اعتکاف، زیست در مرتبهای روحانیتر
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، اعتکاف، رابطهای صمیمانه، معاشرت، موانست، مراودت و نشئهای از حضور خاشعانه و خاضعانه در بارگاه ضیافت امر الوهی است.
اعتکاف، خلوت سلوک، سکوت و کنش معنوی معتکف در آستانۀ حضور در پیشگاه «او» است!
اعتکاف، نشان، رمز، اشارت، بشارت و آیتی از «او» در جان آدمی بیدار میکند و روحش را در حریم «او» به اهتزاز درمیآورد.
اعتکاف، حضور در ساحت مقدس سرای الهی است؛ رویتافتن از جهان نیست، بلکه دیدن و زیستن در ساحتی عمیقاً معنوی و روحانیتر است.
اعتکاف، رزق روحانی است که از سنخ قوت حیوانی نیست؛ و معتکف کسی است که بر خوان ضیافت معنویت و مائده آسمانی بار یافته، که از جنس نور است و درک آن شایسته همگان نباشد:
رزق اصلی بشر نور خداست
قوت حیوانی مرا را ناسزاست
شد غذای آفتاب از نور عرش
مر حسود و دیو را از دود فرش
در «شهیدان یرزقون» فرمود حق
آن غذا را نی دهان بد، نی طبق. (۱)
به برکت این رزق ملکوتی، جهان اهل اعتکاف همواره سرشار از نشاط معنوی و روحانیت است.
معتکف، کنشگر ایمان و ارادت خویش است و در نشئۀ حضور بر صحنه ایستاده، به ابدیت امیدوار است و میکوشد به خویشتن معرفت یابد و آن را در این جهان معنا کند و فهم نماید.
معتکف، خود را مهاجر و مسافر مقام و مرتبتی دیگر مییابد و دلتنگ بازگشت به اقلیم و سپهری دیگر است. این نگاه به هستی، معرفت و ادراک آدمی را از حقایقی فراختر و عمیقتر میسازد؛ همان چیزی که عقلانیت آتشناک و مدنیت مضطربِ انسانمحور و منقطع از ملکوت، از آن تهی شده و فاصله گرفته است.
از سویی، ساحت اعتکاف، ساحت استغفار است که از نیکوترین اعمال در ماه رجب باشد؛ چرا که در این سلوک معنوی، مجالی برای اندیشیدن بیشتر به خود، افکار خود، انگیزهها، توانها، کاستیها و عقبماندگیهای خویش فراهم میآید.
رهاورد این تفکر و تأمل، «گناهآگاهی» است. چون گناهآگاه است، به طلب گذشت و غفران از غفلتها، خودفراموشیها و خودخواهیها، خلودپنداری در ماده و بهشتپنداری این گیتی، شائق میگردد و به این حقیقت واقف میشود که هدررفت سرمایه و عمر آدمی، جز با عذر به درگاه «او» بردن و از او استمداد طلبیدن برای جبران، گریزی ندارد. از این رو، استغفار تنها جاری شدن کلمهای بر زبان نیست، بلکه مدد جستن از حق و عزیمتی دوباره و حرکتی نو است.
اگر اعتکاف، حرکت و عزیمت به سوی مراتب الوهی، قدسی و متعالی باشد، آدمی هر اندازه به سپهرهای الهی و قدسیِ وجود نزدیکتر و مقربتر شود، گناهآگاهتر خواهد بود و تلاش میکند تا از حجاب و غبارش برهد.از دیگر سو، معتکف زائر است! شاید بدین سبب ماه رجب، تلاقی امر زیارت و اعتکاف شده و به هر دو فضیلت یافته است.
معتکف همچون زائر در ساحتهای قدسی و روحانی — یعنی مساجد — سکون و قرار و حضور مییابد؛ از این رو او زائر است. چرا که هر وجود، مکان یا زمانی که محمل و تجلیگاه امر الوهی واقع شده یا بهرهای از ساحتهای قدسی برده باشد — یا آن را واسطۀ فیض قدسی بیابیم — خود را در پیشگاه «او» زائر و آنجا زیارتگاه خواهد بود. اماکن مقدس، همانند مساجد، مولود تلاقی امر زیبا و قدسیاند. از این رو، حضور در ضیافت اعتکاف، حضور زائرانه در محضر اوست؛ حضوری غفلتزدا، دورکننده از نفسانیت و زایندۀ انسان نورانی.
به میزانی که توفیق تحصیل معرفت و درک جمال و جلال محبوب فراهم شود، یاد یار و خیال معشوق — با همه سوز و گدازهایی که تجربه شده — اشتیاقی در جان و لوح وجود مشتعل میسازد که همۀ عمر، شهد گوارای زیست را عاشقانه، با نشاط و با یاد یار شیرین کند و توشهای برای حیاتی معقول و الهی فراهم سازد:
سر من مست جمالت، دل من دام خیالت
گهر دیده نثار کف دریای تو دارد
ز تو هر هدیه که بردم، به خیال تو سپردم
که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد
غلطم گر چه خیالت به خیالات نماند
همه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو دارد. (۲)
چنان زیست مینماید که همه عالم رخ او بیند و هر کس در هر سرا و منظر — بلکه همه آفاق — وجه او ببیند:
«وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ ۚ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ.» (۳)
۱. مثنوی معنوی، دفتر دوم، بخش ۲۴
۲. دیوان شمس، غزل ۷۵۹
۳. سورۀ بقره، آیۀ ۱۱۵
حجتالاسلام حمید احمدی