نگاهی به کتاب «نفسهای حبس شده»

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، نشر هدی با همکاری اداره حفظ و نشر آثار دفاع مقدس قم، کتاب «نفسهای حبس شده؛ یادنامه شهید محمدرضا بابایی» را به قلم مهدیه بابایی منتشر کرده است.
نویسنده در این کتاب مروری بر خاطرات شهید محمدرضا بابلی و وصیتنامه آن شهید داشته است.
نگارنده در مقدمه درباره نگارش این کتاب چنین آورده است:
من، نه به عنوان خواهر شهید، بلکه بر حسب وظیفه دینی و انسانی که بر گردن خود احساس کردم، میخواهم خسی در میقات شهیدان و پیام آور خون آنان باشم و نمونهای از مظلومیت شهدای شیمیایی دفاع مقدس را به را نسل امروز روایت کنم تا بدانند اگر امروز آرامشی داریم از سوختن آن پروانگان عاشق است و اگر ناموسی حرمتش بر جاست از دلاوری رشادت غیور مردان و شیر زنانی است که از جان و مال و عزیزان خود گذشتند تا اسلام ناب محمد(ص) بر جای بماند و فریاد سرخ امر به معروف و نهی از منکر امام حسین(ع) از ذهن پاک نگردد.
ارتش صدام برای اشغال شهرهای ایران و مقابله با پیروزی و موفقیتهای رزمندگان اسلام با حمایت کشورهای غربی از سلاحهای خطرناک و مرگبار شیمیایی در مناطق درگیری علیه نیروهای نظامی و جنگی مردم ایران و عراق استفاده کرد، از این رو نویسنده در پیشگفتار در این باره چنین آورده است:
این مواد سمی و کشنده که توسط کشورهای غربی در اختیار رژیم عراق قرار گرفته بود به صورت گاز و یا ریزگرد در هوا و زمین پخش میشد و هدفهای زنده را از پای درمیآورد و رزمندگان اسلام و مردم بیدفاع را دچار آسیبهای جدی همچون مشکلات تنفسی، بینایی، پوستی و اختلالات گوارش، اعصاب و خونی مینمود.
نگارنده در ابتدای این اثر نگاهی به تاریخ جنگ شیمیایی عراق علیه ایران و توصیفی از عملیات بزرگ والفجر 10 داشته و نتایج این عملیات و نیز فاجعه شیمیایی شهر حلبچه را مطرح کرده است.
نگارنده در ادامه خاطراتی از شهید محمدرضا بابلی و فرزند آن شهید را درباره واقعیت جبهههای و مجاهدتهای رزمندگان اسلام آورده است. همچنین او در این کتاب ضمن معرفی اجمالی این شهید و سیره اخلاقی و معنوی وی، به جنایات نظامیان عراقی در جنگ تحمیلی نیز اشاره کرده است.
در دوران هشت سال دفاع مقدس ایران اسلامی حداقل به مدت 5 سال با تهاجم ارتش عراق رو به رو بود تا اینکه در سال 1366 استفاده از انواع مواد شیمیایی به اوج خود رسید، بنابراین نویسنده درباره تاریخ جنگ شیمیایی عراق علیه ایران نیز چنین نوشته است:
جنگ شیمیایی عراق علیه ایران را میتوان به سه دوره تقسیم کرد: دوره اول، به کارگیری سلاح شیمیایی توسط ارتش متجاوز صدام که از دیماه 1359 به صورت حملات محدود و آزمایشی در برخی مناطق علیه رزمندگان تا خرداد سال 1361 در چند مرحله تکرار شد.
دوره دوم، از مرداد 1361 تا پایان 1365 که حملات شیمیایی بیشتر، انجام و چندین مرحله در مناطق جنگی همچون جزایر مجنون، طلاییه، شلمچه، فاو، مریوان از این مواد خطرناک و ممنوعه علیه رزمندگان ایران استفاده شد.
در نهایت با توجه به عکسالعمل ضعیف مجامع بینالمللی و دولتهای غربی به جنایت دولت بعثی عراق و حمایت بیشتر صدام جنایتکار، از فرودین سال 1366 تا پاپان جنگ انواع سلاحهای خطرناک شیمیایی به صورت گسترده و سنگین با تعداد و دفعات زیاد و استفاده از جنگ افزارهای مختلف (راکت؛ بمب، موشک، کاتوشیا، خمپاره و توپ) توسط ارتش عراق به کارگیری شد و در بسیاری از مناطق جنگی و برخی مناطق مسکونی، رزمندگان مردم ایران و حتی مردم کرد عراق و بسیار انسانهای را طعمه خود قرار داد.
وی نیز درباره اقدامات مسؤولان ایرانی در مقابله یا سلاحهای شیمایی چنین نگاشته است:
رزمندگان و فرماندهان نظامی ایران نیز با تدبیر و تلاش از حداقل امکانات و تجهیزات دفاعی که داشتند و یا به سختی از خارج از کشور تهیه مینمودند برای مقابله با این سلاح و ابزار خطرناک استفاده میکردند تا تلفات و آسیبهای این حملات شیمیایی را به حداقل برسانند و یا دفع کنند.
در این راستا اقدامات ابتکاری و نوآوری رزمندگان اسلام و متخصصین ایران در ساخت مواد خنثی کننده و ماسکهای ضد شیمیایی و ابزار و تجهیزات مقابله و رفع آلودگیها قابل تحسین بود.
خواهر شهید نیز در یکی از خاطرات به وداع شهید بابایی با خانواده خویش اشاره میکند و چنین میآورد:
به یاد آخرین لحظه دیدارم با محمدرضا افتادم. محمدرضا قبل از اعزام آخرش به جبهه خواب دیده بود که امام خمینی(ره) قرآنی را به او هدیه داده است و برای آن خواب، تعبیر شهادت را کرده بودند و بر دلش برات شده بود که این بار با دفعات دیگر فرق میکند. او دیگر آماده شهادت بود.
آن روز صبح در حالی که محسن و مجید را در آغوش داشت از پلهها پایین آمد، همسرش هم در پشت سرش و مادرم جلوی درگاه رفت و محسن را از محمدرضا گرفت تا کتف مجروحش کمتر اذیت شود؛ ناگاه محسن شروع به گریه کرد و با همان زیان کودکانه و معصومانه گفت: «بابا زود زود بیا».
پدر بغضی در گلویش پیچید، دست نوازشی بر سر محسن کشید و گفت: «بابایی زود میام». همه چیز از دلتنگی خاصی حکایت داشت.
نشر هدی با همکاری اداره حفظ و نشر آثار دفاع مقدس قم، کتاب «نفسهای حبش شده؛ یادنامه شهید محمدرضا بابایی» را با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه، در ۸۰ صفحه، به قیمت ۴۰۰۰ تومان منتشر کرده است./۹۹۸/ن ۶۰۳/ش