نسبت میان فقه و اخلاق
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، حجت الاسلام والمسلمین محمد عالم زاده نوری معاون تهذیب حوزه علمیه قم در اولین همایش نسبت های علم شناختی که با عنوان همایش ملی «فقه و اخلاق» پیش از ظهر امروز در دانشگاه قرآن و حدیث برگزار شد، شناخت نسبت بین فقه و اخلاق را منوط به تعریف علم اخلاق دانست و افزود: علم اخلاق یک سنت کهنی در تراث اسلامی دارد و از طرفی دیگر یک تعریف در دنیای جدید دارد که به نظر من تعریف دوم ما را به این اضطرار رسانده که نسبت بین فقه و اخلاق را تعریف کنیم. علم اخلاق علم بیان ارزش ها، خوب و بدها است و این مفاهیم ارزشگذار ارزش افعال و صفات اختیاری انسان را بیان می کند.
وی با اشاره به کتب کهن اخلاقی اسلامی گفت: سه دانش در این کتب در هم آمیخته اند و در مرور ایام این سه دانش از یکدیگر جدا شدند؛ دانش اول دانش انسان شناسی است که احوالات انسان را پیش از حرکت اختیاری بیان می کند که ویژگی های اختیاری و موهوبی انسان در آن تعریف می شود؛ دانش دوم نیز اخلاق است که انسان پس از اعمال اختیار ارزش هایی را به دست می آورد و فهرستی از نادرست ها و شایسته ها را فرا می گیرد. علم سوم نیز علم تربیت است که مسیر را تا قله بیان می کند.
معاون تهذیب حوزه های علمیه ادامه داد: برخی تلاش دارند که اخلاق را علم خودسازی و تربیت را علم دگرسازی بیان کنند که به نظر من غلط است زیرا علم تحول انسان علم تربیت است و این تمایز جهت ندارد و اهداف و اصول و روش های تربیت نفس و تربیت دیگران مشترک است. تربیت علم ایجاد تغییر در انسان است که موضوعش می تواند خود انسان یا دیگران باشد.
وی با بیان اینکه علم اخلاق در جوامع خداناباور نیز وجود دارد، تصریح کرد: در این جوامع با تجربه و تأملات عقلانی خوب و بد را تشخیص داده و علم اخلاق را ساختهاند. ما می خواهیم علم خودبنیاد بشری اخلاق را در مقایسه با علم فقه خود نسبت سنجی کنیم؛ علم فقه در جامعه متدین نیز همین عملکرد را دارد و باید و نباید را مطرح می کند. تمایز اصلی در این است که علم فقه به دنبال تشریع الهی است و احکام فقهی برخاسته از اراده تشریع بوده اما اخلاق به معنایی که ذکر شد، بازگوکننده ضوابط تکوینی است. منبع اصلی فقه کتاب و سنت اما منبع اصلی اخلاق عقلانیت بشری بوده که به دنبال صلاح و فلاح خود می گردد. در جوامعی که به خدا اعتقاد ندارد علم اخلاق وجود دارد اما فقه معنا ندارد.
در ادامه بیان تفاوت های علم اخلاق و علم فقه گفت: زبان فقه درون دینی است اما زبان اخلاق فرادینی بوده و همه انسان ها می توانند در آن شریک باشند. عالم اخلاق به دنبال سعادت انسان و روش درست زندگی انسان بوده و باید ها و نبایدهایی داشته که در علم اخلاق کشف کرده و عرضه کرده اند. عالم فقه به دنبال تشریعات الهی بوده و عمدتا از ادله نقلی استفاده می کنند اما در در مواقعی پیش می آید که چیزی حُسن دارد اما در تشریع الهی نیامده و یا چیزی قبیح است که حکم بر آن داده نشده است. برای مثال: یقین داریم برای «صبی غیرممیز» دیدن برخی صحنه ها سعادت او را در معرض خطر قرار می گیرد اما به مصلحت شارع تکلیف فقهی ندارد ولی تکلیف اخلاقی وجود دارد.
حجت الاسلام والمسلمین عالم زاده نوری با بیان اینکه قاعده «کل ما حکم به الشرع حکم به العقل» کلیت ندارد اما اغلبیت دارد، گفت: مگر اینکه بگوییم بر تمام احکام قطعی عقلانی حکم فقهی هم مترتب می شود که آن وقت اخلاق عقلی از مقدمات اجتهاد در مواردی که جایی که حکم قطعی صادر می کند می شود. اگر این را جز مقدمات اجتهاد بیاوریم می توانیم به شارع هم نسبت بدیم. فقه و اخلاق باید تکلیف عملی را مشخص کنند و ارزش و ضدارزش را بیان کنند.