به توکل مرحوم استاد صفایی به خداوند متعال بیان کرد: یکی از دوستان ما که به سبب انتخاب همسر زشت سیمایی از سوی والدین خود گرفتار ناراحتی شده بود نقل می‌کرد: آقای صفایی از من خواست تا با هم به مشهد برویم، ولی من پولی نداشتم و خبر هم نداشتم که آقای صفایی پولی ندارد، ما سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم، در دروازه قم نیز یک کارخانه‌داری سوار ماشین شد و گفت «کجا می‌روید؟» گفتم: مشهد گفت «من هم دلم می‌خواهد بروم مشهد ولی باید فردا حقوق کارگران را پرداخت کنم» سپس پول عمده‌ای به ما داد و گفت «شما که می‌روید مشهد من را دعا کنید» ما نیز سه روز در مشهد بهترین غذاها را خوردیم، بنده روز سوم گفتم شیخنا ـ آقای صفایی ـ پولمان تمام شده است، گفت غصه نخور خدا روزی را می‌رساند، سپس رفتیم حرم و یک سیدی را دیدیم، با آقای صفایی قریب به یک ساعت صحبت کرد و سپس پول عمده‌ای در دست او گذاشت و ما نیز سه روز با آن پول در مشهد سر کردیم، سپس از باقی مانده آن برای خانواده سوغاتی خریدیم و با دست پر آمدیم.

 

وی افزود: آن مرد ـ طلبه ناراحت ـ نیز سپس مشکلش را فراموش کرد و اکنون چندین فرزند دارد که ازدواج نیز کرده‌اند و برای خودش جایگاهی دارد.

 

استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: این مسائل چیزی نیست که با گفتن درست شود، بلکه فرد باید راه رفته باشد. «توکلت علی الله و حسبنا الله» به حرف گفتن نیست. پوست و گوشت آقای صفایی با آیه و روایت مأنوس بود، من خودم این موضوعات را دیده بودم، در خَلوت و جَلوت نیز این‌گونه بود. این‌‌ها رزق است و همین‌گونه نمی‌شود، فرد باید وجودش را رام کند، اکنون مشکل جامعه ما این است.

 

طرح استاد صفایی برای روحانیت

وی تصریح کرد: می‌گویند «ولد العالم نصف العالم»، خدا پدرش را رحمت کند او نیز راه رفته بود. پدر بزرگشم این‌گونه بود، نقل می‌کنند ناصرالدین شاه به عراق می‌رود و درخواست ملاقات با او ـ پدر بزرگ مرحوم صفایی ـ می‌کند، ولی او حاضر نمی‌شود به حرم بیاید و می‌گوید «من زانوهایم تاب تحمل ایستادن در جلوی پادشاه را ندارد». مرحوم آیت‌الله حائری یزدی او را برای تدریس درس خارج به قم دعوت می‌کند و فروعات فقهی خود را به فتوای او واگذار می‌کند. این‌ها راه رفته بودند، کار کرده بودند و ادعا نبود. این مسائلی است که طلبه باید از مشی معصوم فراگیرد.

 

حجت‌الاسلام نقدی گفت: ـ آقای صفایی ـ یک طرحی برای روحانیت داشت، در آن زمان انقلاب نشده بود، بنده آن را خدمت آقای مصباح بردم، تا انتها خواند و لذت بود. به آقای خرازی دادم گفت «چه فردی این را نوشته است؟» گفتم: فلانی گفت «عجب». به آقای استادی نشان دادم تا این‌که طرح به دست آقای بهشتی رسید، ایشان نیز به واسطه‌ای گفت بود «نویسنده طرح بیاید او را ببینم»، با آقای صفایی به منزل آقای بهشتی رفتیم و کار به مباحثه کشید و ایشان ـ مرحوم بهشتی ـ از این همه استعداد و شور لذت برد. چندین بار نیز از جامعه مدرسین آمدند پیگیر منزلش شدند و گفتند «ما به این طرح نیاز داریم.»

 

نامه مرحوم صفایی حائری به عباس پهلوان

وی ادامه داد: مرحوم صفایی فردی بود که برای طلبه، زندگی طلبه و درس خواندن او طرح و برنامه داشت، خودش حتی در درس‌ها وارد شد. مهم‌ترین تقدیر ما از مرحوم صفایی با بازخورد مطالعه رفتار و مشی او این است که اگر می‌خواهیم حق او را ادا کنیم باید همان‌گونه حرکت کنیم. البته برخی به سبب داشتن مسؤولیت یا دیگر موارد نمی‌توانند درب خانه خود را باز بگذارند. ولی در خَلوت و جَلوت و وقتی در این پست‌ها نیستند باید در کنار مردم باشند و مشکلات آن‌ها را درک کنند، برای هدایت افراد حرص داشته باشند.

 

 

استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: متأسفانه برخی از افراد از دری رفت‌و‌آمد می‌کنند که کسی آن‌ها را نمی‌‌بیند،‌ مردم نیز از آن‌ها فرار می‌کنند. مرحوم صفایی به دنبال این بود که ببیند مشکل‌دارها چه کسانی هستند، نمی‌رفت یقیه فرد را بگیرد، بلکه بستر را فراهم می‌کرد تا راهی پیدا شود و با آن‌ها صحبت کند و بسیار از این طریق موفق بود و افراد سرخورده را از قشرهای مختلف فیلم‌ساز، نقاش و نویسنده، چه و چه نجات داد. عباس پهلوان نویسنده‌ زمان شاه و سردبیر مجله «فرودسی» بود، بسیار در ادبیات قوی بود، آثارش هنوز هم هست، و آقای صفایی در یک شب یک نامه بسیار زیبایی برای او نوشت و دعوت کرد که به قم بیاید تا با او صحبت کند. چه کسی دیده، فردی برای فرد دیگری که دارای عقاید سکولار است و طرز تفکرش متفاوت است نامه بنویسد؟!

 

مبارزه مرحوم صفایی با مهندس بازرگان برای دفاع از مبانی امام راحل

وی تأکید کرد: خدا رحمت کند امام را؛ وقتی جنگ به آخر رسید، به زمانی رسید که می‌گفتند «جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان»، مهندس بازرگان مطلبی را نوشت و ادعایی کرد، خدا رحمت کند مرحوم آقای صفایی را، ایشان نیز به دفاع از امام(ره) یک جزوه مفصل، یک نامه مفصل نوشت و از مبانی امام(ره) دفاع کرد. الان برای شما می‌گوییم و شاید هیچ جای نگفته‌ام و آن این‌که مهندس بازرگان فردی را به اینجا فرستاد و ایشان ـ آقای صفایی ـ را به تهران دعوت کرد و گفت «آقای مهندس می‌خواهد با شما صحبت کند»، با ما مطرح کرد که چه کنیم، گفتیم «نه، آقای بازرگان اگر می‌خواهد به خانه تو بیاید، تو که حرفت به دستش رسیده است، پیامت را نوشته‌‌ای و رسیده است»، یکی از دوستان نیز در وزارت ارشاد تعداد زیادی از این‌ها ـ مطلب نوشته شده از سوی آقای صفایی برای دفاع از مبانی امام راحل ـ را چاپ و پخش کرد. مرحوم حاج آقا مهدی روحانی استاد آقای صفایی نیز به بنده گفت «ایشان حاضر هست که با حزب توده مناظره کند؟»، آقای صفایی نیز گفت «من کجا نرفته‌ام که این‌ها از من بخواهند، نخواسته من همه ‌جا حاضرم، نخواسته من همه جا به وظیفه‌ام عمل کرده‌ام.»

 

 

حجت‌الاسلام نقدی با اشاره به تعریف حجاب معاصرت بیان کرد: حسادت برای ماها است، شیطان به سراغ هر گروهی یک جوری می‌رود، یکی از دلایلی که بسیاری از فهم معارف او ـ مرحوم صفایی ـ محروم شدند همین حسادت‌ها بود، شما فکر می‌کنید بدگویی‌ها اثر ندارد؟ هر فردی ولو بد هم نباشد ولی وقتی همیشه از او بدگویی شود در دیگران أثر می‌گذارد.

 

دیدگاه رهبر معظم انقلاب درباره آثار و کتب مرحوم استاد صفایی

وی تأکید کرد: من با او ـ مرحوم صفایی ـ حشر و نشر داشتم، وقتی به آثار او حمله و هجمه شد، من با پنج تا شش نفر از افراد ـ آقای لاجوردی، مسعود آقایی، تجلی، حجازی و عباس اسحاق ـ خدا حفظ کند رهبر معظم انقلاب در آن زمان ایشان رییس جمهور بود ـ به کاخ ریأست جمهوری رفتیم وقت گرفتیم و به ملاقات ایشان رفتیم، قبل از ما سفیر لبنان و سوریه آنجا بودند، آقا هم خیلی خسته شده بودند وقتی یک جمع طلبگی را دیدند خیلی لذت بردند و گفتند «خستگی از تنم رفت». من کنار ایشان نشسته بودم، گفتم «آقا ما آثار و کتاب‌های ایشان را در انتشارات عین ـ صاد چاپ می‌کنیم و چنین حرف‌های زده شده است»، خیلی عصبانی شدند و به منشی گفتند بنویس.

 

دوست دیرین مرحوم استاد صفایی ادامه داد: خدا رحمت کند مرحوم آقای صفایی را، روز بعد برای دیدنش آمدم، دست به روی موهای خود می‌کشید، ‌گفت: آقا خیلی توپیده است به آن فرد ـ نمی‌خواهم اسم آن فرد را بیاورم ـ  آقا گفته‌ بودند: «این مرد مثل علامه طباطبایی خودش صاحب فکر است». خود آقا هم در آن جلسه به ما گفت «ایشان مثل علامه طباطبایی صاحب یک سبک است، صاحب طرح است، این حرف‌ها نیست اصلا، ما جبران می‌کنیم» چند تن از دوستان گفتند که به آقا گفتیم می‌گویند کتاب و آثار ایشان این‌گونه است و ایرادها دارد و...گفتند «اشتباه گفته‌اند، شما هم بخوانید، من خودم هم استفاده می‌کنم». ایشان ـ مرحوم صفایی ـ در مشهد خدمت آقا رفته بودند و آقا نیز اظهار لطف کردند، منت گذاشتند، آمدند در همان خانه‌ای که سه اتاق داشت با استاد دیدار کردند.

 

وی بیان کرد:  مرحوم صفایی فرد بسیار مؤثری بود، خوبی کار آقای صفایی این بود که روی میزان بود. افراط، تفریط و غلو نداشت. نه از دیگران خرج کرد، نه دیگران را به بیراهه برد، نه دکان درست کرد، خدا رحمتش کند. او مصداق «عاش سعیدا و مات سعیدا» بود.

 

/501/993/م

ارسال نظرات
نظرات بینندگان
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۰ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۷:۵۲
رحمةالله علیه
1
0
سمیه حیدری
Iran (Islamic Republic of)
۰۴ مرداد ۱۴۰۱ - ۰۶:۵۲
چه زندگی پربرکتی که سالها پس از کوچ از این دنیا هم هنوز وارد دلها و قلبها میشوند و اثر میگذارند.ازروح استاد التماس دعای فراوان دارم.
ممنونم بابت گزارش زیباتون.
0
0