رهيافتي به دعاي روز نهم ماه رمضان

اللهمَّ اجْعَل، لي نَصيباً مِنْ رَحْمَتِكَ الواسِعَهِ واهْدِني فيهِ لَبِراهينكَ السّاطِعَهِ وَخُذْ بِناصِتَتي الي مَرْضاتِكَ الجامِعَهِ بِمَحبَّتِكَ يا اَمَلَ المُشْتاقِينَ؛ خدايا مرا نصيبي از رحمت واسعه خود عطا فرما و به ادلّه روشن خود هدايت فرما و پيشاني مرا بگيرد و به سوي رضا و خشنودي كه جامع است سوق ده، به حق دوستي و محبتت اي آرزوي مشتاقان.
در علم منطق آمده است كه «برهان» از مقدمات يقييني تشكيل شده است و از اين رو، خود يقينآور است، به خلاف اقسام ديگري چون جَدَل. در هر ديني، اصول دين و فروع دين وجود دارد؛ اصول دين كه اغلب اصل محوري توحيد، معاد و نبوت را ميگويند، بايد به شكل عقل اثبات شود و فرد را به يقين برساند؛ به خلاف فروع دين كه غالباً نقلي است و تقليد در آن جايز است؛ بدين معنا كه در فروع دين – همانند نماز و روزه و خمس و زكات – فرد يا بايد خود مجتهد باشد يا از مجتهدي تقليد كند؛ تقليد در فروع دين جايز است؛ اما در اصول دين تقليد جايز نيست؛ يعني فرد نميتواند به استناد اينكه فلان شخص ميگويد خدا يكي است، به وحدانيت خدا ايمان آورد، بلكه بايد خود با مقدمات عقلي به يقين برسد.
مقدمهاي كه گفتيم براي اين بود كه به نقش براهيم پي ببريم: براهين انسان را به يقين ميرسانند و راه را براي آدمي نمايان ميسازند. از اين رو ما وجود خدا، يكتايي او، خالق بودن و رازق بودن او ... را از راه برهان اثبات ميكنيم.
همچنين است معاد و نبوت كه ادله عقلي فراواني براي آن اقامه شده است. راهيابي به براهين نيز منوط به آن است كه انسان با فطرت خويش مبارزه نكرده باشد و براي آن حائل و حجاب قرار نداده باشد، وگرنه با وجود حجابها عقل به برهانهاي واضح راه نمييابد. در روايات و ادعيه در تعبير به چشم ميخورد: براهين واضحه، براهين ساطعه، كه دومي بر اولي ترجيح دارد؛ چه اينكه در برهانهايي كه ساطعهاند،خودِ برهان نور ايجاد ميكند و راه تا پايان مينماياند؛ ما در دعاي روز نهم رمضان از خدا ميخواهيم كه ما را با براهين ساطعه خود هدايت فرمايد.
در علم منطق آمده است كه «برهان» از مقدمات يقييني تشكيل شده است و از اين رو، خود يقينآور است، به خلاف اقسام ديگري چون جَدَل. در هر ديني، اصول دين و فروع دين وجود دارد؛ اصول دين كه اغلب اصل محوري توحيد، معاد و نبوت را ميگويند، بايد به شكل عقل اثبات شود و فرد را به يقين برساند؛ به خلاف فروع دين كه غالباً نقلي است و تقليد در آن جايز است؛ بدين معنا كه در فروع دين – همانند نماز و روزه و خمس و زكات – فرد يا بايد خود مجتهد باشد يا از مجتهدي تقليد كند؛ تقليد در فروع دين جايز است؛ اما در اصول دين تقليد جايز نيست؛ يعني فرد نميتواند به استناد اينكه فلان شخص ميگويد خدا يكي است، به وحدانيت خدا ايمان آورد، بلكه بايد خود با مقدمات عقلي به يقين برسد.
مقدمهاي كه گفتيم براي اين بود كه به نقش براهيم پي ببريم: براهين انسان را به يقين ميرسانند و راه را براي آدمي نمايان ميسازند. از اين رو ما وجود خدا، يكتايي او، خالق بودن و رازق بودن او ... را از راه برهان اثبات ميكنيم.
همچنين است معاد و نبوت كه ادله عقلي فراواني براي آن اقامه شده است. راهيابي به براهين نيز منوط به آن است كه انسان با فطرت خويش مبارزه نكرده باشد و براي آن حائل و حجاب قرار نداده باشد، وگرنه با وجود حجابها عقل به برهانهاي واضح راه نمييابد. در روايات و ادعيه در تعبير به چشم ميخورد: براهين واضحه، براهين ساطعه، كه دومي بر اولي ترجيح دارد؛ چه اينكه در برهانهايي كه ساطعهاند،خودِ برهان نور ايجاد ميكند و راه تا پايان مينماياند؛ ما در دعاي روز نهم رمضان از خدا ميخواهيم كه ما را با براهين ساطعه خود هدايت فرمايد.
ارسال نظرات