معاون پژوهشی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه:
وحدت حوزه و دانشگاه به معنای تعیین گستره و حدود فعالیت دو نهاد است
خبرگزاری رسا ـ معاون پژوهشی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، وحدت این دونهاد علمی را به معنای تعیین گستره و حدود فعالیت هر یک از آنها در زمینه آموزش علوم و تقسیم صحیح قلمرو علوم امروز میان آنها دانست.

به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از واحد خبر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، حجتالاسلام علیمحمد حکیمیان، معاون پژوهشی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه درباره مفهوم و آسیبشناسی وحدت حوزه و دانشگاه، این وحدت را به معنای تعیین گستره و حدود فعالیت هر یک از این دو نهاد در زمینه آموزش علوم و تقسیم صحیح قلمرو علوم امروز میان آنها دانست.
حجتالاسلام حکیمیان، در تعریف مفهوم وحدت حوزه و دانشگاه با اشاره به رسالت هر یک از این نهادها اظهار داشت: زمانی که در ایران دانشگاه به معنای امروزی وجود نداشت، حوزه، رسالتی بسیار مهم داشت و به تنهایی عهدهدار علوم نقلی، عقلی و حتی سایر علوم مانند پزشکی، ریاضی، علوم سیاسی و حقوق به معنای امروزی آن بود. اگرچه رسالت اصلی حوزه مربوط به علوم نقلی و عقلی مرتبط با حوزه دین و در حقیقت پشتیبانی از عقاید و باورهای مردم در حوزه دین و عبادتهای واجب و مستحب آنها بود، ولی مکمل نیازهای دیگر اجتماع از جمله سوادآموزی فرزندان و آموزش و پرورش به معنای امروزی و علومی مانند پزشکی و ریاضی نیز بود و اگرچه این نهاد از پشتیبانی دولتی بهرهمند نبود اما برای حوزه غنیمت بزرگی به حساب میآمد تا مردم را با باورهای دینی آشنا کنند و دانشمندان سایر علوم را بر اساس ساختار و باورهای حاکم در حوزه، به مراتب بالای علمی برسانند.
وی گفت: با آغاز کار مدارس جدید با اسلوب غربی و به دنبال آن و کمی دیرتر دانشگاهها، عمده مخاطبان حوزه که شامل کودکان،نوجوانان، و جوانان بودند، دیگر بهطور مستقیم با روحانیون ارتباط نداشته و مخاطبان حوزه کسانی بودند که بر اساس باورهای خود در مجالس وعظ و اندرز شرکت میکردند و طبیعی است که در طول این مجالس، امکان دستیابی به رسالتهای سنتی حوزه درباره مردم که در گذشته مخاطب آنها بودند، وجود نداشت.
حجت الاسلام حکیمیان افزود: در مقابل، دانشگاه نیز به علوم طبیعی و پایه اکتفا نکرده و به حوزه باورها و عقاید مردم و آموزش معارف در رشتههای دینی و علومنقلی نیز وارد شده و به تربیت آموزگاران و معلمان مدارس توسط کسانی که خود دانشآموخته حوزه علوم دینی نبوده و حتی برخی از آنها از غرب برگشته و در عقاید لائیک بودند، پرداخت.
وی ادامه داد: جدایی و تردید حوزه نسبت به دانشگاه نتیجه تجاوز به گستره فعالیت حوزه بود. زیرا حوزهای که یقین داشت آموزشهای مربوط به گستره باورها که شامل علومانسانی میشود، غیردینی و گاه ملحدانه است، نمیتوانست به دانشگاه نگاه مثبتی داشته باشد. با چنین وضعی رفتن شماری از دانشآموختگان حوزه به دانشگاه و تکیه بر مسند تدریس در برخی از علوم مانند حقوق، معارف و فلسفه نیز موثر واقع نشد. هرچند تلاش آنها و رویآوردن به تفکر نزدیکی دو نهاد ستودنی و قابل ستایش است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ادامه ضمن اشاره به تاریخچه تفکر وحدت دو نهاد گفت: پیروزی انقلاب اسلامی و به تبع آن انقلاب فرهنگی، میتوانست تعریفی جدید از گستره وظایف حوزه و دانشگاه در آموزش علوم ایجاد کند اما علیرغم تشکیل دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، این مقوله هیچگاه خوب تعریف نشد. بنابر این وحدت حوزه و دانشگاه یعنی تعیین گستره و حدود فعالیت هر یک از این دو نهاد در زمینه آموزش علوم و تقسیم صحیح قلمرو علوم امروز میان آنها. البته این به معنای آن نیست که در دانشگاه رشتههایی از جمله معارف، حقوق یا جامعه شناسی تدریس نشود. بلکه به معنای این است که تمامی علومی که بر باورها و عقاید مردم متکی است، تحت نظارت اسلامشناسان و دانشآموختگان حوزه و متخصصان این علوم قرار گیرد.
این پژوهشگر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه مهمترین آسیب وارد بر وحدت حوزه و دانشگاه را اینطور توصیف کرد: مهمترین آسیب در این زمینه را میتوان از این عبارت ادیب و نویسنده کشورمان دریافت که گفته است «دو بافرهنگ، یکی در چین و دیگری در تگزاس، زبان یکدیگر را بهتر میفهمند تا دو برادر که از فرهنگ بیبهرهاند.» از این رو در بحث حاضر بیم آن میرود که زبان یکدیگر را نخواهیم بفهمیم و اگر این آسیب وجود نداشته باشد، وحدت خود به خود حاصل میشود.
وی در پایان راهحل دستیابی به این وحدت را در گفتگو برای اثبات اینکه کدام علوم، تا چه حد با باور و عقاید مردم ارتباط دارد، دانسته و تاکید کرد: « آنچه بر اعتقادات و فرهنگ دینی مردم متکی است باید بهوسیله متخصصان حوزه، طراحی و با نظر آنان تدریس شود./د102
ارسال نظرات