۱۶ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۶:۳۳
کد خبر: ۴۴۸۱۸۷
قرائتی نو و نگاهی به شبهات؛

کتاب «تقیه در فرهنگ مسلمانان»

تقیه به‌سان یکی از حکیمانه‌ترین آموزه‌های آیین اسلام، هم ریشه در کتاب و سنت دارد و هم خرد ناب و بی‌گزند، آن را با آغوش باز پذیرا می‌باشد، لکن این آموزه بلند، گاه و بی‌گاه جایگاه شبه‌افکنی قرار گرفته است که کتاب «تقیه در فرهنگ مسلمانان» اثر حجت الاسلام و المسلمین حسینی جلالی در راستای تبیین تقیه به بررسی شبهات و پاسخ به آنها می‌پردازد.
تقیه در فرهنگ مسلمانان

به گزارش سرویس پیشخوان  خبرگزاری رسا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی فقه حکومتی وسائل، کتاب (تقیه در فرهنگ مسلمانان) اثر حجت الاسلام و المسلمین سید محمدرضا حسینی جلالی که توسط محمد تقدّمی صابری ترجمه شده است در راستای بررسی محققانه پیرامون مسأله تقیه در آموزه‌ دینی به بیان هفت شبهه در این زمینه و پاسخ به آنها می‌پردازد.

وی در پیشگفتار کتاب تعاریفی از فقهای مسلمان پیرامون تقیه ارائه می‌کند و در جمع بندی آن به پنج عنصر ضروری که تعاریف آن را در بردارد، اشاره می‌کند.

استاد درس خارج سپس به آیاتی چند از قرآن کریم و سنت نبوی در اثبات تشریعیبودن تقیه استشهاد می‌کند و در پایان این بخش برای وجوب تقیه به حکم عقل سلیم استناد می‌کند.

وی در ادامه به اهداف و منافع تقیه اشاره و با بررسی ادله تقیه اهداف آن را به صورت چکیده این‌گونه بیان می‌کند: 1- تقیه برای پاسداشت کرامت انسانی تشریع شده است. 2- از حفظ کرامت فرد روشن می‌شود که نگهداشت جامعه اسلامی به مراتب مهم‌تر و سزاوارتر و مؤکدتر است. 3- تقیه مایه تحکیم و استواری عقیدتی و تشریعی دین می‌باشد.

حجت الاسلام و المسلمین حسینی جلالی سپس به هفت شبهه پیرامون تقیه و پاسخ به آنها اشاره می‌کند که در ذیل به بیان آنها می‌پردازیم.

شبهه اول

نخستین شبهه‌ای که نویسنده در این کتاب مطرح می‌کند این است که آدمی به هنگام تقیه گفتار و کرداری را بر زبان می‌راند و بدان عمل می‌کند که خلاف آن را در دل نهان کرده است و این همان نفاق است.

پاسخ شبهه اول

مولف محترم در جواب این شبهه می‌نویسد: دلالت صریح قرآن بر آن است که در تقیه ایمانی که مؤمن در دل کتمان می‌کند خلاف چیزی است که به اجبار بر زبان می‌راند در حالی که در نفاق خلاف این است یعنی فرد آنچه در دل نگه می‌دارد کفر است و آنچه را به دروغ ظاهر می‌گرداند ایمان است.

شبهه دوم

دومین شبهه‌ای که حجت الاسلام و المسلمین حسینی جلالی مطرح میکند؛ «تباهی و کتمان حق» است.

پاسخ شبهه دوم

وی در پاسخ به شبهه دوم می‌گوید: از طرفی یکی از اهداف تقیه محافظت از حاملان حق است تا در فرصت‌هایی که دست می‌دهد، آن را اعلان و منتشر کنند چه اینکه شیعیان از سوی پیشوایان خویش فرمان یافته بودند که در میان مردمان باشند تا حق و حقیقت را پاس دارند و آن را منتشر کنند و از طرف دیگر تقیه همیشگی نیست زیرا اگر کاری که بر آن مجبور می‌شویم از امور مهم دین باشد، تقیه در آن روا نیست.

شببه سوم

مستشکل بر اساس شأن نزول آیه 28 سوره آل‌عمران تقیه را منحصر در اعتقادیات می‌داند و در شؤون عبادی آن را جاری نمی‌داند.

پاسخ شبهه سوم

نویسنده در پاسخ می‌نویسد: اگر تقیه در امر کفر و ایمان که از اصول دین است، جایز باشد، جواز آن در فروع به اولویت قطعی روشن‌تر است چه اینکه جواز در اهم، مستلزم جواز در مهم نیز است.

شبهه چهارم

شبهه چهارم را برخی به استناد روایت ابن عباس این گونه مطرح کردند که از روایت بر‌می‌آید تقیه ویژه تظاهر به زبان است و در مقام عمل تقیه مشروع نیست.

پاسخ شبهه چهارم

مصنف در پاسخ به این شبهه می‌گوید: آنچه از فقها و مفسران به دست می‌آید این است که علماء بر تشریع تقیه در گفتار و کردار اجماع دارند و آنچه ابن عباس گفته موردی واحد برای تقیه است.

شبهه پنجم

حجت الاسلام و المسلمین حسینی جلالی عنوان «تقیه، سستی در جهاد و مقاومت و به تأخیر انداختن آن» را در قالب شبهه پنجم مطرح می‌کند.

پاسخ شبهه پنجم

وی در پاسخ به شبهه پنجم با اشاره به اینکه اساس دین بندگی است و همان‌ سان که جهاد و دفاع تشریع شده خداوند تقیه را نیز تشریع کرده است، می‌نویسد: هر تشریعی حد و اندازه و مدار و ملاک دارد که چه در جهاد و چه تقیه باید ملاک و شروط آن لحاظ شود که فقیهان موارد هر کدام را مشخص کرده‌اند.

شبهه ششم

ششمین شبهه از دیدگاه ناصر بن عبد الله بن علی قفاری از علمای وهابی عربستان مطرح شده است که وی با استناد به آیه 28 سوره آل عمران معتقد است تقیه به مواجهه با کافران اختصاص دارد نه به مسلمانان در حکومت اسلامی.

پاسخ شبهه ششم

مصنف در پاسخ به این شبهه می‌نویسد: اولا: فرود آمدن این آیه با کافران واضح است. لیک سخن در اینجاست که براساس قواعد فقهی میتوان آن را تعمیم داد، همان گونه تمامی فقیهان، مفسران و محدثان اسلامی بر این نظرند. ثانیا: ملاک تقیه، اکراه و اجبار است که هر زمان این ملاک بود آن حکم هم جاری می‌شود. ثالثا:اگر اکراه و اجبار از سوی کافر، اظهار سخن کفر آلود را مباح میگرداند، پس اکراه از سوی مسلمان اگر خطرآفرین باشد و آدمی را مجبور به انجام دادن گناهانی پایینتر از کفر کند، اباحه انجام دادن آن کار، سادهتر و آسانتر است.

همچنین اگر تهدیدی که از سوی فرد مسلمان دریافت میداریم سختتر و شدیدتر باشد و کیفر او نیز از کیفر کافر بزرگ تر باشد پس تقیه از آن فرد مسلمان نیز واجبتر خواهد بود؛ چرا که خطر ستمگری که ادعای مسلمانی دارد گاه به جایی میرسد که حتی کافران با مسلمانان به سان آن انجام نمیدهند و مسلمانان نیز با کافران چنین نمیکنند، همانند کاری که امیران اموی، حجاج بن یوسف ثقفی، بسربن ارطاه و مسلم بن عقبه در روزگار امویان در فرمانداری‏های خویش با شیعیان علی(ع) و مردمان مکه و مدینه کردند.

شبهه هفتم

هفتمین شبهه‌ای که مؤلف در پایان کتاب به بررسی آن می‌پردازد شبهه نوپدیدی است که در کتاب «الموسوعة العربیة المیسرة» آمده است با این بیان که «تقیه از بدعت‌های شیعه است و آنان یگانه کسانی هستند که تقیه می‌کنند.»

پاسخ شبهه هفتم

حجت الاسلام و المسلمین حسینی جلالی در پاسخ به این شبهه می‌گوید: صاحبان این شبهه تا چه اندازه از فرهنگ اسلامی و منابع آن ناآگاه‌اند؛ زیرا تقیه کرداری اسلامی است که آن را قرآن و سنت نبوی به ارمغان آورده‌اند و مسلمانان نیز بر آن اجماع دارند و شیعه یگانه گروهی نیست که به تقیه عمل کرده بلکه تمامی مسلمانان از تمامی مذاهب به تقیه پایبند بودند و در زندگی خویش پیاده می‌کردند.

در پایان کتاب مصنف به ذکر دو امر مهم می‌پردازد؛ یکی موضع اهل بیت(ع) در برابر تقیه و دیگری علت هجمه و حمله سنگین نسبت به تقیه؟

وی درباره امر نخست می‌نویسد: از آنجا که اهل بیت(ع) جانشینان پیامبر(ص) و عالمان و حامیان دین شمرده می‌شوند به تقیه همانند یکی از مهمترین قواعد شریعت اهتمام داشته‌اند و ویژگی‌های و اهداف آن را به صورت روشن و واضح شرح می‌دادند تا مؤمنان در پرتو حکومت اسلامی به آسانی از آن بهره ببرند.

این استاد درس خارج در ادامه به مسأله دوم اشاره می‌کند و می‌گوید: سبب هجمه به مسأله تقیه این است که امیران و سلاطین با وجود پدیده تقیه از شناسایی مخالفان و آگاهی از اعمال و اهداف آنان ناتوان می‌شدند بدین‌سان علمای درباری با طرح شبهات و شایعات در راستای کمک به امیران تلاش می‌کردند.

چاپ اول این کتاب در سال 1391 در 3000 نسخه رقعی توسط مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس به زیور طبع آراسته شده است./836/د102/ل

ارسال نظرات
captcha