۱۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۵:۵۶
کد خبر: ۶۳۱۸۱
پژواک های نیایش(19)

رهیافتی به شناخت دعا

جواد محمد زمانی
شب قدر

سوم. نهانی و پنهانی دعا کردن:
در قرآن کریم می خوانیم:«ادعو ربکم تضرعاً و خفیة انه لا یحبّّ المعتمدین1؛ پروردگار تان را به زاری و نهانی بخوانید؛ زیرا که او حد گذرندگان را دوست نمی دارد».

نیز در آیه ای دیگر از قرآن کریم م یخوانیم:«ذکر رحمة ربک عبده زکریا اذ نادی ربه نداءً خفیاً2؛{این} یادی از رحمت پرود گار تو درباره بنده اش ذکر یاست، آن گاه که او پروردگارش را نهانی ندا کرد».

در ذیل این دو آیه روایاتی نیز نقل شده است. از جمله آنکه پیامبر خدا (ص) فرمود: « بهترین دعا، دعای در نهان است. خداوند متعال می فرماید: پروردگارتان را به زاری و نهانی بخوانید3».

نیز آن حضرت فرموده است:« دعای نهانی، هفتاد برابر دعای آشکار، ارزش دارد. خداوند سبحان، زیکریا را چنین ستوده است: آن گاه که پروردگارش را نهانی ندا داد4».

در حدیث دیگری از پیامبر خدا نقل شده که آن حضرت فرمود: « آن شب که مرا به آسمان بردند... به من ندا آمد که ... ای محمد، هر گاه کسی از امتت غم هایش بسیار شد، نهانی مرا بخواند5».

از سوی دیگر در برخی از احادیث، از عوامل موثر در اجابت دعا، اجتماع اهل ایمان در دعا دانسته شده است. دعای جمعی نیز نمی تواند پنهانی و مخفی باشد! اکنون، تکلیف چیست؟! با تامل در روایات پیش گفته و دیگر روایات در ای باره می توان به این نتیجه رسید که این روایات تعارض جدی با هم ندارند.

در وجه جمع این روایات باید گفتکه درخواست ها و حاجات فرد دعا کننده ، دو حالت دارد. گاه این درخواست برای جمع است و گاه برای خود؛ یعنی گاه فرد برای جمعی دعا می کند مثلا از پروردگار خود می خواهدکه باران بر سر اهالی روستای خود فرو می فرستد. این دعا دعا برای جمع است. در این موارد بهتر است که دعا در جمع مطرح شود؛ اما گاه دعا برای فرد دعا کننده است و اختصاص به غیر ندارد. مثلا دعا فرد دعا کننده از خدا می خواهد که بیماری اش را علاج کند و او را شفا بخشد. این دعا جنبه فردی دارد و بنابراین مناسب اس که به صورت پنهانی و مخفی دعا شود. چنانچه این توجیه را بپذیریم این روایات هیچ تعارضی با آیات و روایاتی که مردم را به حضور در جمع و خواندن پروردگار به صورت جمعی دعوت می کند ندارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. اعراف/55
2. مریم/3و2
3. ارشاد القلوب،ص154
4. الدعوات،ص18، ح7
5. بحارالانوار،ج95،ص309، ح1
ارسال نظرات