یادداشت واصله؛
دشمن در آینه خودش را میبیند؛ ضعیف، مردد، نگران
هدف اصلی طرح دشمن، تسلیم از مسیر ارعاب است؛ آنها بهدنبال جنگی تمامعیار نیستند و میخواهند ایران اسلامی بدون شلیک گلوله، از مواضع استراتژیک خود عقب بنشیند.
در حالی که سایه تهدیدهای تکراری آمریکا و اسرائیل غاصب بر سر جمهوری اسلامی ایران سنگینی میکند، نشانههای واضحی از تردید و نگرانی عمیق در اردوگاه دشمن دیده میشود. رسانههای غربی و اظهارات مقامات واشنگتن و تلآویو، پر است از کلماتی چون «عدم قطعیت»، «ریسک بالا» و «احتمال محاسبه اشتباه». آنها که روزگاری از «گزینه نظامی روی میز» سخن میگفتند، حالا بیشتر درباره هزینههای غیرقابل پیشبینی جنگ حرف میزنند تا دستاوردهای آن.
دشمن از آغاز جنگ میترسد و در باتلاق عدم قطعیت گرفتار شده است. پس از اغتشاشات تروریستی دی ۱۴۰۴ که رژیم صهیونی و آمریکا تصور میکردند ایران را برای همیشه فلج خواهند کرد، واقعیت دیگری رخ داد: ایران مقاومت را با سرعتی باورنکردنی آغاز کرد. حالا تحلیلگران آمریکایی و اسرائیلی اعتراف میکنند که هر اقدام جدید جنگی طولانی و فرسایشی را در پی دارد؛ جنگی که ذخایر موشکی اسرائیل را به سرعت خالی میکند و آمریکا را هم به میدان میکشاند و ابهت او را می شکند، بدون اینکه تضمینی برای پیروزی او وجود داشته باشد. این تردید، بزرگترین نشانه ضعف دشمن است: آنها دیگر مطمئن نیستند که ضربه بعدی، موفق باشد.
ترسآفرینی، تنها ابزار باقیمانده دشمن برای تأثیرگذاری است. در هفتههای اخیر، موج جدیدی از تهدیدها و شایعهپراکنیها بازار ارز و بورس ایران را هدف گرفته؛ از گمانهزنی درباره «ارمادا»ی آمریکایی تا هشدارهای ترامپ درباره «حملهای بدتر از قبل». این تاکتیک آشنا است: ایجاد وحشت در جامعه و فشار بر مسئولان برای عقبنشینی. اما تجربه نشان داده که این موجهای روانی، هرچند موقتا نوسان ایجاد میکنند، در بلندمدت به ضد خود تبدیل میشوند. مردم ایران اسلامی و مقاوم، پس از سالها تحریم و تهدید، با هر خبر جنگی هوشیارتر میشوند و به عمق بازی دشمن پی میبرند.
هدف اصلی طرح دشمن، تسلیم از مسیر ارعاب است آنها بهدنبال جنگی تمامعیار نیستند؛ میخواهند ایران اسلامی بدون شلیک گلوله، از مواضع استراتژیک خود عقب بنشیند. مذاکره تحت فشار، توقف برنامههای دفاعی یا حتی تغییر محاسبات داخلی؛ همه اینها بخشی از همان استراتژی «تسلیم تدریجی» است. اما هر بار که تهدیدی جدیتر میشود، پاسخی محکمتر از تهران دریافت میکنند: از رزمایشهای موشکی تا تأکید بر پاسخ پشیمانکننده.
پیام اقتدار و ایستادگی، تنها زبان مؤثر در برابر دشمن است. هرگاه مسئولان و فرماندهان عالی ایران با صدای واحد از آمادگی کامل، توان بازدارندگی و عزم راسخ سخن گفتهاند، معادلات دشمن بههم ریخته است. اظهارات اخیر مقامات نظامی و دیپلماتیک ایران، که بر «پاسخ قاطع و چندلایه» تأکید دارند، همین اثر را گذاشته: تردید در واشنگتن بیشتر شده و حتی برخی متحدان آمریکا در منطقه، از پیامدهای حمایت بیقیدوشرط نگرانند. این پیام اقتدار، واقعیتی عملی است که دشمن را وادار به محاسبه مجدد میکند.
هماهنگی مسئولان کشور، نقطه قوت بزرگ در برابر چالشهاست. در شرایطی که دشمن روی اختلافات داخلی حساب باز کرده، انسجام میان نهادهای مختلف از دولت تا نیروهای مسلح و قوه قضائیه سیگنال روشنی فرستاده: ایران در برابر تهدید خارجی، یکپارچه عمل میکند. این هماهنگی، بحرانهای اقتصادی و امنیتی را مدیریت و اعتماد عمومی را تقویت کرده است.
هر تجاوزی، ملت ایران را منسجمتر خواهد کرد. تاریخ معاصر ایران پر است از نمونههایی که تهدید خارجی، به جای شکستن، همگرایی ملی را به همراه داشته است. اگر آمریکا و اسرائیل جنایتکار جرأت کنند بار دیگر دست به تجاوز بزنند، با قدرتی دفاعی و ویرانگر و ابهت شکن روبهرو میشوند و با ملتی مواجه خواهند شد که اختلافات داخلی را کنار گذاشته و بهصورت یکپارچه ایستاده است. این، همان پارادوکسی است که دشمن نمیخواهد باور کند: هرچه فشار بیشتر، مقاومت عمیقتر.
در پایان، آنها که خواب تسلیم ایران را میدیدند، حالا خود در آینه تردید و ترس گرفتارند. ایران قوی تر و مقاوم تر و هر روز آمادهتر و متحدتر شده است. اگر روزی صدای انفجارها دوباره بلند شود، این بار نه پایان داستان، بلکه آغاز فصل جدیدی از تاریخ مقاومت خواهد بود؛ فصلی که دشمنانش هرگز نتوانستند آن را پیشبینی کنند.
شکست هیمنه آمریکا در راه است.
پاینده باد جمهوری اسلامی ایران
الداعی الی سواء السبیل و الآخذ بید الأمة إلی مدارج الکمال
ارسال نظرات