۰۴ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۸
کد خبر: ۵۱۳۸۱۸
حدیث اخلاقی بزرگان(۵۱)

بررسی نقش حیا در تربیت انسان

وقاحت و در مقابلش حیا، در تخریب و سازندگی انسان نقش اساسی دارد؛ اگر حیا نباشد، دست ما هم از انسانیّت خالی است و هم ازالهیّت نه انسان هستیم و نه متدیّن.
آقامجتبی تهرانی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، آیت الله آقامجتبی تهرانی در یکی از درس های اخلاق خود رذیله بی حیایی را مورد بررسی قرار می دهد و آن را ریشه تمامی گناهان می داند.

آنچه که می خوانید بخشی از سخنان این استاد اخلاق است:

مباحث اخلاقی بر محور قوای درونی انسانی، یعنی قوه شهوت، غضب و وهم مطرح می‎شود مباحث اخلاقی این‎طور هستند؛ علمای اخلاق، برای هر کدام از این قوا رذایل و فضایلی را می‎شمارند و وارد بحث آن می‎شوند مثلاً رذیله‎های قوه شهوت را شمارش می‎کنند، یا مثلاً راجع به خشم و غضب و رذایلش و مقابلاتش بحث می‎کنند یک رذیله را می‎گویند بعد ضدّ آن را که فضیلت است، بیان می‎کنند تا بحث می‎رسد به جایی که یک قوّه به تنهایی نقش ندارد، مثلاً جاهایی ممکن است از دو قوّه یا سه قوّه، یک رذیله پیش بیاید یعنی شهوت و غضب منشأ همان رذیله می‎شود، رذیله را موضوع بحث قرار داده و می‎گویند گاهی ممکن است ریشه این رذیله، شهوت باشد و گاهی ممکن است، غضب باشد اینها مقدّمه است برای این که به بحث‎مان برسیم.

در مباحث اخلاقی، رذیله‎ای تحت عنوان وقاحت مطرح است که من می‎خواهم توضیح دهم، گاهی در ارتباط با شهوت قرار می‎گیرد و منشأش شهوت است و گاهی منشأش غضب است؛ وقاحت از نظر لغت، به معنای بی‎شرمی است که ما هم این لفظ را در همین معنا استفاده می‎کنیم.

بحث ما حیا است نه بی حیایی ولی از آنجا که گاهی تعریف به ضد، مطلب را خوب تفهیم می‎کند مجبورم اوّل این رذیله را بگویم بعد سراغ آن فضیلت بروم؛ علما می‎گویند «یُعرَفُ الاشیاء بأضدادها» چون ضدّ او حیا است و من می‎خواهم بحث ضد را بکنم، خود ما هم در محاورات عرفی‎مان می‎گوییم فلانی خیلی بی‎حیا است و منظورمان همین وقاحت است یا می‎گوییم وقیح است یا بی‎حیا است.این یک بحث لغوی بود.

علمای اخلاق، وقتی وقاحت را از نظر اصطلاح تعریف می‎کنند، می‎گویند «وقاحت عبارت است از عدم مبالات نفس نسبت به ارتکاب محرّمات شرعیّه، قبایح عقلیّه و عرفیّه» عدم مبالات نفس از ارتکاب، به تعبیر ما یعنی پررویی؛ اگر انسان، کاری را که از دیدگاه عقل زشت است انجام دهد، و اصلاً هم به روی خود نیاورد و برایش اهمیت نداشته باشد، انسان پررو و بی‎حیایی است از نظر درونی، برای چنین کسی ذرّه‎ای ناراحتی ایجاد نمی‎شود.

قبایح عقلیّه در ارتباط با عقل عملی است، چون ادراک حُسن و قُبح مربوط به عقل عملی است؛محرّمات شرعیّه هم یعنی دستورات شرعی لذا منشأ این که یک نفر با این که می‎گوید من معتقد به معاد و نبوّت و همه اینها هستم، در عین حال گناهی می‎کند و از نظر درونی هم هیچ ناراحتی برایش ایجاد نمی‎شود، منشأ این عدم مبالات نفس، بی‎حیایی است؛ حالا چه شده که او بی‎حیا شده است، بحث مفصّلی است.

ممکن است برخی بخواهند اعمال وقیح خودشان را توجیه کنند، ولی شما فریب این چیزها را نخورید و بدانید که این کارها از عدم تعادل قوای نفسانی نشأت گرفته است؛ من اخیراً می‎شنوم که درباره کسی که فحاشی می‎کند، می‎گویند او ادبیّاتش خوب نیست، او دارد فحش می‎دهد و دیگران می‎گویند «چیز مهمّی نیست ادبیّاتش خوب نیست»! ما اخیراً داریم این حرف‎ها را می‎شنویم؛ یک نفر «آدم بی‎حیا و بی‎شرمی» است و حتی «آدم بی‎دینی» است، چون بسیاری از این بی‎شرمی‎ها خلاف شرع است، اما می‎گویند «مهم نیست، ادبیّاتش خوب نیست یا بدسلیقه است»!

حالا من روایاتی را می‎خوانم که فرمودند: «لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ» کسی که حیا ندراد، ایمان ندارد؛ در روایتی پیغمبر می‎گوید «لا دینَ لِمَن لا حَیاءَ لَه» هرکس حیا ندارد، اصلاً دین ندارد بحث ما بحث تقریباً سلسله‎وار و علمی است من الآن در مورد بحث ریشه‎یابی حیا وارد شده‎ام که بسیاری از رذائل اخلاقی، به خاطر افراط قوای نفسانی است.

حالا من برایتان چند روایت می‎خوانم. یک؛ «القحة عنوان الشر»عنوان همه زشتی‎ها وقاحت و بی‎شرمی است؛ عنوان یعنی تیتر، یعنی اگر بخواهی برای شرور، یک تیتر بگذاری، آن بی‎حیایی است همه شرور زیرمجموعه بی‎حیایی است.

حالا روایت دیگری که خیلی روشن‎تر است، می‎فرماید «رأس كل شر القحة» سرآمد هر شری بی‎حیایی است؛ یک روایت از امام صادق(علیه‎السلام) است که می فرماید «الْوَقَاحَةُ صَدْرُ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ وَ الْكُفْرِ» سرآمد همه اینها بی‎حیایی است، یعنی سرآمد نفاق، شقاق و کفر این است.

روایات دو نوع است، یک دسته وقاحت را مطرح می‎کند، مثل این روایاتی که الآن خواندم و در مورد با خود وقاحت بود در یک دسته از روایات، ضدّش را مطرح می‎کنند و می‎گویند «لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ» بی شرم ایمان ندارد این ضدّ وقاحت است.

 روایتی از پیغمبر اکرم است که فرمودند: «قال رسول‎الله(ص) الحیا هو الدین کلُّه» پیغمبر با این سخن، کار را تمام کرد اصلاً دین حیا است لذا آن روایتی که از امام صادق(علیه‎السلام) خواندم در باب وقاحت که فرمود: صدر نفاق و شقاق و کفر، بی‎حیایی است، همه با هم‎دیگر هم‎سو است؛ این بحث، بحث مفصّلی است که ان‎شاءالله اگر خدا توفیق عنایت کند بیش از سابق تذکّراتی هم داشته باشم.

 وقاحت و در مقابلش حیا، در تخریب و سازندگی انسان نقش اساسی دارد؛ اگر حیا نباشد، دست ما هم از انسانیّت خالی است و هم ازالهیّت نه انسان هستیم و نه متدیّن در دو رابطه من دارم مطرح می‎کنم، هم عقل عملی و هم بُعد معنوی از هر دو، دست خالی می‎شود./1324/ت۳۰۳/ی

ارسال نظرات
captcha