مردم تابلوی ولیعهد عیاش را پایین کشیدند
در واپسین سالهای حکومت پهلوی، ایران با یک وارونه عظیم روبهرو بود. از یک سو، درآمدهای کلان نفتی که در تاریخ کشور بیسابقه بود، به سرازیر شدن دلار به خزانه دولت انجامیده بود و از سوی دیگر، جامعه با بحرانهای عمیق اقتصادی، اجتماعی و معیشتی دست به گریبان بود. ثروت بادآورده نفت، به جای سرمایهگذاری در زیرساختهای پایدار، توسعه متوازن و بهبود زندگی تودههای مردم، عمدتاً صرف خریدهای تسلیحاتی هنگفت، پروژههای نمایشی و عیاشی و تجملات نخبگان حاکم و اطرافیانشان شد. نتیجه این سیاستها، شکاف هراسآوری بود که بین زندگی اشرافی طبقه حاکم و فلاکت گسترده مردم ایجاد شد. در این دوران، گزارشها از گسترش حاشیهنشینی، فقر روستایی، مهاجرتهای بیرویه به شهرها، کمبود مسکن، نارساییهای بهداشتی و آموزشی و تورم افسارگسیخته حکایت میکرد.
در قلب این نابرابری تحملناپذیر، تصویر رضا پهلوی، ولیعهد جوان، به نمادی بیبدیل از اسراف و بیاعتنایی به رنج ملت تبدیل شد. در حالی که بخش عمدهای از مردم برای تأمین حداقل زندگی تلاش میکردند، اخبار و اسناد از هزینههای سرسامآور برای خرید و ارتقاء هواپیمای شخصی ولیعهد، تزئین کاخهای مجلل او در کیش و دیگر مراکز تفریحی و گذراندن اوقات در عیش و نوش حکایت داشت. این فاصله آسمان و زمین، خشم و انزجار عمومی را نه تنها نسبت به شخص ولیعهد، که نسبت به کل ساختار سیاسی پادشاهی تشدید کرد.
این خشم متراکم، سرانجام از مرز نارضایتی پنهان گذشت و در قالب اعتراضات آشکار و نمادین ظهور یافت. یکی از شاخصترین نمونههای این اعتراض، اقدام مردمی در پایین کشیدن و مخدوش کردن تابلوی «اردوگاه بینالمللی رضا پهلوی» بود. این اقدام که مستقیماً نام ولیعهد را هدف گرفته بود، تنها یک اقدام ساده نبود، بلکه پیامی سیاسی و انقلابی بود؛ فریادی اعتراضآمیز از جنس عمل که نشان میداد صبر مردم از اسراف کاریها و خودکامگی حکومت به سر آمده است. این حادثه، همچون نشانهای پیشگویانه، زوال مشروعیت رژیم پهلوی و افول ستاره به ظاهر درخشان دودمان پهلوی را نوید میداد.
بهتعبیرعریانتر، آنگاه که بدنه عظیمی از مردم ایران بهدلیل شرایط موجود، در اسفبارترین اوضاع زیستی بهسر میبردند بهگونهای که بسیاری از شهرها و روستا از امکانات رفاهی و زیرساختی محروم بود و یا در گوشه و کنار کلانشهرها، مردمی که بنابر برنامهها آمرانهی عمرانی شاه زیست روستاییشان کفاف زندگی را نمیداد و لاجرم از مهاجرت غریبانه بهشهرها و بهسر بردن در آوارگی حلبیآبادها بودند، ولیعهد نوجوان در رؤیای ارتقای هواپیمای شخصی خود بود و یا قصد داشت دکوراسیون هتل اختصاصی خود در کیش را تازه کند.
در ادامه اسنادی در این خصوص از نظر میگذرد:

تاریخ سند: ۶ تیر ۱۳۵۶
موضوع: دکوراسیون و مبلمان مجدد اتاق خواب و محوطه دوم کاخ والا حضرت ولیعهد در کیش و همچنین نصب تعدادی دستگاه نور در اتاقهای مختلف کاخ.
متن سند:
شماره: ۲۱۸۰ تاریخ:۶ /۴/ ۱۳۵۶
جناب آقای علیرضا محبوبین
ریاست محترم اداره پیمانها و اعتبارات خارجی دربار شاهنشاهی
موضوع: دکوراسیون و مبلمان مجدد اتاق خواب و محوطه دوم کاخ والا حضرت ولیعهد در کیش و همچنین نصب تعدادی دستگاه نور در اتاقهای مختلف کاخ.
احتراماً در دنباله مذاکرات تلفنی امروز برای رجوع آسانتر جنابعالی به پیوست فتوکپی نامهای که در تاریخ ۲۱ ماه می۱۹۷۷ برابر با ۳۱ / ۲ / ۲۵۳۶ و به عنوان آقای منصف به سازمان عمران کیش ارسال داشتهایم، همراه با دو نسخه صورتحساب موسسه مرسیه فرر پاریس مورخ ۴ می۱۹۷۷ که مبلغ آن ۰۰ / ۷۲۰ و ۲۳۰ فرانک فرانسه میباشد ارسال میگردد.
مخارج مربوط به بسته بندی و حمل و نقل خارجی و داخلی طبق معمول پس از محاسبه دقیق فاکتور باطلاع جنابعالی خواهد رسید؛ لذا خواهشمندیم امر و مقرر فرمایید برای جلوگیری از اتلاف وقت در ساخت و نصب اجناس و همچنین عدم برخورد با تعطیلات تابستانی اروپا ۵۰% مبلغ فوق که بالغ بر ۰۰ / ۳۶۰ و ۱۱۵ فرانک فرانسه میباشد به نفع موسسه مرسیه فرر به آدرس بانک زیر حواله فرمایید.


گذرانیدن تعطیلات در کرانه دریا بهترین راه حل خانوادههایی است که فرزندان متعدد دارند و شاهنشاه ایران نیز مثل سایر مردم همین طریقه را انتخاب فرمودهاند به اتفاق همسر و چهار فرزند خود به پلاژ نوشهر تشریف فرما گردیدهاند.
والاحضرت ولیعهد در این تعطیلات تمام وقت خود را صرف هواپیمای مخصوص خود میفرمایند ولیعهد سیزده ساله ایران یعنی کشوری که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت میباشد علاقه وافری به هوانوردی دارند و حال که دارای گواهینامه خلبانی میباشند تمام ساعات روز را مصروف پرواز به سسنا روی دریای خزر مینمایند و آرزوی بزرگ معظم له پرواز با هواپیمای میسترر پدر بزرگوارشان میباشد ولیعهد نوجوان ایران هر وقت پرواز میکنند بهای نفت هم بالا میرود و بدین ترتیب معظم له نیز ثروتمندترین شاهزاده جهان میگردند.
پایین کشیدن تابلوی ولیعهد عیاش
اوضاع نابهسامان مردم و عیش و نوش ولیعهد نوباوه، درکنار سطح رفاه مثالزدنی سایر اعضای خاندان پهلوی، تنفر و انزجار آحاد مردم جامعه را در جایجای کشور نسبت به این خاندان و رژیم سیاسی پهلوی برانگیخته بود. این خشم و نفرت، در موارد متعدد و آشکاری بروز و ظهور میافت که یکی از موارد مشخص آن، پایین کشیدن تابلوی اردوگاه بینالمللی رضا پهلوی در یکی از قریههای گیلان بود. تابلوهای سازمان مرکزی جوانان شیر و خورشید سرخ ایران که مربوط به اردوگاه بین المللی رضا پهلوی بود توسط مردم کنده شده و در خیابانها و اماکن اطراف انداخته شده است و اسم رضاپهلوی را بر روی تابلو مخدوش شده است.

تاریخ سند: ۱۷ تیر ۱۳۵۲
گزارش خبر موضوع: ازبین بردن تابلو اردوگاه بین المللی رضا پهلوی
متن سند:
تابلوهای سازمان مرکزی جوانان شیر و خورشید سرخ ایران که مربوط به اردوگاه بین المللی رضا پهلوی میباشد و در خرداد در قریه چاف (حوزه استحفاظی ژاندارمری) وسیله هیئتی نصب شده بود توسط اشخاص ناشناس یکی از تابلوها کنده و آن را در داخل منزلی در همان حوالی انداختهاند و تابلوی دیگر را خم نمودهاند و سومین تابلو به جای خود باقی است ولی روی کلمه نام والاحضرت رضا پهلوی مخدوش به نحوی که قابل رؤیت نیست.
ملاحظات: مراتب به ل / ه منعکس گردید مضافا چنین مواردی نشانه هائی از وجود عدهای ماجراجو میباشد که دارای انگیزه انحرافی هستند نتیجه اقدامات و هم آهنگی ل ه با ژاندارمری محل متعاقبا به استحضار خواهد رسید.
آقای ابراهیمی از محل بازدید و اقدام لازم معمول شود.