معنویت؛ حلقه مفقوده سلامت کودکان
این نشست علمی با ارائه حجتالاسلام دکتر ابوالفضل ساجدی و دبیری حجتالاسلام دکتر علی فضلی برگزار شد.
موضوع اول بحث، به بررسی تاریخی واژۀ سلامت گذشت.
دانشمندان غربی سلامتی را چگونه تعریف کرده اند؟ ️این موضوع، تاریخچه عبرت آموزی دارد. در غرب تا قرن ۱۹ «سلامت» تعريف می شد به “نبود بيماری جسمی و نقص عضو”، این تعریف از آسلر (پزشك برجسته انگليسی) است که کتابش خیلی مورد استفاده است.ا ایا بدن سالم و پول و ماشین خوب برای سلامتی و یک زندگی گرم و ارام و بانشاط کافی است؟ خیر. بتدريج، به روش آزمون و خطای دانشمندان فهمیدند که نمیشه سلامتی را به سلامت جسمي محدود کرد چون خیلی از مردم مشکلات روانی دارند که جسم و روحشون را هم تحت تاثیر قرار میده و اونها را ازار میده. همه دنبال یک ذهن و دل آرومند نه فقط بدن سالم، لذا در اين مرحله بود كه دانشمندان سلامت روان را mental healthهم اضافه کردند. باز بعد از مدتی با همون تجربه آزمون و خطا فهمیدند این هم کافی نیست. نه تنها باید به فکر روان خود باشیم بلکه باید روابط اجتماعی را هم اصلاح کنیم تا به سلامتی و ارامش برسیم. به فکر دیگران هم باشیم. از خودخواهی بیرون بیاییم لذا سلامتی اجتماعی social health را هم به آن افزودند و در اساسنامه سازمان جهانی بهداشت مفهوم سلامت اينگونه تعریف شد: “سلامت عبارت است از تامین رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی، و نه فقط نبودن بیماری و نقص عضو.” داستان تغيير در اينجا نيز ختم نشد بلكه باز هم به دلیل شرایط فردی و اجتماعی نامساعد جامعه، دانشمندان به فكر راه چاره برامدند.آنان به تدریج فهمیدند که مردم به رغم برخورداری از این سه نوع سلامت باز دچار مشکلات روانی و بحرانهایی هستند که درمان آن نگاه وسیعتری به سلامت را می طلبد و آن توجه به بعد چهارم سلامت یعنی #سلامت_معنوی spiritual health است
در دهه هفتاد قرن بيستم یعنی حدود پنج دهه قبل، در اجلاس سالیانه وزرای بهداشت در سال ۱۹۸۳ در سازمان جهانی بهداشت، نماینده کشور نروژ گفت بررسی های ما نشان می دهد که برای غلبه بر مشکلات فردی و آسیبهای اجتماعی، توجه به سلامت روانی و اجتماعی هم کفایت نمیکند. او گفت ما دریافتیم که برای حل مشکلات کشور خود مانند احساس پوچی و بیهودگی مردم نروژ و در نتیجه گرایش آنها به اعتیاد، بی بند وباری، جرم و جنایت و خودکشی و غیره باید سراغ مولفه جدیدی در سلامت برویم که من آن را (سلامت معنوی) می نامم. بحرانهای ما ناشی از دور بودن از معنویت است. لذا در اجلاس همان سال (سيوششمين اجلاس ساليانه بهداشت جهانی) بُعد چهارم سلامت به بحث و تبادلنظر گذاشته شد. و نهايتاً در سيهفتمين اجلاس ساليانه بهداشت جهانی «معنويت بهعنوان بخش جدايی ناپذير استراتژیهای سلامت كشورهای عضو سازمان جهانی بهداشت» به تصويب رسيد و در تعریف سلامت علاوه بر مولفه جسمی، روانی و اجتماعی، عنصر معنویت هم افزوده شد. به دنبال آن دانشگاههای کشورهای غربی تحقیقات و تدریس سلامت معنوی را آغاز کردند. امروزه در ایران هم فرهنگستان علوم پزشکی ایران دغدغه سلامت معنوی را دارد و در همین رابطه آثاری هم با همکاری اساتید حوزه و دانشگاه منتشر کرده است. پس دانش غرب، به تازگی به اهمیت معنویت پی برده، بعد از قرنها آزمون و خطا.
موضوع دوم بحث، به بررسی تاریخی واژۀ هوش گذشت.
داستان تطور سلامت به هوش هم رسید . «هوش» هم داستان تلخی شبیه «سلامت» دارد: تا مدتي قبل، همه از آي كيو (هوش عقلانی (IQ) ) سخن ميگفتند. این هوش برای موفقیت آموزشی و حل مسائل ریاضی و منطقي و … مفید است. قبلا خانواده ها بیشتر به فكر رشد آی كيوی خود و فرزندانشان بودند. در ازدواج و … هم به ميزان آی كيوی طرف خود فكر مي كردند. به تدريج در اواسط قرن ۱۹ هوش هیجانی (EQ) مطرح شد. هوش هيجانی ناظر به توانایی آگاهی از خود و درک احساسات دیگران و روابط مناسب اجتماعی و ميزان خروج از خودگرايی به ديگرگرایی است. خانواده ها هم به تدريج فهميدند كه نبايد اينقدر دنبال مقايسه آی كيوها باشند و فقط به سطح هوش عقلانی فرزندان خود افتخار كنند بلکه بايد دنبال تقويت هوش هيجانی آنها هم باشند. شما اگر به خانه سالمندان مراجعه كنيد و پاي صحبت و درد دل آنها بنشينيد خیلی از آنها به شما ميگويند كه فرزندان من تحصيلات عالی دارند و ثروتهای كلان با آی كيوهای بالا ولی مرا تنها در اينجا رها كرده اند. خوب اگر فرزندان آنها هوش هيجاني بالا می داشتند والدين خود را به خانه سالمندان نمي فرستادند و آنها را تنها رها نمی كردند. پس آی كيوي تنها كافي نيست.
اخيرا در اوايل قرن ۲۱ دانشمندان در اين عرصه گام جديدي برداشتند. طی دو دهه اخير، روانشناسان به تحقيقات جديدي در مورد هوش دست يافته اند كه بر اساس آن، انسانها علاوه بر دو هوش عقلانی (IQ) و هیجانی (EQ) از جنبه ی ديگری برخوردارند كه هوش معنوي (SQ) نام دارد. اين هوش كاملا منحصر به انسان است در حاليكه هوش کلی در رایانه ها و هوش هیجانی در پستانداران عالیتر نیز وجود دارد. بر اين اساس امتياز ويژه انسان كه او را از حيوانات جدا ميكند بعد معنوي اوست. از نظر برخی از روانشناسان بر اساس اين تقسيم بندي سه گانه هوش، هوش معنوی اساسی ترین و اصلیترین نقش را دارد. امروزه گفته مي شود كه دو هوش عقلانی و هيجانی پاسخگوی همه نيازهای بشری نيست و بدون استفاده لازم از هوش معنوی مشكلات فراوانی پيش روي آدمی خواهد بود.اين هوش كاملا منحصر به انسان است در حاليكه هوش کلی در رایانه ها و هوش هیجانی در پستانداران عالیتر نیز وجود دارد. بر اين اساس امتياز ويژه انسان كه او را از حيوانات جدا ميكند بعد معنوي اوست. از نظر برخی از روانشناسان بر اساس اين تقسيم بندي سه گانه هوش، هوش معنوی اساسی ترین و اصلیترین نقش را دارد. امروزه گفته مي شود كه دو هوش عقلانی و هيجانی پاسخگوی همه نيازهای بشری نيست و بدون استفاده لازم از هوش معنوی مشكلات فراوانی پيش روي آدمی خواهد بود. این تحولات گويای چيست؟ چرا بشریت در اواخر قرن ۲۰ به جایی میرسد که معنویت را جزء لاینفک سلامت ذکر میکند و در اوایل قرن ۲۱ از «هوش معنوی» SQ سخن میگوید؟ اگر واقعا توجه به معنویت، لازم است چرا ما با ۲۰ قرن تاخیر و از طریق آزمون و خطا به اهمیت آن پی ببریم؟ این است فلسفه مهم نزول وحی: دستیابی به یک منبع مهم معرفت و جلوگیری از قرنها خسارت اخلاقی و معنوی!
موضوع سوم بحث، به تعریف اصطلاحی سلامت معنوی رسید.
بنا بر تحقیقات دانشمندان در بین تمامی ابعاد، بعد معنویت در سلامت و هوش برتر از دیگر ابعاد شده و سلامت معنوی و هوش معنوی بیش از همه مورد توجه و اهمیت قرار گرفته است. اما سلامت معنوی چیست؟ سلامت به معنای وضعیتی که انتظار میرود هر یک از اعضا آن را برآورده سازند. معنویت نیز یعنی پیوند باطن انسان با عالی ترین سطح باطن هستی که خداست. چه این که معنویت در فارسی بیشتر به معنای باطن بکار میرود ( لفظ و معنا ) هر چند در غرب به معنای منشأ حیات و فعالیت و حرکت است. بنابراین سلامت معنوی یعنی وضعیتی که ما را در افقی برتر به تجربه معنوی میرساند. در اسلام معنویت، یعنی وضعیتی که بالاترین کارکرد مورد انتظار باطن یعنی روح و نفس است. در یک تعریف سازمند سلامت معنوی وضعیتی در بینش، کنش و گرایش فردی انسان است که او را به مقام قرب و رضای الهی قرار دهد. یعنی توحید بر تمام ابعاد انسان حاکم گردد. دو شاخص اصلی سلامت معنوی نیز عبارتند از: اول آن که خدا اهم امور زندگی باشد در بعد شناختی. دوم آن که خدا احب امور زندگی باشد در بعد گرایشی.
موضوع چهارم بحث، به چیستی و چرایی سلامت معنوی کودکان رسید.
برای بررسی باید موضوع را در دو سطح پیگیری کرد که در این جلسه فقط میتوان به سطح اول پرداخت. سطح اول، نقش والدین در سلامت معنوی فرزند در دورۀ پیش از تولد و دوران بارداری و دوران طفولیت بعد از تولد و سطح دوم، نقش خانواده و جامعه در سلامت معنوی فرزند در دوران کودکی از ۷ تا ۱۲ سالگی.
اما سطح اول، از نگاه دینی و علمی وراثت و محبط تأثیر شگرفی بر سلامت میگذارند. وراثت از زمان قبل از تولد از طریق ژنهای پدر و مادر منتقل میشود چنان که محیط قبل از تولد یعنی روحیات و اخلاق مادر نیز تأثیر میگذارد. بعد از تولد دوران قبل از سطح شناختی نیز گفتارها و رفتارهای مهربانانه و دینمدارانه مانند اذان زیر گوش طفل و یا خواندن نماز و قرآن کنار بچه تأثیر بسیار زیادی بر او دارد. در حقیقت این سطح مخاطب خود کودک نیست، مخاطب پدر و مادر هستند یعنی هشداری به آنان است که به جنبۀ معنوی نیز توجه وافر داشته باشند.