۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۵:۵۴
کد خبر: ۶۷۸۸۵۷
شرح جزء نهم قرآن کریم؛

داستان اعجاز موسی(ع) و مواجه‌اش با فرعون

داستان اعجاز موسی(ع) و مواجه‌اش با فرعون
آیات ۱۰۳ تا ۱۲۱ سوره اعراف به ماجرای حضرت موسی در مواجهه با فرعون و معجزه این پیامبر آسمانی می‌پردازد و اینکه ساحران با دیدن اعجاز موسی یکجا ایمان آوردند.

به گزارش خبرگزاری رسا، در ادامه انتشار شرح آیات منتخب قرآن و در نهمین روز از ماه مبارک رمضان شرح و تفسیر آیات منتخب جزء‌ ۹ قرآن کریم بر اساس تفسیر نور به همراه توضیحات حجت‌الاسلام محسن قرائتی تقدیم می‌شود.

آیه ۱۰۳ سوره مبارکه اعراف

«ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى‏ بِآیاتِنا إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ فَظَلَمُوا بِها فَانْظُرْ کَیفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ» سپس موسى را پس از آن پیامبران پیشین، همراه با آیات و معجزات خود به سوى فرعون و سران (قوم) او مبعوث کردیم، امّا آنان به آیات ما ستم کردند (و کفر ورزیدند)، پس بنگر که پایان کار مفسدان چگونه است؟!

حضرت موسی (ع) پیامبری که قرآن بیشترین اشاره را به او دارد

این سوره، اوّلین سوره‏ مکّى است که داستان موسى را مطرح کرده است. نام حضرت موسى ۱۳۶ بار در قرآن آمده و نام هیچ کس دیگر به این تعداد ذکر نشده است. به گفته‏ تفسیرالمیزان، قرآن براى هیچ پیامبرى به اندازه‏ حضرت موسى معجزه نقل نکرده است.

داستان حضرت موسى علیه السلام در قرآن را مى‏‌توان به پنج مرحله تقسیم کرد: ۱. دوران تولّد و کودکى. ۲. فرار از مصر به مَدین و ماندن نزد حضرت شعیب علیه السلام. ۳. بعثت و برخوردهایش با فرعون. ۴. نجات او و قومش از سلطه‏ فرعون و بازگشت او به صحراى سینا. ۵. برخوردهاى او با قوم بنى‏‌اسرائیل.

پیام‏هایی از آیه ۱۰۳ سوره مبارکه اعراف

۱- حضرت موسى پس از حضرت نوح، هود، صالح، لوط و شعیب علیهم السلام آن هم با فاصله مبعوث شد. «ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ»
۲- یکى از فلسفه‌‏هاى بعثت پیامبران، مبارزه با طاغوت است. «إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ»
۳- براى اصلاح جامعه، باید به سراغ مهره‏‌هاى اصلى رفت و آب را از سرچشمه صاف کرد. «إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ»
۴- تکذیب پیامبران و آیات الهى، از مصادیق ظلم است. «فَظَلَمُوا بِها»
۵- تاریخ را تحلیل کنیم و از آن عبرت بگیریم. «فَانْظُرْ»
۶- مهم، فرجام و عاقبت کار است، نه جلوه‌‏هاى زودگذر. «عاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ»
۷- ایمان، جامعه را اصلاح مى‏‌کند و کفر و الحاد، آن را به فساد مى‌‏کشد. «المفسدین»
۸- وقتى به جاى دین خدا، طاغوت در جامعه حاکم شود، براى حفظ و تقویت خود به هر فسادى دست مى‌‏زند. «المفسدین»

آیه ۱۰۴ سوره مبارکه اعراف

«وَ قالَ مُوسى‏ یا فِرْعَوْنُ إِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ» و موسى گفت: اى فرعون! بى‌‏تردید من فرستاده‌‏اى از سوى پروردگار جهانیانم.

پیام‌هایی از آیه ۱۰۴ سوره مبارکه اعراف

۱- میان موسى و فرعون ابتدا سخنانى ردّ و بدل شد وپس از آن، موسى رسالت خود را اعلام کرد. «وَ قالَ مُوسى‏» (حرف واو نشانه‏ آن است که سخنانى گفته شد، سپس اعلام رسالت شد.)
۲- انبیا در راه دعوت خویش، بدون کوچکترین هراس و ضعفى طاغوت‏ ها را مورد خطاب قرار مى‏‌دادند. «وَ قالَ مُوسى‏ یا فِرْعَوْنُ»
۳- براى اصلاح جامعه‏‌اى که نظام تشکیلاتى دارد، ابتدا باید به سراغ رهبران رفت. «یا فِرْعَوْنُ»
۴- پیامبران جز دعوت به حقّ، ادّعایى نداشته‏‌اند. «فَقالَ إِنِّی رَسُولُ»
۵- رسالت انبیا، باتدبیر کلّ جهان پیوند دارد. «رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ»
۶- فرعون، خود را پروردگار مردم مى‏‌دانست، «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلى‏»[1] لذا موسى با شجاعت و صراحت، خود را فرستاده‏ «رَبِّ الْعالَمِینَ» معرّفى کرد، تا بگوید: تو نیز تحت تربیت و سلطه‏ پروردگار عالمیانى. «إِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ»

آیه ۱۰۵ سوره مبارکه اعراف

«حَقِیقٌ عَلى‏ أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُکُمْ بِبَینَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَرْسِلْ مَعِی بَنِی إِسْرائِیلَ» سزاوار است که درباره‏ خداوند جز سخن حقّ نگویم (و نسبت ندهم)، همانا من از سوى پروردگارتان براى شما دلیلى روشن (معجزه‌‏اى) آورده‌‏ام، پس بنى‌‏اسرائیل را همراه من بفرست.

پیام‌‏هایی از آیه ۱۰۵ سوره مبارکه اعراف

۱- انبیا، جز سخن حقّ چیزى نمى‏‌گویند، پس در ابلاغ رسالت معصوم‏‌اند. «لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ»
۲- انبیا باید معجزه داشته باشند، «قَدْ جِئْتُکُمْ بِبَینَةٍ» و در رسالت خود هیچ‏گونه تحکّم و تحمیلى نداشته باشند.
۳- همه‏ مردم، یک پروردگار دارند، پس ادّعاى ربوبیت بی‌جاست. «رَبِّکُمْ»
۴- با آزادى مردم از سلطه‏ طاغوت‏‌ها بهتر مى‌‏توان برنامه‏ فرهنگى و ارشادى کاملى براى آنان در نظر گرفت. «فَأَرْسِلْ مَعِی بَنِی إِسْرائِیلَ»
۵- آزادسازى بنى‌‏اسرائیل، فرمان الهى و جزو رسالت موسى است، نه آنکه تصمیم شخصى باشد. «إِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ ... فَأَرْسِلْ ...»
۶- آزادى انسان‏‌ها، از اهداف پیامبران است. «فَأَرْسِلْ مَعِی بَنِی إِسْرائِیلَ» و جز آنان‏ هرکس به حکومت رسد، مردم را به بندگى مى‌‏کشاند. حضرت على علیه‌السلام مى‏‌فرماید: «مَن نال استطال»[2]

آیات ۱۰۶ و ۱۰۷ سوره مبارکه اعراف

«قالَ إِنْ کُنْتَ جِئْتَ بِآیةٍ فَأْتِ بِها إِنْ کُنْتَ مِنَ الصَّادِقِینَ» * «فَأَلْقى‏ عَصاهُ فَإِذا هِی ثُعْبانٌ مُبِینٌ» (فرعون) گفت: اگر از راست‌گویانى و (مى‌‏توانى معجزه‏‌اى بیاورى یا) معجزه‏‌اى آورده‌‏اى، آن را به میان بیاور. پس (موسى) عصاى خود را افکند ناگهان به صورت اژدهایى نمایان شد.

معجزه‌های عصای موسی

از عصاى حضرت موسى معجزات دیگرى نیز نمایان شد، از جمله اینکه پس از اژدها شدن، همه بافته‌‏هاى ساحران را بلعید، «تَلْقَفُ ما یأْفِکُونَ»[۳] به آب دریا خورد و آن را شکافت، «أَنِ اضْرِبْ بِعَصاکَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ»[۴] به سنگ خورد و چشمه‏‌هاى آب از آن جوشید. «اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَیناً»[۵] عصا در حضور خود موسى علیه‌السلام، مار کوچک و پر تحرّک شد و موسى فرار کرد، «جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً»[۶] در حضور مردم مانند مار معمولى حرکت مى‏‌کرد، «حَیةٌ تَسْعى‏»[۷] و در حضور فرعون، مار بزرگ و اژدها شد. «فَإِذا هِی ثُعْبانٌ» بنابراین در تبلیغ و تربیت باید نوع و گرایش مخاطب را در نظر گرفت و هر کدام را با توجّه به موقعیت خودش قانع کرد.

امام رضا علیه السلام فرمود: زمان حضرت موسى علیه السلام، سحر و جادوگرى رواج بسیارى داشت و آن حضرت با آوردن معجزه‌‏اى که آنان قادر به انجام آن نبودند، سحرهایشان را باطل و با آنها اتمام حجّت نمود.[۸] میان افکندن عصا و اژدها شدن آن فاصله‌‏اى نبود. «فَإِذا هِی ثُعْبانٌ»

پیام‏هایی از آیات ۱۰۶ و ۱۰۷ سوره مبارکه اعراف

۱- معجزه، دلیل صدق نبوّت است. «فَأْتِ بِها إِنْ کُنْتَ مِنَ الصَّادِقِینَ» فرعون با ابراز این سخن حقّ، اراده باطلى داشت و کسى را بالاتر از خود نمى‌‏دانست.
۲- معجزه باید براى همه روشن باشد و جاى هیچ شکّى باقى نگذارد. «مُبِینٌ»

آیات ۱۰۸ و ۱۰۹ سوره مبارکه اعراف

«وَ نَزَعَ یدَهُ فَإِذا هِی بَیضاءُ لِلنَّاظِرِینَ» * «قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِیمٌ» و (موسى) دست خود را (از گریبانش) بیرون آورد، پس ناگهان آن (دست) براى بینندگان سفید و درخشان مى‏‌نمود. اشراف واطرافیان قوم فرعون گفتند: همانا موسى ساحرى بسیار ماهر وداناست.

پیام‏‌هایی از آیات ۱۰۸ و ۱۰۹ سوره مبارکه اعراف

۱- پیامبران در کنار انذار (اژدها شدن عصا که نوعى ترس و وحشت داشت)، بشارت و دست نورانى نشان مى‏‌دهند. «بَیضاءُ» (در برابر متکبّر، ابتدا باید غرور او را درهم شکست، آنگاه دست نوازش را نیز نشان داد.)
۲- سفید گشتن دست موسى، معجزه‏ دیگر آن حضرت و امرى غیر منتظره و قابل رؤیت براى همگان بود. «فَإِذا هِی بَیضاءُ لِلنَّاظِرِینَ»
۳- اطرافیان طاغوت‏‌ها، در جنایات آنان سهیم‏‌اند. «قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ»
۴- اطرافیان، ضمن اقرار به عظمت کار حضرت موسى، بازهم تلاش مى‏‌کردند نظام فرعونى را حفظ کنند. «إِنَّ هذا لَساحِرٌ مُبِینٌ»
۵- افراد مستکبرِ لجوج، در مواجهه با دلیل و منطق و احتمال شکست، دست به‏ توجیه زده و سرسخت‌‏تر مى‌‏شوند. «إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِیمٌ» ( «انّ» وحرف «لام» و جمله‏ اسمیه، نشانه تأکید است)
۶- مخالفان سعى مى‏‌کنند با تهمت، چهره‏ انبیا را خراب کنند. «لَساحِرٌ عَلِیمٌ

آیه ۱۱۰ سوره مبارکه اعراف

«یرِیدُ أَنْ یخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَما ذا تَأْمُرُونَ» (آنان گفتند: موسى) مى‏‌خواهد شما را از سرزمینتان آواره و بیرون کند (و سرزمین شما را اشغال نماید)، پس (در این مورد) چه دستور مى‌‏دهید؟

فرعونیان براى انحراف افکار عمومى، به حضرت موسى تهمت زدند، هم از نظر اعتقادى او را ساحر دانستند و هم از نظر اجتماعى و سیاسى او را فتنه‏‌جو معرّفى کردند.

پیام‏‌هایی از آیه ۱۱۰ سوره مبارکه اعراف

۱- یکى از حربه‌‏هاى مخالفان، تهمتِ قدرت‏‌طلبى به مردان حقّ است. «یرِیدُ أَنْ یخْرِجَکُمْ»
۲- گاهى دشمنان از احساسات و عواطف مردم مانند وطن‏‌دوستى، بر ضد مردان خدا سوءاستفاده مى‏‌کنند. «یخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ»
۳- کافر همه را به کیش خود پندارد. «یخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ» چون فرعون دلبسته به مادّیات و زمین بود، فکر مى‏‌کرد موسى نیز دلبسته‏ مال و سرزمین است.
۴- طاغوت‌‏ها در عین استبداد، گاهى ناچار مى‏‌شوند در گرفتارى‌‏هاى سیاسى به مشورت با اطرافیان بپردازند. «فَما ذا تَأْمُرُونَ»

آیات ۱۱۱ و ۱۱۲ سوره مبارکه اعراف

«قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدائِنِ حاشِرِینَ» * «یأْتُوکَ بِکُلِّ ساحِرٍ عَلِیمٍ» (اطرافیان فرعون) گفتند: (مجازات) او و برادرش را به تأخیر انداز و مأموران را در شهرها براى جمع ‏کردن (ساحران) بفرست. تا هر ساحر دانا و کار آزموده‌‏اى را نزد تو بیاورند.

مقابله با موسی از تهمت زدن تا بکارگیری ساحران

کلمه‏ «أرج»، فعل امر از ریشه‏ «رجاء»، هم به معناى حبس کردن و هم به معناى تأخیر انداختن است. امّا با توجّه به موج گسترده‏ دعوت موسى و معجزاتش، به زندان انداختن موسى براى فرعون مناسب نبود، لذا معناى تأخیر انداختن مناسب‏‌تر است. در اینجا آمده است: «ساحِرٍ عَلِیمٍ» ولى در آیه‏ ۳۷ سوره‏ شعراء با تعبیر «سَحَّارٍ عَلِیمٍ» آمده که نشان دهنده‏ کمال تخصّص و کار آزمودگى جادوگران است.

پیام‏‌هایی از آیات ۱۱۱ و ۱۱۲ سوره مبارکه اعراف

۱- در حکومت‏‌هاى طاغوتى فرعونى، روشنگرى مردم و هر صداى حقّى، مجازاتى در پى‏دارد. «قالُوا أَرْجِهْ»
۲- تخریب شخصیت، مهم‏تر از قتل و مجازات است. «أَرْجِهْ» (بنا بر اینکه مراد از «أرجه»، پیشنهاد تأخیر مجازات موسى، براى رسوا کردن او در اجتماع باشد.)
۳- طاغوت‏‌ها براى شکستن حقّ، گردهمایى سراسرى و جهانى از متخصّصان تشکیل مى‌‏دهند. «یأْتُوکَ بِکُلِّ ساحِرٍ عَلِیمٍ»
۴- کفّار هم مى‌‏دانند براى مقابله با کار فرهنگى، باید کار فرهنگى قوى‌‏ترى انجام داد. «بِکُلِّ ساحِرٍ عَلِیمٍ»
۵- گاهى علم و تخصّص، در دست افراد منحرف و در مسیر مبارزه با حقّ قرار مى‏‌گیرد. «یأْتُوکَ بِکُلِّ ساحِرٍ عَلِیمٍ»

آیات ۱۱۳ و ۱۱۴ سوره مبارکه اعراف

«وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ کُنَّا نَحْنُ الْغالِبِینَ» * «قالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ» و (پس از فراخوانى،) ساحران نزد فرعون آمدند، (و) گفتند: اگر ما پیروز شویم، آیا براى ما پاداشى هست؟ (فرعون) گفت: آرى! و (علاوه بر آن،) شما از مقرّبان (درگاه من) خواهید بود.

پیام‌‏هایی از آیات ۱۱۳ و ۱۱۴ سوره مبارکه اعراف

۱- کسى که به خداوند وابسته نباشد، جذب هر ندایى مى‌‏شود. «یأْتُوکَ ... جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ‏»
۲- یکى از تفاوت‏‌هاى پیامبران و جادوگران، تفاوت در هدف و انگیزه‏‌هاست. پیامبران براى ارشاد مردم کار مى‌‏کردند و مزدى نمى‌‏خواستند، «ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیهِ مِنْ أَجْرٍ»[9] امّا ساحران تنها براى دنیا و مادّیات کار مى‏‌کنند. «إِنَّ لَنا لَأَجْراً»
۳- روى آورندگان به دربار طاغوت، هدف دنیایى دارند. «إِنَّ لَنا لَأَجْراً»
۴- طاغوت‏‌ها و ستمگران، از عالمان و متخصّصانِ مخالف حقّ حمایت مى‌کنند و براى سرکوبى حقّ و مردان حقّ، سرمایه‏‌گذارى مى‏‌کند. «قالَ نَعَمْ» (آیا براى نابودى باطل، به سراغ عالمان دینى رفته و یا از آنان حمایت کرده‏‌ایم!)
۵- طاغوت‌‏ها براى حفظ حکومت خود در برابر هر تقاضایى تسلیم شده و به هر و پیشنهادى تن مى‏‌دهند. «قالَ نَعَمْ»
۶- پاداش سیاسى و مقام و موقعیت اجتماعى نزد دنیاپرستان، ارزشمندتر از مال است. «لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ»

آیات ۱۱۵ و ۱۱۶ سوره مبارکه اعراف

«قالُوا یا مُوسى‏ إِمَّا أَنْ تُلْقِی وَ إِمَّا أَنْ نَکُونَ نَحْنُ الْمُلْقِینَ» * «قالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْینَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِیمٍ» (جادوگران) گفتند: اى موسى! آیا (نخست تو وسیله سحرت را) مى‌‏افکنى و یا ما افکننده (به وسیله جادوى خود) باشیم؟ (موسى با تکیه بر نصرت الهى) گفت: (نخست شما) بی‌افکنید. پس همین که (ابزار جادوى خود را) افکندند، چشم‏‌هاى مردم را افسون کردند (با این چشم‏‌بندى) ترس و وحشتى در مردم پدید آوردند و سحرى بزرگ را به صحنه آوردند.

پیام‏‌هایی از آیات ۱۱۵ و ۱۱۶ سوره مبارکه اعراف

۱- جادوگران سحرى آوردند که به ظاهر مانند معجزه‏ حضرت موسى بود و با افکندن بر زمین، نمایان مى‏شد. «فَتَلَقَّى ... الْمُلْقِینَ‏»
۲- در راه شناخت، نباید تنها به حواسّ ظاهرى تکیه کرد، چون گاهى چشم هم افسون شده و تحت تأثیر قرار مى‌‏گیرد. «سَحَرُوا أَعْینَ النَّاسِ»
۳- تصرّف جادوى ساحران در چشم مردم است، نه واقعیت، مثل سراب که آب به نظر مى‏‌آید. «سَحَرُوا أَعْینَ النَّاسِ» آرى، انبیا با بصیرت مردم کار دارند، و ساحران با بصر مردم.
۴- براى کوبیدن هر حقّى، از وسائل مشابه آن استفاده مى‌‏شود، مذهب علیه مذهب و روحانى‌‏نما علیه روحانى. اینجا هم جادو بر ضد معجزه بکار گرفته شد. «بِسِحْرٍ عَظِیمٍ»

آیه ۱۱۷ سوره مبارکه اعراف

«وَ أَوْحَینا إِلى‏ مُوسى‏ أَنْ أَلْقِ عَصاکَ فَإِذا هِی تَلْقَفُ ما یأْفِکُونَ» و به موسى وحى کردیم که عصایت را بی‌افکن. (همین که افکند اژدها شد و) ناگهان (وسائل و) جادوهاى دروغین ساحران را بلعید.

همان‌گونه که عصای موسی سحر ساحران را خنثی کرد، معجزه پیامبر اسلام هم توطئه‌ها را باطل می‌کند

 

کلمه‏ «تَلْقَفُ» از «لقف»، به معناى بر گرفتن چیزى با قدرت و سرعت است و در این جا به معناى بلعیدن است و کلمه‏ «یأْفِکُونَ» از «افک»، به دروغى که در قالب صدق و راستى مطرح شود یا باطلى که ظاهرى حقّ‏‌نما داشته باشد، گفته مى‌‏شود.

 

اگر معجزه و عصاى حضرت موسى، بافته‏‌هاى جادویى ساحران را بى‌‏تأثیر مى‏‌کند و آنها را نابود مى‏‌کند، استمداد از معجزه‏ جاوید پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله یعنى قرآن و تلاوت آن نیز حتماً بافته‌‏ها و توطئه‏‌هاى پیروان باطل را نقش بر آب مى‏‌کند.

پیام‏‌هایی از آیه ۱۱۷ سوره مبارکه اعراف

1- پیامبران الهى، در شرایط بحرانى مستقیماً از سوى غیب مدد مى‌‏شوند. «أَوْحَینا إِلى‏ مُوسى‏ أَنْ أَلْقِ عَصاکَ» آرى، خداوند بندگان مخلص خود را در مجامع بین‌‏المللى و در حضور دشمنان حقّ، امداد کرده و بر آنان غالب مى‏‌سازد.
2- باطل‌‏هایى که در چشم و دل مردم تأثیر گذارده و آنها را لرزان مى‏‌کنند، «سَحَرُوا أَعْینَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ» توسّط پیامبر با قدرت الهى بر ملا شده و درهم شکسته مى‌‏شود. «تَلْقَفُ ما یأْفِکُونَ»

آیات ۱۱۸ تا ۱۲۰ سوره مبارکه اعراف

«فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما کانُوا یعْمَلُونَ» * «فَغُلِبُوا هُنالِکَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِینَ» * «وَ أُلْقِی السَّحَرَةُ ساجِدِینَ» پس (بدین سان) حقّ، آشکار شد (و نبوّت موسى تأیید گردید) و آنچه (که ساحران) مى‏‌کردند، باطل و بیهوده گردید. پس (ساحران و فرعونیان) همان‌جا مغلوب شدند وخوار و زبون برگشتند و جادوگران به سجده درافتادند.

وقتی ساحران هم به موسی ایمان آوردند

با پیروزى حضرت موسى، ضربه‏ سختى برنظام فرعونى وارد شد، امّا مهم‌‏تر آنکه ساحران یکجا به موسى ایمان آوردند و حیثیت فرعون از درون فرو ریخت. مرجع ضمیر در جمله‏ «ما کانُوا یعْمَلُونَ» ساحران است‏.

پیام‏‌هایی از آیات ۱۱۸ تا ۱۲۰ سوره مبارکه اعراف

۱- حقّ، پیروز و باطل، نابود است. «فَوَقَعَ الْحَقُّ» باطل‏‌هاى ساخت دست بشر، در برابر حقّ تاب نمى‏‌آورند.
۲- در شیوه‏ تبلیغ، با بیان حقّ و آشکار کردن حقیقت، مى‏‌توان باطل را از میدان‏ بیرون کرد. «فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما کانُوا یعْمَلُونَ»
۳- یک جلوه از طرف حقّ، هزاران جلوه فریبنده‏ باطل را محو مى‏‌کند. «فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما کانُوا یعْمَلُونَ» براى مبارزه با معجزه‏ موسى، مدّت زمان طولانى زحمت کشیدند و انواع جادوها را بکار بستند، ولى تمام آنها بى‏‌فایده بود.
۴- ساحران پس از شکست، همراه فرعونیان صحنه‏ مبارزه را ذلیلانه ترک کردند. «انْقَلَبُوا صاغِرِینَ»
۵- مدّعیان پیروزى، «نَحْنُ الْغالِبِینَ»[۱۰] مغلوب‌‏هاى تاریخ گشتند. «فَغُلِبُوا ... صاغِرِینَ‏»
۶- عظمت معجزه الهى آن گونه بود که ساحران گویا ناخواسته و بى‌‏اختیار به سجده افتادند. «أُلْقِی» به صورت مجهول آمده است.
۷- شناخت حقّ، زمینه‏ خضوع و تسلیم است. «أُلْقِی السَّحَرَةُ ساجِدِینَ» مى‏‌توان در سایه‏ شناخت صحیح، در یک لحظه تغییر عقیده داد و خوشبخت شد.
۸- سجده، بارزترین جلوه تسلیم است و سابقه بس طولانى دارد. «ساجدین»

آیه ۱۲۱ سوره مبارکه اعراف

«قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِینَ» (ساحران) گفتند: به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم. (همان) پروردگار موسى و هارون.

وقتی عدو سبب خیر می‌شود

جادوگرانى که براى رسوا ساختن حضرت موسى و کسب مال و مقام نزد فرعون به صحنه آمده بودند، با دیدن معجزه‏ موسى علیه‌السلام، ایمان آورده و آن را اعلام و به اصول توحید، نبوّت و معاد اقرار کردند؛ توحید و نبوّت را با جملات‏ «آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِینَ، رَبِّ مُوسى‏ وَ هارُونَ» و ایمان به معاد را در آیه ۱۲۵ با جمله «إِلى‏ رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ» اعلام داشتند. در واقع فرعون با فراهم آوردن جادوگران، سبب شد که آنان یکجا به موسى ایمان آورند. آرى، عدو شود سبب خیر، اگر خدا خواهد.

ساحران، موسى و هارون علیهم‌السلام را در کنار هم ذکر کردند و گفتند: «رَبِّ مُوسى‏ وَ هارُونَ»، زیرا هارون نیز در کنار موسى در ارشاد آنان نقش داشته است و یا اگر مى‌‏گفتند: «رَبِّ مُوسى‏»، احتمال سوء استفاده فرعونیان داده مى‌‏شد، که بگویند ربّ موسى، فرعون است، چون او سال‌ها در خانه‏ فرعون و تحت تربیت او بود تا بزرگ شد، چنانکه خود فرعون به موسى علیه السلام گفت: آیا ما تو را در کودکى تربیت نکردیم؟ «أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینا وَلِیداً»[۱۱] لذا ساحران این توطئه را نقش بر آب کردند و گفتند: «رَبِّ مُوسى‏ وَ هارُونَ»

حضرت على علیه‌السلام فرمود: «کُن لما لا ترجو أرجى منک لما تَرجو»، به آن چیز که امید ندارى، امیدوارتر باش تا به چیزى که امیدى در آن هست. چنانکه موسى علیه‌السلام حرکت کرد تا براى خانواده‏‌اش آتش بیاورد، امّا با مقام رسالت برگشت، ملکه‏ سبأ براى دیدن حضرت سلیمان علیه‌السلام از شهر خارج شد، امّا مؤمن برگشت، ساحران براى رسیدن به پست و مقام به دربار فرعون آمدند، امّا با ایمان و مؤمن بازگشتند.[۱۲]

پیام‌‏هایی از آیه ۱۲۱ سوره مبارکه اعراف

۱- ساحران، قبل از مبارزه، محتواى دعوت موسى را شنیده بودند و لذا پس از دیدن معجزه آن حضرت، به همان شنیده‌‏ها اقرار کردند. «قالُوا آمَنَّا»
۲- انسان، انعطاف‏‌پذیر و آزاد است و مى‌‏تواند پس از فهمیدن حقّ، عقیده و فکر خود را تغییر دهد. «قالُوا آمَنَّا»
۳- توبه‏ انحراف فکرى و شرک، ایمان است. «آمَنَّا»
۴- ساحران، تفاوت معجزه و جادو را بهتر از دیگران فهمیدند و لذا خیلى سریع ایمان آوردند. «آمَنَّا»
۵- گاهى ایمان نیاوردن مردم به دلیل ناشناخته بودن حقّ است، همین که حقّ روشن شد، گروهى ایمان مى‌‏آورند. «آمَنَّا»
۶- جلوى سوءاستفاده را باید گرفت. براى اینکه فرعون نگوید: من همان «بِرَبِّ الْعالَمِینَ» هستم، ساحران گفتند: «رَبِّ مُوسى‏ وَ هارُونَ»
۷- در خالقیت خداوند بحثى نیست، نزاع بر سر ربوبیت خدا و تدبیر جهان به دست اوست. «بِرَبِّ الْعالَمِینَ رَبِّ مُوسى‏ وَ هارُونَ»

[۱] . نازعات، ۲۴
[۲] . نهج‌‏البلاغه، حکمت ۲۱۶
[۳] . شعراء، ۴۵
[۴] . شعراء، ۶۳
[۵] . بقره، ۶۰
[۶] . نمل، ۱۰
[۷] . طه، ۲۰
[۸] . عیون‏ اخبارالرضا، ج ۲، ص ۸۰
[۹] . شعراء، ۱۰۹، ۱۲۷، ۱۴۵، ۱۶۴ و ۱۸۰
[۱۰] . اعراف، ۱۱۳
[۱۱] . شعراء، ۱۸
[۱۲] . تفسیر اثنى‌‏عشرى، تحف‌العقول، ص ۲۰۸

علی اصغر خواجه الدین
ارسال نظرات