۱۶ فروردين ۱۴۰۴ - ۲۳:۱۰
کد خبر: ۷۷۸۱۳۱

تعرفه‌های ترامپ؛ شکست نئولیبرالیسم یا تناقضی از درون؟

تعرفه‌های ترامپ؛ شکست نئولیبرالیسم یا تناقضی از درون؟
اعمال تعرفه‌های سنگین توسط ترامپ، برخلاف اصول تجارت آزاد، تناقضات سیاست‌های اقتصادی آمریکا را آشکار کرد و نشان داد که آزادی اقتصادی، نسخه‌ای است که بیشتر برای به دیگر کشور ها دیکته می شود تا احتمالا آن ها را از توسعه دور کند.

اخیرا دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا سرانجام همانطور که وعده داده بود روز چهارشنبه با امضای یک فرمان اجرایی، تعرفه‌های گمرکی سنگینی را علیه برخی کشورها در راستای آنچه ایالات متحده از آن به عنوان «سیاست تعرفه‌ای متقابل» نام می‌برد، اعمال کرد.

رئیس جمهوری آمریکا در ابتدای سخنرانی خود در کاخ سفید که با هدف اعلام تعرفه‌های تجاری جدید در نظر گرفته شده علیه کشورها برنامه‌ریزی شده بود از چنین روزی به عنوان «روز آزادی» در کشورش یاد کرد. در حالی رئیس جمهور آمریکا روز اعمال تعرفه های تجاری را روز آزادی نامید، که طبق مبانی اقتصاد متعارف، این سیاست های ترامپ دقیقا نقطه مقابل آزادی اقتصادی محسوب می شود.

سیاست‌های تعرفه‌گذاری ترامپ برخلاف اصول اقتصاد متعارف بود، زیرا اقتصاد متعارف معمولاً بر مزایای تجارت آزاد تأکید دارد و تعرفه‌ها را یک عامل کاهنده‌ی کارایی اقتصادی می‌داند. در اینجا چند دلیل اصلی آورده شده است. به بیانی دیگر به نظر می رسد طبق معمول پایبندی به اقتصاد ازاد و سیاست درهای باز صرفا نسخه هایی است که برای سایر کشور ها پیچیده می شود.

تعرفه‌های ترامپ؛ شکست نئولیبرالیسم یا تناقضی درون آن

هاجون چانگ، اقتصاددان سرشناس کره ای که مطالعات گسترده ای در حوزه توسعه اقتصادی کشور ها دارد، در یکی از کتاب های بسیار مشهور خود، انتقادات گسترده ای به سیاست‌های اقتصادی و توصیه‌های نهادی که از سوی کشورهای توسعه‌یافته به کشورهای درحال توسعه دیکته می‌شود، وارد میکند. چانگ به وضوح شرح میدهد که برخی از ابزارهای اقتصاد متعارف صرفا برای عقب ماندگی دیگر کشور ها توصیه می شود.

وی در این کتاب، رفتار کشورهای توسعه‌یافته (در قالب سیاست‌ها و توصیه‌های نهادی) است را به مثابه انداختن نردبانی می‌داند که خود از آن بالا رفته‌اند. هاجون چانگ رقابت را نه‌تنها در فضای اقتصادی، بلکه در فضای برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری اقتصادی بررسی می‌کند و تأکید دارد که کشورهایی که توانسته‌اند به جایگاه برتری از توسعه دست یابند، به‌دلیل منافعی بوده که از موقعیت «انحصاری» عاید آنها می‌شود، کشورهای پیشرفته نمی‌خواهند که کشورهای درحال توسعه بدان جایگاه دست یابند.

ترامپ به تمام تعالیم اقتصاد رایج پشت پا زد

محمد جواد توکلی کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه در یادداشتی با اشاره به تعرفه گذاری های ترامپ نوشت: ترامپ با انداختن نردبان تعرفه‌ای، به همه تعالیم اقتصاد رایج پشت پا زد، تعالیمی که اساتید اقتصاد وطنی در قالب اسطوره‌ تجارت آزاد به اسم علم در ذهن دانشجویان تزریق می کنند. 

ترامپ آمریکا را به اواسط قرن 19 میلادی برگرداند که در آن بریتانیا علیرغم نظریه پردازی جانبدارانه اسمیت و ریکاردو برای تجارت آزاد عاری از تعرفه، خودش بالاترین سطح حمایت از تولید داخلی را داشت.

انداختن نردبان نام کتاب چانگ اقتصاددان مطرح کره‌ای است که ادبیات فردریک لیست آلمانی در اواسط قرن 19 را زنده می‌کند، لیست معتقد بود که طرفداری اسمیت و ریکاردو از تجارت آزاد در قرن 18 و 19 نوعی سوگیری در تضمین منافع انگلستان آن زمان پس از صنعتی شدن است، وقتی انگلستان با مازاد تولید و کمبود مواد اولیه روبرو شد، منافعش در این بود که سایر کشورها از جمله آلمان و آمریکای آن زمان تعرفه‌ها را بردارند تا انگلیس بتواند راحت کالاهای مازادش را صادر کند و مواد اولیه و نیروی کار ارزان را حتی از طریق استعمار سایر کشورها وارد کند. 

حال ترامپ همان مسیر را طی می‌کند منتهی نه در زرورق به ظاهر علمی تجارت آزاد عاری از تعرفه، بلکه در چارچوب رویکرد قلدرمابانه خودش که به صراحت می‌گوید تجارت خارجی باید منافع آمریکا را تامین کند. ترامپ حتی از عدالت هم دم می زند و ادعا می‌کند که در 50 سال گذشته ما را غارت کرده و مشاغل مان را دزدیده اند؛ ولی وی فراموش کرده که آمریکا بیش از 70 سال است که بعد از جنگ جهانی دوم در حال چپاول دنیا با انتشار دلار بدون پشتوانه و توزیع آن در جهان است.

استراتژی جدید ترامپ، بیش از پیش پوچی نئولیبرالیسم را عیان کرد

یزدی زاده، کارشناس اقتصادی با اشاره به سیاست تعرفه گذاری ترامپ که نوعی ملی گرایی اقتصادی محسوب می شود، نوشت: استراتژی انتخابی ترامپ(ملی گرایی اقتصادی)، پوچ بودن مبانی نئولیبرالیسم که هیچ، لیبرالیسم را نیز، بیش از پیش عیان نمود. زمانیکه از سقوط اقتصاد آمریکا، در صورت ادامه روند کنونی صحبت می‌شد و دیگران آن را توهم میدانستند، خیلی نگذشته است. 

البته این جماعت متوهم عادت به پذیرش اشتباهات خود ندارند و به جای بحث علمی در مقابل نظریاتی که اساس علم توهم زده آنها را، از ریشه، زیر سوال برده، روش تخریب طرف مقابل را، بکار گرفته و میگیرند. 

 وقتی کسی به آنها بگوید شما مفهوم نرخ بهره در اقتصاد را نفهمیده ایدو 40 سال است سیاست انبساطی را به جای انقباضی بکار برده اید، بگوید شما مفهوم و محدودیت، تئوری ها را نفهمیده اید، بگوید شما وجود روابط سیستماتیک در اقتصاد را نفهمیده اید، شما مفهوم کاهش ارزش پول در نتیجه کاهش تقاضای آن را نفهمیده اید، شما مفهوم دارایی مالی بی نام و ماهیت و آثار آن را نفهمیده اید، شما مفهوم و تفاوت ماهوی دو بازار ارز در کشور را نفهمیده اید.

این رفتارها دقیقا تایید ادعای افراد مقابل خودشان است. علی ایحال باید توجه کنیم، قطب بندی جدید در دنیا، نه  براساس روش های سنتی،بلکه بر اساس قدرت اقتصادی شکل میگیرد.

منبع: تسنیم
ارسال نظرات